جمعه
هر چند که خسته ایم از این حال نیا شرمنده ، اگر ندارد اشکال نیا
ما خط تمام نامه هامان کوفی است آقای گلم زبان من لال نیا
هر چند که خسته ایم از این حال نیا شرمنده ، اگر ندارد اشکال نیا
ما خط تمام نامه هامان کوفی است آقای گلم زبان من لال نیا
تاکنون روي شن هاي ساحل دريا نشسته اي، مفتون آب؟ گاهي مي خروشد چون رعد و هر آنچه بر راه است با خود مي شويد. گاهي چنان آرام که گويي تصوير آسمان آبي است بر زمين. و حتماً هر دو حال دريا تو را مسحور خود کرده است. اين آبي دريا و آسمان و آرامش جاودانه شان در دل موجوداتي از جنس بلور سايه انداخته است و دريادل و آسمانيشان ساخته است.
دريادلاني که هزاران حال دارند و هر يک از احوالاتشان به گونه حيرت آوري مسحورت مي کنند. آنان تجلّي ذات حقند و به راستي که روح باريتعالي در آنان دميده شده است.

تو مرا سوختي، گداختي، فشردي، زدودي، پختي.
تو مرا اشک کردي که همچون باران بر نمکزار انسان ببارم.
تو مرا فرياد کردي که همچون رعد در آسمان ميان طوفان حوادث بغرّم.
تو مرا درد و غم کردي تا هم نشين محرومين و دلشکستگان باشم.
تو مرا عشق کردي تا در قلب هاي عشاق بسوزم.
تو مرا برق کردي تا در آسمان ظلمت زده بتازم و سياهي اين شب ظلماني را بدرم.
تو مرا زهد کردي که به هنگام درد و غم و شکست و فشار و ناراحتي وجود داشته باشم و هنگام پيروزي و جشن و تقسيم غنايم دامن خود برگيرم و در کوير تنهايي با خداي خود تنها بمانم.
خدايا، بگذار که نمونه خوبي باشم، بگذار که سمبل عشق و محبت باشم، بگذار که مظهر ايثار و فداکاري باشم. بگذار معياري خدايي باشم که جز خواسته تو عمل نکنم، جز به اراده تو تسليم نشوم، جز سوختن در راه تو پاداش نخواهم، جز غم و درد پناهگاهي نداشته باشم، جز قلب مجروح انيسي نداشته باشم.
اي خداي بزرگ، تو را شکر مي کنم که راه شهادت را بر من گشودي و دريچه اي پرافتخار از اين دنياي خاکي به سوي آسمانها باز کردي و لذت بخش ترين اميد حياتم را در اختيارم گذاشتي و به اميد استخلاص، تحمل همه دردها و شکنجه ها را سير کردي."
لقب مشهور امام زمان(عج)، "مهدى" و القاب دیگر ایشان؛ منتظر، حجّت، خلف صالح، قائم و صاحبالزمان مىباشد. اما نام و كنیه ایشان، نام و كنیه رسول خدا(صلى الله علیه و آله) است. چه این كه آن حضرت فرمود: مردى از فرزندان من در آخر زمان قیام مىكند كه اسم او اسم من و كنیه او كنیه من است.1
نام پیامبر، محمد و كنیه او ابوالقاسم است و همین نام و كنیه براى حضرت مهدى(علیهالسلام) است. اما روایاتى وارد شده است كه از ذكر نام او قبل از آن كه ظهور كند نهى كردهاند و حتى از آن حضرت نقل شده است كه فرمود: لعنت خدا بر كسى كه در میان جمع مردم، نام مرا ببرد.2
روایات به طور مطلق از نام بردن نام ولى عصر(علیهالسلام) نهى كردهاند، بنابراین این نهى روایات تنها به زمان غیبت صغرى مربوط نمىشود بلكه غیبت كبرى را هم در بر مىگیرد.
احادیثى درباره فلسفه القاب آن حضرت وارد شده است كه در این جا به ذكر چند روایت اكتفا مىكنیم:
"صقربن دلف" گوید: از امام جواد(علیهالسلام) شنیدم كه فرمود: امام بعد از من على است، امر او، امر من است و سخن او، سخن من و طاعت او، طاعت من است و امامت بعد از او با فرزندش حسن مىباشد كه امر او، امر پدرش و سخن او سخن پدرش و اطاعت از او، اطاعت از پدرش مىباشد. آنگاه سكوت كرد.
عرض كردم: یابن رسول الله! امام بعد از حسن كیست؟
حضرت گریه شدیدى كرد و فرمود: بعد از حسن، فرزندش، قائم به حق و امام منتظر است . عرض كردم: یابن رسول الله! چرا قائم نامیده شد؟
فرمود: زیرا بعد از آن كه نام ایشان از میان مىرود، اكثر كسانى كه به او اعتقاد دارند از او روىگردان مىشوند، قیام مىكند.
عرض كردم: چرا منتظر نامیده شد؟ فرمود: زیرا غیبتى دارد كه بسیار طولانى است و مخلصین، منتظر او هستند و شك كنندگان، او را انكار كرده و منكران، نامش را استهزا مىكنند. كسانى كه براى ظهورش وقت تعیین مىكنند فراوان مىشوند و كسانى كه درباره او تعجیل دارند هلاك مىگردند و آنان كه تسلیم هستند نجات مىیابند.3
امام صادق(علیهالسلام) فرمود: قائم، مهدى نامیده شد زیرا به امرى هدایت مىكند كه مردم از آن گمراه شدهاند و قائم نامیده شده است زیرا براى اقامه حق قیام مىكند.4
امام رضا(علیهالسلام) نیز به هنگام ذكر لفظ قائم بر مىخاست و دست خود را بر سر مىگذاشت و مىگفت: اللّهم عجّل فرجه و سهّل مخرجه.5
پیراهن سیاه زتن دور می کنیم آنرا ذخیره کفن و گور می کنیم
اجر دو ماه گریه بر غربت حسین تقدیم مادرش زره دور می کنیم


ماه ربیع الاول سومین ماه از ماههای قمری و از ماه های فرخنده برای شیعیان است. حادثه مهم و تاریخی لیله المبیت ، هجرت حضرت محمد صلی الله علیه و آله از مکه به مدینه، ولادت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و امام جعفر صادق علیه السلام، ازدواج حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم با حضرت خدیجه علیهاسلام، آغاز امامت امام مهدی علیه السلام، عیدالزهرا و هلاکت یزید بن معاویه از جمله حوادث فرخنده این ماه است.
همچنین غزوه بنی نضیر در سال 4 قمری، صلح امام حسن مجتبی علیه السلام با معاویه در سال 41 قمری، ، شهادت حضرت امام حسن عسگری علیه السلام در سال 260 قمری، واقعه احراق مکه در هنگام جنگ یزید با عبدالله بن زبیر در سال 64 قمری، حادثه صاحب زنج و قتل سیصد هزار نفر از مردم بصره به دست موفق عباسی در سال 258 از دیگر حوادث مهم ماه ربیع الاول است.
منابع :
هدایة الانام الی وقایع الایام، محدث قمی، ص 70؛ مفاتیح الجنان، ص 534
برخى از فرقههاى اسلامى معتقدند كه اطاعت از حكام واجب است و بهيچوجه نمىتوان با آنان از در مخالفت درآمد و يا بر ضدشان قيام كرد. ديگر فرق نمىكند كه ماهيتحاكم چه باشد، حتى اگر مرتكب بزرگترين گناهان شود و يا هتك مقدسات كند.
معناى اين عقيده آن است كه حاكم هر چند بيگناهان را كه از اولاد رسول خدا هم باشند بكشد، باز اطاعتش واجب و تمرد از وى حرام است.
يكى از خواستهاى اين حكام آن بود كه حقايق مربوط به ائمه عليهم السلام را از نظر مردم پنهان نگه داشته و يا آنها را به گونه بدى بازگو كنند. در اين باره علما، نويسندگان و مورخان از هيچ كوششى فروگذار نمىكردند و براى اجراى اراده حاكم كه - بر حسب عقيده جبرى كه خود آنها جعل كرده بودند - اراده خداست، نهايت امكانات خود را به كار مىگرفتند. از اينرو مىبينيم كه در بسيارى از كتابهاى تاريخى نه تنها زندگى امامان ما نوشته نشده بلكه حتى نامشان هم برده نشده است.
احمد امين درباره منصور مىنويسد: «معتزليان را هر بار كه لازم مىديد فرا مىخواند و محدثان و علما را نزد خويش دعوت مىكرد، البته اين تا وقتى بود كه آنان برخوردى با سلطهاش پيدا نمىكردند، و گرنه دستگاه كيفرى عليهشان به كار مىافتاد»
آرى، همين منصور بود كه «ابوحنيفه» را مسموم كرد و بر امام صادق كه از بيعتبا محمد بن عبدالله علوى سرباز زده بود، همراه با خانواده و شاگردانش، بسيار تنگ مىگرفت.
