حکایتی از سعدی شیرازی

حکایتی از سعدی شیرازی


بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد.

پسر را گفت نباید که این سخن با کسی در میان نهی.

گفت: ای پدر فرمان تو راست، نگویم و لکن خواهم مرا بر فایده این کار مطلع گردانی که مصلحت در نهان داشتن چیست؟

گفت تا مصیبت دو نشود: یکی نقصان مایه و دیگر شماتت همسایه.

مگوی انده خویش با مردمان
که لاحول گویند شادی کنا

کلینیک خدا

به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم ...........

خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین آمده.

زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج 40 درجه اضطراب نشان داد.

به ارتوپد رفتم چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها را در آغوش بگیرم.

بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم

فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم، چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم.

زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم معلوم شد که مدتی است که صدای خدا را آنگاه که در طول روز با من سخن می گوید نمی شنوم

خدای مهربانم برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد. به شکرانه اش تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده است استفاده کنم.

هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم

قبل از رفتم به محل کار یک قاشق آرامش بخورم

هر ساعت یک کپسول صبر، یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم

زمانی که به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده مصرف کنم.

امیدوارم خدا نعمتهایش را بر شما سرازیر کند:

رنگین کمانی به ازای هر طوفان

لبخندی به ازای هر اشک

دوستی فداکار به ازای هر مشکل

نغمه ای شیرین به ازای هر آه

و اجابتی نزدیک برای هر دعا

ضیافت اندیشه

سلام

نمیدونم چقدر از طرح دانشجویی ضیافت خبر دارین (اگر خبر ندارید وظیفه من نیست بهتون بگم خودتون برید بخونید ) سربسته اینکه یه طرحی هست برای دانشجویان کل کشور در چند دانشگاه دولتی توی  ماه رمضون ، فرصتیه برای فکر کردن ونظر دادن ورزش کردن اردو رفتن  ،فارغ از نمره و معدل و ترس از مشروطی و این حرفا ...

درس ها بیشتر برای بیان اندیشه هاست توی حوزه های مختلف مثل قرآنی دینی ، جنگ نرم ، جریان شناسی ،روابط دختر پسر  ،مهدویت و .......

   

کلیشه ای هم نیست میای صحبت میکنی و نظرتو میدی خلاصه ما بچه های این طرح علاوه بر حضور در ضیافت الهی مهمون این ضیافت هم هستیم  بدم نیومد بعضی از این صحبتا رو توی وبلاگ بزارم شما هم نظر بدین از نظرات شما هم استفاده کنم

محل اردوی ما دانشگاه امیر کبیره (رفتیم ببینیم این همه امیر کبیر که میگن چه شکلیه )بچه های خیلی خوبی توی اردو هستن از شهر های مختلف و با سلیقه ها و تیپ های جور واجور

پی نوشت :این طرح تا ۹/۶/۸۹ ادامه داره

 

آزمون عشق

آزمون عشق

 
امیری به شاهزاده خانمی گفت: من عاشق توام.
شاهزاده گفت: زیباتر از من خواهرم است که در پشت سر تو ایستاده است.
امیر برگشت و دید هیچکس نیست .
شاهزاده گفت: تو عاشق نیستی ؛ عاشق به غیر نظر نمی کند.

 

آيا فكر نميكنيد نماز خواندن و عبادت كردن هاي ما مثل همين امير باشد

آيا مايي كه دم از عشق به امام حسين(ع) و ديگر ائمه داريم آيا عاشقيمون مثل اين امير عاشق نيست كه با كوچكترين چيزي آنها را فراموش ميكنيم

 

خدايا ما را عاشق واقعي خودت و عاشق  واقعي اهل بيت عصمت و طهارت(س) قرار بده تا لحظه اي از شما جدا نباشيم

عزيزترين  را قرباني كن  

                        عزيزترين  را قرباني كن 

روزی پسر بچه ای نزد شیوانا رفت (در تاریخ مشرق زمین شیوانا کشاورزی بود که او را استاد عشق و معرفت ودانایی می دانستند) و گفت : " مادرم قصد دارد برای راضی ساختن خدای معبد و به خاطر محبتی که به کاهن معبد دارد، خواهر کوچکم را قربانی کند. لطفا خواهر بی گناهم را نجات دهید ."

