دل را به دسته گل های انتظار آذین می بندیم و چشم در راه مولود فضیلت ها و سرمشق عارفان و سالكان، امام موسی كاظم (ع) می نشینیم و ندا سر می دهیم: سلام ما بر تو ای كه سجاده شب، غمناك از مناجات شب و نیمه شبت و میله های سرد و زندان شرمنده از این همه استقامت تو. ای سرمشق مقاومت و صبوری! ای اسطوره پرشكوه و هارون شكن!

ميلاد امام موسي كاظم (ع) مبارك باد

 

امام کاظم علیه السلام می فرماید: "به راستی که با ارزش ترین مردم کسی است که دنیا را برای خود مقامی نداند، بدانید بهای تن شما مردم ، جز بهشت نیست ، آن را جز بدان نفروشید."

نام امام هفتم ما ، موسی و لقب آن حضرت کاظم ( ع ) کنيه آن امام " ابوالحسن "
و " ابوابراهيم " است . شيعيان و دوستداران لقب " باب الحوائج " به آن حضرت
داده اند . تولد امام موسی  کاظم ( ع ) روز يکشنبه هفتم ماه صفر سال 128هجری در
" ابواء " اتفاق افتاد . دوران امامت امام هفتم حضرت موسی بن جعفر ( ع)
مقارن بود با سالهای  آخر خلافت منصور عباسی و در دوره خلافت هادی و سيزده سال
از دوران خلافت هارون که سخت ترين دوران عمر آن حضرت به شمار است .
امام موسی  کاظم ( ع ) از حدود 21سالگی بر اثر وصيت پدر بزرگوار و امر
خداوند متعال به مقام بلند امامت رسيد ، و زمان امامت آن حضرت سی و پنج سال
و اندکی بود و مدت امامت آن حضرت از همه ائمه بيشتر بوده است ، البته غير
از حضرت ولی عصر (عج ).

امام موسی کاظم ( ع ) نسبت به زن و فرزندان و زيردستان بسيار با عاطفه و
مهربان بود . هميشه در انديشه فقرا و بيچارگان بود ، و پنهان و آشکار به آنها
کمک مي کرد . برخی از فقرای مدينه او را شناخته بودند اما بعضی - پس از تبعيد
حضرت از مدينه به بغداد - به کرم و بزرگواريش پی بردند و آن وجود عزيز را
شناختند.

امام کاظم ( ع ) به تلاوت قرآن مجيد انس زيادی داشت . قرآن را با
صدايی حزين و خوش تلاوت مي کرد . آن چنان که مردم در اطراف خانه آن حضرت گرد
مي آمدند و از روی  شوق و رقت گريه مي کردند . بدخواهانی بودند که آن حضرت و
اجداد گراميش را - روی در روی - بد مي گفتند و سخنانی دور از ادب به زبان
مي راندند ، ولی  آن حضرت با بردباری و شکيبايی با آنها روبرو مي شد ، و حتی
گاهی با احسان آنها را به صلاح مي آورد ، و تنبيه مي فرمود . تاريخ ، برخی از اين
صحنه ها را در خود نگهداشته است . لقب " کاظم " از همين جا پيدا شد . کاظم
يعنی : نگهدارنده و فروخورنده خشم . اين رفتار در برابر کسی يا کسانی بوده که
از راه جهالت و نادانی  يا به تحريک دشمنان به اين کارهای زشت و دور از ادب
دست مي زدند . رفتار حکيمانه و صبورانه آن حضرت ( ع ) کم کم ، بر آنان حقانيت
خاندان عصمت و اهل بيت ( ع ) را روشن مي ساخت ، اما آنجا که پای گفتن کلمه
حق - در برابر سلطان و خليفه ستمگری - پيش مي آمد ، امام کاظم ( ع ) مي فرمود :
" قل الحق و لو کان فيه هلاکک " يعنی : حق را بگو اگرچه آن حقگويی موجب هلاک
تو باشد . ارزش والای حق به اندازه ای است که بايد افراد در مقابل حفظ آن
نابود شوند . در فروتنی  - مانند صفات شايسته ديگر خود - نمونه بود . با فقرا
مي نشست و از بينوايان دلجويی مي کرد . بنده را با آزاد مساوی مي دانست و
مي فرمود همه ، فرزندان آدم و آفريده های خدائيم .

