ما خیل پیروانیم ما را تو می شناسی

ما جمله رهروانیم  ما را تو می شناسی

در فتنه زمانه در ظلمت شبانه

سرباز بی نشانیم ما را تو می شناسی

ای مظهر شجاعت ای مرد ای علمدار

ما لشکر جوانیم ما را تو می شناسی

در وادی محبت ما را بس آن نگاهت

مهرت ز دیده خوانیم ما را تو می شناسی

بیگانه کور خوانده هرگز جدا نگردیم

تا انتها بمانیم ما را تو می شناسی

عاجز زدرک و فهمت گردیده این زمانه

بیگانه با زمانیم ما را تو می شناسی

حکمت به قلب و جانت جاری نموده جانان

در حسرت بیانیم ما را تو می شناسی

بیچاره دشمنانت با عشق می ستیزند

معشوق جاودانیم ما را تو می شناسی

گرمای نار دنیا جان را به لب رسانده

دنبال سایه بانیم ما را تو می شناسی

بیگانه ات زمین گیر پایش فتاده در گل

مشتاق آسمانیم ما را تو می شناسی

در حیرت امینیم سرگشته از کلامت

ابیات بی زبانیم ما را تو می شناسی

تا انتهای مقصد بر امر سر گذاریم

فارغ ز مال و جانیم ما را تو می شناسی

گر لب زلب گشایی امری اگر نمائی

یک لحظه جا نمانیم ما را تو می شناسی

آری عزیز دلها جانم فدات مولا

یک رنگ و یک زبانیم ما را تو می شناسی