اخباری از امام موسی صدر

                 



به گزارش مهر، عبدالحکیم بلحاج در گفتگو با بی بی سی عربی اظهار داشت: اطلاعات موثقی موجود است مبنی بر اینکه امام موسی صدر در مزرعه ای در نزدیکی جنوب طرابلس دفن شده است.


وی افزود: اطلاعات قدیمی حاکی از آن بود که امام موسی صدر به سبها منتقل شده و سپس گفته شد وی در منطقه قلعه مدفون است، اما اطلاعات جدید نشان می دهد وی در یکی از مزارع نزدیک طرابلس به خاک سپرده شده است.

بلحاج تصریح کرد: ما اطلاعات موجود را بررسی می کنیم و به دنبال کشف حقیقت هستیم و به محض دستیابی به حقیقت آن را اعلام خواهیم کرد.

گفته می شود مزرعه مذکور در جنوب طرابلس اجساد دیگری را نیز در خود جای داده که احتمالا از مخالفان رژیم قذافی بوده اند.

کینه

معلّم یک کودکستان به بچه‌هاى کلاس گفت که می‌خواهد با آن‌ها بازى کند. او به آن‌ها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکى بردارند و درون آن، به تعداد آدم‌هایى که از آن‌ها بدشان می‌آید، سیب‌زمینى بریزند و با خود به کودکستان بیاورند.
فردا بچه‌ها با کیسه‌هاى پلاستیکى به کودکستان آمدند. در کیسه بعضی‌ها ٢، بعضی‌ها ٣، بعضی‌ها تا ۵ سیب‌زمینى بود. معلّم به بچه‌ها گفت تا یک هفته هر کجا که می‌روند کیسه پلاستیکى را با خود ببرند.
روزها به همین ترتیب گذشت و کم‌کم بچه‌ها شروع کردن به شکایت از بوى ناخوش سیب‌زمینی‌‌هاى گندیده. به علاوه، آن‌هایى که سیب‌زمینى بیشترى در کیسه خود داشتند از حمل این بار سنگین خسته شده بودند. پس از گذشت یک هفته، بازى بالاخره تمام شد و بچه‌ها راحت شدند.
معلّم از بچه‌ها پرسید: «از این که سیب‌زمینی‌ها را با خود یک هفته حمل می‌کردید چه احساسى داشتید؟» بچه‌ها از این که مجبور بودند سیب‌زمینی‌هاى بدبو و سنگین را همه جا با خود ببرند شکایت داشتند.
آنگاه معلّم منظور اصلى خود از این بازى را این چنین توضیح داد: «این درست شبیه وضعیتى است که شما کینه آدم‌هایى که دوستشان ندارید را در دل خود نگاه می‌دارید و همه جا با خود می‌برید. بوى بد کینه و نفرت، قلب شما را فاسد می‌کند و شما آن را همه جا همراه خود حمل می‌کنید. حالا که شما بوى بد سیب‌زمینی‌ها را فقط براى یک هفته نتوانستید تحمل کنید پس چطور می‌خواهید بوى بد نفرت را براى تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟»

نتیجه اخلاقى داستان
کینه هر کسى را که به دل دارید بیرون بریزید وگرنه باید آن را تا آخر عمر با خود حمل کنید. بخشیدن دیگران بهترین کارى است که می‌توانید بکنید. دیگران را دوست بدارید حتى اگر آن‌ها شما را دوست نداشته باشند.

بهشت و جهنم

روزی فرشته ­ای به کنار تخت­خواب مردی رفت و او را بیدار کرد و گفت: با من بیا تا تفاوت بهشت و جهنم را نشانت دهم. آن مرد که فرصت جالبی بدست آورد آن را از دست نداد و با فرشته همراه شد. وقتی به جهنم رسیدند فرشته او را با تالار بزرگی برد که میز بزرگی در آن قرار داشت و روی میز از انواع غذاهای لذیذ، نوشابه ­های گوارا و شیرینی ­های خوشمزه انباشته بود.


اما در انتهای تالار همه ناله می­کردند و می­گریستند. وقتی مرد به آنها نزدیک شد، دریافت که همه افراد بندی بر روی بازوان خود دارند که مانع خم شدن دستهای آنان است. در نتیجه آنان نمی­توانند حتی لقمه ­ای در دهان خود بگذارند.