شیوانا سراسیمه به سراغ زن رفت و با حیرت دید که زن دست و پای دخترخردسالش را بسته و در مقابل در معبد قصد دارد با چاقو سر دختر را ببرد. جمعیت زیادی زن بخت برگشته را دوره کرده بودندو کاهن معبد نیز با غرور وخونسردی روی سنگ بزرگی کنار در معبد نشسته و شاهد ماجرا بود.

شیوانا به سراغ زن رفت و دید که زن به شدت دخترش را دوست دارد و چندین بار او را درآغوش می گیرد و می بوسد. اما در عین حال می خواهد کودکش را بکشد. تا بت اعظم معبد او را ببخشد و برکت و فراوانی را به زندگی او ارزانی دارد.

شیوانا از زن پرسید که چرا دخترش را قربانی می کند. زن پاسخ داد که کاهن معبد گفته است که باید عزیزترین پاره وجود خود را قربانی کند، تا بت اعظم او را ببخشد و به زندگی اش برکت جاودانه ارزانی دارد.

شیوانا تبسمی کرد و گفت : " اما این دختر که عزیزترین بخش وجود تو نیست. چون تصمیم به هلا کش گرفته ای. عزیزترین بخش زندگی تو همین کاهن معبد است که به خاطر حرف او تصمیم گرفته ای دختر نازنین ات را بکشی. بت اعظم که احمق نیست. او به تو گفته است که باید عزیزترین بخش زندگی ات را از بین ببری و اگر تو اشتباهی به جای کاهن دخترت را قربانی کنی . هیچ اتفاقی نمی افتد و شاید به خاطرسرپیچی از دستور بت اعظم بلا و بدبختی هم گریبانت را بگیرد ! "

زن لختی مکث کرد. دست و پای دخترک را باز کرد. او را در آغوش گرفت و آنگاه درحالی که چاقو را محکم در دست گرفته بود، به سمت پله سنگی معبد دوید.اماهیچ اثری از کاهن معبد نبود! می گویند از آن روز به بعد دیگر کسی کاهن معبد را در آن اطراف ندید!!     


 هیچ چیز ویرانگرتر از این نیست كه متوجه شویم كسی كه به آن اعتماد داشته ایم عمری فریبمان داده است...

مصلحت خدا

 

تنها نجات یافته کشتی، اکنون به ساحل این جزیره دور افتاده، افتاده بود.
او هر روز را به امید کشتی نجات، ساحل را و افق را به تماشا می نشست.

سرانجام خسته و نا امید، از تخته پاره ها کلبه ای ساخت تا خود را از خطرات مصون بدارد و در آن  بیاساید.

اما هنگامی که در اولین شب آرامش در جستجوی غذا بود، از دور دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود.

بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه چیز از دست رفته بود.

از شدت خشم و اندوه در جا خشک اش زد. فریاد زد:
« خدایــــا! چطور راضی شدی با من چنین کاری بکنی؟ »

صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید.
کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته، و حیران بود.

نجات دهندگان می گفتند:
“خدا خواست که ما دیشب آن آتشی را که روشن کرده بودی ببینیم.

 

فقر چیست؟

فقر  همه جا سر ميكشد .......
 

فقر ، گرسنگي نيست .....

فقر ، عرياني  هم  نيست ......

فقر ،  گاهي زير شمش هاي طلا خود را پنهان ميكند .........

فقر ، چيزي را  " نداشتن " است ، ولي  ، آن چيز پول نيست ..... طلا و غذا نيست  .......

فقر ، ذهن ها را مبتلا ميكند .....

فقر ، بشكه هاي نفت را در عربستان ، تا  ته  سر ميكشد .....

فقر  ،  همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتهء يك كتابفروشي مي نشيند ......

فقر ،  تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ،‌ كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند ......

فقر ، كتيبهء سه هزار ساله اي است كه روي آن يادگاري نوشته اند .....

فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته ميشود .....

فقر ،  همه جا سر ميكشد ........

                    فقر ، شب را " بي غذا  " سر كردن نيست ...   

                  فقر ، روز را  " بي انديشه"   سر كردن است ...

