عيد مبعث مبارك

 

واقعیت ‏بعثت از نگاه اهل بیت (ع)

-پیامبر و حرا

- نگاهی به احادیث بعثت

- ایراد ما به احادیث بعثت

- واقعیت بعثت از دیدگاه شیعه

- نظر ما پیرامون بعثت پیغمبر(ص)

برای مشاهده به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

برخورد امام  با هارون الرشید

 امام موسى بن جعفر (علیه السلام) همواره برخورد فكرى و سیاسى با هارون الرشید داشت به حدى كه جان عزیز خود را نیز در مبارزه با ستمگر و ستم، فدا و تقدیم حقیقت نمود امام (علیه السلام) در یكى از این برخوردها با هارون گفتگوئى دارد كه در آن جلسه بیشترین استناد امام به آیات و كلمات نورانى قرآن مجید بوده است

ما فرازى از آن سخنان را در زیر مى آوریم.

هارون: در این مورد كه چرا عباس جد بزرگ عباسیان نتوانست از پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله) ارث ببرد و هیچ ولایت و سرپرستى نداشت چه دلیلى دارید ؟

امام (علیه السلام) در پاسخ فرمود: در مورد عدم توارث عباس به آیه شریفه اى استناد جستند كه مى فرماید: آنان كه ایمان آورده اند ولى هجرت به مدینه انجام ندادند تا هجرت ننمایند درباره و لایت و سرپرستى آنان، هیچ تعهدى ندارى»

عباس نیز از افرادى بود كه هجرت ننموده بود.

هارون گفت: شما به چه عنوان به خواص و عوام اجازه دادید كه شما را به رسول خدا (صلى الله علیه و آله) نسبت دهند و شما را به عنوان فرزندان رسول خدا (صلى الله علیه و آله) بخوانند در صورتى كه شما فرزندان على (علیه السلام) هستید و افراد به پدر نسبت داده مى شود نه به مادر چون مادر حكم ظرف و لادت را دارد و رسول خدا (صلى الله علیه و آله) جد و نیاى بزرگ شما از ناحیه مادر است نه آنكه پدر شما بوده باشد.

امام (علیه السلام) در پاسخ فرمودند: من اكنون سوالى از شما دارم و آن اینست اگر پیامبر اسلام سر از قبر بردارد و از دختر شما خواستگارى نماید آیا شرعا مى توانید درخواست او را بپذیرید یا نه ؟

عیسى (علیه السلام) پدر نداشت ولى خداوند او را بواسطه مریم به نسل انبیاء و پیامبران پیشین داوود، سلیمان و ... پیوست داده است و همچنان ما را نیز از ناحیهء مادرمان فاطمه (علیها السلام) به نسل پیامبر اسلام رسول خدا (صلى الله علیه و آله) ملحق و پیوست داده است

- هارون:  سبحان الله ! چرا نپذیرم بلكه با پذیرفتن آن بر عرب و عجم و قریش و غیره نیز افتخار و مباهات مى نمایم كه چنین دامادى پیدا كرده ام.

- امام (علیه السلام) بسیار خوب. شما مى توانید دختر خود را به ازدواج او درآورید ولى من شرعا چنین اجازه و رخصتى را ندارم چون او پدر و و الد من است نه پدر و و الد تو.

- هارون: شما مى گوئید ما از نسل و ذریهء رسول خدائیم در صورتى كه پیامبر اسلام ذریه و نسلى نداشته است و پس از خود فرزند ذكورى باقى نگذاشته است نسل و ذریه از پسر است نه از دختر، شما كه از فرزندان دخترى او هستید نه پسرى.

- امام (علیه السلام) آیه شریفه * (و من ذریته داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسى و زكریا و یحیى و عیسى و إلیاس) * را تلاوت نمود و پرسید آیا پدر عیسى كى بود... ؟

 

- هارون: عیسى كه پدر نداشت.

- امام (علیه السلام): درست است عیسى (علیه السلام) پدر نداشت ولى خداوند او را بواسطه مریم به نسل انبیاء و پیامبران پیشین داوود، سلیمان و ... پیوست داده است و همچنان ما را نیز از ناحیهء مادرمان فاطمه (علیها السلام) به نسل پیامبر اسلام رسول خدا (صلى الله علیه و آله) ملحق و پیوست داده است.

 

استناد به آیه مباهله

آنگاه امام (علیه السلام) افزود مى خواهى چیز دیگرى را بیافزایم ؟

هارون گفت: خوب بیاور !

امام فرمودند خداوند متعال در آیه شریفه آل عمران مى فرماید: «ممن حاجك من العلم فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائكم، و نسائكم، و انفسنا و انفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله على الكاذبین».

