برندگان مسابقه ترنم غدیر-1433

برندگان مسابقه ترنم غدیر

 در جلسه جشن عید غدیر در روز یکشنبه در هیئت انصارالمهدی(عج) از بین کسانی که به تمامی سوالات مسابقه پاسخ صحیح داده بودند به قید قرعه

سه نفر زیر انتخاب شدند:

جناب آقای علی ابوفاضلی

سرکار خانم زینب ختمی

سرکار خانم فاطمه رمضانیان

و از بین تمامی شرکت کنندگان به قید قرعه دو نفر زیر انتخاب شدند:

جناب آقای امیرحسین ورمزیار

جناب آقای بهمن نصیری خواه

کسانی که هدیه خود را دریافت نکرده اند با شماره 09122194631 تماس حاصل فرمایند.


یک استدلال کوتاه اما زیبا و متقن ...

عرض سلام و تحیت

خدمت برادران و خواهران معزز و محترمه (اینم لف و نشرش)

عید تون هم مبارک!

چند روز پیش در جلسه ی استاد ... (ببخشیدا) شرکت کرده بودم که چون مقارن شده بود با دهه مبارک غدیریه! به همین مناسبت مطالب زیادی رو در این رابطه بیان فرمودند، اما یکی از این بیانات خیلی برام جالب بود، من که لذت بردم؛ گفتم بنویسم شما هم حالی ببرید!

داستان مربوط میشه به علامه حلی(ره) - از فقهای بزرگوار امامیه-  که یه روزی با یک عالمی بزرگ از علمای برادران اهل تسنن مواجه میشن و طی بیان یک استدلال موجز اما زیبا، بار دیگر حقانیت مکتب ناب تشیع رو ثابت می کنن.

البته اینم بگم دقیقا خاطرم نیست که استاد ما از چه کتابی نقل می فرمودند و از طرفی هم چون باید این مطلب رو سریع در این ایام انتشار می دادم بنا به دلایلی  فرصت و ابزار تحقیق هم نداشتم که خودم براتون پیدا کنم؛ اما به هر حال برای ما استدلالی که بیان میشه مهمه! و من هم مضمون واقعه رو براتون بیان می کنم؛ ارجاعش هم باشه طلبتون!!!

داستان از این قراره که جناب علامه به این عالم سنی می گوید سوالی از شما دارم وآن در مورد حدیثی است که هم از طریق ما شیعیان و هم از طریق شما به تواتر نقل شده است که ظاهرا مشهور است به حدیث «افتراق امت».

حضرت پیامبر اکرم -صلی الله علیه وآله وسلم-  فرمودند:

«امّت من به هفتاد و سه فرقه تقسیم خواهد شد که تنها یک فرقه اهل نجات خواهد بود»(1)

آیا شما سخن من رو تصدیق می کنید؟

-عالم سنی در جواب می گوید: بله ماهم در کتبمون کرارا نقل کردیم.

-علامه می گوید:پس هر دو تا اینجا متفقیم اما اختلافی که داریم بر سر«فرقه ناجیه» است یعنی ما می گوئیم آن یک فرقه، تشیع و شما معتقدید اها تسنن است!

حال من از شما سوالی می کنم: به نظر شما امیرالمومنین(ع)،حضرت صدیقه(س)، حضرت مجتبی(ع) و حضرت سیدالشهدا(ع)

در فرقه ای خارج از این فرقه هاهستند؟

-خیر، بالاخره ایشان جزو یکی از این فرقه ها می باشند.

-(خدا پدرتو بیامرزه!!!-البته من گفتما...) خب ما شیعیان هم که معتقدیم در فرقه ای هستیم که این بزرگواران هستند و در  گروهی جداگانه نیستیم.

-خب؟

-حالا شما بفرمائید در چه گروهی هستید؟

از طرفی قطعا شما با ما هم عقیده نیستید پس دو گروه می شویم و باید یکی از این دوگروه بنا به فرموده پیامبر(ص) گمراه باشد.

اما آیا باور می کنید که اهل بیت پیامبر(سلام  خداوند بر همه آنان باد) –پناه بر خدا- بر سبیل حقیقت نباشند؟؟؟!!!

چرا که خودتان با سندهای فراوان نقل کرده اید که اینان از اهل کساء بوده اند و احادیثی بسیار در فضائلشان دارید.(2)

بنابراین برای این سوال یک جواب می ماند و آن اینکه ...


1) جهت آگاهی از مصادر این حدیث به کتاب «البحوث فی الملل و النحل»، ج 1، ص 21- 24 و 38- 39 رجوع کنید

2) برای نمونه درباره اهل کساء، تصویری از «المسند احمدبن حنبل / صفحه ۲۴۴  / جزء ثامن عشر» را ذیلا می آوریم.

 

ضمنا این مطلب در نشریه «صراط» نیز درج شده است.

ثروتمندان چگونه به دام شيطان مي‌افتند؟

ثروتمندان چگونه به دام شيطان مي‌افتند؟

رسولُ‌اللّه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم:             

"إنَّ الشَّيطانَ قالَ: لن‏يَنجُوَ مِنّي الغَنِيُّ مِن إحدى ثلاثٍ: إمّا أن اُزَيِّنَهُ في عَينِهِ فَيَمنَعَهُ مِن حَقِّهِ، و إمّا أن اُسَهِّلَ علَيهِ سبيلَهُ فَيُنفِقَهُ في غيرِ حَقِّهِ، وإمّا أن اُحَبِّبَهُ إلَيهِ فَيَكسِبَهُ بغيرِ حَقِّهِ".

پيامبر خدا (ص) فرمودند:
"
شيطان گفت: آدم توانگر از چنگ من خلاصى ندارد و او را به يكى از اين سه چيز گرفتار مي‌كنم: يا مال و ثروت را در نظر او مي‌آرايم كه در نتيجه، از پرداخت حقوق مالى خويش، خوددارى مي‌ورزد يا راه‌هاى مصرف آن را برايش آسان مي‌كنم كه در نتيجه، آن‌ها را به ناحقّ خرج مي‌كند و يا مال و ثروت را محبوب او مي‌گردانم كه در نتيجه، آن را از راه‌هاى ناروا به دست مي‌آورد"(۱).

همچنين آن حضرت در پاسخ سوال شخصي مبني بر اين‌كه براي زياد شدن روزي چه كارهايي انجام دهيم؟ فرمودند: "پيوسته در حال طهارت و پاكيزگى باش، روزيت افزايش مي‌يابد"(۲).

منبع:

1)كنز العمّال: ۴۴۱۵۴ منتخب ميزان الحكمة: ۲۳۴

2)كنز العمّال: ۱۶۶۷۷ منتخب ميزان الحكمة

برگرفته از سايت نداي انقلاب

مراحل آفرینش انسان در قرآن کریم

*مراحل آفرینش انسان طبق بیان نورانی قرآن کریم*

(انتشار برای اولین بار)

از آیات مختلف قرآن و تعبیرات گوناگونی که درباره ی مبدأ آفرینش انسان آمده به خوبی استفاده می شود که مراحل آفرینش انسان بدین شرح است:

1) انسان در آغاز، خاک بوده است.

«... فَإِنَّاخَلَقْنَاكُمْ مِنْ تُرَابٍ ...» (حج/5)

«...ما شما را از خاک آفريديم...»

2) سپس با آب، آمیخته شده و به صورت گل درآمده است.

«هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ طِينٍ ...» (انعام/2)

«او کسي است که شما را از گل آفريد...»

3) و بعد به صورت «گل بد بو» (لجن) درآمده است.

«... إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ» (حجر/28)

«من بشري را از گل خشکيده‌اي که از گل بدبويي گرفته شده، مي‌آفرينم.»

4) سپس حالت «چسبندگی» پیدا کرد.

«إِنَّا خَلَقْنَاهُمْ مِنْ طِينٍ لَازِبٍ» (صافات/11)

«ما آنان را از گل چسبنده‌اي آفريديم.»

5) و بعدابه صورت«گل خشکیده»درآمدوحالت«صلصال کالفخار»به خودگرفت.

«خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ صَلْصَالٍ كَالْفَخَّارِ» (الرحمن/14)

«انسان را از گل خشکيده‌اي همچون سفال آفريد.»

با استفاده از تفسیر شریف نمونه

بزرگ تر از دروغ!!!

چهره زیبای خلیفه دوم در سریال جنجالی الفاروق عمر

این روزها و این شبها شاهد نمایش سریال جنجالی الفاروق عمر از شبکه mbc هستیم. سریالی که حرف و حدیث های بسیاری به همراه داشته ، که بجز تایید تعدادی از شیوخ اهل تسنن که از بارزترین آنها یوسف القرضاوی را می توان نام برد، اعتراضات گسترده ای در مجامع سنی به همراه داشته است ...

 

اما اعتراض ما در اینجا کمی متفاوت با دیگر نقدها و اشکالات وارد به این فیلم می باشد. آنچه که در این سریال مشاهده کردیم ، استفاده بازیگر زیباروی سوری در نقش شخصیت اول سریال که همان عمر بن خطاب است (علیه ما علیه) ، می باشد. بر آن شدیم تا کمی اوراق پاره پاره تاریخ را ورق بزنیم و ببینیم که ایا عمر بن خطاب هم به این زیبایی بوده و یا کارگردان و تهیه کننده فیلم همانند فیلم نامه جعلیشان ، در انتخاب بازیگر هم سعی بر فریب مخاطب دارند؟!!

براستی چهره ظاهری عمر چگونه بوده است؟ابن عبدالبر که از علمای بزرگ و به نام اهل تسنن می باشد و بر توثیق او اتفاق دارند ، در کتاب استیعاب می نویسد: «کان ادم شدید الادمه» الاستیعاب : ج ۳ ص ۲۳۵
با رجوع به کتاب لسان العرب برای ترجمه معنای کلمه ادمه می خوانیم:

 الادمه = السمره لسان العرب : ج ۱ ص ۹۷
پس شدید الادمه یعنی بسیار سبزه رو.

 و کسی را که عربهای جزیره العرب به او بگویند بسیار سبزه رو ، رنگ چهره او چگونه است؟

ابن سعد در الطبقات به نقل از خود عمر ، دلیل شدت سیاهی چهره اش را این گونه بیان می کند:
«سمعت عمر یقول انما جاءتنا الادمه من قبل اخوالی» الطبقات الکبری : ج ۲ ص ۲۳۵
شنیدم که عمر می گفت : سیاهی چهره مان را از دایی هایمان به ارث برده ایم.
شاید می خواسته بگوید که حلال زاده به دایی اش می رود!!!
البته واقدی سیاهی چهره عمر را از خوردن بیش از حد روغن می داند. تهذیب التهذیب : ج ۷ ص ۳۸۶
اما در مورد موی بلند سر ، حنایی ، مجعد و زیبای بازیگر این نقش هم ظاهرا کمی بسیار! اغراق شده است.
ابن ابی الدنیا با سند صحیح از ابو رجاء عطاردی در توصیف اندام و چهره ظاهری عمر می نویسد:
«کان عمر طویلا جسیما اصلع الشعر» الاصابه : ج ۴ ص ۳
عمر بلند قامت و هیکلی بزرگ داشته و سر او کچل بوده است.
اما در مورد چشمان زیبا و جذاب بازیگر نقش جناب خلیفه هم کمی حرف داریم . البته کارگردان سریال شاید زیاد هم اهل مطالعه نباشد چون در کتاب البدایه و النهایه می خوانیم :
«کان رجلا طوالا اصلعا احور العینین»البدایه و النهایه ج ۷ ص ۱۵۶
احور العینین یعنی دو چشمش چپ بوده و کج می دیده!