 

ماه رمضان

 مرا ياد كن ، هنگاميكه با خدايت نجوا ميكني ،،،

شايد به صداقت قلب پاكت ، من نيز اجابت شوم .

هنگاميكه آرزوهايت را بر بال فرشته ها گذاردي

و تا رسيدنشان به عرش نگاهشان ميكني ،

كه از وصولشان به خود خدا ، يقين حاصل كني ،،،

به ادامه مطلب بروید
ادامه نوشته

... برای موفقیت

حقیقتی کوچک برای آنانی که می خواهند زندگی خود را صد در صد بسازند:

 

اگر
A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z
برابر باشد با
1, 2, 3, 4, 5, 6, 7, 8, 9, 10, 11, 12, 13, 14, 15, 16, 17, 18, 19, 20, 21, 22, 23, 24, 25,26

آیا برای خوشبختی و موفقییت تنها تلاش سخت كافیست؟
تلاش سخت = (Hard work)
H+A+R+D+W+O+ R+K
8+1+18+4+23+ 15+18+11= 98%

آیا دانش صد در صد ما را به موفقییت می رساند؟
دانش = (Knowledge)
K+N+O+W+L+E+ D+G+E
11+14+15+23+ 12+5+4+7+ 5=96%

...
به ادامه مطلب مراجعه کنید
ادامه نوشته

فضایل ماه رمضان از منظر پیامبر اسلام(ص)

عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ عليه السلام قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله عليه وآله خَطَبَنَا ذَاتَ يَوْمٍ فَقَالَ:

أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَيْكُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَكَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ شَهْرٌ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ أَفْضَلُ الشُّهُورِ وَ أَيَّامُهُ أَفْضَلُ الْأَيَّامِ وَ لَيَالِيهِ أَفْضَلُ اللَّيَالِي وَ سَاعَاتُهُ أَفْضَلُ السَّاعَاتِ.

اي مردم! ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش به سوي شما رو كرده است.

ماهي كه نزد خدا، بهترين ماههاست و روزهايش بهترين روزها و شبهايش بهترين شبها و ساعتهايش بهترين ساعتهاست.

به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

حلول ماه مبارک رمضان مبارک باد

 فرموده اند ماه مبارک رمضان به ما اقبال کرده، ما چطور؟
آیا به استقبال آن رفته ایم؟
      فرموده اند به میهمانی خدا دعوت شده اید، آیا حسّ و آمادگی میهمانی رفتن را یافته ایم؟
  این چه ماهی است که بعضاً حتّی بدون شناسایی قدرش در آن وارد می شویم، اما در هنگام پایانش از دوریش احساس دل تنگی می کنیم؟!

    تجربه و خاطرات خود را از رمضان های گذشته مرور کنیم:
  • لحظات شیرین و روح بخش افطار
  • وسعت یافتن روزی ها و پُر برکت شدن سفره ها
  • نزدیک شدن دل ها و رفع کدورت ها و دشمنی ها
  • احساس بزرگی و قوت شخصیت، صبر و حوصله یافتن
  • رغبت به کارهای خوب و نفرت از کارهای بد
  • جمع گرم خانواده ها سر سفره افطار و سحری
  • چراغ های روشن منازل در هنگام اذان صبح، خیابان های خلوت شهر در وقت اذان مغرب، شلوغی مساجد و زیارت گاه ها
  • عبادت های خالصانه، دل های شکسته و امیدوار
  • شب های قدر با همه عظمت و تأثیر شگرفش
  • تجدید شدن یاد امیر المومنین، امام علی علیه السلام و مظلومیتش
  • دعاهای جوشن کبیر، افتتاح، سحر،ابوحمزه و .... که چون مرهم است بر دل های مجروح، آرامش می دهد و روح را می نوازد.
  • گوش های شنواتر از گذشته و چشم های بیناتر از قبل
  • و .......

 چه سخاوتمند است این ماه و چه عزیزو دوست داشتنی است!