مثلا يكى از موارد لغزش اينان كه بوضوح حاكى از تعصب آنان و اطاعت كوركورانهشان از حكام است مطلبى است كه درباره نحوه درگذشت امام رضا(ع) نوشتهاند. طبق نوشته ايشان امام انگور خورد و آنقدر زياد خورد كه به مرگش منتهى گرديد.
ظاهرا ابن خلدون هم كه شخصى اموى مشرب بود مىخواسته از اينان پيروى كند كه در تاريخ خود چنين آورده: «چون مامون به طوس وارد شد، امام رضا بر اثر انگورى كه خورده بود بطور ناگهانى در گذشت. . . »
براستى كه اين حرفها عجيب است. آخر چگونه انسان مىتواند چنان پرخورى را درباره يك آدم معمولى بپذيرد تا چه رسد به امامى كه همه به دانش، حكمت، زهد و پارسائيش اعتراف داشتند.
آيا كسى در طول زندگى امام به ياد دارد كه وى شخصى پرخور و شكمپرستبوده باشد؟ يا بر عكس، علم و زهد و تقوا، با صرفنظر از عقل و حكمت، هرگز به انسان اجازه نمىدهد تا بدان حد شكم خود را انباشته از خوردنى كند.
اكنون ببينيم ديگران درباره درگذشت امام(ع) چه گفتهاند.
نظر برخى ديگر از مورخانبا نگرشى سريع بر اقوال مورخان درباره درگذشت امام(ع) به بررسى ناهماهنگى گفتهها و نقطه نظرهايشان خواهيم رسيد.
عدهاى در اين باره فقط خود حادثه را گزارش كردهاند ولى هيچگونه ذكرى از علت آن ننمودهاند و فقط بر سبيل ترديد چنين آوردهاند: «گفته مىشود كه او مسموم شد و درگذشت» (مانند يعقوبى در جلد دوم ص 80 از تاريخش).
نظر دسته سومعدهاى ديگر مسموم شدن امام را پذيرفتهاند ولى معتقدند كه اين جنايتبه دست عباسيان صورت گرفت. سيد امير على داراى همين عقيده بود كه احمد امين نيز بدان اشاره كرده.
براى اين نظر سند تاريخى جز آنچه كه «اربلى» نقل كرده، وجود ندارد. وى عبارتى مبهم در اين باره نوشته: «چون ديدند كه خلافتبه اولاد على انتقال يافته على بن موسى را سم دادند و او در رمضان به طوس درگذشت»
نظر چهارمبرخى نيز گفتهاند امام به دست مامون مسموم گرديد ولى اين به رهنمود و تشويق فضل بود.
به نظر ما مامون هرگز نيازى به تشويق يا راهنمايى براى انجام اين كار نداشت، چه خود موقعيت امام را بخوبى احساس مىكرد. روشن است كه اين نظريه براى تبرئه مامون ابراز شده، چه فضل مدتها پيش از امام به دست مامون كشته شده بود. از اين گذشته، چگونه مىتوان باور كرد كه مامون اين جنايت را تنها به خاطر خوشايند فضل انجام داده و خودش هيچگونه تمايلى بدان نداشته است!
نظر پنجمبرخى ديگر گفتهاند كه امام به مرگ طبيعى درگذشت و هرگز مسموميتى در كار نبود. براى اثبات اين موضوع دلايلى ذكر كردهاند.
يكى از اين افراد «ابن جوزى» است كه پس از نقل قول از ديگران كه نوشتهاند پس از يك استحمام در برابر امام(ع) بشقابى از انگور كه بوسيله سوزن زهرآلود مسموم شده بود، نهادند و او با تناول انگورها مسموم شده بدرود حيات گفت، ابن جوزى مىنويسد كه اين درست نيست كه بگوييم مامون عامل مسموم كردن وى بوده باشد. چه اگر اينطور بود پس چرا آنهمه در مرگ امام ابراز حزن و اندوه مىكرد. اين حادثه چنان بر مامون گران آمد كه از شدت اندوه چند روز از خوردن و آشاميدن و هر گونه لذتى چشم پوشيده بود.
البته عبارت ابن جوزى حاكى از آن است كه مسموم شدن امام را پذيرفته ولى منكر آنست كه مامون عامل اين جنايتبوده باشد.
«اربلى» نيز به پيروى از ابن جوزى همين عقيده را ابراز كرده و همانگونه بر گفته خويش دليل آورده است.
احمد امين نيز از كسانى است كه معتقدند كسى غير از مامون بود كه سم را به امام خورانيده، چه او حتى پس از مرگ امام و ورودش به بغداد هنوز جامه سبز مىپوشيد و بعلاوه، مامون با علما درباره برترى حضرت على(ع) مباحثه مىكرد
دكتر احمد محمود صبحى نيز چنين پنداشته كه داستان مسموميت امام رضا(ع) از مطالب ساختگى شيعه است كه هرگز بين موقعيت امام در نزد مامون كه از آن همه ارجمندى برخوردار بود با خورانيدن سم به او، تناقضى احساس نمىكنند.
دلايل كسانى كه در تبرئه مامون از جنايتسم خورانى سعى كردهاند، به شرح زير خلاصه مىگردد:
1 - پيمان وليعهدى كه به موجب آن امام پس از مامون به خلافت مىرسيد.
2 - بزرگداشتشان امام و تاييد شرف و علم و فضيلت وى و ارجمندى خانوادهاش.
3 - به همسرى وى در آوردن دخترش كه خود عامل تحكيم دوستى ميان آن دو بود.
4 - استدلال مامون بر برترى على(ع) در برابر علما.
5 - ابراز اندوه فراوان پس از درگذشت امام بطورى كه از خوردن و آشاميدن و ديگر لذتها روى گردانده بود.
6 - دفن كردن امام در كنار قبر پدرش رشيد، و اينكه او خود بر جسد وى نماز گزارد.
7 - پس از درگذشت امام، او همچنان لباس سبز مىپوشيد حتى پس از ورودش به بغداد.
8 - پيوسته با علويان به رغم اقدامهاى مكرر بر ضدش، مهربانى مىنمود.
9 - خلق و خوى مامون به او اجازه چنين جنايتى نمىداد.
10 - مسموميت امام از جعليات شيعه است.
اين خلاصه همه دلايلى بود كه تبرئه كنندگان مامون آوردهاند.واقع امر اينست كه تمام چيزهايى كه اينان ذكر كردهاند هيچكدام مانع از آن نبود كه مامون براى دفع خطر وجود امام(ع) دستبه توطئه بزند، همانگونه كه قبلا هم همين بلا را بر سر وزيرش فضل بنسهل آورده بود. فضل نيز مقامى شامخ نزد مامون داشت و حتى اصرار داشت كه دخترش را هم به وى تزويج كند.
او همچنين فرمانده خود «هرثمة بن اعين» را نيز به مجرد ورود به مرو سر به نيست كرد، بىآنكه كوچكترين مجالى براى دفاع به وى بدهد و يا شكايتش را استماع كند. توطئههاى مامون گريبانگير طاهر و فرزندانش و ديگران و ديگران نيز شد. اينان وزرا و فرماندهانش بودند كه براى مامون و تحكيم پايههاى قدرتش آنهمه خدمت كرده و ديگران را با زور و شمشير به اطاعتش در آورده بودند.
اما اينكه بر مرگ امام ابراز حزن و سوگوارى نمود قضيه روشن است. مگر در آن شرايط از چنان افعى مكار و سياستبازى مىشد انتظار شادمانى و سرور برد؟
نظر ششم كه نظرى درست است و شيعيان بطور كلى اين نظر را تاييد كردهاند
طبق اين نظر امام(ع) بدون شك مسموم گرديد. كسانى كه بر اين عقيدهاند گروه بزرگى را تشكيل مىدهند كه ابن جوزى نيز بدانها اشاره كرده است.
تحلیلی بر کتاب زندگى سياسى هشتمين امام،
مؤلف: سيد جعفر شهيدى

ای بدوشت غم امت همه دم در همه حال
برده بر شانه خود درد غم و رنج محال
بر لب خلق هنوز از غم تو زمزمه بود
اولین اجر رسالت زدن فاطمه (س) بود

مدينه حال و هواي غريبي دارد. چندي است كه شهر پيامبر(ص) ، مونس اشك و آه شده است و خاطره خنده و تبسم را از ياد برده است.
از آن هنگام كه كاروان بزرگ حج ، از زيارت خانه خدا باز گشتهاند،
هر لحظه سيماي ملكوتي پيامبر(ص) افروختهتر ميشود و سرو بلندش، پس از يك عمر تلاش و پيكار، خميدهتر.
گويا در همين روزها پيك الهي براي او پيام آورده است كه اي محمد :
«تو ميميري، ديگر مردمان نيز ميميرند.» (زمر 30(
در حالي كه دست بر شانه علي(ع) دارد، راهي «قبرستان بقيع» ميشود، تا در واپسين لحظات، براي اسيران خاك، طلبِ آمرزش كند.
