دانلود مراسم فاطمیه (شب دوم)
دانلود مراسم فاطمیه , شب دوم مراسم شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)
حجت الاسلام و المسلمین موسوی
با مرثیه سرایی
برای دانلود فایل های مراسم به ادامه مطلب بروید.
دانلود مراسم فاطمیه , شب دوم مراسم شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)
حجت الاسلام و المسلمین موسوی
با مرثیه سرایی
برای دانلود فایل های مراسم به ادامه مطلب بروید.
تیزر تصویری مراسم فاطمیه اول
هیات انصارالمهدی(عج)
برای مشاهده و دانلود تیزر بر روی لینک زیر کلیک کنید
با عرض پوزش به دلیل تاخیر در بروزرسانی سایت بزودی فایلهای صوتی و تصاویر شب های دوم و سوم مراسم بر روی سایت قرار میگیرد.
دانلود مراسم فاطمیه , شب اول مراسم شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)
حجت الاسلام و المسلمین موسوی
بارگاهی که به شهر قم به پاست
هم برای نجف هم کربلاست
خاک او را غرق بوسه می کنم
چون که جای پای اربابم رضاست
وفات شهادت گونه ی حضرت
فاطمه معصومه (س)
تسلیت باد
منجی در ادیان
![]()
در فصل دوم از سلسله مقالات «نقشه راه» سعی بر آن شده است که نگاه اکثر ادیان غیر الهی و تمامی ادیان ابراهیمی پیرامون نگاه آخرالزمانی مورد بررسی قرار گیرد تا مشخص گردد که اعتقاد به حکومت نهایی خوبان و رسیدن به مدینه فاضله، تنها مختص به شیعه دوازده امامی نمیباشد بلکه حتی میتوان گفت، امری فطری بوده که در نهاد تمامی بشریت با هر نگاه و دیدگاه اعتقادی، جریان دارد و همین امر دلیلی بر اثبات وجود منجی است.
برای خواندن کامل مقاله به ادامه مطلب بروید.
در ضمن فایل pdf این مقاله برای دانلود در ادامه مطلب موجود است
برای توجه در نماز
چه کنیم تا در نماز حواسمان پرت نشده و توجّهمان به خدای تعالی باشد؟ بعضی از اموری که برای حضور قلب در نماز سفارش شده است عبارتند از:
• اول: وضو را باتوجه و حضور قلب انجام دهد از امام رضا(ع) روایت شده که وضو موجب طهارت و تزکیهی دل است (وسائل الشیعه ۱/۳۶۷ ابواب وضو باب۱ حدیث ۹)
• دوم: در عظمت نماز و در روایاتی که دربارهی نماز وارد شده تأمّل نماید.
• سوم: مانند کسی نماز بخواند که گویا با نماز وداع میکند و دیگر فرصت نماز خواندن را نخواهد یافت (مجالس صدوق و ثواب الاعمال عن ابن ابییعفور قال «قال ابوعبدالله الصادق۷ اذا صلّیت صلاة فریضة فصلّها لوقتها صلاة مودّع یخاف ان لا یعود الیها ابدا»)
• چهارم: وقتی روبه قبله مینماید سعی کند که دنیا و مافیها و خلق و آنچه به آن مشغولند را فراموش نماید و قلب خود را از آنها تهی نماید.
• پنجم: به معانی نماز توجه نموده و نماز را با تأنّی و آرامش بخواند
• ششم: اینکه بداند از آن هنگام که وارد نماز میشود، تا آن لحظه ای که از نماز خارج می شود، خدای تعالی به او رو کرده و نظر مینماید، و ملکی بالای سر او ایستاده و میگوید: ای نمازگزار اگر میدانستی چه کسی به تو نظر مینماید و با چه کسی مناجات میکنی هرگز از او رو بر نمیگرداندی و ابداً از جای خود بر نمیخواستی (کافی عن ابیجعفر۷ قال: «قال رسولالله (ص) اذا قام العبد المؤمن فی صلاته نظر الله عزوجل الیه (اقبل الله الیه) حتی ینصرف ... و وکّل الله به ملکاً قائماً علی رأسه یقول له ایها المصلی لو تعلم من ینظر الیک و من تناجی ما التفتّ و لازلت من موضعک ابداً» وسائل الشیعه ابواب اعداد فرائض باب ۸ حدیث ۵ از کافی)
• هفتم: اینکه بداند که در حال نماز از بالای سرش تا کرانهی آسمان، رحمت خدا براو سایه انداخته و ملائکه الهی از اطراف او تا افق سماء او را در بر گرفتهاند. (عنه (ص) ... و اظّلته الرحمة من فوق رأسه الی افق السماء و الملائکة تحفّه من حوله الی افق السماء...» وسائل الشیعه ابواب اعداد فرائض باب ۸ حدیث ۵ از کافی)
• هشتم: آنچه در نماز مکروه است به جا نیاورید و به آنچه فضیلت نماز را می افزاید اهتمام نمائید مثل انگشتر عقیق به دست نمودن و لباس پاکیزه پوشیدن و خود را خوشبو نمودن و شانه و مسواک زدن.



فرزندم ذوالفقار....خدا تو را رو سفيد بگرداند همينطور که مرا در مقابل زهرا (س) رو سفيد کردي.....من روز قيامت با افتخار ميايستم در حالي که سر خوني تو را در بغل دارم و با دست خودم خون تو را به آسمان پرتاب مي کنم تا فرشتگان با خون تو بال هاي خود را آراسته کنند....شکايت خود را از قومي که با بريدن سر فرزندم قلب مرا شکستند و مرا از شرکت در عروسيش ( تشییع جنازه ) محروم کردند به اميرمؤمنان (ع) خواهم کرد.....فرزندم خون تو ضامن من نزد خدا خواهد بود و باعث افتخار من است.....
فکر نکنيد که با کشتن فرزندم طاقت مرا ميگيريد......
فکر نکنيد که با بريدن سر فرزندم قلب زينبي مرا پاره ميکنيد....
به خدا قسم که من منتظر بازگشت پيکر فرزندم هستم تا عطر سرورم زينب (س) را از آن استشمام کنم.....
ميخواهم او را در سينه خود فشار بدهم و عطر شهادت را استشمام کنم.....
ميخواهم بايستم و با صداي بلند بگويم خداوندا اين قرباني را از ما بپذير.....
و خون تو را بر آسمان بريزم تا زهرا (س) خون تو را بگيرد.....
پسرم قلب من براي تو بيتابي ميکند ولکن زينب (س) با صبر خود بر قلب من دست کشيد.....
پسرم ما هر روز منتظر بازگشت تو هستم تا با ريختن گل روي پيکرت عروسي تو را بگيرم.....
منتظر تو هستم و اشکها مرا آتش ميزنند....تهنيت پسرم که در بهشتي.....تهنيت.....
(برگرفته از سايت خبرنو)


فاطمه امشب به سامرا عزا برپا کند دیده را یاد امام عسگری دریا کند
ای خوش آن چشمی که امشب با امام عصر خود خون دل جاری به رخ در مرگ آن مولا کند
در سنین کودکی مهدی عزا برپا کند
کودک پنج ساله را بنگر که مییاید نماز باقد خم گشته بر آن قامت رعنا کند