این آیه در داستان مباهله نجران با پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله) نازل گردیده است و كسى ادعا نكرده است كه پیامبر خدا زیر عبا به هنگام مباهله جز: على بن ابیطالب، فاطمه و حسنین (علیه السلام) را وارد كرده باشد پس تأویل كلام الهى در مورد «أبنائنا»: حسن و حسین (علیها السلام) و «نسائنا»: فاطمه زهرا (س) و «أنفسنا»: على بن ابیطالب (علیه السلام) مى باشد

 

مهدى خلیفه عباسى از امام موسى بن جعفر (علیه السلام) در مورد «خمیر» پرسیدند: آیا در كتاب خدا حرام شده است ؟ در صورتى كه مردم نهى از خمر را مى شناسند ولى تحریم آن را نمى شناسند ؟

امام (علیه السلام) فرمودند: بلى خمر در كتاب خدا هم تحریم شده است.

علاوه بر آن علماء اجماع نموده‌اند كه جبرئیل در روز «أحد» به پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله) گفت این فداكارى مواساة و از خود گذشتگى از على است

پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود: چون او از من و من هم از اویم

جبرئیل گفت من هم از شما دو نفر مى باشم

سپس جبرئیل گفت: «لاسیف الا ذوالفقار و لافتى إلا على»

 آن چنان كه خداوند متعال خلیل خود را با كلمه «فتى» تعریف كرده است جائى كه در داستان شكستن بتهاى ستاره پرستان مى فرماید: «فتى یذكرهم یقال له ابراهیم

ما پسر عموهاى شما خلیفه به گفتار جبرئیل افتخار مى كنیم كه او هم از ما است».

هارون گفت: بسیار خوب گفتى آیا حوائجى دارى كه به من بیان نمایى ؟

امام (علیه السلام) فرمودند: نخستین حاجت من آنست كه به پسر عمویت اجازه و رخصت دهى كه به حرم جدش (مدینه) و به سوى خانوادهء خود برگردد ؟

هارون گفت: عیب ندارد بنگریم كه انشاء الله مى شود.

روایت شده است پس از این ماجرا او را به سندى بن شاهك تحویل داد و گمان آنست كه پس از آن تاریخ پیش او وفات یافت.  

 

تفسیر قرآن مجید از زبان امام کاظم علیه السلام

 

شهادت امام موسی كاظم علیه اسلام

تشویق به تلاوت قرآن

شیخ مفید در «ارشاد» نقل مى كند: مردم از امام موسى بن جعفر (علیه السلام) فراوان روایت كرده اند او فقیه ترین مردم عصر، و حافظ ترین مردم نسبت به قرآن و زیبا آوازترین مردم نسبت به قرائت قرآن بود او با حزن و اندوه قرآن تلاوت مى كرد و شنوندگان آواى قرآن او به گریه مى افتادند مردم مدینه او را «زین المتهجدین» مى نامیدند (۱)

و كافى نقل نموده است: امام بارها مى فرمود: درجات و مراتب بهشت بر حسب شمارش آیات قرآنى است گفته مى شود قرآن بخوان بالاتر برو پس او قرآن مى خواند و بالاتر مى رود». (۲)

 

مال كثیر چه قدر است ؟

از آن حضرت در مورد فردى سوال كردند كه نذر كرده است: «به خدا اموال كثیرى را تصدق خواهم نمود» چه مقدارى صدقه دهد ؟

امام (علیه السلام) در پاسخ فرمودند: اگر فردى كه سوگند یاد كرده است صاحب گوسفند باشد پس مى بایست 84 رأس گوسفند اگر داراى شتر است 84 نفر شتر و اگر صاحب دراهم و پول است پس 84 درهم بپردازد. چون خداوند متعال فرموده است: «ولقد نصركم الله فی مواطن كثیره و یوم حنین» (۳) مواطن مورد تأیید رسول خدا  که پیش از نزول این آیه شمرده اند پس 84 موطن و مورد بوده است. (۴)

ولادت امام موسی كاظم علیه السلام

 حرمت خمیر

على بن یقطین گوید: مهدى خلیفه عباسى از امام موسى بن جعفر (علیه السلام) در مورد «خمیر» پرسیدند: آیا در كتاب خدا حرام شده است ؟ در صورتى كه مردم نهى از خمر را مى شناسند ولى تحریم آن را نمى شناسند ؟

امام (علیه السلام) فرمودند: بلى خمر در كتاب خدا هم تحریم شده است.

مهدى پرسید: در كدام آیه از آیات الهى اى ابوالحسن ؟

امام (علیه السلام) فرمودند در آیه شریفه «انما حرم ربى الفواحش ما ظهر منها و ما بطن و الأثم و البغى به غیر الحق» (۵) مقصود از «ما ظهر منها» آن زناى آشكار است كه زناكاران عهد جاهلیت بر سر دربها پرچم مى افراشتند. و مقصود از «ما بطن» ازدواج با همسران پدران مى باشد كه در جاهلیت پس از مرگ پدر، پسران با آنان ازدواج مى كردند و مقصود از «إثم» خود خمر و شراب مى باشد جائى كه خداوند متعال در جایگاه دیگرى از قرآن مى فرماید: «یسئلونك عن الخمر و المیسر قل فیهما إثم كبیر» (۶) إثم در كتاب خدا خمر و میسر مى باشد و اثم آنها بیشتر از نفع آنها است.