با قدمهايي شمرده، وارد «بقيع» ميشود. با نگاهي مهربان يك يك قبرها را از نظر ميگذراند و برايشان «فاتحه» ميخواند.
سپس غرق در افكاري آشفته، ابروانش در هم گره ميخورد و با نگراني ميگويد :
ـ فتنهها، همچون پارههاي شب تيره، پيش ميآيند، در حالي كه پيوسته و متراكمند.
نگاهي به علي(ع) ميافكند و ميفرمايد:
كليد گنجهاي دنيا و آخرت را به من پيشنهاد كردهاند و مرا ميان آن و ملاقات پروردگار مخير ساختهاند.
اما من ديدار با خدا را برگزيدم.
حضرت آيت الله العظمي بهجت فومني رحمه الله عليه در پاسخ سوالي كه چرا حضرت صاحب با اينكه امام است و دعايش مستجاب براي ظهور خود دعا نمي كنند مي فرمايند ... حضرت غائب داراي بالاترين علوم است و اسم اعظم بيش از همه نزد خود ايشان است با اين همه به هركس كه در خواب و بيداري به حضورش مشرف شده فرموده است ... براي من دعا كنيد ... در حالي كه مرده را زنده مي كند خود در زنداني وسيع به سر مي برد اما در مورد خود حق ندارند هر چند براي ديگران مخصوصا در امور فرديه عنايت خاصي دارد اما در امور اجتماعيه كه مربوط به خود آن حضرت است خير ... خدا كند ارتباط شيعه و اهل ايمان با امام زمان قوت بگيرد ...
باز ايشان در جواب سوالي كه در تشرف به مسجد مقدس جمكران از خدا و امام زمان چه بخواهيم مي فرمايند ... ولي افسوس كه همه براي برآورده شدن حاجت شخصي خود به مسجد جمكران مي روند و نمي دانند كه آن حضرت چه التماس دعايي از آنها دارد كه براي تعجيل فرج او دعا كنند... چنان كه به آن آقا (( تشرف شيخ محمد كوفي قدس سره در مسجد سهله )) فرموده بود ... اين ها كه به اين جا آمده اند دوستان خوب ما هستند و هركدام حاجتي دارند ... خانه، زن، فرزند، مال و اداي دين ... ولي هيچكس در فكر من نيست!!!!!... آري او هزار سال است كه زنداني است ... لذا هركسي كه براي حاجتي به مكان مقدس مانند مسجد جمكران مي رود بايد كه اعظم حاجت نزد او واسطه فيض يعني فرج خود آن حضرت را از خدا بخواهد ...
شاید این جمعه بیاید
آدمیزاد طوری آفریده شده، كه اگه چیزی رو دوست داشته باشه كم كم شبیه اون میشه.
گفتم "چیز" چون این خاصیت فقط درباره دوست داشتن آدمها نیست بلكه غیرِآدمی رو هم شامل میشه.
البته خوب این دگرگونی و مشابه شدن در رابطهی بین آدما شدیدتره.
پس باید مواظب Favorites خودمون باشیم!!؟
خیلیا بهشت رو دوست دارن و دوستدارن كه برن اونجا.
خوب طبیعتا یه چنین آدمایی حتما بهشتیا رو هم دوست دارن و علاوه بر اون خودشون هم میخوان مثل اونا باشن.
شناختن
آدمای بهشتی و دونستن نشونههای اونا برای اون دسته از آدمای طالب بهشت،
خیلی خوبه، چون تا اونا رو ببینن و بشناسن و باهاشون بپّرن زودی مثل اونا
میشن.
و چون من میدونستم كه شما؛ بله خودِ خودِ شما؛ عاشق بهشت و
بهشتیا هستید، خواستم چند تا نشونه اَزَشون بدم كه راحتر اونا رو بشناسید
و باهاشون باشید تا مثل اونا بشید.
البته شاید شما یكی از اونا باشید! محال كه نیست!
اگه اینطور بود حتماً یه آدرسی، نشونهای، چیزی از خودتون بدين تا بیایم سراغتون!
و اگه نیستید، ولی ازشون خبری دارید، بازم حتماً برای من و بقیه دوستاتون بنویسید.
اما نشونه ها:
حضرت امام جعفر صادق كه سلام و درود خدا برو و خاندان پاكش باد میفرمایند:
بهشتیا 4 تا نشونه دارن:
1- روی گشاده و خندون
2- زبان لطیف و نرم
3- دل رقیق و مهربون 4- دست بخشنده و باز
و خلاصش اینكه: آدم بهشتی، یه آدمِ بشّاش و خوش زبون و مهربون و دست و دل بازه... :-)
شما هم اگه نشونهی دیگهای ازشون دارید بنویسید
در حالی که یک روز به 22 بهمن باقی مانده در سایت ها _وبلاگ ها و در زندگی روزمره شاهد موضع گیری های قابل توجه از سوی مردم ومسئولین شدیم خواستیم ما هم از این عرصه ای که همه در آن متخصص شده اند عقب نمانیم که نکند خداوند قهار از این بی طرفی ما به خشم آید !!!!!
ـنایب رئیس مجلس گفت که منتظر اتفاق مهم و قابل پیشبینیای (؟؟؟) ازسوی مردم در 22 بهمن است.
به گزارش خبرآنلاین، محمدرضا باهنر با اشاره به در پیشرو بودن راهپیمایی 22 بهمنماه، خاطرنشان کرد: در 22 بهمنماه شاهد حضور انبوه مردم و سرنوشتساز ملت ایران در راهپیمایی خواهیم بود.
ـشخصی با امضای «الف- شیرازی» به سایت «بالاترین» كه مدیریت آن را منوشه امیر- منوچهر ساچمه چی تهرانی و مسئول بخش فارسی رادیو اسرائیل- برعهده دارد، گفته است، كتك خوردن از جمعیت خشمگین در روز 22بهمن از نگاه عامه مردم افتخار محسوب نمی شود، بلكه مانند آن است كه مردم یك «جیب بر» را به باد كتك گرفته و قصد لت و پار كردن او را داشته باشند!
از تئوریسین ها یکی پیدا شده و میگه : نقطه پايان استراتژي خود را براي 22 بهمن اماده كرده اند و در واقع تمام تخم مرغهاي خود را در اين سبد قرار داده اند
از کارشناس نماها یکی گفته : اگر در 22 بهمن مردم شعار اعتصاب اعتصاب سر دهند گفتمان اعتصاب بسیار جدی می شود و بحث اعتصاب بازتاب رسانه ای بسیار خوبی پیدا خواهد کرد
رييسجمهور: 22 بهمن امسال تشييع جنازه نظام سرمايهداري ليبرال خواهد بود!!!!!! حضور مردم در صحنه با پيروي از راه امام(ره)، همه معادلات را عوض ميكند (چی بگم ؟)
یک نوجوان عاشق میهن گفته : من 15 سالمه مطمئن باشین 22 بهمن میام توخیابون با رنگ سبز هم میام چون 4 سال دیگه اگه عمری باشه رای من هم دزدیده خواهد شد
ایران پرس :دو نفر از سران جریان موسوم به سبز در یکی از شهرستانهای اصفهان که مشغول جمع آوری نیروی آشوبگر برای اعزام به تهران در روز 22 بهمن بودند، دستگیر شدند
شاهین فاطمی :همان گونه که رژیم نتوانست از تظاهرات گستردۀ مردم در «روز قدس» سیزدهم آبانماه، و یا شانزده آذر پیشگیری کند این بار هم باید امیدواریم بود که در روز 22بهمن پیروز شویم
یکی گفته : تو اگر برخیزی من اگر برخیزم همه برمیخیزند
فرمانده سپاه محمد رسول الله تهران بزرگ گفت: اگر کسی در روز 22 بهمن اعتراض کند از مردم ایران نیست و با جرات می گوییم عامل بیگانه است (!!!!!!!!!!!!!!!!!)
اینها تنها گوشه هایی از نظرات کاملآ متفاوت بعضی افراد نسبت به روز 22 بهمن است
ما قصد نداریم از موضعی حمایت و در برابرموضع مقابل جبهه بگیریم هدف فقط نشان دادن برداشت های عجیب از ۲۲ بهمن است گویی هر کس این کشور و این روز را متعلق به گروه خودی می داند .
صرف نظر از از رنگ ها ودیدگاه های متفاوت ، خود حضور در راهپیمایی این روز تاییدکننده ایستادن مردم بر مواضع وآرمان های انقلاب اسلامی است
فصل الخطاب اینکه : دیروز رهبر معظم انقلاب در جمع افسران نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی علت تحریکات و فتنه انگیزی کشورهای غربی در این ۸ ماه را ایجاد تفرقه واز بین بردن وحدت جامعه خواندند
قبل ها خوندیم که مطابق با فرمایشات بنیانگزار جمهوری اسلام حفظ این نظام از بسیاری از واجبات دینی مانند نماز اولی تر وواجب تر است .22بهمن امسال در حقیقت صحنه عمل به همین وظیفه اسلامی است .
