بزرگ تر از دروغ!!!

چهره زیبای خلیفه دوم در سریال جنجالی الفاروق عمر

این روزها و این شبها شاهد نمایش سریال جنجالی الفاروق عمر از شبکه mbc هستیم. سریالی که حرف و حدیث های بسیاری به همراه داشته ، که بجز تایید تعدادی از شیوخ اهل تسنن که از بارزترین آنها یوسف القرضاوی را می توان نام برد، اعتراضات گسترده ای در مجامع سنی به همراه داشته است ...

 

اما اعتراض ما در اینجا کمی متفاوت با دیگر نقدها و اشکالات وارد به این فیلم می باشد. آنچه که در این سریال مشاهده کردیم ، استفاده بازیگر زیباروی سوری در نقش شخصیت اول سریال که همان عمر بن خطاب است (علیه ما علیه) ، می باشد. بر آن شدیم تا کمی اوراق پاره پاره تاریخ را ورق بزنیم و ببینیم که ایا عمر بن خطاب هم به این زیبایی بوده و یا کارگردان و تهیه کننده فیلم همانند فیلم نامه جعلیشان ، در انتخاب بازیگر هم سعی بر فریب مخاطب دارند؟!!

براستی چهره ظاهری عمر چگونه بوده است؟ابن عبدالبر که از علمای بزرگ و به نام اهل تسنن می باشد و بر توثیق او اتفاق دارند ، در کتاب استیعاب می نویسد: «کان ادم شدید الادمه» الاستیعاب : ج ۳ ص ۲۳۵
با رجوع به کتاب لسان العرب برای ترجمه معنای کلمه ادمه می خوانیم:

 الادمه = السمره لسان العرب : ج ۱ ص ۹۷
پس شدید الادمه یعنی بسیار سبزه رو.

 و کسی را که عربهای جزیره العرب به او بگویند بسیار سبزه رو ، رنگ چهره او چگونه است؟

ابن سعد در الطبقات به نقل از خود عمر ، دلیل شدت سیاهی چهره اش را این گونه بیان می کند:
«سمعت عمر یقول انما جاءتنا الادمه من قبل اخوالی» الطبقات الکبری : ج ۲ ص ۲۳۵
شنیدم که عمر می گفت : سیاهی چهره مان را از دایی هایمان به ارث برده ایم.
شاید می خواسته بگوید که حلال زاده به دایی اش می رود!!!
البته واقدی سیاهی چهره عمر را از خوردن بیش از حد روغن می داند. تهذیب التهذیب : ج ۷ ص ۳۸۶
اما در مورد موی بلند سر ، حنایی ، مجعد و زیبای بازیگر این نقش هم ظاهرا کمی بسیار! اغراق شده است.
ابن ابی الدنیا با سند صحیح از ابو رجاء عطاردی در توصیف اندام و چهره ظاهری عمر می نویسد:
«کان عمر طویلا جسیما اصلع الشعر» الاصابه : ج ۴ ص ۳
عمر بلند قامت و هیکلی بزرگ داشته و سر او کچل بوده است.
اما در مورد چشمان زیبا و جذاب بازیگر نقش جناب خلیفه هم کمی حرف داریم . البته کارگردان سریال شاید زیاد هم اهل مطالعه نباشد چون در کتاب البدایه و النهایه می خوانیم :
«کان رجلا طوالا اصلعا احور العینین»البدایه و النهایه ج ۷ ص ۱۵۶
احور العینین یعنی دو چشمش چپ بوده و کج می دیده!


حالا با همه این توصیفات آیا کارگردان فیلم امانت دار تاریخ اسلام بوده است؟
آیا بیننده فیلم هر انچه که درفیلم می بیند باید تصدیق و باور کند؟
راستی درآخر سوالی از شما داریم:

به نظر شما چهره عمر با این توصیف هایی که از کتب عامه آوردیم چگونه خواهد بود؟

آیا با تصویر ارائه شده در سریال مطابق است؟؟؟

امان از مشکلی که علی(ع)حلّالش نباشد...

امان از مشکلی که علی(ع)حلّالش نباشد...

(انتشار برای اولین بار)

در کتاب نورالابصار فی مناقب آل البیت تألیف سید مومن شبلنجی شافعی آمده است:

مردی را نزد عمربن الخطاب آوردند که به گروهی از مردمان گفته بود:

«صبح کردم در حالی که فتنه را دوست دارم و از حق کراهت دارم و یهود و نصاری ر ا تصدیق می کنم و ایمان دارم به آنچه ندیدمش و اقرار دارم به آنچه آفریده نشده {است}»

عمر فرستاد به سوی علی {امیرالمومنین(ع)} و او را خبر داد به سخن آن مرد، علی {(ع)} فرمود:

«راست گفته {است}: فتنه را دوست دارد {چراکه} خداوند فرمود{ه است}:

أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلاَدُكُمْ فِتْنَةٌ ﴿۲۸-انفال﴾