ندارد کودکی طاقت که نیلی زسیلی صورت مادر ببیند
هزاران بار اجل برمرد خوشتر که سیلی خوردن همسرببیند
چه حالی می کند پیدا خدایا اگر این صحنه را حیدر ببیند
مبادا مادری را دختری خرد به وقت مرگ در بستر ببیند
چه جانسوز است وجان فرسا خدایا که داغ مادری دختر ببیند
نهان چادرو سجاده اش را مبادا زینب مضظر ببیند
برو دیوار و در را شستشو کن مگر این صحنه را کمتر ببیند








فرا رسیدن اربعین حسینی بر تمام مسلمانان تسلیت باد




قبل از انقلاب كشاورزي مي كرد،بعد از انقلاب مدت 2 سال دريکي از هنرستانهاي « بابل» ومدت كمي هم در كميته ي انقلاب اسلامي(سابق)در« قائم شهر» مشغول خدمت بود.در تاريخ 26/7/1360 به عضويت رسمي سپاه درآمد و در سپاه« ساري »مشغول به خدمت شد.به خاطر بضاعت خوب مالي كه داشت در يك درخواست كتبي از سپاه محل كارش خواست تا حقوق او را به اندازه ي 2000 تومان (درسال 61 )از اصل حقوقش کسر و صرف کمک به جبهه نمايند.اين درحالي که در آن دوران حقوق پاسداران از ماهي 3000تومان تجاوز نمي کرد.نامه زير نمونه ي خوبي مي تواند باشد براي سنجش رفتار کساني که امروز در ادارات ونهادهاي دولتي حقوق دريافت مي کنند،وگاهاً وعموماً از دريافتهاي ماهيانه خود ناراضي بوده وعملاً ادارات دولتي را ميدان مسابقه اي کرده اند براي کار کمتر ودريافتي بيشتر!!

بسمه تعالي
به: كارگزيني سپاه ساري
از: پاسدار عمليات ذبيح الله عالي
موضوع: كسر نمودن حقوق ماهيانه
محترماً به عرض مي رسانم چون اينجانب داراي چهار هكتار زمين زراعتي آبي و خشكه مي باشم و داراي درآمد زياد مي باشد و همين طور حقوق من زياد مي باشد. لذا درخواست مي نمايم كه در اسرع وقت از حقوق ماهيانه من حدود دو هزار تومان كسر نمائيد. خداوند همه ما را خدمتگزار اسلام و امام قرار بدهد.
آمين ذبيح الله عالي
درآخرين لحظه شهادت پشت بي سيم چه گفت؟
با بي سيم در حال صحبت كردن با فرماندهي قرارگاه عقبه بود و انگار به او سفارش مي كردند كه مواظب خودت باش و ايشان مي گفت من و شهادت! جالب اينكه آخرين كلمه شهيد كه پشت بي سيم مي گفت اين بود: حسين حسين شعار ماست... هيچگاه يادم نمي رود همين كه گفت: حسين حسين شعار ماست، شهادت افتخار و ناگهان تركش خمپاره حنجره مباركش را پاره كرد و سرشان را از بدن جدا نمود.
فرازي از وصيت شهيد عالي
اى ياران با وفاى امام خمينى، سلام بر شما سلام بر شهيدان شما كه غريبانه در دشتهاى داغ خوزستان و كوهستانهاى سخت كردستان مظلومانه جان دادند. سلام بر لحظات پرشكوه شهادت آنها سلام بر پيچ و تاب و ركوع و سجود لحظات جان دادن آنها، سلام بر خانواده شهداً كه چشم و چراغ اين ملتيد سلام بر شما كه با قامتى استوار صبورانه بار سنگين انقلاب را بر دوش ميكشيد. اگرچه لب تان گريان است اما نمىگرييد اگرچه چشمتان اشك دارد اما اشك نمىريزيد.
مىدانم شما بجاى گريه شعار مرگ بر آمريكا و شوروى و اسرائيل سر مي دهيد و با اعمال قلبتان ندا مي دهيد، خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار.
ابوالقاسم، علي بن موسي بن جعفر بن طاووس، معروف به «سيد بن طاووس»قبل از ظهر روز پنج شنبه، نيمه ماه محرم الحرام سال 580 قمري، در شهر حله متولد شد. از القاب وي، «رضي الدين» است و چون يکي از اجدادش، جناب محمد بن اسحاق بسيار زيبا و نيکو صورت بوده است، به «طاووس» و فرزندانش به «ابن طاووس» معروف شدند. ايشان نيز همانند بسياري از علماي بنام، در خانواده اي عالم رشد کردند. جد بزرگوار ايشان، حضرت امام حسن مجتبي (ع) است که با سيزده واسطه به آن امام همام مي رسند. از طرف مادر نيز نسب ايشان به حضرت امام حسين(ع) مي رسد. از اين رو، ايشان را «سيد ذي الحسنين» ناميده اند.
همچنبن چون پدر سيد بن طاووس،رحمة الله عليه، فرزند دختري «شيخ طوسي »، رحمة الله عليه، نيز بوده درتاليفاتش از جناب شيخ طوسي،رحمة الله عليه، با کلمه «جدي » يادمي کند.
در کمالات سيد بن طاووس آمده است که امام عصر(عج) در نامه هاي خود، ايشان را فرزند خود معرفي مي کرد و عزت و احترام خاصي براي ايشان قايل بود و هم چنين گفته اند که وي «اسم اعظم» را مي دانست و مستجاب الدعوه بوده است. اين عالم بزرگوار در روز دوشنبه پنجم ذي القعده سال 664 قمري درگذشت . وي شاگردان بسياري را تربيت کرده بود که از جمله آنان، مي توان به علامه حلي و نيز پدر بزرگوار علامه حلي اشاره کرد. از آثار ارزنده اي که از اين عالم بزرگوار در علوم و فنون مختلف اسلامي به جا مانده مي توان به کتاب هاي الاجازات، کتاب المزار، مهج الدعوات، فلاح السائل و اقبال الاعمال اشاره کرد.
تشرفات سيد بن طاووس
1- از سيد بن طاووس نقل است که سحرگاهي، در سرداب مطهر، از حضرت صاحب الامر(عج)اين مناجات را شنيدم که مي فرمود:«خدايا شيعيان ما را از شعاع نور ما وطينت ما خلق کرده اي. آن ها گناهان زيادي به اتکا بر محبت و ولايت ما کرده اند. اگر گناهان آن ها گناهاني است که در ارتباط با توست، از آن ها در گذر، که ما را راضي کرده اي و آن چه از گناهان آن ها در ارتباط با خودشان و مردم است، خودت بين آن ها را اصلاح کن و از خمسي که به حق ماست، به آن ها بده تا راضي شوند و آن ها را از آتش جهنم نجات بده و آن ها را با دشمنان ما در سخط خود جمع نفرما».(ر ک: علامه مجلسي، انيس العابدين؛ علامه نوري، نجم الثاقب)
2- سيد بن طاووس ملاقات ديگري با حضرت بقية الله را نقل مي کند و نام ملاقات کننده را نمي برد. از جمله از يک نفر که راستي گفتارش نزد من به تحقيق و اثبات رسيده، مي گفت:پيوسته دعا و از مولايم حضرت مهدي(عج) تمنا مي کردم که مرا در زمره کساني قرار دهد که به شرف ملاقات و خدمت گزاري ايام غيبتش نايل گشته اند تا بدين وسيله به نوکران و خواص حضرتش تأسي جويم. هيچ کس را از نيت خودم با خبر نگردانيدم تا اين که رشيد ابوالعباس واسطي، در روز پنج شنبه، 29 ماه رجب سال 635، بدون مقدمه گفت: به تو مي گويند ما جز محبت نظر ديگري به تو نداريم. پس اگر خود را با صبر و بردباري تسکين دهي، مقصود حاصل مي گردد. پرسيدم:اين پيام را از جانب چه کسي مي گويي؟گفت:از جانب مولايمان حضرت مهدي(عج)مي گويم.
حضرت آية الله العظمي بهجت (قدّس سرّه) مي فرمودند: به نظر بنده، سيد بن طاووس، در معنويات و تعبدات اول اول است
منابع:
-علامه مجلسي، انيس العابدين؛ علامه نوري، نجم الثاقب
- سيدبن طاووس، على، كشفالمحجة لثمرة المهجة،ترجمه، ص 136
- كتاب امام زمان و سيدبنطاووس - سيد جعفر رفيعي، همراه با تلخيص و تكميل
آداب و اعمال ماه صفر
ماه صفر دومين ماه قمري است که براي نامگذاري آن دو دليل ذکر مي شود:
نخست اين که از صُفْرَة به معناي زردي گرفته شده، زيرا زمان انتخاب نام با فصل پاييز و زرد شدن برگ درختان مقارن بوده است.
دليل دوم اين که از صِفْر به معناي خالي گرفته شده است، چرا که با پايان يافتن ماه هاي حرام(رجب، ذي القعده، ذي الحجه و محرم) قبايل بار ديگر وارد جنگ مي شدند و شهرها خالي مي شد.
معروف است که صفر ماهي منحوس است. در چرايي منحوس بودن ماه صفر دلايلي از جمله رحلت پيامبر اکرم(ص)، شهادت امام حسن(ع) و امام رضا(ع) در اين ماه را ذکر مي کنند. همچنين ابتداي ماه صفر با ورود کاروان اسرا به شهر شام مصادف است، و نيز آغاز جنگ صفين در نخستين روز صفر بوده است.
در برخي از روايات اسلامي آمده است که مسلمانان از انجام کارهاي مهم در ماه صفر، پرهيز و براي دفع آفات و بلاياي اين ماه بسيار صدقه دهند. به همين دليل مسلمانان از اين ماه به عنوان ماهي نحس و بد يمن ياد مي کنند، چرا که در اين ماه وحي قطع مي شود. حضرت علي(ع) در اين مورد فرموده است: با رحلت پيامبر(ص) چيزي قطع شد که با فوت هيچ احدي قطع نشد.
اول ماه صفر
اعمال مشترک اول هر ماه در ابتداي ماه صفر نيز قابل توجه است از جمله:
دعا
در زمان ديدن هلال خواندن دعاي هلال وارد شده است. حداقل آن است که سه مرتبه بگويد: اللّهُ اَکْبَر و سه مرتبه لا إلهَ الَّا الْلّه و سپس بگويد: اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذي أذْهَبَ شَهْرَ کَذا وَ جاءَ بِشَهْرِ کَذا.
بهترين دعاي زمان رؤيت هلال، دعاي چهل و سوم صحيفه سجاديه است.
قرآن
خواندن هفت مرتبه سوره «حمد».
روزه
از أموري که بر آن تأکيد شده، سه روز روزه گرفتن در هر ماه است. مرحوم علامه مجلسي در زادالمعاد مي گويد: مطابق مشهور، اين سه روز، پنجشنبه اول ماه و پنجشنبه آخر ماه و چهارشنبه اول از دهه وسط ماه است.
نماز
شب اول ماه: دو رکعت نماز بجا آورد، به اين نحو که: در هر رکعت پس از سوره حمد سوره انعام را بخواند سپس از خداوند متعال بخواهد که او را از هر ترسي و هر دردي ايمن گرداند.
روز اول ماه: خواندن نماز اول ماه که آن دو رکعت است، در رکعت اول بعد از حمد سي مرتبه سوره توحيد و در رکعت دوم بعد از حمد سي مرتبه سوره قدر بخواند و بعد از نماز صدقه اي در راه خدا بدهد،هر کس چنين کند، سلامت خود را در آن ماه از خداوند متعال گرفته است.
اول صفر ، ورود کاروان اسراي کربلا به شهر شام
سلام علي قلب زينب(سلام ا...عليها) الصبور