دیدگاه شما نسبت به 22بهمن چیست ؟
|
داستاني در مورد اولين ديدار «امت فاکس»، نويسنده و فيلسوف معاصر، از رستوران سلف سرويس؛ هنگامي که براي نخستين بار به آمريکا رفت. وي که تا آن زمان، هرگز به چنين رستوراني نرفته بود در گوشه اي به انتظار نشست.با اين نيت که از او پذيرايي شود.اما هرچه لحظات بيشتري سپري مي شد ناشکيبايي او از اينکه مي ديد پيشخدمتها کوچکترين توجهي به او ندارند،شدت گرفت.از همه بدتر اينکه مشاهده مي کرد کساني پس از او وارد شده بودند و در مقابل بشقاب هاي پر از غذا نشسته و مشغول خوردن بودند. وي با ناراحتي به مردي که بر سر ميز مجاور نشسته بود،نزديک شد و گفت:«من حدود بيست دقيقه است که در اينجا نشسته ام بدون آنکه کسي کوچکترين توجهي به من نشان دهد. حالا مي بينم شما که پنج دقيقه پيش وارد شديد با بشقابي پر از غذا در مقابلتان اينجا نشسته ايد!موضوع چيست؟مردم اين کشور چگونه پذيرايي مي شوند؟»مرد با تعجب گفت:« ولي اينجا سلف سرويس است.» سپس به قسمت انتهايي رستوران جايي که غذاها به مقدار فراوان چيده شده بود، اشاره کرد و ادامه داد:« به آنجا برويد، يک سيني برداريد و هر چه مي خواهيد، انتخاب کنيد،پول آن را بپردازيد،بعد اينجا بنشينيد و آن را ميل کنيد!» |
امت فاکس، که قدري احساس حماقت مي کرد، دستورات مرد را پي گرفت.اما وقتي غذا را روي ميز گذاشت ناگهان به ذهنش رسيد که: زندگي هم در حکم سلف سرويس است.همه نوع رخدادها،فرصت ها،موقعيتها،شاديها،سرورها و غم ها در برابر ما قرار دارد. در حالي که اغلب ما بي حرکت به صندلي خود چسبيده ايم و آن چنان محو اين هستيم که ديگران در بشقاب خود چه دارند و دچار شگفتي شده ايم که چرا او سهم بيشتري دارد؟که هرگز به ذهنمان نمي رسد خيلي ساده از جاي خود برخيزيم و ببينيم چه چيزهايي فراهم است،سپس آنچه مي خواهيم،برگزينيم.
وبلاگ جديد هيئت انصارالمهدي(عج)
راه اندازي شد
WWW.ANSAR83.MEE.IR
(سلسله مباحث اخلاقي)
در نخستین اربعین شهادت امام حسین«ع»، جابر بن عبد الله انصاری و عطیه عوفی موفق به زیارت تربت و قبر سید الشهدا شدند. بنا به برخی نقلها، در همان اربعین، کارواناسرای اهل بیت «ع» در باز گشت از شام و سر راه مدینه، از کربلا گذشتند و با جابر دیدار کردند. البته برخی از مورخان هم آن را نفی کرده و نپذیرفتهاند. از جمله مرحوم محدث قمی در «منتهی الآمال» دلایلی ذکر میکند که دیدار اهل بیت از کربلا در اربعین اول نبودهاست. بعضی از علما نیز در این باره تحقیق مبسوط و مستقلی انجام دادهاند که منتشرشده است. به هر حال، تکریم این روز و احیای خاطره غمبار عاشورا، رمز تداوم شور عاشورایی در زمان های بعد بوده است.
. اربعين امام حسين (ع)
بايد ديد در كهنترين متون مذهبي ما، از «اربعين» چگونه ياد شده است. به عبارت ديگر دليل برزگداشت اربعين چيست؟ چنان كه در آغاز گذشت، مهمترين نكته درباره اربعين، روايت امام عسكري (ع) است. حضرت در روايتي كه در منابع مختلف از ايشان نقل شده فرمودهاند: نشانههاي مؤمن پنج چيز است: 1 ـ خواندن پنجاه و يك ركعت نماز (17 ركعت نماز واجب + 11 نماز شب + 23نوافل) 2 ـ زيارت اربعين 3 ـ انگشتري در دست راست 4 ـ وجود آثار سجده بر پيشاني 5 ـ بلند خواندن بسم الله در نماز.
اين حديث تنها مدرك معتبري است كه جداي از خود زيارت اربعين كه درمنابع دعايي آمده، به اربعين امام حسين (ع) و بزرگداشت آن روز تصريح كرده است.
اما اين كه منشأ اربعين چيست، بايد گفت، در منابع به اين روز به دو اعتبار نگريسته شده است.
نخست روزي كه اسراي كربلا از شام به مدينه مراجعت كردند.
دوم روزي كه جابر بن عبدالله انصاري، صحابي پيامبر خدا (ص) از مدينه به كربلا وارد شد تا قبر حضرت اباعبدالله الحسين (ع) را زيارت كند. شيخ مفيد (م 413) در«مسار الشيعه» كه در ايام مواليد و وفيات ائمه اطهار علیهم السلام است، اشاره به روز اربعينكرده و نوشته است: اين روزي است كه حرم امام حسين (ع)، از شام به سوي مدينه مراجعت كردند. نيز روزي است كه جابر بن عبدالله براي زيارت امام حسين (ع) وارد كربلا شد.
كهنترين كتاب دعايي مفصل موجود، كتاب «مصباح المتهجّد» شيخ طوسي از شاگردان شيخ مفيد است كه ايشان هم همين مطلب را آورده است. شيخ طوسي پس از ياد از اين كه روز نخست ماه صفر روز شهادت زيد بن علي بنالحسين (ع) و روز سوم ماه صفر، روز آتش زدن كعبه توسط سپاه شام در سالهجري است، مينويسد: بيستم ماه صفر (چهل روز پس از حادثه كربلا) روزي است كه حرم سيد ما اباعبدالله الحسين از شام به مدينه مراجعت كرد ونيز روزي است كه جابر بن عبدالله انصاري، صحابي رسول خدا (ص) ازمدينه وارد كربلا شد تا قبر حضرت را زيارت كند. او نخستين كس از مردمان بود كه امام حسين (ع) را زيارت كرد. در چنين روزي زيارت آن حضرتمستحب است و آن زيارت اربعين است. (مصباح المتهجد، ص 787) در همانجا آمده است كه وقت خواندن زيارت اربعين، هنگامي است كه روز بالا آمده است.
در كتاب «نزهة الزاهد» هم كه در قرن ششم هجري تأليف شده، آمده: در بيستم اين ماه بود كه حرم محترم حسين از شام به مدينه آمدند. (نزهةالزاهد، ص 241) همين طور در ترجمه فارسي فتوح ابن اعثم (الفتوح ابن اعثم، تصحيح مجد طباطبائي، ص) و كتاب مصباح كفعمي كه از متون دعايي بسيار مهم قرن نهم هجري استاين مطلب آمده است. برخي استظهار كردهاند كه عبارت شيخ مفيد و شيخطوسي، بر آن است كه روز اربعين، روزي است كه اسرا از شام به مقصد مدينه خارج شدند نه آن كه در آن روز به مدينه رسيدند. (لؤلؤ و مرجان، ص 154) به هر روي، زيارت اربعين از زيارتهاي مورد وثوق امام حسين (ع) است كه ازلحاظ معنا و مفهوم قابل توجه است.
3. بازگشت اسيران به مدينه يا كربلا
اشاره كرديم كه شيخ طوسي، بيستم صفر يا اربعين را، زمان بازگشت اسراي كربلا از شام به مدينه دانسته است. بايد افزود كه نقلي ديگر، اربعين را بازگشت اسرا از شام را به «كربلا» تعيين كرده است. تا اينجا، از لحاظ منابع كهن، بايد گفت اعتبار سخن نخست بيش از سخن دوم است. با اين حال، علامه مجلسي پس از نقل هر دو اينها، اظهار ميدارد: احتمال صحت هر دوي اينها (به لحاظ زماني) بعيد مينمايد. (بحار ج 101، ص 334 ـ 335) ايشان اين ترديد را در كتاب دعايي خود «زاد المعاد» هم عنوان كرده است. با اين حال، درمتون بالنسبه قديمي، مانند «لهوف» و «مثيرالاحزان» آمده است كه اربعين، مربوط به زمان بازگشت اسرا، از شام به كربلاست. اسيران، از راهنمايان خواستند تا آنها را از كربلا عبور دهند.
