حکایتی از سعدی شیرازی
حکایتی از سعدی شیرازی
بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد.
پسر را گفت نباید که این سخن با
کسی در میان نهی.
گفت: ای پدر فرمان تو راست، نگویم و
لکن خواهم مرا بر فایده این کار مطلع گردانی که مصلحت در نهان
داشتن چیست؟
گفت تا مصیبت دو نشود: یکی
نقصان مایه و دیگر شماتت همسایه.
مگوی انده
خویش با مردمان
که لاحول گویند
شادی کنا
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۵/۳۱ ساعت 4:26 توسط ansar
|
بسم الله الرحمن الرحیم