مهدى به على بن یقطین گفت: این یك فتواى هاشمى است.

على بن یقطین گفت: آرى راست مى گویى و شكر خدا را كه این علم و دانش را از شما اهل بیت بیرون نبرده است.

مهدى گفت: راست گفتى اى رافضى ! (۷)

 

 منبع : چهارده نور پاك (فارسی) - دكتر عقیقى بخشایشی - ج 9

۱. ارشاد مفید ص 279، چاپ دار الكتب الاسلامیة 1377.

۲. اصول كافى، باب قرائت قرآن.

۳. سوره توبه آیه 2.

۴. بحار الأنوار ج 11، ص 353.

۵. سوره اعراف آیه 33.

۶ سوره بقره آیه 219.

مسابقه

مسابقه

سلام بچه ها

هیئت انصارالمهدی (عج) در نظر دارد به مناسبت میلاد امام حسین (ع)

مسابقه ای را تحت عنوان

حفظ زیارت عاشورا

 برگزار کند.

ضمنا به تمامی عزیزانی که در این مسابقه شرکت کنند، جوایز نفیسی تعلق خواهد گرفت.

برای اطلاع بیشتر به آقای کوهنورد مراجعه نمایید.

چه کنم در نماز حضور قلب داشته باشم؟!

 

نماز
 

یكى از ویژگی‎هاى مرحوم علامه طباطبایى(ره) دائم الذكر بودن ایشان بود حتى نقل شده است:

در اواخر عمر كه دچار كسالت شدید و عصبى بودند، حتى نزدیكان را نمى‎شناخت و از خورد و خوراك غافل بود؛ یعنى اگر لیوان آب یا غذا را به دستش مى‎دادند تا نمى‎گفتند، بخور، نمى‎خورد، ولى در همان حال، آهسته ذكر مى‎گفت و به یاد خدا بود و گویا در عالم دیگر است.

در لحظات آخر عمرش یكى از شاگردان خصوصى علامه مى‎گفت: از ایشان پرسیدم چه كنم در نماز به یاد خدا باشم و حضور قلب داشته باشم؟ براى شنیدن بیانات استاد، گوشم را نزدیك دهانش بردم، چند بار فرمودند:

توجه، مراقبه، توجه، مراقبه، به یاد خدا باش و خدا را فراموش نکن. (1)

مزار زینب کبری(س) کجاست؟

                            
                                         
                             

مزار سهراب

محل دفن حضرت زینب علیهاالسلام

یكى از موضوعات مورد پرسش تعیین محل دقیق قبر مطهر حضرت زینب كبرى علیها السلام است. این سؤال به خاطر انتساب مكان‏هاى مختلفى به آن بانوى بزرگوار در كشورهاى مختلف است.

از قدیم الایام سه مكان به عنوان قبر مطهر این بانوى بزرگوار مطرح است و هركدام نیز طرفدارانى دارد.

 

1- قبرى كه در شهرك زینبیه امروز در نزدیكى دمشق، پایتخت فعلى كشور سوریه وجود دارد. علماى قدیم از این مكان (شهرك زینبیه) به «غوطه‏» یا «راویه‏» تعبیر آورده‏اند. زائران ایرانى كه جهت زیارت به سوریه مى‏روند، این مكان را زیارت مى‏كنند.

2- محلى كه در شهر قاهره پایتخت مصر به نام «زینبیه‏» مشهور است.

3- شهر مدینه نیز به عنوان محل دفن حضرت زینب علیها السلام معرفى شده است، گرچه در مدینة النبى محلى به این نام مثل دمشق و قاهره وجود ندارد.

 

مرحوم حاج شیخ عباس قمى به نقل از استاد خودش مرحوم محدث نورى(1)، و دیگران احتمال شام را تقویت كرده‏اند. محقق اخیر با روشى عالمانه احتمال مصر را رد كرده و با قرائن و شواهدى اثبات كرده است كه حضرت زینب كبرى علیها السلام در شام دفن شده است.

 

براى هر یك از این سه احتمال دلائلى ذكر شده است كه به بیان هر یك و نقد آن‏ خواهیم پرداخت.

ادامه نوشته

زینب(س) همیشه بلاکش بود!

        

                                         
                                 زینب
 
 
 

گذري به مصائب زينب عليها السلام

آن بانوى عظيم الشان - كه به واقع زينت پدر و گل خوشبوى ولايت‏بود - در مقام و منزلت و فضائل اخلاقى چنان بود كه او را عقيله بنى هاشم نام نهادند. او على رغم چنين مقام و منزلتى و على رغم تمام سفارشات و وصاياى رسول گرامى اسلام در مورد اهل بيت عليهم السلام آماج بيشترين نامهربانيها قرار گرفت و با صبر و بردبارى و استقامت‏بى‏نظير، چشمهاى جهانيان را خيره كرد.