بايد توجه داشت كه اين دو كتاب، در عين حال كه مطالب مفيدي دارند، ازجهاتي، اخبار ضعيف و داستاني هم دارند كه براي شناخت آنها بايد با متون كهنتر مقايسه شده و اخبار آنها ارزيابي شود. اين نكته را هم بايد افزود كه منابعي كه پس از لهوف، به نقل از آن كتاب اين خبر را نقل كردهاند، نبايد بهعنوان يك منبع مستند و مستقل، ياد شوند. كتابهايي مانند «حبيب السير» كه به نقل از آن منابع خبر بازگشت اسرا را به كربلا آوردهاند، (نفس المهموم ترجمه شعراني، ص 269) نميتوانند مورد استناد قرار گيرند.
در اينجا مناسب است دو نقل را در باره تاريخ ورود اسرا به دمشق ياد كنيم. نخست نقل ابوريحان بيروني است كه نوشته است:
در نخستين روز ماه صفر، أدخل رأس الحسين عليه السلام مدينة دمشق، فوضعه يزيد لعنه الله بين يديهو نقر ثناياه بقضيب كان في يده و هو يقول:
لست من خندف ان لم أنتقم
من بني أحمد، ما كان فَعَل
ليْتَ أشياخي ببدرٍ شهدوا
جَزَع الخزرج من وقع الاسل
فأهلّوا و استهلّوا فرحا
ثم قالوا: يا يزيد لاتشل
قد قتلنا القرن من أشياخهم
و عدلناه ببدر، فاعتدل (الاثار الباقيه، ص 422)
وی روز اول ماه صفر را روزی می داند که سر امام حسین (ع) علیه السلام را وارد دمشق کرده و یزید هم در حالی که اشعار ابن زبعری را می خواند و بیتی هم بر آن افزوده بود، با چوبی که در دست داشت بر لبان امام حسین (ع) می زد.
دوم سخن عماد الدين طبري (م حوالی 700) در «كامل بهائي» است كه رسيدن اسرا به دمشق را در16 ربيع الاول دانسته ـ يعني 66 روز پس از عاشورا ـ میداند كه طبيعيتر مينمايد.
4. ميرزا حسين نوري و اربعين
علامه ميرزا حسين نوري از علماي برجسته شيعه،در دوره اخیر نخستین کسی است که به نقد این روایت پرداخته و دلایل متعددی در نادرستی آن اقامه کرده است.
ايشان اين عبارت سيد بن طاوس در لهوف را نقل كردهاست كه اسرا در بازگشت از شام، از راهنماي خود خواستند تا آنها را به كربلا ببرد؛ و سپس به نقد آن پرداخته است. (لؤلؤ و مرجان، ص 152)
داستان از اين قرار است كه سيد بن طاوس در «لهوف» خبر بازگشت اسراء را بهكربلا در اربعين نقل كرده است. در آنجا منبع اين خبر نقل نشده و گفته ميشود كه وي در اين كتاب مشهورات ميان شيعه را كه در مجالس سوگواري بوده، درآن مطرح كرده است.
اما همین سيد بن طاوس در «اقبال الاعمال» با اشاره به اين كه شيخ طوسي در مصباح مي گويد اسرا روز اربعين از شام به سوي مدينه حركت كردند و خبر نقل شده در غير آن كه بازگشت آنان را در اربعين به كربلا دانستهاند، در هر دو موردترديد ميكند. ترديد او از اين ناحيه است كه ابن زياد مدتي اسراء را در كوفه نگه داشت. با توجه به این مطلب و زمانی که در این نگه داشته صرف شده و زماني كه در مسير رفت به شام و اقامت یك ماهه در آنجا و بازگشت مورد نياز است، بعيد است كه آنان در اربعين به مدينه يا كربلا رسيده باشند. ابن طاوس ميگويد: اين كه اجازه بازگشت به كربلا به آنها داده باشد، ممكن است، اما نميتوانسته در اربعين باشد. در خبر مربوط بهبازگشت آنان به كربلا گفته شده است كه همزمان با ورود جابر به کربلا بوده و با او برخورد کرده اند . ابن طاوس در اين كه جابر هم روز اربعين به كربلا رسيده باشد، ترديد ميكند. (اقبال الاعمال، ج 3، ص 101).
این ممکن است که ابن طاوس لهوف را در جوانی و اقبال را در دوران بلوغ فکری تألیف کرده باشد. در عین حال ممکن است دلیل آن این باشد که آن کتاب را برای محافل روضه خوانی و این اثر را به عنوان یک اثر علمی نوشته باشد. دلیلی ندارد که ما تردید های او را در آمدن جابر به کربلا در روز اربعین بپذیریم. به نظر می رسد منطقی ترین چیزی که برای اعتبار اربعین در دست است همین زیارت جابر در نخستین اربعین به عنوان اولین زایر است.
اما درباره بازگشت اسرا به کربلا باید فکر کرد که شيخ مفيد در کتاب مهم خود در باب زندگی امامان و در بخش خاص به امام حسین (ع) از کتاب «ارشاد» در خبر بازگشت اسرا، اصلا اشارهاي به اين كهاسرا به عراق بازگشتند ندارد.!!!!!!!!
همين طور ابومخنف راوي مهم شيعه هماشارهاي در مقتل الحسين خود به اين مطلب ندارد. در منابع كهن تاريخ كربلاهم مانند انساب الاشراف، اخبارالطوال، و طبقات الكبري اثري از اين خبرديده نميشود.
روشن است كه حذف عمدي آن معنا ندارد؛ زيرا براي چنينحذف و تحريفي، دليلي وجود ندارد.
خبر زيارت جابر، دركتاب بشارة المصطفي آمده، اما به ملاقات وي با اسرا اشاره نشده است.
مرحوم حاج شيخ عباس قمي هم، به تبع استاد خود نوري، داستان آمدناسراي كربلا را در اربعين از شام به كربلا نادرست دانسته است. (منتهي الامال، ج 1،صص 817 ـ 818) در دهههاي اخير مرحوم محمد ابراهيم آيتي هم در كتاببررسي تاريخ عاشورا بازگشت اسرا را به كربلا انكار كرده است. (بررسي تاريخعاشورا، صص 148 ـ 149) همین طور آقای مطهری که متأثر از مرحوم آیتی است. اما این جماعت یک مخالف جدی دارند که شهید قاضی طباطبائی است.
5. شهيد قاضي طباطبائي و اربعين
شهيد محراب مرحوم حاج سيد محمدعلي قاضي طباطبائي رحمة الله عليه، كتاب مفصلي با نام «تحقيق درباره اولين اربعين حضرت سيد الشهداء» درباره اربعين نوشتکه اخیرا هم به شکل تازه و زیبایی چاپ شده است.
هدف ايشان از نگارش اين اثر آن بود تا ثابت كند، آمدن اسراي از شامبه كربلا در نخستين اربعين، بعيد نيست. اين كتاب كه ضمن نهصد صفحهچاپ شده، مشتمل بر تحقيقات حاشيهاي فراواني در باره كربلاست كه بسيارمفيد و جالب است. اما به نظر ميرسد در اثبات نكته مورد نظر با همه زحمتی که مؤلف محترم کشیده ، چندان موفّقنبوده است.
ايشان در باره اين اشكال كه امكان ندارد اسرا ظرف چهل روز از كربلا به كوفه، از آنجا به شام و سپس از شام به كربلا بازگشته باشند، هفده نمونه از مسافرتها ومسيرها و زمانهايي كه براي اين راه در تاريخ آمده را به تفصيل نقل كردهاند. دراين نمونهها آمده است كه مسير كوفه تا شام و به عكس از يك هفته تا ده دوازده روز طي ميشده و بنابر اين، ممكن است كه در يك چهل روز، چنين مسيررفت و برگشتي طي شده باشد. اگر اين سخن بيروني هم درست باشد كه سر امام حسين (ع) روز اول صفر وارد دمشق شده، ميتوان اظهار كرد كه بيست روز بعد، اسرا ميتوانستند در كربلا باشند.
بايد به اجمال گفت: بر فرض كه طي اين مسير براي يك كاروان، در چنين زمان كوتاهي، با آن همه زن و بچه ممكن باشد، بايد توجه داشت كه آيا اصل اين خبر در كتابهاي معتبر تاريخ آمده است يانه. تا آنجا كه ميدانيم، نقل اين خبر در منابع تاريخي، از قرن هفتم به آن سوي تجاوز نميكند. به علاوه، علماي بزرگ شيعه، مانند شيخ مفيد و شيخ طوسي، نه تنها به آن اشاره نكردهاند، بلكه به عكسِ آن تصريح كرده و نوشتهاند: روز اربعين روزي است كه حرم امام حسين (ع) وارد مدينه شده يا از شام به سوي مدينه خارج شده است.
آنچه مي ماند اين است كه نخستين زيارت امام حسين (ع) در نخستین اربعين، توسط جابر بن عبدالله انصاري صورت گرفته است و از آن پس ائمه اطهار علیهم السلام كه از هر فرصتي براي رواج زيارت امام حسين (ع) بهره ميگرفتند، آنروز را كه نخستين زيارت در آن انجام شده، به عنوان روزي كه زيارت امامحسين (ع) در آن مستحب است، اعلام فرمودند.