چندان وقتی به آمدنش نمانده، کوچه دل را آب و جاروب کنیم و برسر در آن بنویسیم:

"ای ماه شریف خوش آمدی"

ماه رمضان

 

این پست ویژه اختصاص داره به مهمون های خدا مهمونهایی که با هزار امید و آرزو  اومدن در این سفره از صاحب این سفره اطعام شن  خیلی از ما منتظر اومدن این ماه بودیم منتظر آشتی دوباره با خدا بودیم ،منتظر قرآن خوندن هاش ،منتظر قرآن به سر گرفتن هاش . به هر حال  اومدن این ماه مبارکتون باشه امیدوارم این ماه رمضون بهترین ماه رمضونتون باشه به خصوص اینکه دم ظهر این ماه رمضون بوی کربلا میده گفتم کربلا ایشاالله شب قدر امسال برامون کربلا رو بنویسن.

 ماه رمضان نهمین ماه سال قمری و بهترین آنهاست است(میدونید که بعد از ماه رجب وشعبان هستش). واژه رمضان از ریشه «رمض» و به معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه است.
می‌گویند چون به هنگام نامگذاری ماه های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت، ماه «رمضان» نامیده شد، ولی از سوی دیگر، «رمضان» از اسما الهی است. این ماه ماه نزول قرآن و ماه خداوند است و شب قدر در آن قرار دارد. فضیلت این ماه  بسیار زیاد و نامحدود است                                                                      

                                                                                          img/daneshnameh_up/1/1e/ramezan.jpg

                                                                                           

به برخی از حوادث و رویدادهای مهم این ماه اشاره می کنم :
وفات حضرت خدیجه در دهم رمضان سال دهم بعثت.
ولادت امام حسن مجتبی نیمه رمضان سال دوم هجرت. 
جنگ بدر  در سال دوم هجرت. 
فتح مکه  در سال هشتم هجرت.
مراسم عقد اخوت میان مسلمان، و ایجاد اخوت اسلامی بین پیامبر و امام علی  
بیعت مردم به ولایت‌عهدی امام رضا (ع)در سال 201 قمری.

 

چه خوبه که توی این ماه تلاوت قرآن ودعا برای ظهور حضرت مهم ترین کار ما باشه

سر سفره های قشنگ افطارتون ما رو هم از یاد نبرید

 

داستان قورباغه ها

داستان قورباغه ها

frogs
قورباغه ها



Once upon a time there was a bunch of tiny frogs..... Who arranged a running competition
روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که با
هم مسابقه ی دو بدند .

The goal was to reach the top of a very high tower.
هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود .

A big crowd had gathered around the tower to see the race and cheer on the contestants. ...
جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند ...

The race began ....
و مسابقه شروع شد ....

به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته

فاطمیه1389

DVD گلچین مراسمات فاطمیه 1389

هیئت انصارالمهدی(ع)

آماده می باشد. جهت دریافت

با شماره زیر تماس حاصل فرمایید.

09124979086

فاصله

                             فاصله...!                         

استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌کنند و سر هم داد می‌کشند؟

به ادامه مطلب مراجعه فرمایید
ادامه نوشته

نیکی ها به ما باز می گردد

نیکی ها به ما باز می گردد


پسر به سفر دوری رفته بود و ماه ها بود که از او خبری نداشتند ...

مادرش دعا می کرد که او سالم به خانه باز گردد. هر روز به تعداد اعضای خانواده اش نان می پخت و همیشه یک نان اضافه هم می پخت و پشت پنجره می گذاشت تا رهگذری گرسنه که از آن جا می گذشت نان را بر دارد . هر روز مردی گو‍ژ پشت از آن جا می گذشت و نان را بر می داشت و به جای آن که از او تشکر کند می گفت ...

به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

 

ادامه نوشته

حكايت بهلول و آب انگور





حكايت بهلول و آب انگور

روزی یکی از دوستان بهلول گفت: ای بهلول! من اگر انگور بخورم، آیا حرام است؟

بهلول گفت: نه!

پرسید: اگر بعد از خوردن انگور در زیر آفتاب دراز بکشم، آیا حرام است؟

بهلول گفت: نه!

پرسید: پس چگونه است که اگر انگور را در خمره ای بگذاریم و آن را زیر نور آفتاب قرار دهیم و بعد از مدتی آن را بنوشیم حرام می شود؟....