حالا با همه این توصیفات آیا کارگردان فیلم امانت دار تاریخ اسلام بوده است؟
آیا بیننده فیلم هر انچه که درفیلم می بیند باید تصدیق و باور کند؟
راستی درآخر سوالی از شما داریم:

به نظر شما چهره عمر با این توصیف هایی که از کتب عامه آوردیم چگونه خواهد بود؟

آیا با تصویر ارائه شده در سریال مطابق است؟؟؟

امان از مشکلی که علی(ع)حلّالش نباشد...

امان از مشکلی که علی(ع)حلّالش نباشد...

(انتشار برای اولین بار)

در کتاب نورالابصار فی مناقب آل البیت تألیف سید مومن شبلنجی شافعی آمده است:

مردی را نزد عمربن الخطاب آوردند که به گروهی از مردمان گفته بود:

«صبح کردم در حالی که فتنه را دوست دارم و از حق کراهت دارم و یهود و نصاری ر ا تصدیق می کنم و ایمان دارم به آنچه ندیدمش و اقرار دارم به آنچه آفریده نشده {است}»

عمر فرستاد به سوی علی {امیرالمومنین(ع)} و او را خبر داد به سخن آن مرد، علی {(ع)} فرمود:

«راست گفته {است}: فتنه را دوست دارد {چراکه} خداوند فرمود{ه است}:

أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلاَدُكُمْ فِتْنَةٌ ﴿۲۸-انفال﴾

{...اموال و فرزندان شما [وسيله] آزمايش [شما] هستند...}

و حق را مکروه می دارد یعنی مرگ {آن جا که} خدای تعالی فرمود{ه است}:

وَجَاءتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذَلِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَحِيدُ ﴿۱۹-ق﴾

{و سرانجام سكرات مرگ به حق فرا مي‏رسد...}

و یهود و نصاری را تصدیق می کند {چرا که} خدای تعالی فرمود{ه است}:

وَقَالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصَارَى عَلَىَ شَيْءٍ وَقَالَتِ النَّصَارَى لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلَى شَيْءٍ ﴿۱۱۳﴾

{و يهوديان گفتند ترسايان بر حق نيستند و ترسايان گفتند يهوديان بر حق نيستند...}

و ایمان دارد به نادیده، {یعنی} مومن است به خدای تعالی و{در حالی که} او را ندیده {است}

و اقرار دارد به آنچه آفریده نشده و آن قیامت است.»

عمر گفت: «پناه می برم به خدا از مشکلی که علی برای حلش نباشد»

سعید بن مسیب گفت {یعنی نقل کرده که} عمر می گفت:

«الهی مرا باقی نگذار در مشکلی که علی برای آن نباشد»

منبع: کتاب نجوم لامعه

خداوند چه کلماتی را به آدم(ع)آموخت؟

خداوند این کلمات را به آدم(ع)آموخت ...

(انتشار برای اولین بار)

در تفسیر برهان ذیل آیه ی:

«فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ» ﴿۳۷-آل عمران﴾

«آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت پس بر او بازگشت»

روایت است از حضرت صادق (ع) که فرمود: کلماتی را که آدم از پروردگار گرفت، این بود:

«اللهم بحق محمد و علی و فاطمه به من بازگرد(توجه فرما)پس خدا بر او بازگشت–توبه اش را پذیرفت.»

در روزنامه ی «اتفاد نیزوت»شوروی شماره ی تشرین دوم سال 1953میلادی این قسمت منتشر شده {است}:

وقتی که باستان شناسان روسی در منطقه ی قاف مشغول حفاری بودند در قعر زمین به چند تخته پاره برخوردند که معلوم شد باز مانده ای از کشتی نوح (ع) بوده که {حدود} 5000 سال در زمین باقی مانده؛

درهمان منطقه به قطعه ی دیگری برخوردندکه سالم بودو هم اکنون درموزه ی آثارباستانی مسکو است، بر آن نوشته ای بود. برای کشف آن نوشته هفت نفر باستان شناس را گرد آوردند به نام های:

1-پروفسور سولی نوف از مسکو2 -ایفاهان خینوا از لولوهان چین

3-میشانن لوفارنگ از شوروی 4-تانمول کورف 5-پروفسور دی دا کن

6-دیم احمد کولا 7-میچر کولتوف

پس از تحقیق یافتند که لغت سامانی یا سامی است و معنی آن چنین است :

«ای خدای من و ای یاور من به رحمت و کرامتت مرا یاری نما، و به پاس خاطر این نفوس مقدسه – محمد – ایلیا – شبر – شبیر – فاطمه – آنان که بزرگان و گرامی اند، جهان به برکت آن ها برپاست،به احترام نام آنان مرا یاری کن،تنها تویی که میتوانی مرا به راه راست هدایت کنی.»

این مطلب در این مطبوعات منتشر شد :

1- مجله ی هفتگی ویکلی میرو – لندن 28 دسامبر 1953 میلادی

2- مجله ی استار انگلیسی لندن مربوط به کانون دوم سال 1954 میلادی

3- روزنامه ی سن لایت منتشر از منچستر کانون دوم 1954 میلادی

4- روزنامه ویکلی میبرور یکم شباط 1954 میلادی

5- روزنامه ی الهدی مصر 30 مارس 1953

این کشف را قرآن مجید {در سوره مبارکه صافات} اعلام فرموده پیش از آنکه کاوشگرانِ مأمور از عالم الغیب بی آنکه خود بدانند بر آن دست یابند :

وَلَقَدْ نَادَانَا نُوحٌ فَلَنِعْمَ الْمُجِيبُونَ﴿۷۵﴾

وَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ﴿۷۶﴾

وَجَعَلْنَا ذُرِّيَّتَهُ هُمْ الْبَاقِينَ﴿۷۷﴾

«محققا نوح ما را صدا زد ( ندا داد ) پس چه نیکو جواب دهندگانی! ، و نجات داده رهانیدیم او را و اهلش را از اندوه بزرگ، و ذریه اش را از باقی ماندگان قرار دادیم ... ما اینچنین محسنین را جزا میدهیم»

این نیکو جواب دهندگان چه کسانی بودند؟

منبع:کتاب نجوم لامعه

هرگونه کپی برداری بدون ذکر نام پایگاه مجاز می باشد

مباحث اعتقادی-اخلاقی هر هفته در هیئت



آدرس جلسات هیئت انصارالمهدی(عج):
تهران/میدان شهدا/ پشت اداره برق/ خیابان خشکبارچی/
حسینیه مسجد حضرت سیدالشهدا(ع) یکشنبه شب ها
روابط عمومی:
09122194631
پیامک:
20009124979086
ضمنا در صورتی که جلسه ای به صورت سیار برگزار شود،
آدرس آن متعاقبا به اطلاع خواهد رسید.

سال نو مبارک ...

سائل و سینه زنی، سیب، سحر، سوره ی فجر

سوز     دل    بهر    عزا ی    تو   دمادم    داریم

هفت    سین    کرمت    جور     همیشه    آقا

ما فقط   یک   "  سفر  کرببلا  "  کم   داریم

******************

امام صادق(ع) به نقل از آباي گرامي شان در روايتي همه فهم، فرمودند: «مَا مِنْ يوْمٍ يأْتِي عَلَى ابْنِ آدَمَ إِلَّا قَالَ لَهُ ذَلِکَ الْيوْمُ يا ابْنَ آدَمَ أَنَا يوْمٌ جَدِيدٌ»، هيچ روزي نيست که بر فرزند آدم وارد مي‏شود مگر اينکه آن روز به او مي‎گويد: من براي تو روزي نو و جديد هستم! «أَنَا يوْمٌ جَدِيدٌ»، من نوروزم! من براي تو روز نويي هستم! «وَ أَنَا عَلَيکَ شَهِيدٌ»، و من، يعني زمان، نسبت به تو گواهي دهنده هستم! «فَافْعَلْ فِي خَيراً»، در من عمل خير انجام بده،«وَ اعْمَلْ فِي خَيراً أَشْهَدْ لَکَ يوْمَ الْقِيامَةِ فَإِنَّکَ لَنْ تَرَانِي بَعْدَهَا أَبَداً»،  من در روز قيامت نسبت به اعمال تو شهادت مي‎دهم و تو بعد از اين هيچ‏گاه مرا نخواهي ديد مگر در روز قيامت.

آيا سزاوار نيست که انسان هنگامي که لحظات آخر سالش فرا مي‎رسد اين‎طور فکر کند؟ يک سال بر ما گذشت! به عبارت ديگر بخشي از هستي ما رفت و هيچ‏گاه به ما برنخواهد گشت مگر در روز قيامت که اين قطعه از هستي ما آن‏گاه به ما باز مي‏گردد که نموداري از کردار گذشته‏مان در اين سال را به ما نشان مي‏دهد. همان طور که علي(عليه‎السلام) فرمود خوب است انسان بنشيند و در اين باب فکر کند در سالي که گذشت و به اتمام رسيد چه کردم؟ آيا به ياد خدا بودم؟ آيا او را ستايش کردم؟ آيا گرفتاري برادر مؤمنم را رفع کردم؟ آيا حاجتي از او برآورده کردم؟ آيا در غيابش مراقب بودم تا حيثيتش را حفظ کنم؟ آيا در اين سال به وظايف برادري و اسلامي خود نسبت به دوستاني که از دست دادم عمل کردم؟ آيا حال بستگان آنها را جويا شدم؟ ولو اينکه به حسب ظاهر از آنها دل‎جويي کنم؟

                                                                   (از سخنان آيت‌الله مجتبي تهراني)

مسابقه کتابخوانی «حماسه سازان عاشورائی»

مسابقه کتابخوانی «حماسه سازان عاشورائی»

از کتاب «حماسه حسینی» شهید مطهری(ره)

به پنج نفر برتر جوایز نفیسی اهداء خواهد شد.

لطفا پاسخنامه خود را تا پایان آذر ماه 90 به جناب آقای کوهنورد تحویل دهید.



دریافت سوالات

دریافت پاسخنامه
* جهت مشاهده سوالات نیز می توانید به ادامه مطلب بروید.

ادامه نوشته

مناظره شيخ مفيد با عمر بن خطاب

علّامه طبرسی در كتاب احتجاج و كراجكی در كنزالفوائد، از شیخ ابوعلی‌ حسن‌بن‌محمد رِقی، نقل می‌كنند كه شیخ مفید(ره) فرمود: شبی در خواب دیدم گویا به راهی می‌روم، ناگاه چشمم به جمعیّتی افتاد كه به دور مردی حلقه زده بودند، و آن مرد برای آن‌ها قصه می‌گفت، پرسیدم آن مرد كیست؟ گفتند: «عمربن خطّاب» است.

من نزد عمر رفتم دیدم مردی با او سخن می‌گوید، ولی من سخن آن‌ها را نمی‌فهمیدم، سخنانش را قطع كرده و به عمر گفتم: بگو دلیل بر برتری ابوبكر، در آیه غار (ثانی اثنین اذهما فی الغار ...) چیست؟

عمر گفت: شش نكته‌ای كه در این آیه وجود دارد بیانگر فضیلت ابوبكر است.

آنگاه آن شش نكته را چنین برشمرد:

1ـ خداوند در قرآن (آیه 40/ توبه) از پیامبر ـ صلّی‌ الله علیه و آله ـ یاد كرده، و ابوبكر را دومین نفر قرار داده است (ثانِیَ اثْنَیْن).

2ـ خداوند در آیه فوق، آن دو (پیامبر و ابوبكر) را در كنار هم، در یك مكان یاد كرده‌،‌ و این بیانگر پیوند آن دو است (اِذْ هُما فِی الْغارِ).