متن زيارت اربعين هم از سوي حضرت صادق علیه السلام انشاء شده و با داشتن آن مضامين عالي، شيعيان را از زيارتآن حضرت در اين روز برخوردار ميكند.
اهميت خواندن زيارت اربعين تاجايي است كه از علائم شيعه دانسته شده است، درست آن گونه كه بلند خواندن بسم الله در نماز و خواندن پنجاه و يك ركعت نماز در شبانه روز درروايات بيشماري، از علائم شيعه بودن عنوان شده است.
در بخشي از اين زيارت در باره هدف امام حسين(ع) از اين نهضت آمده است:"... و بذل مهجته فيك ليستنقذ عبادك من الجهالة و حيرة الضلالة... و قد توازر عليه من غرّته الدنيا و باع حظّه بالارذل الادني".
خدايا، امام حسين (ع) همه چيزش را براي نجات بندگانت از نابخردي وسرگشتگي و ضلالت در راه تو داده در حالي كه مشتي فريب خورده كه انسانيت خود را به دنياي پست فروختهاند بر ضد وي شوريده آن حضرت را بهشهادت رساندند.
هیئت انصار المهدی به مناسبت اربعین حسینی برنامه ای تدارک دیده است
سخنران :حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای اسکندری
بامداحی مداحان اهل بیت
زمان : جمعه ساعت ۱۰ صبح
مکان :خیابان ۱۷ شهریور شمالی خیابان خشکبارچی پلاک ۲۱
اربعین یعنی چهل روز با حسین شاید وقتی که نگاه کنی گذر سریع زمان برات جالب باشه اما اگر حواست به این ایام بوده باشه خیلی استفاده کردی
در فرهنگ عاشورا، اربعین به چهلمین روز شهادت اربابمان حسین بن علی «ع» گفته میشود که مصادف با روز بیستم ماه صفر است. در روز بیستم صفر نیز، شیعیان، عظیم ترین مراسم سوگواری را در کشورها و شهرهای مختلف به یاد عاشورای حسینی بر پا میکنند.(جالب این جاست که در کربلا مراسم عزاداری روز اربعین به مراتب عظیم تر و پرشکوه تر از روز عاشورا است )

اعتبار اربعين امام حسين (ع) از قديم الايام ميان شيعيان و در تقويم تاريخي وفاداران به امام حسين (ع) شناخته شده بوده است.
نخستين مسألهاي كه در ارتباط با «اربعين» جلب توجه ميكند، تعبير اربعين در متون ديني است. ابتدا بايد نكتهاي را به عنوان مقدمه يادآور شويم:
اصولا بايد توجه داشت كه در نگرش صحيح ديني، اعداد نقش خاصي به لحاظ عدد بودن، در القاي معنا و منظوري خاص ندارند؛ به اين صورت كه كسي نمي تواند به صرف اين كه در فلان مورد يا موارد، عدد هفت يا دوازده ياچهل يا هفتاد به كار رفته، استنباط و استنتاج خاصي داشته باشد. اين يادآوري، از آن روست كه برخي از فرقههاي مذهبي، بويژه آنها كه تمايلات «باطنيگري» داشته يا دارند و گاه و بيگاه خود را به شيعه نيز منسوب مي كردهاند، و نيز برخي از شبه فيلسوفان متأثر از انديشههاي انحرافي و باطني و اسماعيلي، مروج چنين انديشهاي درباره اعداد يا نوع حروف بوده و هستند.
در واقع، بسياري از اعدادي كه در نقلهاي ديني آمده، مي تواند بر اساس يكمحاسبه الهي باشد، اما اين كه اين عدد در موارد ديگري هم كاربرد دارد و بدون يك مستند ديني ميتوان از آن در ساير موارد استفاده كرد، قابل قبول نيست. بهعنوان نمونه، در دهها مورد در كتابهاي دعا، عدد صد بكار رفته كه فلان ذكر را صد مرتبه بگوييد، اما اين دليل بر تقدس عدد صد به عنوان صد نميشود. همينطور ساير عددها. البته ناخواسته براي مردم عادي، برخي از اين اعداد طي روزگاران، صورت تقدس به خود گرفته و گاه سوء استفادههايي هم از آنها ميشود.
تنها چيزي كه درباره برخي از اين اعداد ميشود گفت آن است كه آن اعداد معین نشانه كثرت است. به عنوان مثال، درباره هفت چنين اظهار نظري شده است. بيش از اين هر چه گفته شود، نمي توان به عنوان يك استدلال به آن نظر كرد.
مرحوم اربلي، از علماي بزرگ اماميه، در كتاب كشف الغمه في معرفة الائمة در برابر كساني كه به تقدس عدد دوازده و بروج دوازده گانه براي اثبات امامتائمه اطهار(ع) استناد كردهاند، اظهار ميدارد، اين مسأله نميتواند چيزي را ثابت كند؛ چرا كه اگر چنين باشد، اسماعيليان يا هفت اماميها، ميتوانند دهها شاهد ـ مثل هفت آسمان ـ ارائه دهند كه عدد هفت مقدس است، كما اين كه اين كار را كردهاند.
عدد «اربعين» در متون ديني
يكي از تعبيرهاي رايج عددي، تعبير اربعين است كه در بسياري از موارد به كار رفته است. يك نمونه آن كه سنّ رسول خدا (ص) در زمان مبعوث شدن، چهل بوده است. گفته شده كه عدد چهل در سن انسانها، نشانه بلوغ و رشد فكري است. گفتني است كه برخي از انبياء در سنين كودكي به نبوّت رسيدهاند. از ابن عباس (گويا به نقل از پيامبر (ص)) نقل شده كه اگر كسي چهل ساله شد و خيرش بر شرش غلبه نكرد، آماده رفتن به جهنم باشد. در نقلي آمده است كه، مردمان طالب دنيايند تا چهل سالشان شود. پس از آن در پي آخرت خواهند رفت. (مجموعه ورام، ص 35)
در قرآن آمده است «ميقات» موسي با پروردگارش در طي چهل روز حاصلشده است. در نقل است كه، حضرت آدم چهل شبانه روز بر روي كوه صفا در حال سجده بود. (مستدرك وسائل ج 9، ص 329) در باره بني اسرائيل هم آمده كه براي استجابت دعاي خود چهل شبانه روز ناله و ضجّه مي كردند. (مستدرك ج 5،ص 239) در نقلي آمده است كه اگر كسي چهل روز خالص براي خدا باشد، خداوند او را در دنيا زاهد كرده و راه و چاه زندگي را به او مي آموزد و حكمت را در قلب و زبانش جاري ميكند. بدين مضمون روايات فراواني وجود دارد. چله نشيني صوفيان هم درست يا غلط، از همين بابت بوده است. علامه مجلسي در کتاب بحار الانوار در اين باره كه برگرفتن چهل نشيني از حديث مزبور نادرست است، به تفصيل سخن گفته است.
اعتبار حفظ چهل حديث كه در روايات فراوان ديگر آمده، سبب تأليف صدها اثر با عنوان اربعين در انتخاب چهل حديث و شرح و بسط آنها شده است. در اين نقلها آمده است كه اگر كسي از امّت من، چهل حديث حفظ كند كه در امر دينش از آنها بهره برد، خداوند در روز قيامت او را فقيه و عالم محشور خواهد كرد. در نقل ديگري آمده است كه اميرمؤمنان (ع) فرمودند: اگر چهل مرد با من بيعت ميكردند، در برابر دشمنانم ميايستادم. (الاحتجاج، ص (84
مرحوم كفعمي نوشته است: زمين از يك قطب، چهار نفر از اوتاد و چهل نفر از ابدال و هفتاد نفر نجيب، هيچگاه خالينميشود. (بحار ج 53، ص 200)
درباره نطفه هم تصور براين بوده كه بعد از چهل روز عَلَقه ميشود. همين عدد در تحولات بعدي علقه به مُضْغه تا تولد درنقلهاي كهن بكار رفته است، گويي كه عدد چهل مبدأ يك تحول دانسته شدهاست.
در روايت است كه كسي كه شرابخواري كند، نمازش تا چهل روز قبول نميشود. و نيز در روايت است كه كسي كه چهل روز گوشت نخورد، خلقش تند ميشود. نيز در روايت است كه كسي كه چهل روز طعام حلال بخورد، خداوند قبلش را نوراني ميكند. نيز رسول خدا(ص) فرمود: كسي كه لقمه حراميبخورد، تا چهل روز دعايش مستجاب نميشود. (مستدرك وسائل، ج 5، ص 217)
اينها نمونهاي از نقلهايي بود كه عدد اربعين در آنها به كار رفته است.
در روزهای آتی درباره ی اربعین اباعبدالله بیشتر صحبت خواهیم کرد.
من عمر تباه کردم ، اما توبه
من نامه سیاه کردم ، اما توبه
در محضر دیدگانت ای صاحب عصر !
صد بار گناه کردم... ، اما توبه . . .