سپس فرشته مرد را به بهشت و تالار بزرگ برد که در آنجا میزی بزرگ با انواع غذاهای مطبوع، نوشابه ­های رنگارنگ و شیرینی قرار داشت. اما در اینجا به عکس جهنم مردم می­خندیدند و اوقات خوشی را کنار هم می­گذراندند. وقتی مرد به آنان نزدیک شد دقت کرد و دریافت که آنان نیز همان قید و زنجیرها را دارند و دستشان خم نمی­شود تا بتوانند غذا بردارند و در دهان خود بگذارند.


به نظرشما تفاوت میان بهشت و جهنم چه بود؟

 

تفاوت آنها با جهنمیان این بود که بهشتیان غذا را برمی­داشتند و در دهان یکدیگر می­گذاشتند و به این ترتیب به کمک یکدیگر از خوردنی­ها و آشامیدنی ­های لذیذ بهره می­بردند.

به این می­گن انسانیت.


بهشت توی همین دنیا هم وجود داره. بعضی وقتا ما آدما مثل همون جهنمیا می­خوایم از آنچه در اختیار داریم به تنهایی لذت ببریم و حاضر نیستیم حتی اون را بهترین دوستانمون شریک بشیم و به خاطر همین حتی در بعضی از موارد نه تنها از اونها لذت نمی­بریم، بلکه باعث درد و رنج خودمون هم می­شیم. در صورتیکه شاید مثل همون بهشتیها با کمک کردن به هم بتونیم از اون چیزی که خداوند برای ما در فراهم کرده لذت ببریم.

عشق می­تونه جهنم رو به بهشت تبدیل کنه.

پس بیاید دست به دست هم بدیم و به جای اینکه با خودخواهی موقعیت­ها رو از دیگران بگیریم، عشق رو به همدیگه هدیه بدیم تا از بهشتی که خدا در اختیار ما قرار داده لذت ببریم

تقوا


یکى از امورى که در فرهنگ اسلامى و متون دینى از اهمیت فوق العاده‏اى‏برخوردار است و بلکه به حق مى‏توان گفت اساس تمام کمالات و ترقیات ‏روحانى و معنوى انسان است، تقوا و پرهیزکارى و دورى از آلودگى‏ها و گناهان ‏است، زیرا آدمى اگر بخواهد به راه راست و صراط مستقیم راه یابد و از تعالیم ‏آسمانى و معارف قرآنى بهره‏مند شود، اساس آن تقواست که: ذلک الکتاب لا ریب ‏فیه هدى للمتقین (۱) ، و اگر بخواهد نزد پروردگار از کرامت و احترام بیشترى ‏برخوردار شود، معیار و زیربناى آن، تقواى برتر است، که ان اکرمکم عند الله ‏اتقیکم (۲) ، و اگر بخواهد در کوران حوادث و بحران‏ها و ظلمت‏هاى اوهام، حق‏را از باطل تشخیص داده و این دو را- در هر لباس و پوششى- از یک دیگر باز شناسد، مایه آن تقواست که: ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا (۳) ، و اگر بخواهد ازاغواهاى شیطانى و وساوس نفسانى و تنگناهاى این جهان رهایى یابد و از شر این‏همه، جان سالم به در برد، پایه آن تقواست که: و من یتق الله یجعل له مخرجا (۴) ;و اگر بخواهد از ارزاق خداوندى- چه مادى و چه معنوى- بهره و نصیبى داشته ‏باشد، راه آن تقواست که: و من یتق الله...و یرزقه من حیث لا یحتسب (۵) ; و اگربخواهد اعمال خویش را از بیهودگى و بى‏حاصلى در آورده و به مرحله قبول‏ برساند، طریق آن تقواست که: انما یتقبل الله من المتقین (۶) ; و در نهایت اگر بخواهد در درگاه خدا محبوب و عزیز باشد و عاقبتش ختم به خیر شود، ریشه‏اش‏ تقواست که: ان الله یحب المتقین (۷) ; و العاقبه للمتقین (۸) .

