حديث غدير در منابع اهل تسنن

 

صحيح مسلم: در صحيح مسلم اين خطبه با اين الفاظ آمده است به نقل از زيد بن ارقم:

بعد از حمد و سلام، هان اي مردم! من هم انسان هستم، بزودي پيک پروردگار [ملک الموت] فرا مي‌رسد و من دعوتش را لبيک مي‌گويم، دو چيز گرانبها را در ميان شما مي‌گذارم. «اول کتاب خدا که سراسر هدايت و نور است». آنگاه مردم را نسبت به قرآن ترغيب دادند سپس فرمودند: «و دوّمي‌ اهل‌بيتم است در مورد اهل‌بيتم خدا را بياد داشته باشيد! در مورد اهل‌بيتم خدا را بياد داشته باشيد! در مورد اهل‌بيتم خدا را بياد داشته باشيد!» [صحيح مسلم، ج4، ص122] 

                                                     

2- در روايت سنن ترمذي از زيد بن ارقم:

هر کس من مولاي اويم پس علي مولاي اوست

[ترمذي، محمد بن عيسي، بيروت، دارالفکر، ج12، ص175]

3- روايت نسائي از زيد بن ارقم :

ابو طفيل از زيد بن ارقم نقل كرده است : هنگامى كه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله از حجّة الوداع بازمى‏گشت ، در محل غدير خم منزل كرد و به درختان چندى كه در آن نزديكى بود اشاره كرد . اصحاب بلا فاصله زير آن درخت‌ها را تميز كرده و سايبانى براى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ساختند . حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله در زير آن سايبان قرار گرفت و خطاب به حاضران فرمود :

 روزگار من به پايان رسيده و خدا مرا دعوت كرده‏ است ، دعوت  او را اجابت كرده‏ام . اينك ، دو اثر گرانبها در ميان شما به جاى مى‏گذارم كه يكى از آن دو ، مهمتر از ديگرى است و آن دو اثر گرانبار ، كتاب خدا و عترت (اهل بيت) من است ؛ اينك بنگريد تا پس از رحلت من با آن‌ چگونه رفتار خواهيد كرد . بديهى است اين دو يادگار از يكديگر دور نخواهند شد تا اينكه در كنار حوض كوثر با من ملاقات نمايند . سپس فرمود : «خداوند مولا و سرپرست من، و من ولي و سرپرست هر مؤمن مي باشم.» سپس دست على عليه السّلام را گرفت و فرمود : «كسي كه من ولي و سرپرست اويم پس اين علي ولي و سرپرست او است ، پروردگارا! دوستش را دوست بدار ، و دشمن او را خوار و ذليل فرما»

 ابو طفيل گويد : از زيد پرسيدم : آيا تو از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اين جملات را شنيده‏اى ؟ زيد در پاسخ گفت : آرى ! همه آن ها كه در اطراف درختان حضور داشتند آن حضرت را ديدند و سخن ايشان را شنيدند.

النسائي ، أحمد بن شعيب أبو عبد الرحمن (متوفاي303 هـ) ، خصائص أمير المؤمنين علي بن أبي طالب ، ج 1 ، ص 96 ، ح79 ،  تحقيق : أحمد ميرين البلوشي ، ناشر : مكتبة المعلا - الكويت الطبعة : الأولى ، 1406 هـ .

4- در روايت ابن ماجه آمده است كه آن حضرت فرمود :

فرمود: آيا من از جان مؤمنان به آنان برتر نيستم؟ گفتند: آري چنين است، فرمود: آيا من نسبت به هر مؤمني بر جان او برتر نيستم؟ گفتند: آري چنين است، فرمود: اين علي ولي و سرپرست هر كسي است كه من مولاي او هستم.....

 [ابن ماجه القزويني ، محمد بن يزيد (متوفاي 275 هـ) ، سنن ابن ماجه ، ج 1 ، ص 43 ، حديث116]

5- ابن ماجه قزويني از براء بن عازب :

عدي بن ثابت از براء بن عازب نقل كرده است كه در «حجة الوداع» كه افتخار همراهى با رسول‏ خدا صلّى اللّه عليه و آله را داشتيم ، در بازگشت ، در يكى از مسيرها دستور داد براى نماز جمع شويم  سپس دست على عليه السّلام را گرفت و فرمود :

«آيا من به مؤمنان از خود آنها سزاوارتر نيستم؟ همه تصديق كردند. باز هم فرمود: آيا من نسبت به تك تك مؤمنان از خود آن‌ها سزاوارتر نيستم؟ باز هم تصديق كرده و بله گفتند . سپس اشاره به حضرت على عليه السّلام كرده و فرمود: «اكنون كه مرا تصديق كرديد، پس اين به هر مؤمنى همان مقام اولويت را دارد كه من نسبت به آن مؤمن دارم . پروردگارا! دوستش را دوست بدار ، و دشمن او را خوار و ذليل فرما.»