در كتاب كمال الدین از ابوبصیر از امام صادق(علیهالسلام) نقل شده كه فرمود: طوبى شیعة قائمنا المنتظرین بظهور فى غیبته و المطیعین له فى ظهوره اولئك اولیاء الله الذین لاخوف علیهم ولا هم یحزنون؛ خوشا به حال پیروان امام قائم كه در غیبتش(با خودسازى) انتظار ظهورش را مىكشند و به ظهورش مطیع فرمان اویند. آنها اولیاى خدا هستند همانا كه نه ترسى دارند و نه غمى .
از كافى از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) روایت كرده كه فرمود: ان اعظم الناس یقینا قوم یكونون فى آخرالزمان لم یلحقوا النبى و حجب عنهم الحجة فامنوا بسواد فى بیاض؛ همانا بزرگترین مردم از جهت یقین گروهى هستند كه در آخر زمان مىباشند. پیغمبر(صلى الله علیه و آله) را درك نكردهاند و حجت و امام ایشان نیز در غیبت است. ولی ایمان آوردهاند به سیاهى كه در سفیدى است. یعنى به قرآن و آثار و اخیارى كه از نبى اكرم(صلى الله علیه و آله) و ائمه اطهار(علیهمالسلام) به آنها رسیده است.
بندگان من كه به من ایمان آوردید و غیبت مرا تصدیق كردید شما را به ثواب نیكوى خود مژده مىدهم. شما بندگان و كنیزان حقیقى من هستید. عبادت شما را مىپذیرم و از تقصیرات شما مىگذرم و شما را مىآمرزم و به خاطر شما بندگانم را از باران سیراب مىكنم و بلا را از مردم برطرف مىسازم.
از حضرت امام سجاد علیه السلام روایت شده كه فرموده :من ثبت على ولایتنا فى غیبة قائمنا اعطاه الله اجر الف شهید مثل شهداء احد و بدر كسى كه بر ولایت ما در هنگام غائب بودن قائم ما ثابت باشد خداوند اجر هزار شهید مانند شهداء بدر و احد به او اعطاء فرماید.
از حضرت صادق(علیهالسلام) روایت شده كه فرمود: من مات منكم على هذا الامر منتظرا له كان كمن فى فسطاط القائم (علیهالسلام)؛ كسى كه بمیرد از شما، در حالی كه منتظر ظهور حضرت قائم (علیهالسلام) باشد مانند كسى است كه در خیمه قائم با ایشان باشد.
از امیرالمؤمنین حضرت علی(علیهالسلام) سؤال شد: اى الاعمال احب الى الله عزوجل قال انتظار الفرج؛ از امیرالمؤمنین(علیهالسلام) سؤال شد كدام اعمال و كارها نزد خداى تعالى محبوبتر است؟ فرمود انتظار فرج.

از ابى حمزه از ابى خالد كابلى از على بن الحسین(علیهالسلام) حدیثى روایت كرده كه در آن مىفرماید: به درستى كه اهل زمان غیبت حضرت مهدى (عجل الله تعالى فرجه) كه قائل به امامت او و منتظر ظهور او هستند بهترین اهل هر زمانى مىباشند. براى این كه خداى تعالى از عقل و فهم و معرفت به اندازهاى به آنها اعطاء فرموده كه غیبت نزد آنها به منزله حضور و مشاهده شده است و آنان را در این زمان به منزله مجاهدین با شمشیر در جلو رسول خدا(صلى الله علیه و آله) قرار داده است. اینان بندگان خالص خدا و به راستى شیعیان ما و دعوت كنندگان به دین خدا در نهان و آشكار هستند.
در غیبت نعمانى از فضل بن یسار نقل مىكند كه گفت از امام باقر(علیهالسلام) شنیدم که فرمود: كسى كه بمیرد در حالى كه امام خود را مىشناخته، زیانى نبرده، خواه ظهور امام زمان زود واقع شود و یا به تاخیر بیافتد و هر كس بمیرد و امام خود را بشناسد مانند كسى است كه با مهدى منتظر(عج) در خیمهاش بوده است .
در كتاب غیبت نعمانی از عمرو بن ابان روایت كرده كه گفت شنیدم امام صادق(علیهالسلام) مىفرمود علامت (ظهور قائم آل محمد) را بشناس كه اگر آن را بشناسى ضررى به تو نمىرساند خواه این امروز واقع شود یا به تاخیر بیافتد. خداوند مىفرماید: یوم تدعو كل اناس بامامهم؛ یعنى روز قیامت هر دستهاى را با امام خودشان مىخوانیم. پس هر كس امام خود را بشناسد مانند كسى است كه در خیمه منتظر بوده است.
یوم ندعو كل اناس بامامهم؛ روز قیامت هر گروهى را با امام و رهبرشان مىخوانیم.
در حدیثى كه شیعه و اهل تسنن از امام على بن موسى الرضا(علیهالسلام) به سندهاى صحیح نقل كردهاند چنین مىخوانیم كه آن امام از پدرانش از پیامبر(صلى الله علیه و آله) در تفسیر آیه فوق نقل فرموده: یدعى كل اناس بامام زمانهم و كتاب ربهم سنة نبیهم؛ در آن روز هر قومى همراه امام زمانشان و كتاب پروردگار و سنت پیامبرشان خوانده مىشوند.
از امام صادق(علیهالسلام) روایت شده است: آیا شما حمد و ستایش و سپاس خدا را بجا نمىآورید؟ هنگامى كه روز قیامت مىشود خداوند هر گروهى را با كسى كه ولایت او را پذیرفته مىخوانند. ما را همراه پیامبر(صلى الله علیه و آله) و شما را همراه ما. فكر مىكنید در این حال شما را به كجا مىبرند؟ به خداوند كعبه به سوى بهشت. امام سه بار این جمله را تكرار كرد.
امام حسن عسگرى(علیهالسلام) در بخشی از توقیع شریف خود به على بن الحسین(صدوق اول)، بعد از حمد و ثناء خداوند و صلوات و سلام بر عترت طاهرین چند مورد را به على بن الحسین وصیت و سفارش مىكند:
... علیك بالصبر و انتظار الفرج قال النبى صلى الله علیه و آله افضل اعمال امتى انتظار الفرج لا تزال امتى و لایزال شیعتنا فى حزن حتى یظهر ولدى الذى بشریه النبى صلى الله علیه و آله انه یملاء الارض عدلا و قسطا كما ملئت ظلما و جورا .
زیرا كه پیغمبر(صلى الله علیه و آله) فرمود بهترین كارهاى امت من در انتظار فرج او بودن است. همواره امت من و پیروان ما در اندوه هستند تا فرزندم كه پیغمبر(صلى الله علیه و آله) به ظهور او خبر و نوید داده است آشكار گردد و زمین را پر از عدل و داد كند چنانكه پر از ظلم و جور باشد.
جابر بن عبدالله انصارى از پیغمبر اكرم(صلى الله علیه و آله) روایت مىكند كه فرمود حجت خدا از نظر آنها غائب مىگردد و نام برده نمىشود تا آن كه خداوند او را ظاهر گرداند پس وقتی كه خداوند او را آشكار ساخت زمین را پر از عدل و داد مىكند، چنانكه پر از ظلم و ستم شده باشد.
سپس فرمود: خوش بحال آنها كه در غیبت وى پایدارند، خوش بحال كسانی كه در راه روشن خود ثابتقدم مىمانند، اینانند كه خداوند دربارهشان فرموده است: والذین یؤمنون بالغیب و فرموده: اولئك حزب الله الا ان حزب الله هم المفلحون
یعنى اینان طرفداران خدا هستند بدانید كه طرفداران خدا رستگارند.
در دعوات راوندى روایت كرده كه پیغمبر(صلى الله علیه و آله) فرمود: انتظار الفرج بالصبر عبادة؛ یعنى انتظار فرج با صبر و بردبارى عبادت است .
صدوق در كمال الدین از جابر جعفى از امام رضا(علیهالسلام) روایت نموده كه فرمود زمانى بر مردم خواهد گذشت كه امام آنها از نظرشان غائب گردد خوش بحال آنها كه در آن زمان بر عقیده خود نسبت به ما ثابت مىمانند. كمترین ثوابى كه آنها دارند اینست كه خداوند متعال آنها را با این كلام صدا زند: بندگان من كه به من ایمان آوردید و غیبت مرا تصدیق كردید شما را به ثواب نیكوى خود مژده مىدهم. شما بندگان و كنیزان حقیقى من هستید. عبادت شما را مىپذیرم و از تقصیرات شما مىگذرم و شما را مىآمرزم و به خاطر شما بندگانم را از باران سیراب مىكنم و بلا را از مردم برطرف مىسازم. اگر براى خاطر شما نبود عذاب خود را بر آنان (كه در بدبینى و غفلت و معصیت بسر مىبرند) فرو مىفرستادم.