بنابر این در بعد عمل، تقوا و پرهیز از گناه، اجتناب و دورى از محرمات، اساس هر خیر و زیر بناى هر سعادتى است و به همین دلیل، بر هر عملى مقدم است‏و انسان سالک پیش از آن که در انجام اعمال کوشش کند باید بر دورى از گناه‏اهتمام ورزد.رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم خطاب به ابوذر-علیه الرحمه-مى‏فرماید:
یا اباذر کن بالتقوى اشد اهتماما منک بالعمل ; (۹) اى ابوذر! باید کوششى که در مراعات تقوا اعمال مى‏کنى از کوششى که در انجام سایر اعمال به خرج مى‏دهى‏بیشتر باشد.»
نیز بر همین اساس است که امیر مؤمنان على بن ابى طالب علیه السلام مى‏فرماید: اجتناب السیئات اولى من اکتساب الحسنات ; (۱۰) دورى از بدى‏ها بر کسب‏ خوبى‏ها مقدم است‏».
پس اى عزیز! بدان همان گونه که فرد مریض بدون مراعات پرهیز، روى ‏صحت و سلامتى را نمى‏بیند-گر چه از قوى‏ترین و مؤثرترین داروها استفاده کند-شخص دور افتاده از حقایق و بیگانه با معنویات نیز، بدون مراعات تقوا روى‏معرفت و سعادت را نخواهد دید، هر چند پر مشقت‏ترین و مشکل‏ترین اعمال راانجام دهد.از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم روایت است که آن حضرت فرمود:
انکم لو صلیتم حتى تکونوا کالحنایا ، و صمتم حتى تکونوا کالاوتار، ماینفعکم ذلک الا بورع ; (۱۱) به درستى که اگر از کثرت نماز همچون کمان خمیده ودر اثر زیاد روزه گرفتن همچون زه کمان، باریک شوید، به حالتان مفید نخواهند بود مگر آن که تقوا پیشه کنید و از محرمات دورى کنید.»
مولوى گوید:
ما در این انبار گندم مى‏کنیم گندم جمع آمده گم مى‏کنیم مى‏نیندیشیم آخر ما به هوش کین خلل در گندم است از مکر موش موش تا انبار ما حفره زدست و زفنش انبار ما ویران شدست اول اى جان، دفع شر موش کن و آنگهان در جمع گندم جوش کن بشنو از اخبار آن صدر صدور لا صلوه تم الا بالحضور گرنه موشى دزد در انبار ماست گندم اعمال چل ساله کجاست؟ ریزه ریزه صدق هر روزه چرا جمع مى‏ناید درین انبار ما (۱۲)
طبق ابیات فوق، مثل کسى که بدون اجتناب از معاصى، در به جا آوردن اعمال عبادى مى‏کوشد، مانند کسى است که بدون دفع شر موش دزد، گندم‏ها راذره ذره انبار مى‏کند، لذا همان طور که جمع گندم با وجود آفتى چون موش، جزرنج و زحمت‏حاصلى ندارد، به جا آوردن اعمال عبادى نیز-با ابتلاى به معاصى-جز خستگى و زحمت، حاصلى نخواهد داشت، زیرا گناهان مانند موش‏ها به‏جان گندم اعمال افتاده و همه را تباه و نابود مى‏سازند.

ییامبر صلى الله عليه وآله :
اِنَّ رَبَّكُمْ واحِدٌ وَ اِنَّ اَباكُمْ واحِدٌ وَ دينَكُمْ واحِدٌ وَ نَبيَّكُمْ واحِدٌ وَ لا فَضْلَ لِعَرَبىٍّ عَلى‏ عَجَمىٍّ وَ لا عَجَمىٍّ عَلى‏ عَرَبىٍّ وَ لا اَحْمَرَ عَلى‏ اَسْوَدَ وَ لا اَسْوَدَ عَلى‏ اَحْمَرَ إلّا بِالتَّقْوى‏ ؛(2)
پروردگار، پدر، دين و پيامبر شما يكى است، هيچ عربى بر غير عرب و هيچ غير عربى بر عرب و هيچ سرخ پوستى بر سياه پوست و هيچ سياه‏پوستى بر سرخ پوست برترى ندارد، جز به تقوا.
كنزالعمال حديث 5655

2- چگونه مى‏توان متقى بود؟

اکنون که با اهمیت و جایگاه تقوا و پرهیز از گناه و معصیت آشنا شدى، ممکن ‏است ‏بپرسى: چگونه مى‏توان متقى بود؟ و چطور مى‏شود گناهان را از صحنه ‏زندگى دور کرد؟ و نیز ممکن است ‏بگویى: من و امثال من هر گاه تصمیم‏ مى‏گیریم که بر خود مسلط شویم و دست از معصیت ‏برداریم و مواظب خود باشیم ‏که دیگر گناه نکنیم، یکى-دو روز اول را نسبتا موفق هستیم، ولى چندى بعد شکست‏ خورده و به حال اول بر مى‏گردیم. آیا راهى هست که بدان روى آوریم واز آن مدد جوییم تا در مسیر تقوا و پرهیز از گناه، مستقیم و استوار باقى بمانیم؟

در جواب گوییم: اى عزیز! بى‏شک گناه و معصیت را مانند دیگر امور ممکن ، اسباب و عللى است که تا آنها را نشناسى و آن گاه هر یک از آنها را باروشى مناسب از میان نبرى ، به ترک گناه موفق نخواهى شد، لذا باید در مرحله ‏نخست همت‏خویش را در شناسایى عوامل گناه مصروف دارى و بعد با روشى درخور، به رفع هر یک از آنها بپردازى تا کم کم بتوانى خود را از چنگال معاصى ‏برهانى و گناهان را از وجودت دور سازى.

