بگذار که نمونه خوبي باشم
تاکنون روي شن هاي ساحل دريا نشسته اي، مفتون آب؟ گاهي مي خروشد چون رعد و هر آنچه بر راه است با خود مي شويد. گاهي چنان آرام که گويي تصوير آسمان آبي است بر زمين. و حتماً هر دو حال دريا تو را مسحور خود کرده است. اين آبي دريا و آسمان و آرامش جاودانه شان در دل موجوداتي از جنس بلور سايه انداخته است و دريادل و آسمانيشان ساخته است.
دريادلاني که هزاران حال دارند و هر يک از احوالاتشان به گونه حيرت آوري مسحورت مي کنند. آنان تجلّي ذات حقند و به راستي که روح باريتعالي در آنان دميده شده است.

خدايا....
تو مرا سوختي، گداختي، فشردي، زدودي، پختي.
تو مرا اشک کردي که همچون باران بر نمکزار انسان ببارم.
تو مرا فرياد کردي که همچون رعد در آسمان ميان طوفان حوادث بغرّم.
تو مرا درد و غم کردي تا هم نشين محرومين و دلشکستگان باشم.
تو مرا عشق کردي تا در قلب هاي عشاق بسوزم.
تو مرا برق کردي تا در آسمان ظلمت زده بتازم و سياهي اين شب ظلماني را بدرم.
تو مرا زهد کردي که به هنگام درد و غم و شکست و فشار و ناراحتي وجود داشته باشم و هنگام پيروزي و جشن و تقسيم غنايم دامن خود برگيرم و در کوير تنهايي با خداي خود تنها بمانم.
خدايا، بگذار که نمونه خوبي باشم، بگذار که سمبل عشق و محبت باشم، بگذار که مظهر ايثار و فداکاري باشم. بگذار معياري خدايي باشم که جز خواسته تو عمل نکنم، جز به اراده تو تسليم نشوم، جز سوختن در راه تو پاداش نخواهم، جز غم و درد پناهگاهي نداشته باشم، جز قلب مجروح انيسي نداشته باشم.
اي خداي بزرگ، تو را شکر مي کنم که راه شهادت را بر من گشودي و دريچه اي پرافتخار از اين دنياي خاکي به سوي آسمانها باز کردي و لذت بخش ترين اميد حياتم را در اختيارم گذاشتي و به اميد استخلاص، تحمل همه دردها و شکنجه ها را سير کردي."
بسم الله الرحمن الرحیم