سفرنامه 2 " نگاه"
ماه گذشته بنده در قالب عمره دانشجویی راهی سرزمین وحی شدم ( نائب الزیاره همه ی دوستان هیئت بودیم ) تصمیم گرفتم خاطراتم را اینجا بنویسم شاید که هم دلنوشته ای از من باشد و هم تحفه ای به رسم ادب برای شما :
چیزی که روزهای اول سفرمان در مدینه برایمان قابل توجه بود نگاه زائران دیگر کشورها مخصوصا خود عربها به ما بود . این نگاه تنها مختص ماموران ارشاد و یا وهابیون مسجد النبی هم نبود .
تعداد زیاد حاجیان ایرانی ، علاقه شدید به اهل بیت مخصوصا در کنار قبر رسول الله و بقیع ،زیارت های دسته جمعی در قالب کاروان ها ، اختلاف شیعه و سنی ، تفاوت نژادی و حتی حضور فعال در فروشگاه های مدینه و .... باعث شده بود همه نگاه ویژه ای روی ایرانیان داشته باشند .
این نگاه ها با اینکه در مکه بیشتر بود ولی در مدینه بیشتر آزارمان میداد قطعا غربت مدینه هم بی تاثیر نبود .
برای مثال در مسجد النبی ما نمی توانستیم در حد اصلی مسجد النبی نماز بخوانیم چون آن قسمت تماما فرش شده بود یا مجبور بودیم همراه خود جانمازی داخل حرم ببریم که به نحو زیرکانه ای یک تکه حصیر به آن دوخته شده بود !!
به جز وهابیون که رفتارها و حتی نگاه هایشان آزارمان میداد تقریبا همه ی حاجیان برخورد خوبی با ایرانیان داشتند . یادم نمی رود در مکه برای نماز صبح کنار یک مرد اندونزیایی نشسته بودم و مشغول خواندن سوره الرحمن، او هم شروع به خواندن کرد و با هم سوره را خواندیم بعد از پایان سوره با هم صحبت کردیم. از من پرسید که اهل کدام کشور هستم ؟ وقتی نام ایران را شنید گفت : هم الاغنیا !!!
باتعجب جواب دادم : نه !!! ما خیلی هم ثروتمند نیستیم و وضعیت اقتصادی مان خیلی هم خوب نیست !! مرد که می خندید مرا از اشتباهم آگاه ساخت که منظور من از غنا نه ثروت و مال که غنای دینی و معنوی است که مال دنیا فانی است و آنچه می ماند همین خلوص دینی است !!
ادامه دارد ....
بسم الله الرحمن الرحیم