گواهى دادن بر این كه معبودى به جز الله نیست و این كه محمد(صلى الله علیه و آله) بنده او و فرستاده او است و اقرار نمودن به هر آنچه خداوند به آن امر فرموده است و دوستى از براى ما و بیزارى از دشمنان ما، یعنى ما امامان بخصوص و تسلیم شدن به آنان و پرهیز و كوشش و اطمینان داشتن و چشم به راه قائم(عجل الله تعالى فرجه الشریف) بودن.
جابر گوید: عرض كردم یابن رسول الله بهترین كارى كه شخص با ایمان در آن زمان مىتواند انجام دهد چیست؟ فرمود: حفظ ایمان خود و ماندن در خانه.
ابى عبدالله امام صادق(علیهالسلام) روزى فرمود: آیا شما را خبر ندهم از چیزى كه خداوند هیچ عملى را از بندگان بدون آن نمىپذیرد. عرض كردم چرا بفرمایید.
حضرت فرمود: گواهى دادن بر این كه معبودى به جز الله نیست و این كه محمد(صلى الله علیه و آله) بنده او و فرستاده او است و اقرار نمودن به هر آنچه خداوند به آن امر فرموده است و دوستى از براى ما و بیزارى از دشمنان ما، یعنى ما امامان بخصوص و تسلیم شدن به آنان و پرهیز و كوشش و اطمینان داشتن و چشم به راه قائم(عجل الله تعالى فرجه الشریف) بودن.
سپس فرمود: ما را دولتى در پیش است كه هر وقت خدا بخواهد آن را پیش خواهد آورد. سپس فرمود: هر كس از بودنش در شمار یاران امام قائم شادمان است باید به انتظار باشد و با همین حال انتظار به پرهیز و اخلاق نیكو رفتار كند پس اگر اجلش فرا رسید و امام قائم پس از مرگ او قیام كرد پاداش او همانند پاداش كسى است كه امام قائم پس از مرگ او قیام كرد. پاداش او همانند پاداش كسى است كه امام قائم را درك كرده باشد پس كوشا باشید و به انتظار بنشینید. گوارا باد بر شما اى گروهى كه مشمول رحمت خدائید.

از احادیث بلند امام کاظم علیه السلام حدیثی است که هشام بن حکم روایت کرده است که بیش از صد سطر، و حاوی نکات معرفتی- تربیتی فراوان است. محور اساسی آن ارزش عقل است که به بخشی از این روایت مفصل اشاره میشود:
« ای هشام! خداوند بر مردم دو حجت قرار داده است: حجتی ظاهری و حجتی باطنی. حجت ظاهری همان پیامبران و رسولان و امامان هستند و حجت باطنی عقل است.
هر کس سه چیز را بر سه چیز مسلط کند، گویی به نابودی عقلش کمر بسته است: کسی که با آرزوی بلند، نور اندیشهاش را تاریک سازد، شکوفههای حکمتش را با سخنان اضافی و بیمورد از بین برد و با شهوات نفسانی نور عبرت خود را خاموش نماید. چنین کسی گویی از هوای نفس خود برای نابودی عقلش کمک گرفته، و هر کس عقلش را نابود سازد دین و دنیایش را از دست داده است.
نشانه عقل، صبر بر تنهایی است. پس هر کس عقل الهی داشته باشد، از اهل دنیا و مشتاقان به آن دوری میگزیند و به آنچه نزد خداوند است علاقمند میشود. خداوند نیز همراه تنهایی او و غنای فقر او و عزتبخش او خواهد بود.»
در پاسخ می گوئیم: «چنانکه گفته اند: «بعد زمان » را در «ابدیت » اثری نیست ابدیت را در ماورای زمان - در عرصه ای برتر از زمان - حکومت است، ابدیت همیشگی است . جاودانان، رهبران بزرگ بشریت به ابدیت تعلق دارند، از اینرو قرنها نیز در طول حیات معنوی آنها، مفهوم متداول خود را از دست می دهند»
حسین بن علی علیه السلام از زمره جاودانان، از رهبران بزرگ بشریت است . سخن از وی، سخن از تاریخ نیست، سخن روز است . سخنی از ابدیت است . سخن از همیشگی خروشان و شکوفان و پرفروز است .
این زنده جاوید نزدیک چهارده قرن - به حساب تاریخ - پس از مرگ جسمانیش همچنان امروز نیز بر دلها حکومت می کند و هنوز پرتو وجودش، نه تنها درحیات ما، بلکه در حیات جهان معاصر و در عصر فضا و اتم «حوادث بی نظیر» ایجاد می کند و به صورت یکی از «شورانگیزترین حماسه های تاریخ بشریت » درآمده و همه ساله نیرومندترین امواج احساسات میلیونها انسان را در اطراف خود برمی انگیزد و مراسمی پرشورتر و هیجان انگیزتر از هر مراسم دیگر به وجود می آورد .

راستی چرا به این حادثه تاریخی - که شاید در تاریخ مشابه فراوان دارد - اهمیت داده می شود؟! چرا مراسم بزرگداشت این خاطره هر سال پرشکوهتر و پرهیجان تر از سال پیش برگزار می گردد؟ این همه تعظیم و تکریم و سپاس، این همه سوز و گداز پس از چهارده قرن، آخر برای چیست؟ آن را چه معنائی است؟!
حقیقت این است که این زنده جاوید پس از قرنها، همچنان
بر قلبهای انسانهای آزاده، قدرتمندانه حکومت می کند و در جامعه «موج معنوی »
ایجاد می نماید، حتی هنوز هم به طور عمیق، یک قدرت محرک معنوی و یک نیروی
کنترل اجتماعی بزرگ، به شمار می رود .
اما از زیارت زیارتگاههای مقدس،
هرگز سنگها و صخره ها هدف و غایت نمی باشد چه اگر غرض خود آنها می بود،
همین کوههای سر به فلک کشیده انسان را از مشقت سفر و طی راههای طولانی بی
نیاز می ساخت، پس مقصود بالذات صاحب مزار است و بزرگ داشتن سنگها به جهت
شرف انتساب به صاحبان آن مزارات است مانند محترم داشتن جلد قرآن کریم و
سنگها و آجرهائی که خانه کعبه و مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سایر
اماکن مقدس از آنها ساخته شده است .
الان می بینیم که دولتها و ملتها در حفظ مقبره های شخصیتهای بزرگ خویش می کوشند و به دور آنها هاله تقدیس می کشند .
در تاریخ نوشته اند هنگامی که سر مبارک حسین علیه
السلام را به نزد یزید آوردند، وی در مجلس شراب حضور داشت اتفاقا قاصدی از
طرف پادشاه روم به مجلس یزید بار یافت و سر مبارک حسین علیه السلام را در
مقابل یزید مشاهده کرد و چون دانست که آن سر به حسین علیه السلام تعلق
دارد، عمل یزید را به شدت نکوهش نمود
ای یزید من گواهی می دهم که تو
خطاکاری و از راه راست به دوری . یزید خشمگین شده به کشتن قاصد فرمان داد
رومی به سوی سر نازنین حسین علیه السلام رفت و آن را بوسید و شهادتین بر
زبان جاری کرد و سپس او را گرفتند بر در قصر به دارش کشیدند.
زیارت، ارتباط روحی زائر با صاحب قبر است زائر قبر اباعبدالله الحسین علیه السلام با آن حضرت تجدید بیعت می نماید و لذا ائمه اطهار علیهم السلام با توصیه و ترغیب به زیارت سالار شهیدان، این نهضت مقدس را برای همیشه زنده و جاوید نگه داشته اند، البته زیارت همه امامان مورد تاکید است ولی روایاتی که در ترغیب و تشویق زیارت امام حسین علیه السلام رسیده، فوق العاده زیاد است .
امامان با این توصیه ها در صدد آن بودند که شیعیان
پیوستگی عملی با اهداف آن بزرگوار داشته باشند . امام سجاد علیه السلام که
خود چندین بار مخفیانه به زیارت سالار شهیدان رفته در گفتار خویش نیز سفارش
زیادی به زیارت امام حسین علیه السلام داشته است .
«ابو حمزه ثمالی »
گوید: از امام سجاد علیه السلام در مورد زیارت امام حسین علیه السلام
پرسیدم، حضرت فرمود:
«زره کل یوم فان لم تقدر فکل جمعة فان لم تقدر فکل شهر فمن لم یزره فقد استخف بحق رسول الله صلی الله علیه و آله » «هر روز آن حضرت را زیارت کن، اگر نمی توانی هفته ای یکبار، اگر نمی توانی ماهی یکبار، پس کسی که اصلا آن حضرت را زیارت نکند، در حقیقت حریم رسول الله را خفیف شمرده است » .
ولی مهمتر از سوگواری و زیارت، آشنائی به مکتب امام حسین و شهدای کربلا و پیوستگی عملی به اهداف بلند آن بزرگوار است . مهم پاک بودن و پاک زیستن و درست اندیشیدن و تاسی عملی به او است .
منبع:them.blogfa.com