3ـ خداوند در آیه مذكور، ابوبكر را به عنوان صاحب (رفیق) پیامبر ـ صلّی‌ الله علیه و آله ـ یاد نموده كه حاكی از درجه بالای ابوبكر است (اِذْ یقول لِصاحِبِهِ)

4ـ خداوند از مهربانی پیامبر ـ صلّی‌ الله علیه و آله ـ به ابوبكر خبر داده، آنجا كه طبق آیه مذكور،‌ پیامبر به ابوبكر می‌گوید وَ لا تَحْزَنْ؛ «غمگین نباش.»

5ـ پیامبر ـ صلّی‌ الله علیه و آله ـ به ابوبكر خبر داده كه خداوند یاور هر دوی ما به طور مساوی،‌ و مدافع ما است (اِنَّ اللهَ مَعَنا).

6ـ خداوند در این آیه از نازل شدن سكینه و آرامش به ابوبكر خبر داده ‌است، زیرا پیامبر ـ صلّی‌ الله علیه و آله ـ همیشه دارای آرامش بود و نیازی به فرود آمدن آرامش نداشت (فَاَنْزَلَ اللهُ سَكِینَتَهُ عَلَیْهِ).

این شش نكته از آیه مذكور، بیانگر برتری ابوبكر است، كه برای تو و دیگران قدرت بر ردّ آن نیست.

شیخ مفید(ره) می‌گوید: من به او گفتم: براستی حقّ رفاقت با ابوبكر را ادا كردی،‌ ولی من به یاری خدا به همه آن شش نكته پاسخ می‌دهم، مانند باد تندی كه در روز طوفانی، خاكستری را می‌پراكند، و آن این است:

1ـ‌‌‌‌‌‌‌ دومین نفر قرار دادن ابوبكر دلیل فضیلت او نیست زیرا مؤمن با مؤمن، و همچنین مؤمن با كافر، در یك‌ جا قرار می‌گیرند، وقتی كه انسان بخواهد یكی از آن‌ها را ذكر كند می‌‌گوید دوّمین آن دو (ثانی اثنین).

2ـ ذكر پیامبر ‌ـ صلّی‌ الله علیه و آله ـ و ابوبكر در كنار هم، نیز دلالتی بر فضیلت ابوبكر ندارد، زیرا ـ چنان ‌كه در دلیل نخست گفتیم ـ در یك‌ جا جمع شدن، دلیل بر خوبی نیست، چه بسا مؤمن و كافر در یك ‌جا‌ جمع می‌شوند، چنانكه در مسجد پیامبر ‌ـ صلّی‌ الله علیه و آله ـ كه شرافتش از غار ثور بیشتر است، مؤمن و منافق و ... می‌آمدند و در آنجا كنار هم اجتماع می‌كردند، از این رو در قرآن (آیه 36 و 37/ معارج) می‌خوانیم:

«فَمالِ الَّذِینَّ كَفَروُا قِبَلَكَ مُهْطِعِینَ ـ عَنِ الْیَمِینِ وَ عَنِ الشِّمالِ عِزِینَ: این كافران را چه می‌شود كه با سرعت نزد تو می‌آیند، ‌از راست و چپ، گروه گروه.»

و هم‌چنین در كشتی نوح‌(علیه‎السلام)،‌ هم پیغمبر بود و هم شیطان و حیوانات، پس اجتماع در یك مكان،‌ دلیل فضیلت نیست.

3ـ اما در مورد مصاحبت، این نیز دلیل فضیلت نیست، زیرا مصاحب به معنی همراه است، و چه بسا كافر با مؤمنی همراه باشد، چنانکه خداوند در قرآن می‌فرماید:

«قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ یُحاوِرُهُ اَكَفَرْتَ بِالَّذِی خَلَقَكَ مِنْ تُرابٍ ...: دوست(با ایمان) او (ثروتمند مغرور و بی‌ایمان) كه با او به گفتگو پرداخته بود، گفت: آیا به خدائی كه تو را از خاك آفریده كافر شدی؟» (كهف ـ 37)

4ـ اما این ‌‌كه پیامبر(صلی‌ الله علیه و آله) فرمود: «لاتَحْزَنْ»؛ (محزون مباش) این دلیل خطای ابوبكر است نه دلیل فضیلت او،‌ زیرا حزن ابوبكر، یا اطاعت بود یا گناه، اگر اطاعت بود، پیامبر(صلی‌ الله علیه و آله) از آن نهی نمی‌كرد، پس گناه بود كه پیامبر‌(صلی‌ الله علیه و آله) فرمود: «اِنَّ الله مَعَنا»؛ (خدا با ماست) دلیل آن نیست كه منظور هر دو باشند، بلكه منظور شخص پیامبر‌ به تنهایی می‌باشد، و پیامبر از خودش تعبیر به جمع می‌كند،‌ چنانكه خداوند در قرآن از خود با لفظ جمع یاد كرده و می‌فرماید:

«اِنّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ اِنّا لَهُ لَحافِظُونَ»؛ «ما ذكر(قرآن) را فرو فرستادیم، و ما قطعاً آن را نگهبانیم.» (حجر/ 9)

6ـ اما این ‌كه گفتی سكینه و آرامش بر ابوبكر نازل شده، با ظاهر سیاق آیه،‌ مخالف است، زیرا سكینه بر آن كس نازل شد كه طبق قسمت آخر آیه، لشكر نامرئی خدا به یاری او شتافت، كه پیامبر‌ اکرم باشد، اگر بخواهی بگویی هر دو (سكینه و یاری لشكر نامرئی) برای ابوبكر بود، باید پیامبر‌(صلّی‌ الله علیه و آله) را در این ‌جا از نبوّت خارج سازی، پس آرامش بر پیامبر فرود آمد، زیرا او در این مورد(در غار) تنها كسی بود كه شایستگی آرامش داشت، ولی در قرآن در مورد دیگر كه هر دو آمده است،‌ چنانكه در قرآن (آیه 26/ فتح) می‌خوانیم:

«فَاَنْزَل اللهُ سَكِینَتَهُ عَلَی رَسُولِهِ وَ عَلَی الْمُؤمِنِینَ»؛ «خداوند آرامش خود را بر رسولش و بر مؤمنان فرو فرستاد.»

بنابراین اگر به این جمله (آیه غار) برای رفیقت استدلال نكنی بهتر است.

شیخ مفید گوید: او (عمر) دیگر نتوانست، پاسخ مرا بدهد، و مردم از دورش پراكنده شدند، و من از خواب بیدار شدم.(2)


پی‎نوشت‎ها:

1- بوستان سعدی، آغاز قصائد فارسی.

2- احتجاج طبرسی، ج 2، ص 326 تا 329.

چهل روز همراه با کاروان عاشورائیان

بسم رب الحسین(ع)
طرح بزرگ ختم چهل زیارت عاشورا
چهل روز عاشورائی شویم

چهل روز مانده به محرم...


و چه زیبا می شود که در این چهل روز با خواندن چهل زیارت عاشورا (هر روز یک زیارت عاشورا)
به استقبال محرم الحرام برویم
 به امید اینکه محرم را خوب درک کنیم و ارباب بی کفن، کربلای همگیمان را امضا بفرمایند...ان شاالله


تاریخ شروع طرح:سه شنبه 90/7/26
تاریخ پایان طرح:شنبه90/9/5 مصادف با شب اول محرم

درصورتی که تمایل دارید در این طرح شرکت نمایید
به لینک زیر مراجعه بفرمائید
ورود

 در صورت امکان در فضای مجازی و غیر مجازی در اطلاع رسانی این طرح
ما را یاری فرمائید


التماس دعا

ظهر شهادت حضرت صادق(ع)+تجلیل از پدران شهدا-90/7/2-هیئت انصارالمهدی(عج)

جهت مشاهده تصاویر در اندازه اصلی روی آن ها کلیک بفرمائید

                          

                            

کریم کاری به جز جود و کرم نداره ...

سلام علیکم
فرا رسیدن ایام میلاد با سعادت آقا امام حسن علیه السلام رو خدمتتون تبریک عرض می کنم
به همین مناسبت یک ویژه نامه یک برگی آ4 به صورت پی دی اف آماده شده که می توانید دریافت کنید

سالروز وفات حضرت خدیجه کبری(س) تسلیت!

پدر او: خو يلد بن عبد الغري بن قُصَي بن كلاب است.
مادر او: فاطمه دختر زائده بن أصَم است.
تولد: سال 68 پيش از هجرت
فرزندان: قاسم، عبدا...، زينب، ام كلثوم، فاطمه و رقيه مي باشند.
لقب: طاهره
وفات: در ماه رمضان سال دهم بعثت و پس از سه روز بعد از وفات ابوطالب است.
پيغمبر(ص) او را در حجون دفن كرد و خود او را در قبر گذاشت و سال وفات او عام الاحزان (سال اندوه ها) ناميده شده است و خديجه به هنگام وفات 65 سال داشت.

 
حضرت خدیجه سلام الله علیها یکی از چهار زن کامل دنیا، اولین و بهترین همسر رسول خدا صلّی الله علیه وآله و سلّم و مادر فاطمه زهرا و طاهر* است.
کنیه او «ام هند» است و قبل از رسول خدا دو شوهر به نام‌های «عتیق بن عائذ» و «عمرو الکندی» داشت و از آنها فرزندانی به دنیا آورده بود.
جریان خواستگاری و ازدواج رسول خدا صلّی الله علیه وآله و سلّم با خدیجه خواندنی و مفصّل است. خدیجه به رسول خدا گفت:«من برای شما زنی را در نظر گرفته‌ام.»
رسول خدا فرمود:«او کیست؟»
خدیجه عرض کرد:« او کنیز شما خدیجه است.»
خدیجه که یکی از ثروتمندان عرب به شمار می آمد و نوشته اند هشتاد هزار شتر و پول های فراوانی در دست افراد مختلف برای تجارت داشت، وقتی می خواست با رسول خدا ازدواج کند، گفت:«به خدا قسم ای محمـد، اگر مال تو کم است، مال من زیاد است. کسی که خودش را در اختیار تو می‌گذارد، چگونه مالش را در اختیارت نگذارد؟! من با تمام اموال و کنیزانم در اختیار توام.»
خدیجه بعد از ازدواج با رسول خدا به عمویش، ورقه، فرمود:« این اموال مرا بگیر و نزد محمـد ببر و به او بگو من تمام اموال و بردگان و آنچه را در اختیار من است به او هدیه می‌کنم.»
ورقه این خبر را در بین زمزم و مقام ابراهیم با صدای بلند به گوش همه مردم رسانید و آنها را شاهد گرفت.
در جریان کناره گیری رسول خدا از خدیجه قبل از ایجاد نطفه فاطمه علیهاالسلام، پیامبرعمار یاسر را نزد خدیجه فرستاد و فرمود به او بگو:«ای خدیجه گمان مبر که کناره گیری من از توست. نه، خداوند به من چنین امر فرموده است. گمانی جز خیر مبر و بدان، خداوند هر روز چندین بار به ملائکه اش به تو مباهات و فخر می‌کند.»
خدیجه سلام الله علیها در هنگام زایمان فاطمه علیهاسلام تنها بود و زن های مکه و قریش از او کناره گرفته بودند. خدیجه را غم و اندوه فرا گرفته بود که ناگهان چهار زن بلندقامت شبیه زن‌های بنی هاشم وارد اتاقش شدند.
خدیجه ترسید. آنها عرضه داشتند:« محزون مباش ای خدیجه. ما فرستادگان پروردگار توایم. ما خواهران توایم: ساره و آسیه و مریم و صفرا. آمده ایم تا تو را کمک کنیم ».
 امام صادق علیه السلام فرمود: وقتی خدیجه علیهاسلام وفات کرد، فاطمه علیهاسلام به رسول خدا پناه برد. به دور پیامبر می‌چرخید و می‌گفت:«پدر جان، مادر من کجاست؟»
جبرئیل علیه السلام نازل شد و عرضه داشت:«ای رسول خدا، پروردگارت امر فرمود به فاطمه سلام برسان و بگو مادرش در خانه ای است از یاقوت و زبرجد که اطاق‌هایش از طلا و ستون‌هایش از یاقوت قرمز ساخته شده و با آسیه و مریم همنشین است ».
آخرين سخن خديجه(س) ، به هنگامي كه بر بستر مرگ خفته بود، از درد و رنج هائي كه در راه پيامبر(ص) ديده بود كم ارج تر نبود. لحظه اي كه شبح مرگ بر چهره او سايه افكنده بود به پيامبر چنين مي گويد:
« اي رسول خدا ...... من در حق تو كوتاهي كردم و آنچه شايسته تو بود، انجام ندادم.از من در گذر و اگر اكنون، دل در طلب چيزي داشته باشم, خشنودي توست.»
كلمات بر لبان پاكش مي لغزد و آخرين نفسهايش را با خشوع و ايمان بر مي آورد ...... خدا خديجه را رحمت كند. آن نمونه بارز زن مسلمان كه براي عقيده و رسالتش پيكار كرد.
طاهر پسر رسول خدا و خدیجه بود که پس از بعثت به دنیا آمد ولی مانند دیگر پسران پیامبر در مکه فوت کرد .
 ابن عباس گفته است: رسول خدا (ص) بر روي زمين چهار خط كشيد و گفت آيا مي دانيد اين چيست؟
گفتند: خدا و رسولش داناترند.
پس رسول خدا (ص) گفت: بهترين زنان اهل بهشت چهار تن هستند: خديجه دختر خويلد، فاطمه دختر محمد (ص)، مريم دختر عمران و آسيه دختر مزاحم زن فرعون.
مناقب خديجه فراوان است و او از ميان زنان كسي است كه به مرحله كمال رسيده است. او خردمند و با جلال و متدين و پاكدامن و بزرگوار و از اهل بهشت بود. پيغمبر (ص) او را ستايش مي كرد و بر ديگر زنان مؤمن برتري مي داد و او را بسيار بزرگ مي داشت تا جائيكه عايشه مي گفت: به زني رشك نبردم آنچنان كه به خديجه حسد ورزيدم زيرا كه پيامبر (ص) بسيار زياد از او ياد مي كرد.