اگرچه برشمردن تمام مصائب زينب كبرى عليها السلام و درك عمق فجايعى كه در طول دوران زندگى بر ايشان وارد شد از طاقت ما خارج است، ولى با بيان پاره‏اى از آنها ام المصائب بودن ايشان را از دور به نظاره مى‏نشينيم، اميد است كه بتوانيم در اين دانشگاه انسان ساز، درسهاى آموزنده اخلاقى را فراگيريم و با عمل به آنها به تهذيب و تزكيه نفس خويش بپردازيم.

آب دريـا را اگـر نـتـوان كـشـيـد       هم به قدر تشنگى بايد چشيد

يكى از نويسندگان خوش ذوق فهرستى از برخى مصائب آن بانوى گرانقدر تهيه كرده و بيش از چهل مصيبت‏براى ايشان بيان نموده است (24) كه در اين نوشتار در چند مرحله به برخى از آنها اشاره مى‏كنيم.

 

الف) دوران پدر و مادر

دوران كودكى زينب عليها السلام كه گمان مى‏رفت‏بهترين دوران زندگى او باشد، با رنجها و تلخيهاى بسيارى همراه بود. از طرفى با فراق بزرگترين انسان تاريخ; پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله ديگر نمى‏توانست آغوش گرم ايشان را كه آرامش بخش روح و روان او بود احساس كند، و از طرف ديگر لحظه به لحظه با درد و رنجهاى مادر مهربانش همراه بود; رنجهايى كه تاريخ بشريت را تيره و تار نمود و لكه ننگى بر پيشانى مسببان آن تا ابديت‏باقى گذاشت و دل انديشمندان را جريحه‏دار نمود.

ادامه نوشته

کلام نور

 

                        

كى از جلوه‌هاى بسیار بارز تقوا، دل نسپردن به این دنیاى فانى و فریبنده است. از این رو حضرت علی علیه السلام در ادامه سفارش به تقوا مى‌فرماید:

«و ان لا تبغیا الدنیا و ان بغتكما ولا تاسفا على شىء منها زوى عنكما»؛ به شما سفارش مى‌كنم كه دنیا را طلب نكنید هر چند كه دنیا به دنبال شما بیاید. و بر چیزى از این دنیاى گذرا، كه از شما كناره جسته است، افسوس مخورید. (1)

آخرت آفریده‌اند.

به همان فراوانى و كثرتى كه آن بزرگوار درباره تقوا سخن گفته است، درباره دل نبستن به دنیا بیانات بسیار روشنگر و هشدار دهنده‌اى دارد: به بزرگى و فخر ظاهرى این دنیا رغبتى نداشته باشید و به وسیله زینت و نعمت آن فریفته نشوید و از سختى‌ها و زیان‌هایش بى‌تابى نكنید، چرا كه عزت و فخر این دنیا تمام شدنى است و زینت و نعمت آن نابود گشتنى است و سختى و زیانش پایان‌پذیر است. هر مدت و دورانى در این دنیا سرآمدى دارد و هر زنده‌اى، مردنى... «فلا تنافسوا فى عز الدنیا و فخرها، ولا تعجبوا بزینتها و نعیمها، و لاتجزعوا من ضرائها و بوسها، فان عزها و فخرها الى انقطاع، و ان زینتها و نعیمها الى زوال، و ضراءها و بوسها الى نفاد، و كل مده الى انتها، و كل حى الى فناء»(2) ؛ هان اى مردم! به هوش باشید كه دنیا خانه‌اى است كه باید از آن گذشت و آخرت است كه خانه ماندن است. پس، از این دنیاى گذرا براى آنجا كه محل قرار و آرامش است توشه برگیرید. نزد خداوندى كه اسرار شما را مى‌داند پرده درى نكنید. دل از دنیا بر كنید پیش از آن كه جسم شما از آن خارج شود. شما را در دنیا مى‌آزمایند در حالى كه شما را براى آخرت آفریده‌اند.

آنگاه كه كسى مى‌میرد، مردم مى‌گویند: - مال و ثروت از خود - چه به جا نهاد، و فرشتگان گویند: - از اعمال نیك و صالح - چه پیش فرستاد. پدر آمرزیده‌ها! قسمتى از اموال خویش را پیش فرستید كه به سود شما خواهد بود، و همه را در این دنیا نگذارید كه گریبانگیرتان مى‌شود.

ایهاالناس! انما الدنیا دار مجاز و الاخرة دار قرار. فخذوا من ممركم لمقركم، و لا تهتكوا استاركم عند من یعلم اسراركم. و اخرجوا من الدنیا قلوبكم من قبل ان تخرج منها ابدانكم. ففیها اختبرتم، و لغیرها خلقتم. ان المرء اذا هلك قال الناس: ما ترك؟ و قالت الملائكه: ما قدم؟ لله آباوكم! فقدموا بعضا، یكن لكم، ولا تخلفوا كلا، فیكون علیكم!(3)

آن حضرت در بیانى كاملا گویا در تفسیر زهد - كه همان دل بریدن از دنیاست - با بهره‌گیرى از آیه شریفه قرآن، سخنى زیبا فرموده است كه در حقیقت توضیح و تبیین دیگرى است بر همان جمله نخست كه در وصیت خویش آورده است.