{...اموال و فرزندان شما [وسيله] آزمايش [شما] هستند...}

و حق را مکروه می دارد یعنی مرگ {آن جا که} خدای تعالی فرمود{ه است}:

وَجَاءتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذَلِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَحِيدُ ﴿۱۹-ق﴾

{و سرانجام سكرات مرگ به حق فرا مي‏رسد...}

و یهود و نصاری را تصدیق می کند {چرا که} خدای تعالی فرمود{ه است}:

وَقَالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصَارَى عَلَىَ شَيْءٍ وَقَالَتِ النَّصَارَى لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلَى شَيْءٍ ﴿۱۱۳﴾

{و يهوديان گفتند ترسايان بر حق نيستند و ترسايان گفتند يهوديان بر حق نيستند...}

و ایمان دارد به نادیده، {یعنی} مومن است به خدای تعالی و{در حالی که} او را ندیده {است}

و اقرار دارد به آنچه آفریده نشده و آن قیامت است.»

عمر گفت: «پناه می برم به خدا از مشکلی که علی برای حلش نباشد»

سعید بن مسیب گفت {یعنی نقل کرده که} عمر می گفت:

«الهی مرا باقی نگذار در مشکلی که علی برای آن نباشد»

منبع: کتاب نجوم لامعه

خداوند چه کلماتی را به آدم(ع)آموخت؟

خداوند این کلمات را به آدم(ع)آموخت ...

(انتشار برای اولین بار)

در تفسیر برهان ذیل آیه ی:

«فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ» ﴿۳۷-آل عمران﴾

«آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت پس بر او بازگشت»

روایت است از حضرت صادق (ع) که فرمود: کلماتی را که آدم از پروردگار گرفت، این بود:

«اللهم بحق محمد و علی و فاطمه به من بازگرد(توجه فرما)پس خدا بر او بازگشت–توبه اش را پذیرفت.»

در روزنامه ی «اتفاد نیزوت»شوروی شماره ی تشرین دوم سال 1953میلادی این قسمت منتشر شده {است}:

وقتی که باستان شناسان روسی در منطقه ی قاف مشغول حفاری بودند در قعر زمین به چند تخته پاره برخوردند که معلوم شد باز مانده ای از کشتی نوح (ع) بوده که {حدود} 5000 سال در زمین باقی مانده؛

درهمان منطقه به قطعه ی دیگری برخوردندکه سالم بودو هم اکنون درموزه ی آثارباستانی مسکو است، بر آن نوشته ای بود. برای کشف آن نوشته هفت نفر باستان شناس را گرد آوردند به نام های:

1-پروفسور سولی نوف از مسکو2 -ایفاهان خینوا از لولوهان چین

3-میشانن لوفارنگ از شوروی 4-تانمول کورف 5-پروفسور دی دا کن

6-دیم احمد کولا 7-میچر کولتوف

پس از تحقیق یافتند که لغت سامانی یا سامی است و معنی آن چنین است :

«ای خدای من و ای یاور من به رحمت و کرامتت مرا یاری نما، و به پاس خاطر این نفوس مقدسه – محمد – ایلیا – شبر – شبیر – فاطمه – آنان که بزرگان و گرامی اند، جهان به برکت آن ها برپاست،به احترام نام آنان مرا یاری کن،تنها تویی که میتوانی مرا به راه راست هدایت کنی.»

این مطلب در این مطبوعات منتشر شد :

1- مجله ی هفتگی ویکلی میرو – لندن 28 دسامبر 1953 میلادی

2- مجله ی استار انگلیسی لندن مربوط به کانون دوم سال 1954 میلادی

3- روزنامه ی سن لایت منتشر از منچستر کانون دوم 1954 میلادی

4- روزنامه ویکلی میبرور یکم شباط 1954 میلادی

5- روزنامه ی الهدی مصر 30 مارس 1953

این کشف را قرآن مجید {در سوره مبارکه صافات} اعلام فرموده پیش از آنکه کاوشگرانِ مأمور از عالم الغیب بی آنکه خود بدانند بر آن دست یابند :

وَلَقَدْ نَادَانَا نُوحٌ فَلَنِعْمَ الْمُجِيبُونَ﴿۷۵﴾

وَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ﴿۷۶﴾

وَجَعَلْنَا ذُرِّيَّتَهُ هُمْ الْبَاقِينَ﴿۷۷﴾

«محققا نوح ما را صدا زد ( ندا داد ) پس چه نیکو جواب دهندگانی! ، و نجات داده رهانیدیم او را و اهلش را از اندوه بزرگ، و ذریه اش را از باقی ماندگان قرار دادیم ... ما اینچنین محسنین را جزا میدهیم»

این نیکو جواب دهندگان چه کسانی بودند؟

منبع:کتاب نجوم لامعه

هرگونه کپی برداری بدون ذکر نام پایگاه مجاز می باشد