به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

 

ادامه نوشته

... حرکات نماز، نام زیبای احمد (ص) را نمایش می دهد

حرکات نماز، نام زیبای احمد (ص) را نمایش می دهد!!!


منبع:www.mt313.blogfa.com

مصاحبه با قرآن در باره امام زمان ( عج )

مصاحبه با قرآن در باره امام زمان ( عج )

سؤال اول: دلیل و آیه ای بر وجود امام زمان علیه السلام را بیان فرمایید پاسخ قرآن کریم : 1- در سوره قدر خداوند می فرماید: «تنزل الملائکه والروح فیها بإذن ربهم من کل أمر ». تنزل فعل مضارع است و دلالت بر استمرار می نماید. یعنی در هر سال، شب قدر ملائک و روح به زمین نزول می فرمایند. در دوران رسول الله صلی الله علیه وآله به شخص پیامبر نازل می شدند. و در هر عصری باید کسی هم شأن پیامبر باشد تا بر او نازل شوند. و الان تنها شخصی که هم شأن پیامبر صلی الله علیه وآله است امام زمان علیه السلام است . 2- خداوند در قرآن درباره مزد و اجر رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می فرماید : « قل لا أسئلکم أجرا إلا الموده فی القربی ». به دلیل عقلی، دادن اجر رسالت پیامبر در همه زمانها بر همه واجب است. پس چون مزد رسالت پیامبر «موده فی القربی» است پس باید «فی القربی»رسول الله صلی الله علیه وآله در هر عصری باشند تا مردم با مودت به ایشان اجر رسالت را بدهند. و «فی القربی» الان امام زمان علیه السلام می باشند.

به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

 

ادامه نوشته

سه جمله تامل برانگیز

طلا، زن، مرد

طلا را به وسیله آتش....زن را به وسیله طلا ....و مرد را به وسیله زن امتحان کنید.

فیثاغورث

عقل و قلب

برای اداره کردن خودت از عقلت استفاده کن و برای اداره کردن دیگران از قلبت.

قطار شهر بازی

در زندگی افرادی هستند كه مثل قطار شهربازی هستند، از بودن با آنها لذت می‌بری ولی با آنها به جایی نمی‌رسی.

 

 

آیه ی 26 سوره بقرة و حیرت دانشمندان


به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

 

ادامه نوشته

... حداقل برا یکبار یه نگاهی بهشون بندازید

 

       جملات

کوتاه وخواندنی

«سری اول»

خيلي از ما وقتي به رودخانه اي مي رسيم تمام عمر در انتظار مي نشينيم تا مگر کس ديگري بيايد و روي آن پلي براي ما بسازد. «سيسيل رورس»

خوشي و شادي زودتر از کار و کوشش انسان را خسته مي کند.

چه بسا فعاليت هائي که در اثر فقدان کمي فعاليت بيشتر، اثراتش از بين رفته و تبديل به هيچ شده است. «اي. ه. هارلين»

چه بسا اشخاصي که فقط به صداي طنين کلنگ گور کن از خواب بيدار مي شوند. «ناپلئون»

جواهر بدون تراش و مرد بدون زحمت کار ارزش پيدا نمي کند. «مثل چيني»


به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

  
ادامه نوشته

یه جمله

 

  اسراف محبت

وقتی كبوتری شروع به معاشرت با كلاغ‌ها میكند پرهایش سفید می‌ماند، ولی قلبش سیاه می‌شود... دوست‌داشتن كسی كه لایق دوست‌داشتن نیست، اسراف محبت است.

دكتر علی شریعتی

 

بی تو

 

دلم قرار نمى‏گیرد از فغان، بى‏تو

سپندوار ز كف داده‏ام عنان، بى‏تو

ز تلخكامى دوران نشد دلم فارغ

ز جام عیش لبى تر نكرد جان، بى‏تو

چون آسمان مه‏آلوده‏ام ز تنگدلى

پر است‏سینه‏ام از انده گران، بى‏تو

نسیم صبح نمى‏آورد ترانه شوق

سر بهار ندارند بلبلان، بى‏تو

لب از حكایت‏شب‏هاى تار مى‏بندم

اگر امان دهدم چشم خونفشان، بى‏تو

چو شمع كشته ندارم شراره‏اى به زبان

نمى‏زند سخنم آتشى به جان، بى‏تو

ز بیدلى و خموشى چو نقش تصویرم

نمى‏گشایدم از بى‏خودى، زبان، بى‏تو

از آن زمان كه فروزان شدم ز پرتو عشق

چو ذره‏ام به تكاپوى جاودان، بى‏تو

عقیق صبر به زیر زبان تشنه نهم

چو یادم آید از آن شكرین دهان، بى‏تو

گزاره غم دل را مگر كنم چو امین

جدا ز خلق به محراب جمكران، بى‏تو

 