تمامى معناى زهد در این دو كلمه قرآن فراهم آمده است كه مى‌فرماید: «لكیلا تاسوا على ما فاتكم و لا تفرحوا بما آتاكم.» (سوره حدید، آیه 23)

تا این كه بر آنچه از دست مى‌دهید دریغ نورزید و به آنچه كه به دست مى‌آورید شادمان نگردید. آرى آن كس كه بر گذشته افسوس نخورد و بر آینده دل نبست و از آن شادمان نگشت هر دو سوى پارسایى را پاس داشته است. «الزهد كله بین كلمتین من القرآن: قال الله سبحانه: لكیلا تاسوا على مافاتكم ولا تفرحوا بما آتاكم، و من لم یاس على الماضى، و لم یفرح بالاتى، فقد اخذ الزهد بطرفیه.»(4)

   

روز پدر مبارک

ولادت مولي الموحدين، اميرالمومنين آقا علي ابن ابي طالب(ع)

بر تمام مسلمانان جهان مبارك باد

 

 

میلاد مرتضی اسدالله حیدر است

جشن ولادت علی(ع) آن میر صفدر است

زوجی برای فاطمه(س) حق آفریده است

این زادروز همسر زهرای اطهر(س) است

 

 

نازد به خودش خدا که حيدر دارد        دريای  فضايلی  مطهر دارد

همتای  علی(ع) نخواهد  آمد  والله         صد بار اگر کعبه ترک بردارد

 سه سخن از امام علي(ع)

1- ناتوان ترين مردم كسي است كه قدرت دوست يابي
ندارد. وناتوان تر از او كسي است كه دوستي به
دست آورد و او را از دست بدهد.
2- سخت ترين گناه گناهي ست كه انجام دهنده اش آن را
كم اهميت به حساب آورد.
3- تنها ثروتي كه هرگز به پايان نمي رسد ، قناعت است.

مردي مي آيد از تبار نور، از تبار عاشقان و شوريدگان.

مردي که محمد (ص) از گل خنده هاي نگاه او نشاط مي يابد

و ابوطالب در نيمه شب هاي بيداري دل، با او راز دل مي گويد

و فاطمه بنت اسد باغ چشمانش را به روي او مي گشايد تا گل شادماني را آبشار لبخند او شکوفا کند.

مردي که طلوع مهرانگيز نگاهش ديگر بار حلاوت وصال و عشق را در چشمه لايزال به جان پاکان مي نوشاند

و پياله حيات عاشقان از نگاهش لبريز مي شد. علی(ع)، فصيح ترين شعر حيات و زيباترين آواز آفرينش بود.

 

علی علیه السلام و زیبائیها:

زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست.

زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست.

زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود.

زیباترین سخنان: به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است.

  تولد در خانه خدا

مکه در يکي از ماه هاي حرام، ماه رجب، پذيراي مقدم زيارت کنندگان خانه خدا بود.

زائران با آداب و مناسک خود به گرد خانه خدا طواف مي کردند، گاه پروردگارشان را مي خواندند و گاه بت ها را.

 در ميان آنان، بانوي بزرگواري هم مشغول طواف بود، ولي نه چنان ديگران به کار پرستش بت ها.

او با روحي لبريز از خضوع و چشماني گريان از خدا مي خواست تا ولادت فرزندش را بر او آسان کرده و او را بر همگان مبارک گرداند.

در اين هنگام، ناگهان ديوار کعبه شکافته شد و اين بانوي ارجمند به درون کعبه رفت و فرزندش را در آنجا، به ديدگان منتظر گيتي هديه داد.

آن روز مبارک، جمعه سيزدهم رجب سي سال بعد از عام الفيل بود

آیا پیامبر گناه ما را می بیند؟

 

پیامبر

در قرآن كریم آمده است:

"قل اعملوا فسیری الله عملكم ورسوله والمؤمنون"(1)؛ ای پیامبر! به مردم بگو: هر چه خواستید انجام دهید ولی بدانید كه خدا و رسول او و مؤمنان، اعمال شما را می‌بینند.

امام صادق (علیه‌السلام) فرمود:

منظور از مؤمنان در این آیه ما هستیم؛ إیّانا عنی (2)، المؤمنون هم الأئمة (3)؛ مؤمنان، همان ائمه هستند.

بنابراین، همه‌ی‌ كارهای ما در مشهد و محضر آنان است، نه تنها اعمال ما را می‌بینند و از آن خوشحال یا ناراحت می‌شوند، بلكه در قیامت، مطابق آنچه دیده‌اند شهادت می‌دهند.

امام صادق (علیه‌السلام) فرمود:

چرا رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را ناراحت می‌كنید؟ گفتند: چگونه ناراحتش می‌كنیم؟ فرمود: مگر نمی‌دانید كه اعمال شما بر او عرضه می‌شود و اگر معصیت خدا را در آن ببیند موجب ناراحتی او می‌شود؟ آنگاه سفارش كرد: تلاش كنید رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را خوشحال كنید و موجبات ناراحتی او را فراهم نكنید؛ "ما لكم تسوؤن رسول الله صلّی الله علیه و آله وسلّم؟ ـ فقال له رجلٌ: كیف نسوؤهُ؟ فقال علیه السلام: ـ أما تعلمون أنّ أعمالكم تُعْرض علیه فإذا رأی فیها معصیةً سائه ذلك؟ فلا تسوؤا رسول الله وسرّوه"(4).