پيامبر صلى الله عليه وآله :
سُئِلَ رَسولُ اللَّه‏صلى الله عليه وآله: مَنْ اَتْقَى النَّاسِ؟ قال: آمَرُهُمْ بِالْمَعْروفِ وَ اَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اَوْصَلُهُمْ لِلرَّحِمِ؛
از رسول خداصلى الله عليه وآله سؤال شد: با تقواترين مردم كيست؟ فرمودند: كسى كه بيشتر امر به معروف و نهى از منكر و صله رحم نمايد.


كنزالعمال ح 8474



ادامه دارد


چهل روز همراه با کاروان عاشورائیان

بسم رب الحسین(ع)
طرح بزرگ ختم چهل زیارت عاشورا
چهل روز عاشورائی شویم

چهل روز مانده به محرم...


و چه زیبا می شود که در این چهل روز با خواندن چهل زیارت عاشورا (هر روز یک زیارت عاشورا)
به استقبال محرم الحرام برویم
 به امید اینکه محرم را خوب درک کنیم و ارباب بی کفن، کربلای همگیمان را امضا بفرمایند...ان شاالله


تاریخ شروع طرح:سه شنبه 90/7/26
تاریخ پایان طرح:شنبه90/9/5 مصادف با شب اول محرم

درصورتی که تمایل دارید در این طرح شرکت نمایید
به لینک زیر مراجعه بفرمائید
ورود

 در صورت امکان در فضای مجازی و غیر مجازی در اطلاع رسانی این طرح
ما را یاری فرمائید


التماس دعا

عکسهایی زیبا از حرم حضرت اباالفضل العباس علیه السلام

                      برای دیدن عکسها در سایز بزرگتر، بر روی عکسها کلیک کنید


 


             

برای مشاهده عکسها به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته

آبروی دینمان را چند می فروشیم؟

  یکی از نیروهای فرهنگی بود. در یکی از مراکز اسلامی اروپا. عمرش را گذاشته بود روی این کار.

تعریف می کرد که یک روز سوار تاکسی می شود و کرایه را می پردازد . راننده بقیه پول را که برمی گرداند 20 سنت اضافه تر می دهد .

می گفت :چند دقیقه ای با خودم کلنجار رفتم که بیست سنت اضافه را برگردانم یا نه. توجیهی به دلم آمد که شاید خواسته کمتر با من حساب کند. اما این فقط توجیه بود. آخر سر بر خودم پیروز شدم و بیست سنت را پس دادم و گفتم آقا این را زیاد دادی ...

گذشت و به مقصد رسیدیم . موقع پیاده شدن راننده سرش را بیرون آوردو گفت آقا از شما ممنونم . پرسیدم بابت چی ؟

گفت می خواستم فردا بیایم مرکز شما و مسلمان شوم اما هنوز کمی مردد بودم . وقتی دیدم سوار ماشینم شدید خواستم شما را امتحان کنم . با خودم شرط کردم اگر بیست سنت را پس دادید بیایم . فردا خدمت می رسیم

تعریف می کرد : تمام وجودم دگرگون شد حالی شبیه غش به من دست داد . من مشغول خودم بودم در حالی که داشتم تمام اسلام را به بیست سنت می فروختم ..

قطره ای از دریای کرامات رضوی

                              

                       

معجزات امام رضا (ع) در طول تاریخ بسیار زیاد بوده است هنوز بسیار معجزه اتفاق مییفته در حرم اقا امام رضا (ع)
یکی از معجزات در سال 1385 در حرم خود اقا رخ داد :