منابع:
1-بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۱-۲-۳-۷-۸-۱۲-۵۴-۵۵-۵۶-۷۱-۷۸-۸۰.
2ـ زنان صدراسلام / به قلم محمد علي بحر العلوم / ترجمه محمد علي اميني/ اسفند 58
3ـ خديجه (س) (از زنان بزرگ اسلام 1)/ به قلم علي محمد علي دخيل / ترجمه دكتر فيروز حريرچي/ 1361

واکنشی نسبت به سریال مختارنامه...

پخش سریال توهین آمیز "معاویه، حسن و حسین"

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

آیات عظام ناصر مکارم شیرازی، حسین نوری همدانی و علی صافی گلپایگانی تماشای سریال "حسن، حسین و معاویه"را حرام اعلام کرده‌اند.

این سریال در شب های ماه مبارک رمضان از حدود 13 شبکه عربی

در کشورهای مختلف اسلامی پخش می شود

سریال «معاویه و حسن و حسین» نکات زیر را دنبال می‌کند:

1)تبرئه یزید بن معاویه از قتل امام حسین(ع) و مجرم دانستن عمربن سعد، شمر و اهالی کوفه در این حادثه

2)ارائه صلح امام حسن مجتبی(ع) به شکل نادرست و تبرئه معاویه از نقض صلح‌نامه و نشان دادن برتری وی در برابر امام علی(ع) و امام حسن مجتبی(ع)

3)یکسان نشان دادن امام حسن و امام حسین علیهما السلام با معاویه و یزید

4)سفید و مطهر نشان دادن تصویر معاویه و یزید.

5)تحریف و شبهه‌اندازی در حقایق و مسلمات شیعه و تحریف مذهب شیع اثنی عشری

6)تنزل جایگاه حسنین(ع) با به تصویر کشیدن آن دو حضرت(ع) و نشان دادن آن دو امام معصوم(ع) بدون هیبت و بدون هرگونه وقار و قداست.

7)معرفی شخصيتی خيالي به نام «عبدالله‌بن سبا» یهودی (که طبق نظر محققین اصلا وجود خارجی نداشته) به عنوان عامل پیدایش مذهب تشیع!!!

این سریال موج بزرگی از مخالفت های علمای شیعه و حتی سنی از جمله شیخ الازهر بزرگترین مفتی اهل تسنن را به همراه داشته است.و از طرفی کشور عراق هم خواستار قطع پخش این سریال و محاکمه دستاندرکاران آن شده است.

توضیحات بیشتر در لینک زیر:

کلیک بفرمائید

آدرس جلسات

جدول کامل مراسم مذهبی در ماه مبارک رمضان

کلیک نمائید

التماس دعا

سلام بر اهالی ماه رمضون!!!!

این مطلب، ارسالی یکی از دوستان است که جهت مشاهده عمومی در پایگاه قرار دادم.التماس دعا

سلام و درود خداوند بر اهالی ماه رمضان

سلام بر ماه مبارک رمضان، سلام بر رحمت پروردگار

بهار قرآن رسید در حالی که قرآنها بر سر نی شده‌اند تا قلیلی به قدرت برسند! از درد دل سخنی به میان نمی‌آورم تنها به پیروی از سیره‌ی بزرگان زنگ هشیار باش برای نفس غافل خود می‌زنم.

راستش دلم برای ربّنا تنگ شده، ضعف قبل از افطار، صف طولانی نونوایی، بوی زولبیا بامیه‌ی شیرینی‌پزی دم خونمون، مراسم افطاری فامیلی، بعد از افطار کی حال داره سفره رو جمع کنه؟؟!! ولی غصه ی یه چیزی رو خیلی میخوردم، این که امسال شب قدر با چه رویی به خدا بگم بِکَ یا الله.... وای! ده مرتبه الهی بِعَلیٍ... آخه من یه سال روی هر چی نامرده رو سفید کردم.

رحمت عالمیان، پیامبر خدا در روزهای آخر شعبان می‌فرمودند: قَد اقبَلَ اِلَیکُم شَهرُ الله بِالبَرکة والرحمة والمغفرة. و می‌فرمودند که این ماه، آقای ماههای سال است، درهای جهنم در این ماه بسته و درهای بهشت باز می‌شود و ...

بگذریم نمی‌خوام از فضایل ماه مبارک رمضان بگم چون در جایگاهی نیستم که بخوام از فضایل ماهی که در آن شب قدر قرارداده‌شده و برتر از هزار شب است سخن بگویم اما فقط می‌دونم که این شب، همه‌ی قدرش به خاطر نزول قرآن است و شاید هم صعود قرآنِ ناطق، قرآنی که وقتی بالا رفت جبرییل گفت: تهَدَّمَت و الله ارکانُ الهُدی... (جانها به قربان امیر عوالم هستی، رکن هدایت، امیرالمؤمنین) به قول آیت الله وحید دام ظله العالی مصیبت اینجاست که نشناختیم چه قرآنی آمد و چه قرآنی رفت.

آیت الله وحید خراسانی، ان شاءالله خدا حفظشان کند، می‌فرمودند: در ماه رمضان اهتمام به ختم قرآن نمایید و ثواب آن را به امام زمان، علیه السّلام، هدیه کنید. حال میدانید این کار اثرش چیست؟ "اثرش اين است كه طبق حديث، همه مشايخ مثل شيخ مفيد ، مثل كليني ، مثل سيد بن طاووس نقل كرده اند جزاي آن كسي كه اين كار را بكند يعني ختم كند قرآن را براي امام زمان، اين است كه از امام زمان جدا نخواهد شد. منتها كيست كه قدر اين نعمتها را بداند. حالا عمر گذشت تا حالا نفهميديم از حالا بفهميم. شروع كنيد ختم قرآن براي او. اثرش را كى مي فهميد؟ اثرش را آنجا مي فهمي... اگر يك دوره سال هر ماه يك ختم قرآن براي امام زمان كردي، شب قدر كه دفتر عملت را نزد او مي برند وقتي نگاه كرد ديد كه تو يكسال، هر ماه، براي او يك ختم قرآن كردي آيا آن سليمانِ عالم وجود كه تمام آنچه 124 هزار پيغمبر از مناقب داشتند همه در وجود اوست، او با تو جوان چه خواهد كرد؟ اينهاست كه از دست ما رفته. اين گوهرهاست كه عمر گذشته است و ما نفهميديم."

خدایا ... بیدارمان کن!

قبل از اینکه ...

ماه بندگی خداوند داره می رسه!

خداي سبحان گرچه در همه جا حضور دارد، ولي در دو جا حضورش نزديكتر است؛ در يك جا خداي سبحان ما را مهمان خودش مي‏كند، كه آن ماه مبارك رمضان است و كساني كه اهل روزه و دعاهاي ماه مبارك رمضان باشند جزو مهمانان خدا هستند؛ در جاي ديگر ما به مهماني خداي سبحان مي‏رويم كه آن حج و عمره است و كساني كه اهل طواف و زيارت خانه خدا باشند،جزو مهمانان خداي سبحان هستند.
گاهي هم خدا مهمان انسان مي‏شود. خداي سبحان فرمود كه من مهماني آنهايي كه دل‏هاي شكسته دارند و به هيچ كسي جز خدا اميد ندارند و با من راز و نياز مي‏كنند و از من چيزي مي‏خواهند را مي‏پذيرم.

حضرت آیت الله جوادی آملی دام ظله العالی

خداوندا، به حق خوبان درگاهت، ما را بپذیر ای دلپذیر!!!

اللهم عجل لولیک الفرج


فرا رسیدن ایام فرخنده ولادت قطب عالم امکان
حضرت امام مهدی عج

 برای همه شیعیان مبارک باد



یک توصیه:

حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی(دام ظله العالی) فرمودند:
اعمال زیر را در شب نیمه شعبان انجام دهید
و دیگران را هم آگاه کنید

که در صورت عدم اهتمام در آگاه کردن دیگران،
روز قیامت برای شما یوم الحسره خواهد بود:


1× قرائت سوره مبارکه یس و هدیه آن به امام عصر عج
2× قرائت زیارت آل یس
3× خواندن دعای فرج حضرت رأس ساعت 11 شب

التماس دعا

مراسم هیئت انصارالمهدی(عج)

جشن میلاد سرداران کربلا

شب میلاد(سه شنبه شب)

هیئت انصارالمهدی(عج)

دریافت فایل های صوتی

فایل اول-حجم:1.27 MB

فایل دوم-حجم:1.24 MB

دریافت عکس های مراسم

جهت مشاهده سایز بزرگ تصاویر، روی آن ها کلیک فرمائید.


مسابقه دلنوشته ای به امام زمان(عج)

***مسابقه***

Normal 0 false false false false EN-US X-NONE AR-SA

دلنوشته ای به امام زمان (عج)

با عرض سلام وعرض تبریک به مناسبت فرا رسیدن ایام میلاد با سعادت سرداران کربلا؛به همین مناسبت مسابقه ای تحت عنوان «دلنوشته ای به امام زمان(عج)» برگزار می گردد و شرکت کنندگان می توانند دلنوشته های خود راحداکثر تا روز جمعه مورخ 24/4/90 به جناب آقای کوهنورد تحویل دهند و یا از طریق رایانامه ansarolmahdi83@yahoo..com برای ما ارسال نمایند. در ضمن  به نفرات برتر به قید قرعه  در روز یکشنبه (نیمه شعبان) جوایزی اهداءخواهد شد.