اينجا شام است؛ همان شام پربلا، اين شهر همان شهري است که ابوسفيان و فرزند نحسش 40 سال حکومت کردند و به خاطر دشمني با اول مظلوم عالم حضرت علي عليهالسلام شهر پر بود از کينه وبغض كه قرار بود بر سر خارجيان از دين عقده وا کند .
سيد بن طاوس در لهوف خود در مورد اين واقعه مينويسد:وقتي مزدوران يزيد اهل بيت را نزديک شام آوردند، امّ کلثوم شمر را خواست. فرمود: مطلبي با تو دارم .
شمر ملعون گفت: چيست؟
فرمود اين جا شهر دمشق است، ما را از دروازه اي وارد کنيد که مردمان کمتري دررفت و آمد باشند و کمتر به تماشاي ما برخيزند و سرهاي بريدۀ شهيدان ما را جلوتر از ما حرکت بدهيد که مردم با تماشاي آن سرهاي نوراني، به تماشاي مان پردازند. ولي شمر برخلاف خواستۀ دختر اميرالمؤمنين (ع)، فرمان داد اهل بيت را از دروازۀ ساعات که پرجمعيت ترين جمعيت را هميشه در کنار خودش داشت،عبور دهند و سرهاي بريده را لا به لاي کجاوه ها ببرند. اهل بيت را به اينصورت حرکت دادند، تا در ميان شهر کنار مسجد جامع که محل بازداشت اسرا بود،قرار بدهند، بعد از گذراندن ايشان از بازار و از بين مردم بالاخره به مجلس يزيد رسيدند و اهل بيت (عليهمالسلام) را در حالى كه دست مردها به گردنشان بسته شده بود و همه اسيران نيز به دست يكديگر زنجير شده بودند وارد مجلس يزيد نمودند: .
يزيد در قصر خود نشسته بود و ورود سرهاى مقدس و كاروان اهل بيت را مشاهده میكرد
دراين هنگام سر مبارك امام حسين (عليهالسلام) را در حالى كه شستشو داده ومحاسن مبارك حضرت را شانه زده بودند، در تشتى از طلا قرار داده و در مقابل يزيد گذاردند، و يزيد با چوبى كه در دست داشت بر داندانهاى مبارك امام میزد .
ابوبرزه اسلمى گفت: اى يزيد! واى بر تو! بر دندانهاى حسين پسر فاطمه چوب میزنى در حالى كه من شاهد بودم كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله) همين لبها و دندانها را مى بوسيد و به حسن و حسين (عليهماالسلام) مى فرمود: شما دو سيد جوانان اهل بهشتيد، خداوند قاتل شما را نابود كند و او را مورد لعنت خود قرار دهد و دوزخ را براى او آماده سازد !
يزيد با شنيدن اين جملات خشمگين شد و دستور داد او را از مجلس بيرون كردند.
سپس يزيد آبجو طلب كرد و از آن مینوشيد و به ياران خود میداد و میگفت: اين شرابی است مبارك و از بركت آن اين است كه اولين بارى كه ما از آن مینوشيم سردشمن ما (حسين) بر سر سفره ماست، و سفره طعام ما به همين خاطر گسترده است وبا خيالى راحت و مطمئن غذا میخوريم و شراب مینوشيم .
سكينه (عليهاالسلام) مى فرمايد: به خدا سوگند من از يزيد كافرتر، ستمكارتر و سنگدلتر نديده ام!
زينب و کوچه و بازار کجا؟
زينب و اين همه آزار کجا؟
زينب و مجلس اغيار کجا؟
زينب و تشت و سر يار کجا؟
اَللّهُمَّ خُصَّ اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى وَ ابْدَاءْ بِهِ اَوَّلاً ثُمَّ الثّانِىَ وَالثّالِثَ وَ الرّابِعَ اَللّهُمَّ الْعَنْ يَزيدَ خامِساً وَ الْعَنْ عُبَيْدَ اللَّهِ بْنَ زِيادٍ وَ ابْنَ مَرْجانَةَ وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً وَ آلَ اَبى سُفْيانَ وَ آلَ زِيادٍ وَ آلَ مَرْوانَ اِلى يَوْمِ الْقِيمَةِ