یكی از شیعیان به نام داود رقّی می‌گوید:

پسر عمویی داشتم كه شخصی معاند و خبیث بود، در حال حركت به سوی مكه بودم كه متوجه شدم وضع زندگی او و خانواده‌اش پریشان است. مقداری كمك‌ برای او فرستادم و به سوی مقصدم حركت كردم. در مدینه به محضر امام صادق (علیه‌السلام) شرفیاب شدم(5)، نزد آن حضرت نشسته بودم كه ابتدا به سخن كرد و فرمود: ای داود! روز پنجشنبه اعمال شما را بر من عرضه كردند وقتی در میان اعمال تو صله‌ای را كه به پسر عمویت داده بودی مشاهده كردم، خوشحال شدم. می‌دانم كه این صله‌ی‌ تو [و جفای او] موجب تسریع در اجل او خواهد شد؛ كنت جالساً عند أبى عبدالله علیه السلام إذ قال لى مبتدئاً من قِبَل نفسه: "یا داود! لقد عُرضتْ علىّ أعمالُكم یوم الخمیس، فرأیتُ فیما عُرض علىّ من عملك، صِلَتَك لابنِ عمّك فلان، فسَرّنى ذلك. إنّى علمتُ أنّ صِلَتَك له أسْرع لفَناء عُمره وقطْع أجله...". قال داود: وكان لى ابن عمٍّ معاندٍ خبیثٍ بلغنى عنه وعن عیاله سوء حاله، فصككت له نفقةً قبْل خروجى إلی مكة، فلمّا صِرت بالمدینة أخبرنى أبو عبدالله علیه السلام بذلك(6).

عبد الله بن ابان از امام رضا (علیه‌السلام) درخواست دعا كرد. آن حضرت با استناد به همین آیه فرمود:

مگر من از شما غافلم و شما را دعا نمی‌كنم؟؛ قلت للرضا علیه‌السلام: أُدع لى ولأهل بیتى، قال علیه‌السلام: "أو لستُ أفعل؟ والله إنّ أعمالكم لتعرض علىّ فى كل یومٍ ولیلةٍ. ـ فاستعظمت ذلك. فقال علیه‌السلام: ـ أما تقرأ كتاب الله "قل اعملوا فسیری الله عملكم ورسوله والمؤمنون"(7).

این گونه احادیث نشان می‌دهد كه اهل بیت عصمت (علیهم‌السلام) با دیدن اعمال نیك، نه تنها خوشحال می‌شوند، بلكه در حق نیكان دعا نیز می‌كنند.

از مجموع آیه‌ی‌ مزبور و این روایات، كه نمونه‌های فراوانی دارد، می‌توان استنباط كرد كه اخبار غیبی بر ائمه (علیهم‌السلام) نازل می‌شود.

پی نوشت ها ___________

(1) سوره‌ی‌ توبه، آیه‌ی‌ 105.

(2) تفسیر نورالثقلین، ج 2، ص 263، ذیل آیه؛ بحار، ج 23، ص 353، باب عرض الأعمال علیهم.

(3) همان.

(4) بحار، ج 23، ص 349؛ نور الثقلین، ج2، ص263.

(5) در روایات اسرار حجّ از امام باقر (علیه‌السلام) نقل شده است: مردم مأمور به طواف این سنگ‌ها (كعبه) شدند تا پیش ما بیایند و با پذیرش ولایت ما، نصرت خودشان را بر ما عرضه كنند؛ "إنّما أُمر الناس أن یأتوا هذه الأحجار فیطوفُوا بها ثمّ یأتونا فیُخْبرونا بولایتهم ویُعْرضوا علینا نصرَهم" (بحار، ج 96، ص 374).

(6) بحار، ج23، ص339.

(7) بحار، ج23، ص347.

منبع :تبیان

هیئت انصارالمهدی (عج)

أین الرجبیون . . . ؟

 

فضیلت و اعمال ماه مبارك رجب

ماه رجب و ماه شعبان و ماه رمضان شرافت زیادی دارند و در فضیلت آنها روایات بسیاری وارد شده است. از حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) روایت شده كه: ماه رجب ماه بزرگ خدا است و ماهى در حرمت و فضیلت به آن نمى‏رسد و جنگیدن با كافران در این ماه حرام است و رجب ماه خدا است و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است كسى كه یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، موجب خشنودى خدای بزرگ می‌گردد و غضب الهى از او دور می گردد و درى از درهاى جهنم بر روى او بسته گردد.

از حضرت موسى بن جعفر(علیهماالسلام) روایت شده است كه: هر كس یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، آتش جهنم یك سال، از او دور شود و هر كس سه روز از آن را روزه بگیرد بهشت بر او واجب می گردد.