[ابن ماجه القزويني ، محمد بن يزيد (متوفاي275 هـ) ، سنن ابن ماجه ، ج 1 ، ص 43 ، ح116 ، فَضْلِ عَلِيِّ بن أبي طَالِبٍ رضي الله عنه  ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي ، ناشر : دار الفكر - بيروت .]

6) در روايت حاكم نيشابوري آمده است كه آن حضرت از مردم اين گونه اعتراف گرفت :

اى مردم ! چه كسى از جان و مال شما ، از خود شما سزاوارتر است ؟ گفتند : خدا و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله داناتر است ، سپس فرمود : آيا من از خود شما سزاوارتر نيستم بر خودتان؟ همگي تأييد كردند . آنگاه فرمود :  «پس هر کس من مولاي اويم پس علي مولاي اوست» .

[الحاكم النيسابوري ، محمد بن عبدالله أبو عبدالله (متوفاي 405 هـ) المستدرك علي الصحيحين مع تضمينات الذهبي في التلخيص ، ج3 ، ص613]

7- احمد بن حنبل ــ امام حنبلي‌ها ــ  اين حديث را در دو كتابش مسند و فضائل الصحابة ، روايت كرده است :

. . . عمرو بن ميمون (شاگرد ابن عباس) مي گويد: (باعده‌اي) كنار ابن عباس نشسته بودم،گروهي نزد او آمده و گفتند: ابن عباس يا تو نزد ما بيا و يا ما با تو بدون غريبه‌ها در اينجا باشيم ، عمرو بن ميمون مي گويد: ابن عباس چنين پاسخ گفت : من با شما مي‌آيم ، ابن عباس در آن موقع هنوز بيمار و نابينا نشده بود (وقتي كه با آنها خلوت كرد) گفت : شروع به سخن كنيد (عمرو بن ميمون مي‌گويد:) نمي‌دانيم آنان به ابن عباس چه گفتندكه ابن عباس برگشت در حالي كه لباس‌هايش را تكان مي‌داد ، با خود مي‌گفت : اف و تف (اين دو كلمه براي ابراز بيزاري و انزجار استفاده مي‌شوند) ، كسي را ناسزا گفتند كه دَه امتياز دارد كسي را ناسزا گفتند كه رسول خدا (ص) در مورد او فرمود . . . . و (همچنين) رسول خدا (ص) به علي فرمود : «آيا راضي نيستي كه جايگاه تو نسبت به من همانند هارون براي موسي باشد ، جز اين كه تو پيامبر نيستي ، براستي شايسته نيست كه من از دنيا بروم جز آنكه تو خليفه‌ي من باشي» ، ابن عباس گفت : رسول خدا (ص) به علي (ع) فرمود : « تو پس از من ، ولي من ، بر هر مؤمني هستي »

[أحمد بن حنبل الشيباني ، ، متوفاي 241هـ ، مسند أحمد بن حنبل ، ج 1ص330 ، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر.]

اما اين سخن رسول خدا (ص) : «و او ولي هر مؤمني پس از من است » از طريق ابن عباس روايت شده است و طيالسي آن را اين گونه نقل نموده : براي ما أبو عوانة از أبو بلج و او از  عمرو بن ميمون از ابن عباس براي ما روايت نموده‌اند كه رسول خدا به علي فرمود : « تو پس از من ولي هر مؤمني هستي ».

اين حديث را احمد بن حنبل (ج1ص330 الي 331 ) روايت نموده و با همان سند حاكم نيشابوري در (ج3ص132الي 133) نقل كرده و مي گويد: "اين حديثي صحيح السند است " و ذهبي با نظر حاكم موافقت نموده (و آن را صحيح معرفي نموده است) و اين حديث همين‌ گونه است كه اين دو گفته‌اند

8- بزار از سعد بن أبي وقاص :

عائشه دختر سعد از پدرش نقل كرده است كه رسول خدا صلي الله عليه و آله دست علي عليه السلام را گرفت و فرمود : «آيا من از مؤمنين نسبت به خودشان سزاوارتر نيستم؟ هر كس كه من ولي او هستم ، علي ولي او است» .

البزار ، أبو بكر أحمد بن عمرو بن عبد الخالق (متوفاي292 هـ) ، البحر الزخار (مسند البزار) ج 4 ، ص 41 ، ح1203 ، تحقيق : د. محفوظ الرحمن زين الله ، ناشر : مؤسسة علوم القرآن ، مكتبة العلوم والحكم - بيروت ، المدينة الطبعة : الأولى ، 1409 هـ .