شيخ مفيد در ذيقعده سال 336 هجري قمري در نزديکي بغداد متولد شد. او استاد شيخ طوسي و سيد مرتضي علم الهدي بود. شيخ مفيد بيشتر در علم کلام تبحر داشت و مکتب کلامي شيعه در عصر او به اوج کمال رسيد. او در مناظرات ديني مهارت خاصي داشت و مناظراتش با قاضي عبدالجبار رئيس فرقه معتزله بغداد و قاضي ابوبکر باقلاني رئيس اشاعره معروف بود. شيخ مفيد از بزرگترين مراجع تقليد تاريخ شيعه بوده است. او بيش از 200 جلد کتاب کوچک و بزرگ نوشته است. اما عاملي که سبب برجسته شدن چهره اين فقيه بزرگوار شد، عنايت هاي ويزه امام زمان(عج) به او بود.
طبرسي در اواخر کتاب «احتجاج» برخي از توقيعهاي (نامه) حضرت «ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف» را که به شيخ مفيد صادر کرده، آورده است.در اين نامهها حضرت حجت (عج) شيخ مفيد را مشمول عنايات خاص و الطاف مخصوص خود قرار داده است. به عنوان نمونه امام زمان (ع) در خطابهايش به شيخ مفيد چنين ميفرمايد: " للاخ السديد و الولي الرشيد الشيخ المفيد؛ به برادر استوار و دوست رشيد، شيخ مفيد ...»
سرانجام، شيخ مفيد در سوم ماه رمضان سال 413 ق در 77 سالگي درگذشت. شيخ طوسى، که در تشييع جنازه او حضور داشته است، مىگويد: «روز وفات او از کثرت دوست و دشمن براى اداى نماز و گريستن بر او، همانند و نظير نداشته است. هشتاد هزار تن از شيعيان او را تشييع کردند و سيد مرتضى علم الهدى بر او نماز گزارد و در حرم مطهر امام جواد عليهالسلام، پايين پاى آن حضرت، نزديک قبر استادش ابن قولويه، مدفون شد.»
او از معدود فقهايي است که مورد عنايت خاص امام زمان عليه السلام قرار گرفته است . از جمله اين عنايات، داستاني است که درباره اصلاح فتواي او توسط امام زمان (عج) نقل شده است.
« شيخ مفيدروزى در خانه بود، شخصى به حضورش آمد و پرسيد زنى حامله فوت کرده ولى بچه در رحمش زنده است ، آيا او را همانطور دفن کنيم ، يا شکمش را شکافته و بچه اش را بيرون آوريم ؟
شيخ مفيد رحمة اللّه گفت : همانگونه دفنش کنيد، آن شخص برگشت و در وسط راه ديد سوارى به او نزديک شد و گفت :
شيخ مفيد فرمود: شکم آن زن را پاره کنيد و بچه را بيرون آوريد.
آن شخص چنين کرد، پس از مدتى جريان را براى شيخ مفيد نقل کردند، شيخ گفت من کسى را نفرستاده بودم ، معلوم است که آن سوار صاحب الامرعج بوده است ، اکنون که در احکام اشتباه مى کنم خوب است ديگر فتوا ندهم ، در خانه اش را بست و از خانه بيرون نيامد.
ساعاتى نگذشت که از طرف امام زمان عليه السلام توقيعى نوشته اى به خدمت شيخ مفيد گذاشته شد:
اى شيخ ! براى مردم فتوا بگو و ما آن را تکميل خواهيم کرد، و نمى گذاريم که در خطاء و اشتباه بمانى ، آنگاه در مسند فتوا نشست.»
از اين رو آنان بر خلاف كوفيان تنها همين را مى دانستند كه فردى خارجى به نام «حسين» بر اميرالمؤمنين يزيد!!! شوريده و توسط سپاه خليفه به قتل رسيد و خاندان وى به اسارت گرفته شدند. از اين رو شهر را آراسته و جشن گرفته بودند.
على بن الحسين(ع) در حالى كه غل جامعه برگردن وى آويخته و دست او را با زنجير بسته بودند وارد آن شهر كردند. امام محمد باقر(ع) از پدرش على بن الحسين(ع) روايت مى كند كه حضرت فرمود: «من را بر شترى كه عريان بود و جهازى نداشت سوار كردند و سر مقدس پدرم حسين را بر نيزه اى نصب نموده بودند... با اين وضع وارد دمشق شديم».
وظيفه خطيرى كه بر دوش امام سجاد(ع) بود آن بود كه در اين شهر با چنين وضعى كه به خود گرفته بود، خاندان وحى و اهل بيت عصمت كه عدل قرآن بودند را به شاميان بى خبر بشناساند تا مردم رهبران حقيقى اسلام را دريابند. شناساندن اين امر كارى بود كه بايد انجام مى شد، به ويژه كه رخدادهاى بعد از پيامبر(ص) سبب خاموش شدن خاندان رسول خدا(ص) در صحنه سياست شده بود. امام زين العابدين(ع) در شام به اين امر همت گمارد هم در برخوردهاى شخصى كه در بين راه و در شام پيش آمد و هم در خطبه معروفش در مسجد اموى شام به معرفى اهل بيت(ع) پرداخت.
سخنراني حضرت امام سجاد(ع) در مجلس يزيد
از درخشانترين صفحات زندگى پيام بر كربلا، سخنان شكننده و افشاگرانه او در مسجد اموى شام است. امام على بن الحسين(ع) در اين سفر و در اين صحنه، در لباس اسارت همان جهاد عظيمى را انجام داد كه حسين بن على(ع) در كربلا در قالب خون و شهادت به انجام رسانده بود. او با يك خطبه، انقلاب شگفتى در قلمرو امپراتورى شام به وجود آورد و تحولى بزرگ در مردم آن سامان كه چهل سال در زير تبليغات مسموم معاويه خو گرفته بودند، ايجاد نمود.
روزى يزيد، خطيب دربارى خود را به منبر فرستاد. او در مذمت و نكوهش على(ع) و حسين(ع) و نيز در مدح معاويه و يزيد سخن گفت. امام على بن الحسين(ع) از ميان جمعيت فرياد بر آورد:
واى بر تو اى خطيب! خشنودى خلق را به خشم خداوند خريدى و جايگاهت را در آتش دوزخ قرار دادى.
آنگاه از يزيد خواست تا رخصت دهد بالاى آن چوب برود و سخنى چند كه خشنودى خدا و پاداش براى حاضران را در پى دارد براى مردم بگويد. يزيد على رغم اينكه هيچگونه تمايلى به اين كار نداشت و گفته بود كه اگر آن جوان برفراز منبر رود او و خاندان ابوسفيان را رسوا خواهد كرد، با اصرار مردم به على بن الحسين اجازه سخن داد.
امام سجاد(ع) بر منبر رفت و چنين فرمود:
مردم! خداوند به ما خاندان پيامبر(ص) شش امتياز ارزانى داشته و با هفت فضيلت بر ديگران برترى بخشيده است: شش امتياز ما اين است كه خدا به ما علم، حلم، بخشش و بزرگوارى، فصاحت، شجاعت و محبت مكنون در دلهاى مؤمنان بخشيده است. هفت فضيلت ما اين است كه پيامبر برگزيده خدا از ماست، صدّيق (على بن ابى طالب(ع)) از ما است، جعفر طيّار از ما است. شير خدا و شير رسول او (حمزه سيد الشهداء) از ما است، دو سبط اين امت (حسن و حسين(ع)) از ما است، زهراى بتول (يا مهدى امت) از ما است.
مردم! هر كس مرا مى شناسد كه مى شناسد و كسى كه مرا نمى شناسد خود را به او مى شناسانم. من پسر مكه و منايم، من پسر زمزم و صفايم، من فرزند آن بزرگوارى هستم كه حجرالاسود را با گوشه عبا برداشت، من فرزند بهترين كسى هستم، كه احرام بست و طواف و سعى به جا آورد، منم فرزند بهترين انسانها، منم فرزند كسى كه در شب معراج از مسجدالحرام به مسجدالاقصى برده شد، منم فرزند كسى كه در سير آسمانى به سدرةالمنتهى رسيده، منم پسر كسى كه در سير ملكوتى آنقدر به حق نزديك شد كه رخت به مقام «قاب قوسين او أدنى» كشيد، منم فرزند كسى كه با فرشتگان آسمان نماز گزارد، منم فرزند كسى كه خداوند بزرگ به او وحى كرد، منم فرزند محمد مصطفى، منم فرزند على مرتضى، منم فرزند كسى كه آنقدر با مشركان جنگيد تا زبان به «لا اله الا اللَّه» گشودند، منم فرزند كسى كه در ركاب پيامبر خدا با دو شمشير و دو نيزه جهاد كرد، دو بار هجرت كرد، دو بار با پيامبر بيعت نمود، در بدر و حنين شجاعانه جنگيد، و لحظه اى به خدا كفر نورزيد، من فرزند كسى هستم كه صالحترين مؤمنان، وارث گريه كنندگان (از خشيت خدا)، شكيباترين صابران، بهترين قيام كنندگان از تبار ياسين است. نياى من كسى است كه پشتيبانش جبرئيل، ياورش ميكائيل و خود حامى و پاسدار ناموس مسلمانان بود. او با مارقين (از دين به در رفتگان) و ناكثين (پيمان شكنان) و قاسطين (ستمگران) جنگيد، و با دشمنان كينه توز خدا جهاد كرد. منم پسر برترين فرد قريش كه پيش از همه به پيامبر گرويد و پيشگام همه مسلمانان بود. او دشمن گردنكشان، نابود كننده مشركان، تيرخدايى براى نابودى منافقان، زبان حكمت عابدان، يارى كننده دين خدا، ولّى امر خدا، بوستان حكمت الهى و كانون علم او بود. منم پسر فاطمه زهرا، سرور زنان جهان، منم فرزند خديجه كبرى، من پسر آنم كه او را به ستم به خون كشيدند و سرش را از قفا بريدند. من پسر آنم كه تشنه جان داد و تن او بر خاك كربلا افتاد. عمامه و رداى او را ربودند در حالى كه فرشتگان آسمان در گريه بودند... من پسر آنم كه سرش را بر نيزه نشاندند و زنان او را از عراق به شام به اسيرى بردند....
امام زين العابدين(ع) در معرفى خود كه در حقيقت شناساندن شجرنامه امامت و رسالت بود، آنقدر داد سخن داد كه صداى گريه و ناله مردم بلند شد. يزيد ترسيد يورش برپا شود، به مؤذن دستور داد تا اذان بگويد. مؤذن وقتى به «اشهد انَّ محمداً رسول اللَّه» رسيد، امام از بالاى منبر روبه يزيد كرد و گفت:
آيا محمد(ص) جدِّ من است يا جدِّ تو؟ اگر بگويى جد تو است، دروغ گفته اى و حق را انكار كرده اى، و اگر بگويى جد من است، پس چرا فرزندان او را كشتى؟!.
شاميان حاضر در مسجد كه تحت تاثير تبليغات امويان در غفلت به سر مى بردند و خاندان پيامبرى(ص) را نمى شناختند، با اين خطبه امام سجاد(ع) متوجه واقعيت شدند. به همين دليل در ميانه خطبه يزيد از ادامه آن جلوگيرى كرد و سپس براى كسب وجهه عمومى گناه را به گردن ابن زياد انداخت.
از نكات مهم اين خطبه اين است كه امام سجاد(ع) خود و پدر و خاندانش را فرزندان پيامبر اسلام(ص) ناميد، در حالى كه امويان مى كوشيدند آنها را از ذريه على(ع) دانسته و اجازه ندهند آنها خود را ذريه پيامبر بنامند.
خون امام حسين(ع) و پيام رسانى امام زين العابدين و عقيله بنى هاشم حضرت زينب كبرى(س) چنان امويان را رسوا ساخت كه مجاهد بن جبر يكى از شخصيتهاى اسلامى آن روزگار مى گويد: به خدا سوگند مردم عموماً يزيد را مورد لعن و ناسزا قرار دادند و به او عيب گرفتند و از او روى گرداندند.