حضرت آیة‏الله خامنه‏اى

 

یه جمله ی قشنگ





خوبی آدم‌ها و دیوار

همیشه از خوبی‌های آدم‌ها برای خودت دیوار بساز. پس هر وقت در حق تو بدی کردند ، فقط یک آجر از دیوار بردار ! بی‌انصافیست اگر دیوار خراب کنی!

اللهم عجل لولیک الفرج

السلام علی الحقِّ الجدیدِ و العالمِ الذی علمُهُ لا یَبیدُ السلام علی مُحیی المومنین و مُبیر الکافرین السلام علی مَهدیِّ الاُمَم و جامع الکَلِم ...
   سلام بر حقی که همواره نو است و عالمی که علم او کهنه نمی شود ، سلام بر حیات بخش مومنین و میراننده کافرین ، سلام بر هدایت گر امت ها و جامع علوم ...( مفاتیح الجنان ص 863 ابتدای زیارت حضرت صاحب الامر عج منقول از سید بن طاووس )
  
نیمه شعبان ، سال روز میلاد خجسته اما م عصر عج را به حضور تمامی دوستداران آقا امام زمان(عج) تبريك عرض مینماييم . گرچه تمامی اعیاد ماه های مبارک رجب و شعبان از حیث اهمیت جایگاه ویژه ای دارند ، اما در فرهنگ ما شیعیان ، نیمه شعبان همیشه متفاوت از سایر اعیاد بوده و حال و هوایی خاص داشته است .
  
ما میلاد امامی را جشن می گیریم که تمام هویت ما نه تنها به عنوان یک مسلمان شیعه بلکه به عنوان یک انسان بسته به اوست . وجود او حرکت انسان به سوی کمال و جامعه  آرمانی را توجیه می کند و گرمای همراهی با او انگیزه بخش رهروان این مسیر است . گرچه او از دیدگان غایب است اما یقین داریم که به اتکای هدایت او راه می یابیم و به برکت محبت و دلسوزی او از خطرات و آفات در امان هستیم .
  
در فرهنگ ما " انتظار " به معنای نشستن ، توقف کردن و چشم به افق دوختن نیست ، بلکه انتظار یعنی به پاخاستن ، حرکت کردن ، جستجو کردن ، راه های طولانی را پیمودن و نهایتاً یافتن است . حرکت منتظر حقیقی به سوی امام زمان عج چیزی جز حرکت به سوی کمال نیست . جامعه در حال انتظار نیز جامعه ای است که راهبرد ها ، سیاست ها ، برنامه ها و اقداماتش در جهت تأمین کمال انسانی و سعادت دنیوی و أخروی اعضایش باشد . در چنین جامعه ای است که نظام حکومتی استعداد پیوند خوردن به حکومت جهانی امام عصر عج را می یابد .
  
چنین نگرشی به مفهوم انتظار موجب می شود امام زمان عج رانزدیک و همراه خود بیابیم ، در زندگی و کار با تکیه براو قدم برداریم ، از او حس امید و نشاط بگیریم و آن عزیز را سنگ صبور رنج ها و تلخی های زمانه بدانیم .
  
خدایا توفیق ده تا با نیات پسندیده و اعمال نیک ، لبخند رضایت را بر لبان امام مهربان و دلبند خویش بنشانیم!!!