از ابوحنيفه نقل شده است که گفت : " او را در کودکی ديدم و از او
پرسشهايی کردم چنان پاسخ داد که گويی از سرچشمه ولايت سيراب شده است . براستی
امام موسی بن جعفر ( ع ) فقيهی  دانا و توانا و متکلمی مقتدر و زبردست بود " .
محمد بن نعمان نيز مي گويد : " موسی بن جعفر را دريايی بي پايان ديدم که مي جوشيد
و مي خروشيد و بذرهای دانش به هر سو مي پراکند " .

 

صفات و سجايای حضرت موسی بن جعفر ( ع)

 

موسی بن جعفر ( ع ) به جرم حقگويی و به جرم ايمان و تقوا و علاقه مردم
زندانی شد . حضرت موسی  بن جعفر(ع) را به جرم فضيلت و اينکه از هارون الرشيد در
همه صفات و سجايا و فضائل معنوی برتر بود به زندان انداختند . شيخ مفيد درباره
آن حضرت مي گويد : " او عابدترين و فقيه ترين و بخشنده ترين و بزرگ منش ترين
مردم زمان خود بود ، زياد تضرع و ابتهال به درگاه خداوند متعال داشت . اين
جمله را زياد تکرار مي کرد :

" اللهم انی أسألک الراحة عند الموت و العفو عند الحساب "

( خداوندا در آن زمان که مرگ به سراغم آيد راحت و در آن هنگام
که در برابر حساب اعمال حاضرم کنی عفو را به من ارزانی دار ) .

امام موسی بن جعفر ( ع ) بسيار به سراغ فقرا مي رفت . شبها در ظرفی پول و آرد و خرما
مي ريخت و به وسايلی به فقرای مدينه مي رساند ، در حالی که آنها نمي دانستند از
ناحيه چه کسی است . هيچکس مثل او حافظ قرآن نبود ، با آواز خوشی قرآن مي خواند ،
قرآن خواندنش حزن و اندوه مطبوعی به دل مي داد ، شنوندگان از شنيدن قرآنش
مي گريستند ، مردم مدينه به او لقب " زين المجتهدين " داده بودند . مردم مدينه
روزی که از رفتن امام خود به عراق آگاه شدند ، شور و ولوله و غوغايی عجيب
کردند . آن روزها فقرای  مدينه دانستند چه کسی شبها و روزها برای دلجويی به
خانه آنها مي آمده است .

زمام‌داران معاصر

1.     مروان بن محمد اموی - معروف به مروان حمار (۱۲۶ - ۱۳۲ ه. ق).

2.     ابوالعباس سفاح عباسی )۱۳۲ - ۱۳۶ ه. ق( .

3.     منصور عباسی (۱۳۶ - ۱۵۸ ه. ق.(

4.     مهدی عباسی )۱۵۸ - ۱۶۹ ه. ق(.

5.     هادی عباسی (۱۶۹ - ۱۷۰ ه. ق).

6.     هارون الرشید )۱۷۰ - ۱۹۳ ه. ق).

 

رویدادهای مهم در دوران زندگی

  • شهادت پدر بزرگوارشان امام جعفر صادق(ع) به دست منصو دوانيقي
  • پیدایش انشعاباتی در مذهب شیعه، مانند: اسماعیلیه، اَفْطَحیه و ناووسیه، پس از کشته شدن امام صادق(ع) و معارضه آنان با موسی کاظم در مسأله امامت.
  • ادعای امامت و جانشینی پس از شهادت امام صادق(ع)، توسط عبدالله اَفْطَحْ، برادر امام موسی کاظم(ع) و به وجود آوردن مذهب افطحیه در شیعه.
  • احضار امام موسی کاظم(ع) به بغداد و زندانی شدن در آن شهر به دستور مهدی عباسی.
  • زندانی شدن امام موسی کاظم(ع)  در بغداد در دوران حکومت هادی عباسی.
  • دستگیری امام موسی کاظم(ع)  در مدینه و اعزام به زندان عیسی‌ بن جعفر در بصره، به دستور هارون الرشید در سال ۱۷۹ ه. ق.
  • انتقال از زندان بصره به زندان فضل بن ربیع در بغداد.
  • انتقال از زندان فضل بن ربیع به زندان فضل بن یحیی برمکی.
  • انتقال از زندان فضل بن یحیی به زندان سندی بن شاهک.
  • مسموم شدن و مرگ امام موسی کاظم(ع)  با خرمای زهرآلود توسط سندی بن شاهک در زندان در ۲۵ رجب ۱۸۳ ه. ق.
  • انتقال جسد امام موسی کاظم(ع)  به جِسر (پل) بغداد و فراخوانی مردم برای دیدن آن توسط مأموران هارون الرشید.