« مهدي نصيرايي» مداح اهل بيت(ع) بود يک پايش
جبهه بود و پاي ديگرش در شهر.»
به بابل
که ميرسيد، خستگياش را فراموش ميکرد، آرام و قرار نداشت، نميتوانست
يک جا بنشيند، هر جا کار خيري بود، او هم از دور يا نزديک، دستي بر
آن داشت، اين کارهايش براي او شهرت زيادي به همراه آورد اما اين که همه فهميده
بودند، او اهل حال است، برايش دردسر ساز شده بود
هر جا که براي خواستگاري ميرفت، با نخستين تحقيق ميفهميدند که او چطور آدمي استف براي همين خيلي محترمانه دست رد بر سينهاش ميزدند، ميگفتند:
« اگر شهيد شدي چه؟ بچهمان
را که از سر راه نياوردهايم، دلمان نميخواهد دخترمان زود بيوه شود.»
مهدي اين اواخر کم طاقت شده بود، از اين حرفها دلش ميگرفت، يک بار بغضش گرفت و توسل کرد به حضرت زهرا(س)، بعد هم رفت به خواستگاري خانمي، از تبار همان حضرت، اين بار موفق شد تا رضايت خانواده عروس را جلب کند.
«بله» را که شنيد در پوست خود نميگنجيد، مهدي و اين همه شادي، آن هم به دليل ازدواج؟ براي همه تعجبآور بود، يعني مهدي عوض شده؟! بالاخره روزها به سرعت گذشت و زمان جشن فرا رسيد، مهدي، شب عروسياش مداحي راه انداخت، مجلس، سراسر شده بود از ذکر اهل بيت)ع(
همان شب چند تا از بچهها به او اصرار کردند که «خودت، چون چشم و چراغ هيئت هستي، بايد مداحي کني» مهدي اولش قبول نکرد اما بعد تسليم شد، رفت پشت تريبون، قبل از خواندن، مکثي کرد، يک لحظه رنگ چهرهاش عوض شد، نگاهي به جمعيت انداخت و بعد با دل سوختهاش شروع کرد به خواندن:
از سنگر حق شير شکاران همه رفتند
مستان
مي پير جماران همه رفتند
غم
نامه بود ناله پرسوز شهيدان
ما
با که نشستيم که ياران همه رفتند
آن
شب او اشک همه را در آورد، خيليها تعجب کرده بودند، آن شاديهاي غير عادي و اين
نجواهاي غمانگيز
سه چهار ماه بعد، شب عمليات والفجر8، مهدي پاسخ همه اين ابهامات را داد، او حرفهايي زد که براي همه بچه بسيجيها اتمام حجت بود.
مهدي يکي از دوستانش را کنار کشيد و گفت:
« سيد! من امتحان سختي رو گذروندم و خودت ميدوني که روزهاي اول
زندگي چقدر شيرينه. من ميتونستم تو سپاه بابل بمونم و همون جا خدمت کنم اما
خيلي با خودم کلنجار رفتم، بالاخره حريف نفسام شدم و وسوسهها رو کنار زدم
و با خودم گفتم: مهدي! پس امام زمان چي؟ مگه قرار نبود ياورش باشي، يعني
اين قدر نامردي که تا زن گرفتي آقا رو فراموش کردي؟ من ميدونستم که
شهادتام در گرو ازدواجمه، اين طوري بايد دينام رو کامل ميکردم، بقيهاش با
خدا، حالا خوشحالم که به واسطه اين سيده خانم، با حضرت زهرا(س) هم محرم
شدم، سلام من رو به بچهها برسون، بگو گول دنيا رو نخورند.»