جهت دریافت فایل پی دی اف مسابقه
کلیک کنید

چطور هر روز حضرت سیدالشهدا را زیارت کنیم؟

فرا رسیدن میلاد سرداران کربلا(ع)مبارک باد

طبق نقل تاریخ و روایات اهل بیت علیهم‌السلام، همه ائمه شیعه، پایان حیات دنیاییشان با شهادت بوده است.بنابر این، با توجه به اینکه  قرآن کریم شهیدان را زنده معرفی می‌کند و مسلمانان را از مرده تصور کردن آنان نهی می نماید، لذا امامان ما همیشه زنده اند و حتی بعد از شهادت نیز، آگاهی و توجه آنها به این جهان کم نمی شود.

از همین رو است که پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله بارها یکسانی زیارتشان در حیات و پس از آن را بیان کرده‌اند و این ویژگی را برای دیگر ائمه نیز قائل شده‌اند.

با توجه به این تعالیم، آثار و برکات زیادی در زیارت اهل بیت علیهم‌السلام پس از شهادت وجود دارد. به عنوان نمونه، اهل‌بیت علیهم‌السلام، کلام ما را می‌شنوند و پاسخ درخواست زایران را می‌دهند. در کنار این، زیارتشان برای زایر سازنده و تربیت کننده است و اجر و پاداشی عظیم دارد.

اما با این وجود، برای زیارت هیچ امامی، به اندازه زیارت امام حسین علیه‌السلام در کربلا تاکید نشده است. آنچه در زیارت حسین بن علی علیه‌السلام بسیار چشم گیر است، ثواب‌های کلان و پاداش‌های عظیم و حیرت آوری است که در روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام برای آن بیان گشته است.

  • علت چیست؟

اگر خوب بنگریم، می‌یابیم که امام حسین علیه‌السلام هرآنچه داشت، در راه خدا داد و با این كار، اسلام را زنده كرد و بقاء دین را بیمه نمود. لذا دین رسول خدا، با وجود امام حسین علیه‌السلام تداوم یافت. این همان مفهوم کلام سیدالشهدا است که در روز عاشورا فرمود: اگر استواری و استقامت دین جدم با مرگ من است، پس ای تیغ ها مرا در برگیرید.

از همین رو است كه لحن و بیانی كه در احادیث مربوط به زیارت سیدالشهداء علیه‌السلام به كار رفته است، حاکی از عظمتی حیرت آور و آمیخته با تاكیداتی فراوان است. به عنوان مثال، روزی امام صادق علیه‌السلام از یکی از شیعیان به نام "سدیر" پرسید:

- آیا هر روز حسین(علیه السلام) را زیارت می کنید؟

- خیر!

- آیا هر جمعه زیارت می کنید؟

- خیر!

- هر ماه چطور؟

- خیر!

- هر سال چطور؟

- گاهی چرا.

آنگاه فرمود:

- ای سدیر، با توجه به اینکه هزاران فرشته غبار آلود و گریان، هر روز حسین علیه‌السلام را زیارت می‌کنند و خسته نمی‌شوند، چرا تو هر هفته، یا هر روز یک بار، آن حضرت را زیارت نمی‌کنی؟

سدیر گفت: فدایت شوم، میان ما و او فرسنگ ها فاصله است.

در این هنگام امام صادق علیه‌السلام فرمود: بر پشت بام برو ... و بگو:

السلام علیک یا اباعبدالله ، السلام علیک و رحمه الله و برکاته؛

با این کار برای تو زیارت محسوب می‌شود و پاداش حج و عمره می‌یابی.

حدیث حضرت صادق صلوات الله علیه

با عرض سلام و تسلیت به مناسبت فرا رسیدن سالروز شهادت
حضرت موسی بن جعفر  امام کاظم علیه السلام
یه حدیث زیبا با شرحی از حضرت آیت الله حاج شیخ مجتبی تهرانی
مدت: 8دقیقه / حجم: 1.85 MB
دانلود

استاد انجوی نژاد

به نام خدا و با سلام خدمت کاربران محترم خصوصا بر و بچه های هیئت

امیدوارم تعطیلات خوبی داشته باشید

یه فایل صوتی کوتاه از استاد انجوی نژاد برای دانلود گذاشتم

که پیشنهاد می کنم حتما بشنوید

تا بعد ...

دانلود

لقمه حرام

تاثیر لقمه حرام!!!

از زبان حضرت آیت الله حائری شیرازی

دانلود

عیدتان مبارک

 
نعره زد عشق كه خونين جگرى پيدا شد
حُسن لرزيد كه صاحب نظرى پيدا شد
یا علی، ای نعمت بزرگ پروردگار، خوش آمدی.
یا علی تو کیستی؟ هر چه بگویم، کم است. چه خوب رسول خوبان فرمود:
وَ لَو لا أنتَ یا علیُّ لَم یُعرَفِ المُؤمنونَ بَعدی
یا علی اگر تو نبودی مؤمنان بعد از من شناخته نمی‌شدند.
یعنی شما معیار ایمان هستید. اصلاً میزان روز حساب شمایید.
و چه خوش گفت شهریار که عالمی در تحیّر امیری چون شما مانده اند
نه خدا توانمش خواند، نه بشر توانمش گفت
متحیّرم چه نامم شه ملک لا فتی را
دوست من دقت کرده ای وقتی به زیارت سلطان سریر ارتضا، علی ابن موسی الرضا(ع)، مشّرف میشویم و همچنین سایر ائمّه‌ی معصوم، در اذن دخول میخوانیم:
اللّهمَّ إنّی وَقَفتُ علی بابٍ من أبوابِ بُیوتَ نبیَّک... خدایا من در مقابل دری از خانه‌های نبی‌ات ایستاده‌ام و اذن دخول میطلبیم
ولی وقتی به زیارت امیر عوالم هستی، امیرالمؤمنین، در نجف مشّرف میشویم میگوییم:
(وقتی وارد حرم میشویم) اَللّهمَّ لِبابِکَ وقَفتُ، و بِفِنائِکَ نَزَلتُ و بِحَبلِکَ اعتَصَمتُ...
خدایا بر در آستان تو ایستاده‌ام، و فدایی در راه تو فرود آمدم و به ریسمان تو(حبل تو) چنگ زده‌ام...
(وقتی وارد صحن میشویم) أللّهمَّ إنّ هذا الحرَمَ حَرَمُک و المَقامَ مقامُک...
خدایا به درستی که این حرم، حرم توست و این مقام، مقام توست...
و برای دخول فقط از خدا اجازه میگیریم.
یا علی چه بگویم مگر تو کیستی که آستان تو، آستان خداوند عالم است
البته شیرخدا، حیدر کرار، یعسوب الدین، امیرالمؤمنین علی ابن ابی‌طالب برترینِ مخلوقات و حبل المتین الهی است که هیچ مکانی در این زمین توان نزول او، این نعمت الهی را ندارد مگر خانه‌ی کعبه، خانه‌ی خود خدا ( به قول ظریفی: از کوزه همان برون طراود که در اوست.) و هیچ مکانی قابلیت عروج وی را ندارد مگر محراب عبادت مسجد کوفه!
خود امیرالمؤمنین(ع) فرمودند ما را خدا ندانید هر چه می خواهید بگویید.
میلاد گل سر سبد عالم، شاه دین،یعسوب الدین،خلیفه بلافصل رسول رب العالمین(ص) بر شما مبارک.
به ذرّه گر نظر لطف بوتراب کند
به آسمان رود و کار آفتاب کند

حدیثی از رسول خدا(ص)

روایتی از پیامبر(ص) آماده شده است که فایل پی دی اف آن را می توانید از آدرس زیر  دانلود بفرمائید
(حتما دانلود کنید)

السلام علیک یا امیرالمومنین

ولادت با سعادت حضرت جواد(ع) مبارک باد

یه یادگاری زیبا از حضرت جواد علیه السلام

حرکت کردن به سوی خداوند با دل، شخص را بهتر، سریعتر و مطمئن‌تر به خداوند می رساند، نسبت به اطاعت و عبادتش با سایر اعضاء و جوارح.

یه داستان کوتاه از شجاعت و شیوه سخن گفتن حضرت

روزى مامون به قصد شکار بیرون آمد و با جاه و جلال سلطانى عبور مى کرد، عده اى از بچه ها در راه بازى مى کردند و امام جواد علیه السلام هم که حدود یازده سال داشت در کنار آنها ایستاده بود. بچه ها که چشمشان به مامون و اطرافیانش افتاد از ترس فرار کردند اما آن حضرت از جاى خود حرکت نکرد.

مامون به او نزدیک شد و با یک نگاه آثار متانت و بزرگى را در چهره او مشاهده کرد. آنگاه به او گفت : چرا مانند بچه هاى دیگر فرار نکردى ؟

حضرت جواب داد: راه تنگ نبود تا من با رفتم آن را وسیع کنم و گناهى هم نکرده ام که بترسم گمانم این بود که تو به کسى که جرمى نکرده است آزارى نمى رسانى .

مامون از سخنان شیواى او در شگفتى فرو رفت و گفت : اسم تو چیست ؟

حضرت پاسخ داد: محمد.

مامون : فرزند على بن موسى الرضا علیه السلام .

مامون از خداوند براى پدرش که خود او را به شهادت رسانده بود طلب رحمت کرد و به راه خود ادامه داد.

تبیان

لیله الزغائب ..

وقتی میگن امشب می تونی هرآرزویی داری بگی ،
بغض گلوم رو میگیره!

وقتی یادت میندازن که یکی هست ، یکی هست که صدات رو میشنوه
یکی که توی خلوت اشکات پا میذاره ،
یکی نزدیک تر از اونچه که فکرش رو بکنی!
دستام خالیه! خودم لبریز گناه!
اون میشنوه ... همیشه میشنوه... بگو
بگو که چقدر بهش نیاز داری ...

خوردی زمین، خسته ای، میخوای دستاتو بگیره و بلندت کنه!
بگو ، هرچی تو دلته... بریز بیرون...فریاد بزن...
خودش گفته!
اون قول داده!

خدایا ما را آن ده که آن به.


خدایا شیرینی بخشش و محبتت را به ما بچشان.

اگه امشب دلت تا یه جاهایی پرکشید ما رو هم از یاد نبر!

التماس دعا

مرد جوانی در فرودگاه

مرد جوانی در فرودگاه

یک مرد جوان در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود چون هنوز چند ساعت به پروازش باقی مانده بود، تصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی خریداری کند. او یک بسته بیسکوئیت نیز خرید.

او برروی یک صندلی دسته‌دارنشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد. در کنار او یک بسته بیسکوئیت بود و پیرمردی هم در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه می‌خواند .وقتی که او نخستین بیسکوئیت را به دهان گذاشت، متوجه شد که پیرمرد هم یک بیسکوئیت برداشت و خورد. او خیلی عصبانی شد ولی چیزی نگفت. پیش خود فکر کرد: «بهتر است ناراحت نشوم. شاید اشتباه کرده باشد.»  ولی این ماجرا تکرار شد. هر بار که او یک بیسکوئیت برمی‌داشت ، آن پیرمرد هم همین کار را می‌کرد. این کار او را حسابی عصبانی کرده بود ولی نمی‌خواست واکنش نشان دهد. وقتی که تنها یک بیسکوئیت باقی مانده بود، پیش خود فکر کرد: «حالا ببینم این پیرمرد بی‌ادب چکار خواهد کرد!!!؟»  پیرمردآخرین بیسکوئیت را نصف کرد و نصفش را خورد. این دیگه خیلی پرروئی می‌خواست!  او حسابی عصبانی شده بود.