التماس دعا

حضرت علی اکبر علیه السلام

 
 
 
على اكبر(ع) فرزند بزرگ سيد الشهدا بود. او در كربلا حدود 25 سال داشت. سن او را 18 سال و 20 سال هم گفته‏ اند. او اولين شهيدعاشورا از بنى هاشم بود.
على اكبر شباهت بسيارى به پيامبر داشت، هم در خلقت، هم در اخلاق و هم در گفتار. به همين جهت روز عاشورا وقتى اذن ميدان طلبيد و عازم جبهه پيكار شد، امام حسين(ع) چهره به آسمان گرفت و گفت:« اللهم اَشهدُ عَلي هوُلاء القوم فَقَدْ بَرَزَ اِليهِم غُلام اَشبه الناس برَسولِکَ محمد خَلقاً وَ خُلقاً وَ مَنطقاً وَ کُنّا اذا اِشتَقنا الي رؤُية نَبيکَ نَظَرنا اِلَيه.»
از جوانان اهل بيت پيغمبر، اول كسى كه موفق شد از ابا عبد الله كسب اجازه كند، فرزند جوان و رشيدش على اكبر بود.
همگان معتقدند اگر علی اکبر در روز عاشورا به شهادت نمی رسید او بود که چهارمین امام شیعیان قرار می گرفت ولی خواست خدا بر این بود که آن حضرت با پدر به شهادت برسد و این امام سجاد باشد که با بیماری مصلحتی در  کربلا چهارمین نور از انوار اهل بیت قرار گیرد
 
                    

جوانان پیر

شاگردان و یاران امام صادق علیه السلام گرداگرد ایشان حلقه زده بودند. امام از یکی از آنان پرسید: شما به چه کسی «جوان» می گویید؟ او گفت: به کسی که در سن جوانی باشد. امام صادق علیه السلام فرمود: پس چرا با اینکه اصحاب کهف در سن پیری بودند، خداوند آنان را با عنوان جوان یاد کرده است، آن جا که می فرماید: «زمانی را به خاطر بیاور که آن جوانان به غار پناه بردند؟» یا اینکه فرموده است: «آنها جوانانی بودند که به پروردگارت ایمان آوردند؟» آن گاه خود امام صادق علیه السلام چنین پاسخ داد: «مَنْ آمَنَ باللّه و اتَّقی فَهُوَ الفَتی؛ هر کس به خدا ایمان داشته باشد و تقوا پیشه کند، جوان و جوان مرد است.» بنابراین، به آنان که از نظر سن و سال پیرند، ولی قلبی پاک و باایمان دارند، می توان جوان و جوان مرد گفت.

هشدار به جوانان

دیوان شاعران موعظه پرداز، سرشار است از هشدارهایی درباره قدر دانستن جوانی، تأسف بر پیری و ناتوانی و پرهیز از آنکه عمری را به هوس درنبازیم:

 

سحرگه به راهی یکی پیر دیدم سوی خاک خم گشته از ناتوانی
بگفتم:چه گم کرده ای اندرین ره؟ بگفتا: جوانی! جوانی! جوانی!

ملک الشعرا بهار

 

جوانی نکو دار کاین مرغ زیبا

نماند در این خانه استخوانی
متاعی که من رایگان دادم از کف تو گر می توانی، مده رایگانی

پروین اعتصامی

 

تبه کردم جوانی تا کنم خوش زندگانی را چه سود از زندگانی چون تبه کردم جوانی را

حبیب یغمایی

 

افسوس! اگر جوانان می دانستند و اگر پیران می توانستند.

هنری اشتاین، ادیب فرانسوی

 

جوان و پند پیران

«افسوس! اگر جوانان می دانستند و اگر پیران می توانستند.» شور و نشاط و قدرت و صلابت جوانان اگر با تجربه و تدبیر پیران همراه شود، کیمیایی است که می تواند مس وجود را به طلای ناب بدل سازد و از این روست که ره نمایان دین و اخلاق، پیوسته جوانان را به تجربه اندوزی و پندگیری از پیران موعظه کرده اند:

حافظ، رأی پیر را از بخت جوان ارجمندتر می شمارد:

جوانا سرمتاب از پند پیران که رأی پیر، از بخت جوانِ به

همچنین او شنیدن نصیحت پیران را مایه کمال انسان می داند:

پیران سخن به تجربه گویند، گفتمت هان ای پسر که پیر شوی، پند گوش کن

و صائب نکته گو، صحبت پیران را حصار عافیت جوانان می شمارد:

جوان را صحبت پیران، حصار عافیت باشد