![]()
دانلود مراسم شب تاسوعا ۱۳۹۲/۰۸/۲۱
با سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین سبحانی
با مرثیه سرایی حاج مسعود هادی
کربلایی جواد بوجار
برای دانلود فایل های صوتی به ادامه مطلب بروید.
![]()

عبدالله بن حسين معرف به علي اصغر به عربي: عبدالله بن حسين علي الأصغر نام کوچکترين فرزند حسين بن علي(ع) امام سوم شيعيان است که مادرش رباب بنت امرئ القيس ميباشد علي اصغر که در رجب ۱۰سال ۶۰ هجري در مدينه متولد شده و در ۱۰ محرم سال ۶۱ هجري در شش ماهگي در کربلا کشته شد. علي اصغر يکي از چند نفري است که در بين شيعيان به بابالحوايج معروف ميباشند.
کشته شدن
در جزئيات کشته شدن وي اختلافهاي است ولي در کل علما نحوه آن را اينگونه بيان ميکنند
در روز عاشورا در کربلا علي اصغر شير خوار بود و از تشنگي بي تاب شده بود حسين بن علي(ع) او را به ميدان جنگ ميبرد و او را بر دو دستان خود قرار ميدهد و ميگويد:
از ياران و فرزندانم، کسي جز اين کودک نماندهاست. نميبينيد که چگونه از تشنگي بي تاب است؟ اگر مرا رحم نميکنيد حداقل به اين کودک رحم کنيد.
در اين حال در بين سپاهيان عمر سعد تشکيک ايجاد شد که ما براي جنگيدن با کودکان نيامدهايم در اين حال عمر سعد به حرمله دستور داد که با تير سه شعبه کودک را بکشد و در اين حين که حسين بن علي(ع) در حال گفتگو بود تيري از کمان حرمله آمد و گوش تا گوش حلقوم علي اصغر را دريد.حسين بن علي(ع) خون گلوي او را گرفت و به آسمان پاشيد
زيارت منسوب به ناحيه مقدسه
در زيارت ناحيه مقدسه تنها عبارت «أَلسَّلامُ عَلَي الرَّضيـعِ الصَّغيرِ[1]به معني « سلام بر آن شير خوارِ کوچـک» آمده؛ ولي در کتاب المزار]2] محمد بن مشهدي و کتاب اقبال[3] سيد بن طاووس در زيارت منسوب به ناحيه مقدسه به سال ۲۵۲ ه.ق. چنين آمدهاست:
السلام على عبد الله بن الحسين الطفل الرضيع، المرمي الصريع، المتشحط دما، المصعد دمه في السماء، المذبوح بالسهم في حجر أبيه، لعن الله راميه حرملة بن كاهل الاسدي وذوية
يعني: سلام بر عبد الله پسر حسين، کودک شير خوار تير خوردهي به زمين افتادهي به خون غلتيده که خونش به آسمان بالا رفت و در آغوش پدرش به وسيلهي تير ذبح شد. خداوند تيرانداز و پژمرده کنندهاش «حرملة بن کاهل اسدي» را لعنت کند.
آرامگاه
در محل دفن علي اصغر دو مکان بيان شدهاست اولين قول بر سينهٔ حسين بن علي(ع) و دومين قول در کنار کشتهشدگان کربلا در نزديکي ضريح حسين بن علي(ع)
![]()
برای دانلود فایل های صوتی به ادامه مطلب بروید.
در اين ايام همه جا سخن از امام حسين(ع) و ياران با وفاي آن حضرت است و هر انسان آزادهاي آن واقعه تلخ را در ذهن خود تصور ميکند از شدت غم و اندوه حتما "اشک" از چشمانش جاري ميشود.
براساس روايات و احاديث معصومين(ع) اجر و مزد گريه براي آن حضرت بسيار عظيم و بزرگ است و خداوند خود ضامن آن ميباشد.
پيامبر خدا(ص) ميفرمايند: "شهادت حسين(ع) آتشي در دل مؤمنان درانداخته است که هرگز سرد نخواهد شد".(1)
امام سجّاد(ع) نيز درباره فضيلت اشک بر امام حسين(ع) فرمودند: "هر مؤمني که چشمانش براي کشته شدن حسين(ع) گريان شود به طوري که اشک بر گونههايش سرازير گردد، خداوند به سبب آن، او را در غرفههاي بهشتي جاي دهد که روزگاران درازي را در آنها به سر برد".(2)
همچنين حضرت ثامن الحجج امام رضا(ع) در اين باره ميفرمايند: "بر کسي چون حسين بايد که گريندگان بگريند؛ زيرا که گريستن بر او گناهان بزرگ را ميزدايد. حضرت سپس فرمود: چون ماه محرّم ميرسيد کسي پدرم عليهالسلام را خندان نميديد. غم و اندوه بر او چيره بود تا آن که ۱۰ روز ميگذشت. روز دهم روز سوگواري و اندوه و گريه او بود و ميفرمود: اين روزي است که حسين عليهالسلام در آن کشته شد".(3)
پي نوشت ها:
۱- (مستدرک الوسائل، ج ۱۰، ص ۳۱۸
۲- (ثوابالأعمال: ۱۰۸ / ۱ منتخب ميزانالحکمة: ۳۸
۳-( وسائل الشيعه: ۱۰ / ۳۹۴ / ۸ منتخب ميزانالحکمة: ۳۸۲
السلام علیک یا اباعبدالله...
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خِيَرَةَ اللَّهِ وَابْنَ خِيَرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ
يَا بْنَ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ وَابْنَ
سَيِّدِ الْوَصِيّينَ
سلام بر تو اى ابا عبداللّه سلام بر تو اى
فرزند رسول خدا سلام بر تو اى برگزيده خدا و فرزند برگزيده اش سلام بر تو اى فرزند امير مؤ منان و
فرزند آقاى
اوصياء
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ سَيِّدَةِ
نِساَّءِ الْعالَمينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا ثارَ اللَّهِ وَابْنَ ثارِهِ
وَالْوِتْرَ الْمَوْتُورَ
سلام بر تو اى فرزند فاطمه بانوى زنان جهانيان
سلام بر تو اى که خدا خونخواهيش کند و فرزند چنين کسى و اى کشته اى که انتقام کشته گانت نگرفتى
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى
حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَيْكُمْ مِنّى جَميعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما
بَقيتُ وَبَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ
سلام بر تو و بر
روانهائى که فرود آمدند به آستانت ، بر شما همگى از جانب من سلام خدا باد هميشه تا
من برجايم و برجا است شب و روز
بر روی لینک زیر کلیک کنید.مطلب خیلی خوب و زیباست.
لینک دانلود مسیر حرکت امام حسین (ع)
حتما دانلودش کنید.
نظر فراموش نشه!![]()
دانلود مراسم با سعادت عید غدیر ۱۳۹۲/۰۸/۰۲
با سخنرانی
حجت الاسلام و المسلمین سبحانی
با نوای
حاج محمد بزرگی
کربلایی علی قاسمی
کربلایی مسعود هادی
برای دانلود فایل های صوتی به ادامه مطلب بروید.