در این هنگام بلندگوی فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار شدن به هواپیماست. آن مرد جوان کتابش را بست، چیزهایش را جمع و جور کرد و با نگاه تندی که به پیرمرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه  اعلام شده رفت.

وقتی داخل هواپیما روی صندلی‌اش نشست، دستش را داخل ساکش کرد تا عینکش را داخل ساک قرار دهد و ناگهان با کمال تعجب دید که جعبه  بیسکوئیتش آنجاست، باز نشده و دست نخورده! خیلی شرمنده شد!! از خودش بدش آمد … یادش رفته بود که بیسکوئیتی که خریده بود را داخل ساکش گذاشته بود.

آن پیرمرد بیسکوئیت‌هایش را با او تقسیم کرده بود، بدون آن که عصبانی و برآشفته شده باشد…

در صورتی که خودش آن موقع که فکر می‌کرد آن پیرمرد دارد از بیسکوئیت‌هایش می‌خورد خیلی عصبانی شده بود. و متاسفانه دیگر زمانی برای توضیح رفتارش و یا معذرت‌خواهی نبود.

- چهار چیز است که نمی‌توان آن‌ها را بازگرداند…
سنگ … پس از رها کردن!
حرف … پس از گفتن!
موقعیت… پس از پایان یافتن!
و زمان … پس از گذشتن!

حلول ماه رجب مبارک

بسم الله الرحمن الرحیم

با عرض سلام خدمت تمامی دوستان عزیز

فرا رسیدن سالروز میلاد با سعادت حضرت امام باقر(ع) را خدمت شما تبریک عرض می نمایم.

در ضمن یاد و خاطره امام عزیزمون(ره) هم که فردا سالروز رحلتشون هست را گرامی می داریم.

در این پست، برآنیم اول با ذکر چند حدیث، فضیلت ماه بزرگ رجب رو خدمت سروران گرامی متذکر شویم و بعد هم چندی از اعمال این ماه بزرگ را بیان نمائیم.

رفقا! قدر بدونیم ... می گن ماه رجب و شعبان ماه امتحان است ...  شب قدر ، زمان کارنامه گرفتن و    ان شاء الله عید فطر هم زمان جایزه گرفتن!!!

بچه ها جا نمونیم ...!

فضیلت ماه رجب:

***پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) نيز در بيان عظمت و اهميت ماه رجب مي‌فرمايند: خداوند متعال در آسمان هفتم فرشته‌اي به نام داعي قرار داده است هرگاه ماه رجب فرا رسد آن فرشته دعوت كننده هر شب تا به صبح گويد: خوشا به حال كساني كه به ذكر الهي مشغولند خوشا به حال كساني كه با ميل و رغبت تمام رو به سوي درگاه خدا آرند و خداوند مي‌فرمايد: من همنشين كسي هستم كه با من همنشين باشد و مطيع كسي هستم كه فرمان مرا ببرد و آمرزنده‌ام كس را كه از من طلب آمرزش كند اين ماه رجب ماه من، بنده هم بنده من و رحمت هم از آن من است. هر كس مرا در اين ماه بخواند پاسخ مثبت دهم و هر كس از من چيزي بخواهد به او عطا كنم و هر كس از من هدايت جويد هدايتش كنم و من اين ماه را وسيله ارتباط بين خود و بندگانم قرار داده‌ام پس هر كس به آن چنگ زند به من مي‌رسد.

***امام صادق (عليه السلام) نيز در مورد كرامت و فضيلت اين ماه مي‌فرمايد: آن گاه كه قيامت بر پا شود منادي الهي فرياد مي‌زند أين الرجبيون؟ كجايند آنان كه ماه رجب را گرامي داشتند و از آن بهره‌ها بردند از آن انبوه جمعيت، گروهي برخيزند كه نور جمالشان محشر را روشن كند بر سر آنان تاج‌هاي شاهي كه مرصع به در و ياقوت است قرار دارد و در طرف راست هر نفر از آنان هزار فرشته و در سمت چپ نيز هزار فرشته به او كرامت و تعظيم الهي را تبريك گويند؛...

***امام صادق (عليه السلام) نيز فرموده‌اند:براستي كه نوح در روز اول رجب سوار كشتي شد و به همراهان خود گفت كه اين روز را روزه بگيرند و فرمود كسي كه اين روز را روزه بگيرد جهنم به اندازه مسافت يكسال از او دور خواهد شد و كسي كه هفت روز از اين ماه را روزه بگيرد درهاي هشتگانه بهشت براي او باز مي‌شود و كسي كه پانزده روز از اين ماه را روزه بگيرد حاجتش داده خواهد شد و كسي كه بيشتر روزه بگيرد خداي عزوجل ثواب بيشتري به او عنايت خواهد كرد.

برخی اعمال ماه رجب:

اعمال ماه رجب

از اعمال مهم و ارجمند اين ماه خواندن اذكار دعاهايي است كه از سوي معصومين (عليهم السلام) روايت شده است. از جمله آنكه:

1ـ در طول ماه هزار بار خواندن اين دعا: استغفرالله ذوالجلال و الاكرام من جميع الذنوب و الاثام. شيخ صدوق در اين باره روايت كرده است كه هر كس اين دعا را در رجب هزار بار بخواند خداوند به او مي‌گويد: اگر تو را نيامرزم خداي تو نيستم، خداي تو نيستم.

2ـ خواندن سوره توحيد ده هزار يا هزار بار كه هر كس در رجب اين سوره را هزار بار بخواند در قيامت پاداشي برابر عمل هزار پيامبر و هزار فرشته خواهد داشت و هيچ كس از او به خدا نزديكتر نخواهد بود جز آنكه پيش از اين سوره را خوانده باشد.

3ـ گفتن هزار بار لا اله الا الله و روايت شده هر كس در رجب هزار بار لا اله الا الله بگويد خداوند صد هزار حسنه براي او مي‌نويسد و صد كاخ بهشتي به او مي‌دهد.

4ـ صدبار خواندن اين دعا: استغفرالله الذي لا اله الا هو وحده لا شريك له و اتوب اليه كه روايت شده هر كس اين دعا را صد بار بگويد و پس از آن صدقه انفاق نمايد خداوند كارش را با بخشش و آمرزش پايان دهد و اگر همان را چهارصد بار بگويد خداوند پاداش صد شهيد را به او مي‌دهد.

5ـ به پيروي از امام سجاد (عليه السلام) در همه ماه در سجده‌هاي خود اين دعا را بخواند: عظم الذنب من عبدك فليحسن العفو من عندك.

6ـ از جمله اعمال ديگر ماه رجب كه داراي فضيلت بي شماري است خواندن دعاي يا من ارجوه لكل خير بعد از هر نماز واجب است اين دعا در مفاتيح الجنان ذكر شده و براي فرد فضيلت‌هاي بي شماري را به همراه دارد.

7ـ خواندن دعاي اللهم اني اسالك صبر الشاكرين لك در هر روز. در كتاب اقبال در مورد اين دعا آمده است كه معلي از حضرت امام صادق (عليه السلام) خواست تا دعايي به او بياموزد كه تمام معارف شيعه را در برداشته باشد امام خواندن اين دعا را به او توصيه كرده است.

8ـ هر روز اين دعا را خواندن: يا من يملك حوائج السائلين.

9ـ خواندن دعاي اللهم اني اسألك بمعاني جميع ما يدعوك به ولاة امرك كه از دست خط حضرت ولي عصر نقل شده است و دعايي است با مضامين بسيار بلند و نيكو كه درهايي از علم  و معرفت را به روي آنكه اهل آن باشد مي‌گشايد.

10ـ خواندن دعاي ارجمند و پر مضمون اللهم يا ذالمنن السابغه...

11ـ زيارت حضرت امام حسين (عليه السلام) در آغاز و در ميان ماه.

12ـ به جاي آوردن نمازهاي ويژه ماه.

13-توجه به اعمال روز 13-14-15 رجب که به ایام البیض مشهور است.

التماس دعا

یه مکالمه زیبا ...

"خلوت با بهترین دوست" 

گفتم: خسته‌ام

گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله
     .:: از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53) ::.

گفتم: هیشکی نمی‌دونه تو دلم چی می‌گذره

گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه
     .:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.
 

گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم

گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید
     .:: ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم (ق/16) ::.

گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!

گفتی: فاذکرونی اذکرکم
     .:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152) ::.

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟

گفتی: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا
     .:: تو چه می‌دونی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63) ::.
 

گفتم: تو بزرگی و نزدیکت برای منِ کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟

گفتی: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله
     .:: کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (یونس/109) ::.
 

گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچیک . . . یه اشاره‌ کنی تمومه!

گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم
     .:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.

گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل . . .  اصلا چطور دلت میاد؟

گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم

.:: خدا نسبت به همه‌ی مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143) ::.

گفتم: دلم گرفته

گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا
     .:: (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشن (یونس/58) ::.

 گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله

گفتی: ان الله یحب المتوکلین
     .:: خدا اونایی رو که توکل می‌کنن دوست داره (آل عمران/159) ::.

گفتم: خیلی چاکریم!

ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع کن! یادت باشه که:

و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره 
.:: بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت می‌کنن. اگه خیری بهشون برسه، امن و آرامش پیدا می‌کنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن، رو گردون میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر می‌کنن (حج/11) ::.

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم

گفتی: فانی قریب 
     .:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.
 

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم . . . کاش می‌شد بهت نزدیک شم

گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
     .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.
 

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!

گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
     ..:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی

گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه 
     .:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.

گفتم: با این همه گناه . . . آخه چیکار می‌تونم بکنم؟

گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده 
     .:: مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

گفتم: دیگه روی توبه ندارم

گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
     .:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) ::.

گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟

گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا

.:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::. 

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟

گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله

.:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌کنه؛ عاشق می‌شم!  . . .  توبه می‌کنم

گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
     .:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک

گفتی: الیس الله بکاف عبده
     .:: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار می‌تونم بکنم؟

گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما

.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. اون کسیه که خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳)

تفاوت ان شاء الله و انشاءلله

 

آیا به کلمات و الفاظی که روزانه می نویسیم دقت کرده ایم؟

برخی از این الفاظ رایج به دلیل عدم مشروعیت و مخالفت آنان با اعتقادات ما می تواند خطراتی به همراه داشته باشد.

از بین این الفاظ (ان شاء الله) در بعضی اوقات انشاء الله نوشته می شود, با كمی دقت به معانی این دو متوجه می شویم که این دو لفظ با هم تفاوت دارند .


إنشاء مصدر فعل «أنشأ» و به معنای (ایجاد کردن ,به وجود آوردن , خلق کردن )است.

طبق این آیه)) إِنَّا أَنشأْنَهُنَّ إِنشاءً ۳۵-واقعه ((  ما آنان را به وصفی ناگفتنی ایجاد كردیم .

پس ابراز )انشاءالله) در مواقعی که می خواهیم کاری را انجام دهیم، معنای ایجاد و خلق از سوی ما را القاء می کند، یعنی ما خداوند را ایجاد كرده ایم.(العیاذبالله!(

))إن))در (ان شاء الله) حرف شرط و به معنای «اگر» و فعل «شاء» به معنای خواستن و مقدر كردن است.