خادم های امام رضا (ع) که مثل همیشه در حال عوض کردن گل های بالای حرم امام رضا(ع) بودند . ناگهان گلدان از دست خادم رها میشه و طرفی که بانوان در حال زیارت بودن می افته و روی سر دختری که در کنار شسته بود می افته همه به طرف دختر می رن ...سر دختر کاملا شکافته شده بود و خون همه جا رو فرا گرفته بود سریع این دختر رو به بیمارستان می برند خادم هم که از ترس جرات حرکت نداشت در جای خود می لرزید تا اینکه تقریبا 4 ساعت بعد از حادثه پدر دختر به حرم اومد و سراغ اون خادمی که گلدون از دستش افتاده بود رو گرفت تا اینکه این خادم پدر دختر رو دید ترس همه ی وجودش رو فرا گرفته بود و با خود می گفت ( نکنه دختر فوت شده باشه نکنه .....) که پدر به این خادم رسید و در کمال نا باوری پدر خادم رو بغل و او را بوس می کرد و اشک در چشمان پدر پر شد خادم گفت من سر دختر شما رو شکستم و شما من رو بغل و می بوسید؟؟؟
پدر گفت دختر من از زمانی که به دنیا امد نابینا بود و به مشهد اومده بود تا شفا بگیره زمانی که اون گلدون به سر دخترم خورده بود دکترا می گفتند که به طرز کاملا عجیبی چشمان دخترم بینا و باز شده بود که اقا امام رضا (ع) شفای او رو داد انگاه پدر بلند صدا زد 


        یا امام رضا(ع) قربونت برم

مناظره شیخ مفید (ره) با عمر بن خطاب

مقدمتاً لازم است آیه ی ٤٠ سوره ی توبه را که مورد استشهاد است را ذکر کنیم:

(إلّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللهُ إذْ أَخْرَجَهُ الَّذینَ کَفَرُوا ثانی اثْنَیْنِ إذْهُما فِی الغارِ إذ یَقولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إنَّ اللهَ مَعَنا فَأَنْزَلَ اللهُ سَکینَتَةُ علیهِ وَ أَیَّدَهُ بِجُنُودٍ لَم تَرَوْها ....الایة)

 

شیخ طبرسی در کتاب «الاحتجاج» و کراجکی در کتاب «کنز الفوائد» از شیخ ابوعلی حسن بن محمد رقّی از شیخ مفید ابی عبدالله محمد بن نعمان چنین نقل کرده که او برایم گفت:

در یکی از سالها شبی در خواب دیدم که از راهی عبور می کنم. ناگهان چشمم به جمعی انبوه افتاد که حلقه وار دور کسی را گرفته اند!

پرسیدم: چه خبر است؟

گفتند: مردم دور عمر بن خطاب جمع شده اند و او برایشان داستان سرایی می کند.

پس جمعیت را شکافتم و نزد عمر رفتم و پرسیدم:

(أیّها الشیخ ما وجهُ الدلالة علی فَضلِ صاحِبُکَ أبی بکر ابن أبی قُحافه مِن قولِه تعالی: ثانی اثنَینِ إذهما فِی الغارِ؟)

یعنی: آیه ی «ثانی اثنین إذهما فی الغار» چگونه بر فضیلت رفیقت ابوبکر دلالت دارد؟

پاسخ داد:ابن آیه از شش جهت بر فضیلت ابوبکر دلالت دارد!

اول اینکه: خداوند ابتدا پیامبرش را ذکر کرده و آنگاه ابوبکر را؛و او را دوم شخص(بعد از پیامبر) قرار داده و فرموده:«ثانی اثنین»

دوم اینکه: آن دو را در مکان واحد و کنارهم جمع کرده(به جهت الفتی که بین آنها قرار داده) و لذا فرموده: «إذهما فی الغار»

سوم اینکه: ابوبکررا به خلعت مصاحبت با پیامبر مشرف ساخته و فرموده:«إذ یقول لصاحبه»

چهارم اینکه: پیامبر را دلسوز او قرار داده و پیامبر نسبت به ابوبکر کمالملاطفت را داشته چنانکه فرموده: «لا تحزن»

پنجم اینکه: خداوند از قول پیامبر به اوخبر داده که خداوند یاور و ناصر ما دو نفر است چنانکه فرموده:     «انّ الله معنا»

ششم اینکه: خداوند در آیه خبر داده که سکینه و آرامش را بر ابوبکر نازل فرموده و می فرماید: « فانزل الله سکینته علیه» و مراد از ضمیر در (علیه) ابوبکر است نه پیامبر،چرا که آرامش همیشه با پیامبر بوده و نیازی به فرود آمدن آرامش و سکینه از جانب خدا بر او نبوده است.

این شش وجه، دلیل است بر فضل ابوبکر است که آیه غار بیانگر آن است و به هیچ وجه قابل خدشه نیست.

به او گفتم:........

ادامه نوشته

ظهر شهادت حضرت صادق(ع)+تجلیل از پدران شهدا-90/7/2-هیئت انصارالمهدی(عج)

جهت مشاهده تصاویر در اندازه اصلی روی آن ها کلیک بفرمائید