دانلود مراسم ولادت امام هادی (ع)
با سخنرانی
حجت الاسلام و المسلمین سبحانی
با نوای
کربلایی پژمان پویان گهر
کربلایی علی قاسمی
کربلایی محمد جواد بوجار
برای دانلود فایل های صوتی به ادامه مطلب بروید.
در ادامه مطلب قرارش دادم.
حتما برید و دانلود کنید و بخونید.خیلی مطلب خوبیه
لینک دانلود حديث غدير در منابع اهل تسنن
سنديت واقعه غدير خم
مرحوم علامه امينى در کتاب الغدير خود نام راويان حديث غدير را به ترتيب زمان
زندگى ذكر كـرده اسـت:
در ميان اصحاب رسول خدا (ص ) 110 نفر، در ميان تابعين 84 نفر، در ميان علماى قرن
دوم هجرى 56 نفر، در ميان علماى قرن سوم هجرى 92 نفر، در ميان علماى قرن
چهارم هجرى 43 نفر، در ميان علماى قرن پنجم هجرى 24 نفر، در ميان علماى قرن
ششم هجرى 20 نفر، در ميان علماى قرن هفتم هجرى 21 نفر، در ميان علماى قرن
هشتم هجرى 18 نفر، در ميان علماى قرن نهم هجرى 16 نفر، در ميان علماى قرن
دهم هجرى 14 نفر، در ميان علماى قرن يازدهم هجرى 12 نفر، در ميان علماى قرن
دوازدهم هجرى 13 نفر، در ميان علماى قرن سيزدهم هجرى 12 نفر، در ميان علماى قرن
چهاردهم هجرى 19 نفر.
حديث غدير در کتب معتبر اهل سنت از جمله در کتاب «مسند» امام احمد حنبل، در «سنن» ترمذى، «مسند احمد» و در «مستدرك» حافظ ابن عبداللّه حاكم نيشابورى به مضامين مختلف ذکر شده است.
مفهوم عيد
هيجدهم ذي الحجه روز غدير خم را مسلمين خصوصاً شيعيان عيد شمرده اند. لغويون عيد را از مشتقات ماده "ع و د" به معناي بازگشت مي دانند و در نوروز بازگشت حيات را به پيكر سرد گرامي ميدارند، حياتي كه در هجوم خزان به سردي مي گرايد و در بيداد سرماي زمستان تا مرز نيستي پيش مي رود تا آنجا كه گويي هرگز نبوده است.
در مقام تطبيق اين نكته با موازين مكتبي و مذهبي بايد گفت عيد آدمي بزرگداشت بازگشت حيات معنوي انسان است. در چنين باوري نوروز انسان روزي است كه وي به خويشتن باز گردد و گمشده اش را دريابد. مثلاً در ماه مبارك رمضان آدمي بعد از سي روز جهاد و مجاهده با نفس سركش تمام ناخالصي هاي وجودش را ذوب مي كند تا عبوديت ناب در آن تجلي كند و آنگاه عيد فطر است. پس عيد اسلامي بازگشت حيات است و تعيين آن بر عهده شرع اقدس. غدير بنا بر اين تفسير هر دو شرط را دارد يعني هم بازگشت به خويشتن است و هم از طرف شرع مشخص شده است. غدير بازگشت حيات دوباره اسلام است، علاوه اينكه عيد غدير تشريع هم شده است.
در زير به نمونه هايي از رواياتي كه غدير را عيد شمرده اند اشاره مي شود :
فرات بن
ابراهيم كوفي از امام صادق عليه السلام نقل مي كند كه ايشان به نقل از پيامبر اكرم فرمودند :
يوم غدير خم افضل اعياد امتي ؛روز غدير بزرگترين عيد امت من است
حسن بن راشد مي گويد از امام صادق عليه السلام پرسيدم: غير از عيد فطر و قربان براي مسلمانان عيد ديگري هم هست؟ فرمودند: بلي و اين عيد از آن دو عيد ديگر با فضيلت تر است .گفتم كدام روز است ؟فرمود: روز هيجدهم ماه ذي حجه عيد غدير خم .عرض كردم: قربانت شوم در آن روز چه اعمالي انجام دهيم؟ فرمودند: روزه بگيريد بر محمد و آلش صلوات بفرستيد ...... يقين بدانيد انبيا عليهم السلام روزي كه وصي خود را نصب مي كردند امر مي كردند كه آن روز را جشن بگيرند.
وقتي به سيره ائمه و پيامبر اكرم مراجعه مي شود در مي يابيم كه پيامبر و امير مؤمنان و ساير ائمه با روز غدير به عنوان يك عيد برخورد كرده و مسلمانان را به تبريك و تهنيت گفتن به هم دعوت کرده اند. امام حسن عليه السلام روز عيد غدير در كوفه مهماني بزرگي برپا مي داشتند.
امام علي با فرزندان و گروهي از پيروانش بعد از نماز براي شركت در مجلس به منزل امام حسن عليه السلام مي رفتند .و پس از اتمام مهماني امام حسن عليه السلام هدايايي به مردم اعطا مي فرمود .لذا اين حركت امام حسن عليه السلام موجب شد مردم به روز عيد غدير عادت كنند.