و ما با نوشتن إن شاء الله به این صورت می گوییم( اگر خداوند مقدر فرمود؛ به خواست خدا(

كه در این آیه معنا مشخص است:

((وَ مَا تَشاءُونَ إِلا أَن یَشاءَ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِیماً حَكِیماً))  30.انسان

و شما ( اولیای حق ) چیزی جز آنچه خدا بخواهد نمی‏خواهید (و كار را به او تفویض می‏كنید كه) البته خدا به احوال خلق دانا و به صلاح بندگان آگاهست.

برگرفته از : تفسیر نمونه جلد 5 

نقل از تبیان

****************

جمله ان شاء الله به هنگام بیان تصمیم هاى مربوط به آینده ، نه تنها یك نوع ادب در پیشگاه خدا است ، بلكه بیان این حقیقت مهم نیز هست كه ما چیزى از خود نداریم هر چه هست از ناحیه او است ، مستقل بالذات خدا است ، و ما همه متكى باو هستیم ، تا اراده او نباشد اگر تیغهاى عالم از جا حركت كنند حتى یك رگ را نخواهند برید، و اگر اراده او باشد همه چیز به سرعت تحقق مى یابد و حتى شیشه را در بغل سنگ نگه مى دارد.

البته ما معنی این جمله رو همیشه در ذهن میدونیم ، اما درست نوشتن بهتر است .

 با تشکر

فرا رسیدن سالروز ولادت با سعادت حضرت صدیقه(س)مبارک باد

و فاطمه(س) این‌گونه بود...

حضرت فاطمه زهرا

در این سرای خاکی ملکوتیانی از جنس آسمان ؛ کنار من و تو ؛

بی تکلف و بی پیرایه ؛ مستانه مستوری گزیده‌اند که برای همه بی قراران قرارگاه و برای آشفتگان و بیچارگان مأمن و پناهند ...

سنگ صبور هر آنچه غم و اندوه و درد است ... از هر نوع جنسی که باشد ...

در برابر مصایب و مسائل ؛ کوه مقاومت و استقامت ...

تکیه گاه روح‌های پریشان و مضطرب ...

و التیام بخش و مرهم زخم‌ها و جراحت‌هایت ... عطوف و مهربان و دلسوز ...

تو گویی در برابر سختی‌ها ؛ فشارها ؛ مسئولیت‌ها ؛ التهاب‌ها و چالش‌ها ؛

بی قراری‌ها و آشفتگی‌های پیرامونت ؛

از حوادث تلخ روزگار گرفته تا رنج‌های شخصی اطرافیانت ؛

دل ندارند که اگر کوه بود کمر خم کرده بود ...

اما ایشان همچنان تیر در چشم ؛ استخوان در گلو ؛ با نشاط و طراوت ؛

با شادابی و نور ؛ محرک و سرچشمه امیدند ...

و برای تن خسته و دل مجروح تو ؛ دل آرام ؛ مرهم ؛ غمگسار و مهرورز ...

در خیرات گوی سبقت را از رقیبان ربوده‌اند و آخرالامر در کنار آن اقیانوس در نجوای شبانه خود ؛ خود را قطره‌ای نمی‌بینند ...

رنج‌ها و جراحت‌های بسیار دارند ؛ اما هیچ‌گاه تو از آن با خبر نخواهی شد ...

زخم‌هایی که تنها یکی از آن تو را نابود می‌کرد و آنچنان تو را بی خود و بی قرار می‌کرد

که عنان از دست می‌دادی و عمری را سر درگریبان ؛

 مأیوس و ناامید از دنیا و ما فیها می‌شدی ....

آنگاه که همسر مظلومش امیرالمؤمنین علی (ع) درباره او گفت: فوالله ... لا اغضبتنی ولاعصت لی امرا و لقد کنت انظر الی‌ها فتنکشف عنی الهموم و الاحزان، سوگند به خدا که فاطمه هیچ گاه مرا خشمگین نکرد و در هیچ کاری از من سرپیچی ننمود ...  و من هرگاه به فاطمه نگاه می‌کردم ، غم و اندوه از من زدوده می‌شد ... 

ایشان نه تنها از دل‌تنگی‌ها و مشقات و رنج‌های خود سخنی بر زبان نمی‌آورند ...

نه تنها سنگ صبور همه آشنایان مجازی و واقعند ...

که به سوی سختی‌ها هجوم می‌آورند و هر جا کاری و باری بر زمین مانده باشد ...

 مستانه و مشتاق ؛ بی اجر و مزد و پاداش ؛ بی تشکر و سپاس

 همه تهمت‌ها و برچسب‌ها را هم به جان می‌خرند ...

 هیچ کس را یارای تحمل این همه خطرات و مسئولیت‌ها نیست ...

هر وقت به سیمای نورانیشان می‌نگری ؛ شور و حرکت و نور و امید می‌بینی ...

اینان همان همسران و مادران سخت کوش و عطوف و مهربان ما هستند ...

 که به یگانه بانوی دو عالم اقتدا کرده‌اند ...

که فاطمه این‌گونه بود ...

آنگاه که همسر مظلومش امیرالمؤمنین علی (ع) درباره او گفت:

فوالله ... لا اغضبتنی ولاعصت لی امرا و لقد کنت انظر الی‌ها فتنکشف عنی الهموم و الاحزان

 سوگند به خدا که فاطمه هیچ گاه مرا خشمگین نکرد و در هیچ کاری از من سرپیچی ننمود ...

 و من هرگاه به فاطمه نگاه می‌کردم ، غم و اندوه از من زدوده می‌شد ... 

ان‌ها استقت بالقربة حتی اثرفی صدرها وطحنت بالرحی حتی مجلت یدها

 و کسحت البیت حتی اغبرت ثیابها و اوقدت النار تحت القدر حتی دکنت ثیابها

 فاصابها من ذلک ضرر شدید ...

 فاطمه آن قدر با مشک، آب کشید که اثر آن در سینه‌اش آشکار شد و

 چندان با دست خود آسیاب کرد که دست‌هایش پینه زد ...

 و آن قدر خانه را جاروب کرد که لباس‌هایش خاک آلود گردید ...

 و چندان آتش در زیر دیگ روشن کرد که لباس‌هایش سیاه و دود آلود شد ...

 و از این کارها رنج و سختی زیادی به او رسید .

و در آخرُ او هم‌پرواز روح بزرگ علی در تقرب و بندگی خدا بود چنانکه مولا در حقش چنین فرمایش نمود:

فاطمه، بهترین یاور من در بندگی خدا بود

 نعم العون علی طاعة الله

کلیپ پاسخ به شبهه ازدواج عمر با ام كلثوم(س)


بسم الله
ضمن عرض سلام و تبریک به مناسبت فرا رسیدن سالروز ولادت با سعادت حضرت صدیقه(س)
شما بزرگواران می توانید کلیپ
پاسخ به شبهه ازدواج عمر با ام كلثوم را از آدرس زیر به دو صورت تصویری و صوتی دریافت نمائید
http://www.bonyannew.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=435&Itemid=151
التماس دعا

سیر الی الله ... !

سلام علیکم
برای آدمی مثل من که شوق بسیار زیادی به سیر الی الله و رسیدن به مقام یقین دارد (و مدت زیادیست عزم جدی ای دارد)، اما شرایطی را ندارد که استاد داشته باشد (نه استادی میشناسد ، نه شرایط تحصیل در حوزه را دارد و بسیار هم کمرو است) چه راه چاره ای هست ؟ از طرفی سن و سالم هم دارد بالای 21 سال میرود ،آیا باید محروم بمانم ؟ خودم به تنهایی که نه راه را میشناسم و نه میتوانم استمرار خودم را حفظ کنم (چون مطمئن نیستم راهی که میروم صحیح است یا خیر بدون استاد(

  حجت الاسلام و المسلمين جاودان فرمودند:
سلام علیکم و رحمه الله
آنچه در سیر الی الله لازم اول است قدرت عمل است انسان چقدر اهل عمل است هرچه بیشتر بهتر، بعد از این استاد لازم است که عمل به هرز نرود یا اشتباهی پیش نیاید. اگر شما مرد عمل هستی همین الان شروع کن. راهی که باید بروی از ترک محرمات و فعل واجبات شروع می شود. این مسئله را شما بخوبی انجام بده و قدم بعدی روشن است . اما بدون این مقدمه هیچ چیز در سیر الی الله ممکن نیست. برای توفیق در این راه باید مسائل حرام و حلال الهی را بخوبی بدانید. اینهم با کمک کتاب واجبات و محرمات آیت الله مشکینی و گناهان کبیره آیت الله دست غیب قابل حل است . این دو کتاب را بخوبی بخوانید. بعد باز هم تماس بگیرید.

کلیپ

آیا لعن به صورت علنی جائز است یا خیر؟

دریافت کلیپ

عجب شانسی ...

پير مرد روستا زاده ای بود که يک پسر و يک اسب داشت. روزی اسب پيرمرد فرار کرد، همه همسايه ها برای دلداری به خانه پير مرد آمدند و گفتند:عجب شانس بدی آوردی که اسبت فرارکرد!
روستا زاده پير جواب داد: از کجا ميدانيد که اين از خوش شانسی من بوده يا از بد شانسی ام؟ همسايه ها با تعجب جواب دادن: خوب معلومه که اين از بد شانسيه!
هنوز يک هفته از اين ماجرا نگذشته بود که اسب پير مرد به همراه بيست اسب وحشی به خانه بر گشت. اين بار همسايه ها برای تبريک نزد پير مرد آمدند: عجب اقبال بلندی داشتی که اسبت به همراه بيست اسب ديگر به خانه بر گشت! پير مرد بار ديگر در جواب گفت: از کجا ميدانيد که اين از خوش شانسی من بوده يا از بد شانسی ام؟ فردای آن روز پسر پيرمرد در ميان اسب های وحشی، زمين خورد و پايش شکست. همسايه ها بار ديگر آمدند: عجب شانس بدی! وکشاورز پير گفت: از کجا ميدانيد که اين از خوش شانسی من بوده يا از بد شانسی ام؟ وچند تا از همسايه ها با عصبانيت گفتند: خب معلومه که از بد شانسيه تو بوده پير مرد کودن!

چند روز بعد نيرو های دولتی برای سرباز گيری از راه رسيدند و تمام جوانان سالم را برای جنگ در سر زمينی دور دست با خود بردند. پسر کشاورز پير به خاطر پای شکسته اش از اعزام، معاف شد. همسايه ها بار ديگر برای تبريک به خانه پير مرد رفتند: عجب شانسی آوردی که پسرت معاف شد! و کشاورز پير گفت:از کجا ميدانيد که...؟

تفاوت بین آسان و مشکل

تفاوت بین آسان و مشکل
نشان دادن یپروزی آسان است ولی قبول کردن شکست مشکل است.

زمین خوردن با یک سنگ آسان است ولی بلند شدن مشکل است.

لذت بردن از زندگی آسان است ولی ارزش واقعی دادن به آن مشکل است.

قول دادن بعضی چیز ها به بعضی افراد آسان است ولی وفای به عهد مشکل است..

انتقاد از دیگران آسان است ولی خودسازی مشکل است.

ایراد گیری از دیگران آسان است عبرت گرفتن از آنها مشکل است.

فکر بد کردن در مورد دیگران آسان است رها ساختن آنها از شک و دودلی مشکل است.

دریافت کردن آسان است اهدا کردن مشکل است.

حفظ دوستی با کلمات آسان است حفظ آن با مفهوم کلمات مشکل است.

سرعت غیرمجاز

روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان كم رفت و آمدی می گذشت. ناگهان از بین دو اتومبیل پارك شده در كنار خیابان یك پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب كرد.

پاره آجر به اتومبیل او برخورد كرد . مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید كه اتومبیلش صدمه زیادی دیده است. به طرف پسرك رفت تا او را به سختی تنبیه كند. پسرك گریان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی كه برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب كند.