و همچنین فرمود كه: رجب نام نهرى است در بهشت که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین‏تر است. هر كس یك روز از رجب را روزه بگیرد البته از آن نهر بیاشامد.

از امام صادق(علیه السلام) روایت است كه حضرت رسول اکرم( صلى الله علیه و آله) فرمود كه: ماه رجب ماه استغفار امت من است پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است و رجب را "أصب" مى‏گویند زیرا كه رحمت خدا در این ماه بر امت من بسیار ریخته مى‏شود پس بسیار بگوئید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ».

ابن بابویه از سالم روایت كرده است كه گفت: در اواخر ماه رجب كه چند روز از آن مانده بود، خدمت امام صادق(علیه السلام)رسیدم. وقتی نظر مبارك آن حضرت بر من افتاد فرمود كه آیا در این ماه روزه گرفته‏اى؟ گفتم نه والله اى فرزند رسول خدا. فرمود كه آنقدر ثواب از تو فوت شده است كه قدر آن را به غیر از خدا كسى نمى‏داند به درستى كه این ماهى است كه خدا آن را بر ماه‌هاى دیگر فضیلت داده و حرمت آن را عظیم نموده و گرامی داشتن روزه دار را در این ماه بر خود واجب گردانیده است.

پس گفتم یابن رسول الله اگر در باقیمانده این ماه روزه بدارم آیا به بعضى از ثواب روزه‏داران آن نائل مى‏گردم؟ فرمود: اى سالم هر كس یك روز از آخر این ماه را روزه بدارد خدا او را ایمن گرداند از شدت سكرات مرگ و از هول بعد از مرگ و از عذاب قبر و هر كس دو روز از آخر این ماه را روزه بگیرد از صراط به آسانى بگذرد و هر كس سه روز از آخر این ماه را روزه بگیرد ایمن گردد از ترس بزرگ روز قیامت و از شدت‌ها و هول‌هاى آن روز و برات بیزارى از آتش جهنم به او عطا كنند. و بدان كه براى روزه ماه رجب فضیلت بسیار وارد شده است و روایت شده كه اگر شخصی قادر بر آن نباشد هر روز صد مرتبه این تسبیحات را بخواند تا ثواب روزه آن را دریابد: سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِیلِ سُبْحَانَ مَنْ لا یَنْبَغِى التَّسْبِیحُ إِلا لَهُ سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَكْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزََّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ .

اعمال مشترك ماه مبارک رجب

اینها اعمالی است كه انجام دادن آنها متعلق به همه ماه است و اختصاصى به روز معینی ندارد و آن چند مورد است :

1- در تمام ایام ماه رجب دعای ذیل را که روایت شده امام زین العابدین(علیه السلام) در حجر در غره خواندند، خوانده شود:

"یَا مَنْ یَمْلِكُ حَوَائِجَ السَّائِلِینَ وَ یَعْلَمُ ضَمِیرَ الصَّامِتِینَ لِكُلِّ مَسْأَلَةٍ مِنْكَ سَمْعٌ حَاضِرٌ وَ جَوَابٌ عَتِیدٌ اللَّهُمَّ وَ مَوَاعِیدُكَ الصَّادِقَةُ وَ أَیَادِیكَ الْفَاضِلَةُ وَ رَحْمَتُكَ الْوَاسِعَةُ فَأَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَقْضِىَ حَوَائِجِى لِلدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدِیرٌ ."

 . . .

((برای مشاهده بقیه اعمال مشترک، به ادامه مطلب بروید.))

ادامه نوشته

مختصری از زندگینامه امام هادی(ع)


 

زندگى ابو الحسن على الهادى ابن محمد الجواد ابن على الرضا ابن موسى الكاظم ابن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن على زین العابدین بن الحسین بن على بن ابى طالب علیهم السلام.

شیخ در مصباح مى‏نویسد: روایت‏شده است كه حضرت ابو الحسن على بن محمد عسكرى (ع) در روز 27 ذى حجه به دنیا آمد. سپس وى مى‏گوید: ابن عیاش گفته است: میلاد ابو الحسن ثالث روز دوم رجب بوده است. همچنین وى تولد آن حضرت را روز پنجم هم ذكر كرده است. شیخ گوید: ابراهیم بن هاشم قمى گفته است: ابو الحسن عسكرى (ع) در روز سه شنبه سیزدهم رجب از سال 214 هجرى دیده به دنیا گشود».

كلینى در كافى نویسد: آن حضرت در نیمه ذى حجه از سال 212 به دنیا آمد. البته برخى نیز روایت كرده‏اند كه تولد آن حضرت در ماه رجب و در سال 214 بوده است. در كشف الغمة نیز گفته شده است كه آن حضرت در روز جمعه پا به دنیا گذارد.

شیخ مفید گوید: «محل تولد آن حضرت در صریا، یكى از قراى مدینه بود».