دانلود مراسم شهادت امام محمد باقر (ع) و حضرت مسلم
با نوای
کربلایی جمال بابایی
کربلایی علی قاسمی
کربلایی بهمن یوسفعلی
برای دانلود فایل های صوتی به ادامه مطلب بروید.

*** نظر نظر یادتون نره نظر نظر ***
حاجیان جمعند دور هم همه پس کجا رفته حسین (ع) فاطمه (س)
حاجیان رفتند یک سر در منا پس چرا او رفته سوی کربلا
او بجای موی سر، سر میدهد قاسم و عباس و اکبر میدهد
سعی حج او صفا با خنجر است مروه اش قبر علی اصغر است
عید قربان بر همه *** انصارالمهدی ها *** تبریک و تهنیت باد.
فَتَلَقي آدَمُ مِنْ رَبِّه كَلماتًُ فتابَ عَليهِ اِنَّه هو التَّوابُ الرّحيمْ
آدم از پروردگارش كلماتي دريافت داشت و با آن به سوي خدا بازگشت و خداوند، توبه او را پذيرفت، چه او توبه پذير مهربان است.
طبق روايت امام صادق(ع)، آدم (ع) پس از خروج از جوار خداوند، و فرود به دنيا، چهل روز هر بامداد بر فرار كوه صفا با چشم گريان در حال سجود بود، جبرئيل بر آدم فرود آمد و پرسيد:
ـ چرا گريه مي كني اي آدم؟
ـ چگونه مي توانم گريه نكنم در حاليكه خداوند مرا از جوارش بيرون رانده و در دنيا فرود آورده است.
ـ اي آدم به درگاه خدا توبه كن و به سوي او بازگرد.
ـ چگونه توبه كنم؟
جبرئيل در روز هشتم ذيحجه آدم را به مني برد، آدم شب را در آنجا ماند. و صبح با جبرئيل به صحراي عرفات رفت، جبرئيل هنگام خروج از مكه، احرام بستن را به او ياد داد و به او لبيك گفتن را آموخت و چون بعد از ظهر روز عرفه فرا رسيد تلبيه را قطع كرد و به دستور جبرئيل غسل كرد و پس از نماز عصر، آدم را به وقوف در عرفات واداشت و كلماتي را كه از پروردگار دريافت كرده بود به وي تعليم داد، اين كلمات عبارت بودند از:
سُبحانَكَ اللهُمَ وَ بِحمدِك خداوندا با ستايشت تو را تسبيح مي گويم
لا الهَ الاّ اَنْتْ جز تو خدايي نيست
عَمِلْتُ سوء وَ ظَلَمْتُ نَفْسي كار بد كردم و بخود ظلم نمودم
وَ اِعْتَرِفْتُ بِذَنبي اِغْفرلي به گناه خود اعتراف مي كنم
اِنَّكَ اَنْتَ اَلغَفور الرّحيمْ تو مرا ببخش كه تو بخشنده مهرباني
آدم (ع) تا
هنگام غروب آفتاب همچنان دستش رو به آسمان بلند بود و با تضرع اشك مي ريخت، وقتي كه
آفتاب غروب كرد
همراه جبرئيل
روانه مشعر شد، و شب را در آنجا گذراند. و صبحگاهان در مشعر بپاخاست و در آنجا نيز با كلماتي به دعا پرداخت و به درگاه
خداوند توبه گذاشت......
حضرت ابراهيم (ع) در عرفات
در صحراي عرفات، جبرئيل، پيك وحي الهي، مناسك حج را به حضرت ابراهيم (ع) نيز آموخت و حضرت ابراهيم (ع) در برابر او مي فرمود: عَرِفتُ، عَرِفتُ (شناختم، شناختم).
يامبر اسلام (ص) در عرفات
و نيز دامنه كوه عرفات در زمان صدر اسلام كلاس صحرايي پيامبر اسلام (ص) بود و بنا به گفته مفسرين آخرين سوره قرآن در صحراي عرفات بر پيغمبر (ص) نازل شد و پيغمبر اين سوره را كه از جامع ترين سوره هاي قرآن است و داراي ميثاق و پيمانهاي متعدد با ملل يهود، مسيحي و مسلمان و علماي آنها مي باشد، و قوانين و احكام كلي اسلام را در بر دارد، به مردم و شاگردانش تعليم فرمود.
و طبق مشهور ميان محدثان پيامبر (ص) در چنين روزي سخنان تاريخي خود را در اجتماعي عظيم و با شكوه حجاج بيان داشت:
...... اي مردم سخنان مرا بشنويد! شايد ديگر شما را در اين نقطه ملاقات نكنم. شما به زودي به سوي خدا باز مي گرديد. در آن جهان به اعمال نيك و بد شما رسيدگي مي شود. من به شما توصيه مي كنم هركس امانتي نزد اوست بايد به صاحبش برگرداند. هان اي مردم بدانيد ربا در آئين اسلام اكيداً حرام است. از پيروي شيطان بپرهيزيد. به شما سفارش مي كنم كه به زنان نيكي كنيد زيرا آنان امانتهاي الهي در دست شما هستند، و با قوانين الهي بر شما حلال شده اند.
برگرفته از سايت ايرنا

دانلود مراسم شهادت امام جواد (علیه السلام)
با سخنرانی
حجت الاسلام و المسلمین سبحانی
با مرثیه سرایی
حاج محمد بزرگی
کربلایی علی قاسمی
برای دانلود فایل های صوتی به ادامه مطلب بروید.

دانلود مراسم هفتگی 1392/7/7 روضه امام رضا (ع)
با سخنرانی
حجت الاسلام و المسلمین سبحانی
با مرثیه سرایی
کربلایی علی قاسمی
کربلایی مسعود هادی
برای دانلود فایل های صوتی به ادامه مطلب بروید.

دانلود مراسم ولادت امام رضا (علیه سلام) با نوای
کربلایی علی قاسمی - کربلایی وحید حصنی
برای دانلود فایل های صوتی به ادامه مطلب بروید.