پسرك گفت:"اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت كسی از آن عبور می كند. هر چه منتظر ایستادم و از رانندگان كمك خواستم كسی توجه نكرد. برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور كافی برای بلند كردنش ندارم. "برای اینكه شما را متوقف كتم ناچار شدم از این پاره آجر استفاده كنم. "

مرد متاثر شد و به فكر فرو رفت.... برادر پسرك را روی صندلی اش نشاند، سوار ماشینش شد و به راه افتاد...

نتیجه اخلاقی ...

در زندگی چنان با سرعت حركت نكنید كه دیگران مجبور شوند برای جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب كنند! خدا در روح ما زمزمه می كند و با قلب ما حرف می زند. اما بعضی اوقات زمانی كه ما وقت نداریم گوش كنیم، او مجبور می شود پاره آجری به سمت ما پرتاب كند. این انتخاب خودمان است كه گوش كنیم یا نه!

فدکنامه

هوالشهید

سلام علیکم

ایام سوگواری حضرت صدیقه(س) را خدمت امام زمان(عج) و رهبر معظم انقلاب

و شما دوستداران آن حضرت تسلیت می گوئیم

مطلبی تحت عنوان «نگاهی به ماجرای فدک» آماده شده است.

که می توانید علاوه بر مطالعه، آن را در برد ها و ... جهت استفاده ولایتمداران قرار دهید.

(البته در صورت امکان و با در نظر گرفتن شرایط محیط!)

برای دریافت مطلب کلیک نمائید

برای مشاهده متن فونت های زیر را دانلود بفرمائید و در قسمت ویندوز/فونت دستگاه قرار دهید

فونت1      فونت2     فونت3     فونت4

حراج وسايل شيطان

حراج وسايل شيطان

به روایت افسانه‌ها روزی شیطان همه جا جار زد كه قصد دارد از كار خود دست بكشد.
و وسایلش را با تخفیف مناسب به فروش بگذارد.
او ابزارهای خود را به شكل چشمگیری به نمایش گذاشت. این وسایل شامل خودپرستی،
شهوت، نفرت، خشم، آز، حسادت، قدرت‌طلبی و دیگر شرارت‌ها بود.
ولی در میان آنها یكی كه بسیار كهنه و مستعمل به نظر می‌رسید، بهای گرانی داشت
و شیطان حاضر نبود آن را ارزان بفروشد.
كسی از او پرسید: این وسیله چیست؟
شیطان پاسخ داد:

این نومیدی و افسردگی‌ست...

آن مرد با حیرت گفت: چرا این قدر گران است؟
شیطان با همان لبخند مرموزش پاسخ داد: چون این مؤثرترین وسیلة من است. هرگاه
سایر ابزارم بی‌اثر می‌شوند، فقط با این وسیله می‌توانم در قلب انسان‌ها رخنه
كنم و كاری را به انجام برسانم. اگر فقط موفق شوم كسی را به احساس نومیدی،
دلسردی و اندوه وا دارم، می‌توانم با او هر آنچه می‌خواهم بكنم
من این وسیله را در مورد تمامی انسان‌ها به كار برده‌ام. به همین دلیل این قدر
كهنه است.

مظلومیت حضرت زهرا(س) و فاصله دو حدیث!

سید نعمت الله جزائری در « انوار نعمانیه » درباره مناظره ای که بین مرحوم شیخ بهاء و عالمی از علماء اهل سنت که اعلم علماء مصر بود واقع شد نوشته است:

شیخ بهاء چون سفر مکه کرد چهار سال سفرش طول کشید و دو سال در مصر ماند و میان شیخ و آن عالم دوستی بود. شیخ به آن عالم اعلام نموده بود که من بر مذهب عامه و اهل سنت هستم.

روزی آن عالم به شیخ گفت که این طائفه رافضه که در نزد شما هستند در باب شیخین چه می گویند؟ شیخ بهائی فرمود: که آنها دو حدیث برای من ذکر نمودند که من از جواب آنها عاجز ماندم.

آن عالم سنی پرسید که آن دو حدیث کدام است؟ شیخ فرمود : می گویند که مسلم در صحیح خود روایت می کند که پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود هر که فاطمه(س) را اذیت و آزار برساند پس به تحقیق که مرا آزار کرده و هر که مرا اذیت کند خدا را اذیت کرده وهر که خدا را اذیت کند کافر است. و نیز مسلم در همان کتاب پس از پنج ورق روایت کرده که فاطمه علیها السلام از دنیا رفت و حال آنکه بر ابی بکر و عمر خشمناک بود.

پس من نتوانستم جواب این دو حدیث را بدهم و شیخین را تبرئه کنم . عالم سنی به شیخ گفت : من میروم آن کتاب را مطالعه می کنم و آن دو حدیث را می بینم تا جوابش را هم برای شما بیاورم. رفت و فردای آن روز به نزد شیخ آمد عرض کرد: من نگفتم که این رافضه همیشه به ما تهمت می بندند و در نقل حدیث دروغ می گویند .

من رفتم دیشب کتاب صحیح مسلم را مطالعه کردم دیدم فاصله ی حدیث اول با حدیث دوم بیشتر از پنج ورق است!!!

زندگی زیباست ...

چهار اصل !!!

از عالمی پرسیدند زندگی خود را بر چه بنا كردی؟

 گفت : چهار اصل

1- دانستم رزق مرا دیگری نمیخورد پس آرام شدم.

2- دانستم كه خدا مرا میبیند پس حیا كردم.

3- دانستم كه كار مرا دیگری انجام نمی دهد پس تلاش كردم.

4- دانستم كه پایان كارم مرگ است پس مهیا شدم.

فاطمیه امتدادش کربلاست

ما زنده به لطف و رحمت زهرائیم / مامور برای خدمت زهرائیم

روزی که تمام خلق حیرانند / ما چشم انتظار شفاعت زهرائیم

نمایان شد ز خط آتش و دود / که جرم فاطمه(س) حب علی(ع) بود

پس از زهرا(س)، علی(ع) بی همزبان شد / اسیر امتی نامهربان شد...

 

کدامین شب از آن شب تیره تر بود / که زهرا(س) حایل دیوار و در بود

حی علی العزاء

*فاطمیه امتدادش کربلاست*

برنامه هيئت انصارالمهدي(عج) به مناسبت ایام شهادت حضرت صدیقه طاهره (س)

 زمان: جمعه ٢٦/١ لغايت يكشنبه ٢٨/١

مكان: م_شهدا پشت كارخانه برق خ_ايرانمهر خ_خشكبارچي پ_پرچم

شروع مراسم٢٠:٣٠
لطفا به موقع در جلسه حضور داشته باشید

كجايند مردان بي ادعا!

كجايند مردان بي ادعا!

او تمام شب توی تخت فلزی فنری اتاق شماره ۱۷ رو به خیابان «ناصرخسرو» توی دستمالش سرفه می‌كند، تا صدای سرفه‌های خشكش، مسافران اتاق‌های دیگر را بیدار نكند. فقط دو بار از روی تخت بلند می‌شود و از پارچ پلاستیكی قرمز رنگ، توی لیوان آب می‌ریزد تا گلویش ‌تر شود.
بار اول وقتی از پنجره گرم تابستان به خیابان شب نگاه می‌كند، سواری سیاهی كنار جدول خیابان در حاشیه خط‌كشی‌های عابر پیاده ایستاده، ترمز می‌كند.
بار دوم كه مسافر می‌خواهد آب ته پارچ را توی لیوان پلاستیكی بریزد، به خیابان بی‌عابر نگاه می‌كند كه فقط ماشین پلیسی از آن می‌گذرد با چراغ روشن گردانش.
مسافر حتی غذایی كه سر شب از دستفروش نبش میدان «توپخانه» خریده بود را دست نزده گذاشته بود روی میز پلاستیكی كنار پنجره. از پنجره مردی را با چرخ‌دستی‌اش دیده بود كه زیر نور بی‌رمق خیابان به مسافران غریب تخم‌مرغ و سیب‌زمینی گرم با فلفل می‌فروخت.
دستفروش به مسافر گفته بود «این غذا بهتر از هزار دست چلوكباب است. »
دستفروش از جنگزده‌های جنوب بود. از محله كوت عبدالله خرمشهر. جنگ كه شروع می‌شود، خانه‌اش كه ویران می‌شود، می‌آید تهران. توی محله ناصرخسرو خانه‌ای اجاره می‌كند. می‌ماند و حالا هم كار و كاسبی به هم زده. وقتی مسافر از او می‌پرسد راضی هستی یا نه می‌گوید: «اگر شهردار بگذارد نانی در می‌آید. »
نوه‌اش هم جلوتر، بساط واكسی پهن كرده بود. پوست آفتاب سوخته و دست‌های فرزی داشت. مسافر اما كفشی برای واكس زدن نداشت.
توی شهر خودش مسافر شیروانی‌ساز بود. سقف خانه‌های زیادی را درست كرده بود. جنگ كه می‌شود كارش را ول می‌كند می‌رود جبهه. چند باری هم مجروح می‌شود. اما از چند ماه پیش كه سرفه‌هایش بیشتر می‌شود زنش اصرار می‌كند برود درمانگاه. توی درمانگاه برایش آزمایش می‌نویسد. دكتر كه جواب آزمایش‌ها را می‌بیند می‌گوید حتما باید بروی تهران. بعد برایش روی ورقه‌ای می‌نویسد بیمارستان ساسان.
برای همین راهی تهران می‌شود. شب را توی مسافرخانه سعادت می‌ماند تا صبح برود بیمارستان.
وقتی دكتر به او گفته بود «شما شیمیایی شده‌اید» مسافر با خود فكر كرده بود كجا و كی لابد او شیمیایی شده؟
توی جزیره مجنون یا موقعی كه از نهر جاسم می‌گذشتند و شاید وقتی نعش بچه‌های گردان را از توی كانال دریاچه ماهی بیرون می‌كشیده...
هرچه فكر كرد یادش نیامد، برای همین سعی كرد با این فكر‌ها خودش را خسته نكند. مسافر همان وقتی که شناسنامه‌اش را به مسافرخانه‌دار می‌داد به او گفته بود شش صبح صدایش بزند. برای همین مسافرخانه‌دار، درست ساعت ۰۷/۶ دقیقه صبح، با پای لنگش از پله‌ها بالا آمد و چند ضربه به در اتاق شماره ۱۷ زد. اما وقتی صدایی نشنید، باز هم به در زد و با خودش فكر كرد خواب این مسافر اتاق ۱۷ چقدر سنگین است.

لابد هیچ‌كدام از عابران و مغازه‌دارهای خیابان «چراغ برق» و«باب همایون» نمی‌دانستند، مسافری كه در اتاق شماره ۱۷ مسافرخانه سعادت روی تخت خوابیده، مردی است كه سال‌ها در جبهه‌های جنگ برای نجات كشورش جنگیده است.

برگرفته از سايت ارم نيوز

موش و دوستان بی تفاوت

موش و دوستان بی تفاوت



موشی درخانه تله موش دید، به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد همه گفتند: تله موش مشکل توست به ما ربطی ندارد.

چند روز بعد ، ماری درتله افتاد و زن خانه را که به سراغش رفته بود گزید؛ بازماندگان ازمرغ برایش سوپ درست کردند، گوسفندرابرای عیادت کنندگان سربریدند؛ گاو را برای مراسم ترحیم کشتند و تمام این مدت موش در سوراخ دیوار می نگریست ومی گریست.


  مولوی: 

در جهان تنها  يك  فضيلت وجود  دارد و آن  آگاهي  و  تنها  يك  گناه وجود دارد  و  آن جهل  است