نگارنده: در بسیارى از نسخ جاى ولادت آن حضرت را همین قریه و با همین املا نوشته‏اند و در برخى از نسخ ضبط آن به صورت‏«صربا» بوده است. البته نام چنین محلى نه در معجم البلدان و نه در هیچ یك از كتب لغت ذكر نشده است. تنها ابن شهر آشوب در مناقب، در بخش الجلاء و الشفاء، گفته است: صریا قریه‏اى است كه موسى بن جعفر آن را به فاصله سه میلى از شهر مدینه بنا كرده است.

امام هادى (ع) به قولى در بیست و پنجم جمادى الاخره و به قول دیگر، در سوم رجب و به دیگر قول در روز دوشنبه بیست و هفتم جمادى الاخره در نیمه روز و در سال 254 هجرى، در شهر سامراء دیده از جهان فروبست. آن حضرت در روزگار خلافت معتز وفات یافت و بنابراین، عمر آن حضرت اندكى كمتر از چهل سال یا 41 سال و شش و یا هفت ماه بوده است. از این مدت، شش سال و پنج ماه با پدرش و 33 سال و چند ماه، به قولى نه ماه، پس از وى زیسته كه این مدت را دوران امامت و خلافت آن حضرت محسوب كرده‏اند. آن امام (ع) دنباله خلافت معتصم و سپس خلافت واثق ، متوكل ، منتصر ، مستعین و معتز را درك كرد و در پایان حكومت معتمد، به شهادت رسید.

مدت اقامت آن حضرت در سر من راى، بیست ‏سال و چند ماه بود و پس از وفات، در خانه‏اش واقع در سر من راى به خاك سپرده شد.


مادر آن حضرت

مادر آن حضرت كنیزى بود به نام سمانه مغربیه. و در مناقب است كه مادرش معروف به سیده ام الفضل بود.


كنیه آن حضرت

كنیه وى ابو الحسن بود. برخى نیز وى را ابو الحسن ثالث مى‏خواندند.


لقب آن حضرت

ابن طلحه گوید: القاب آن حضرت عبارت بودند از: ناصح، متوكل، فتاح، نقى، مرتضى و مشهورترین القاب وى متوكل بود. اما آن حضرت این لقب را مخفى مى‏كرد و به اصحابش مى‏فرمود از یاد كردن وى با این لقب بپرهیزند. زیرا متوكل، لقب خلیفه عباسى بود.

نگارنده: همچنین آن حضرت به دو لقب هادى و نقى نیز شهرت داشت.

در مناقب در این باره آمده است: القاب آن حضرت عبارت بودند از: نجیب، مرتضى، هادى، نقى، عالم، فقیه، امین، مؤتمن، طیب و عسكرى. وى معروف به عسكرى بود و خود و فرزند بزرگوارش به عسكریین معروفیت دارند. شیخ صدوق در علل الشرایع و معانى الاخبار گوید: از استادان خود رضى الله عنهم، شنیدم كه مى‏گفتند: محله‏اى كه على بن محمد و حسن بن على علیهما السلام در آن در سر من راى ساكن بودند، عسكر نامیده مى‏شد از این رو به هر یك از این دو امام عسكرى گفته مى‏شود».

در نساب سمعانى است كه عسكرى منسوب به عسكر در سر من راى است. سر من راى را معتصم بنا نهاد. بدین ترتیب كه چون شمار سپاهیانش بسیار شد و بغداد براى آنها تنگ بود و مردم مورد آزار و اذیت قرار مى‏گرفتند، همراه با سپاهیانش بدین موضع نقل مكان كرد و در آنجا كاخى زیبا ساخت و آن را سر من راى نامید كه بدان سامرة و سامرا گفته مى‏شود. و از آنجا كه پادگان نظامى معتصم در این شهر جاى گیر شد، آن را عسكر نیز مى‏خوانند. تاریخ این واقعه در سال 221 هجرى بوده است.

گفته سمعانى حاكى از آن است كه عسكر نامى بوده كه بر تمام سامرا اطلاق مى‏شده است.


نقش انگشترى آن حضرت

بنا بر قولى گفته‏اند نقش انگشترى آن حضرت عبارت: «حفظ العهود من اخلاق المعبود» بوده است. همچنین طبق قولى دیگر نقش انگشترى وى عبارت: «الله ربى و هو عصمتى من خلقه‏» و مطابق نظر برخى دیگر عبارت: «من عصى هواه بلغ مناه‏» بوده است.


فرزندان آن حضرت

آن حضرت چهار پسر به نامهاى: ابو محمد حسن، حسین، محمد و جعفر داشت. از این میان حسن (ع) پس از وى به امامت رسید و حسین و محمد در زمان حیات آن امام از دنیا رفتند و جعفر نیز همان كسى است كه بعد از وفات برادرش، امام عسكرى (ع) ، ادعاى امامت كرد و به جعفر كذاب شهرت یافت. همچنین یك دختر از آن حضرت بر جاى ماند كه نامش عایشه یا علیه بود.


كتاب: سیره معصومان، ج 5، ص 233 - نویسنده: سید محسن امین - ترجمه: على حجتى كرمانى