سالروز ازدواج مبارک حضرت رسول (ص) و حضرت خدیجه(س) مبارک باد
شيطان در چند جا زوزه كشيد...!
اول ، وقتى که حضرت آدم علیه السلام توبه
کرد و خداوند توبه او را پذیرفت - هنگامى که او از بهشت اخراج شد، دویست سال گریه
کرد تا این که جبرئیل نازل شد و گفت : اى آدم آن اسامى که بر ساق عرش نوشته بود
بخوان و خدا را به آنها قسم بده تا توبه ات قبول شود - و آنها را به آدم یاد داد.
- چون حضرت آدم خدا را نافرمانى کرد و از بهشت بیرون آمد، شیطان خوش حال که آدم هم
مانند او از بهشت رانده شده است ؛ ولى آدم با توجه به خدا توبه اش پذیرفته شد. این
شیطان ملعون از سوز دل ناله کرد که ملائکه آسمان و زمین را متوجه کرد و همه او را
لعنت کردند(1)
دوم ، روزى بود که حضرت یوسف از دست زلیخا گریخت ، ووقتى زیلخا یوسف را خرید، عاشق
او شد و او را در سالن شاهى برد و درها را بست ، شیطان خوش حال شد که پیغمبر زاده
و گبر زاده را در مجلس خلوتى جمع کرده ، یوسف زنا مى کند، و نامش از مرتبه نبوت
محو خواهد شد! هنگامى که یوسف فرار کرد و خود را نجات داد، بر مقام و مرتبه او
افزوده مى شود - این بود که شیطان از سوز دل ناله اى کرد که ملائکه صداى او را
شنیدند و لعنتش نمودند.(2)
سوم ، در عید غدیر خم وقتى که پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم حضرت على
علیه السلام را به خلافت نصب کرد و فرمود:
من کنت مولاه فعلى مولاه بعد فرمود:اى مردم !
دوستى على حسنه است . با دوستى و ولایت على هیچ گناهى مانع از رفتن به بهشت نمى
شود. در این هنگام شیطان از دل پر درد خود ناله اى کشید و گفت : از این پس چه کنم
و چاره من چیست ؟ اولاد خود را جمع کرد و گفت : تا مى توانید مردم را به شک
اندازید. محبت و ولایت و دوستى على را چنان بر مردم مشتبه کنید که او را به خدایى
باور کنند و از راه غلو به جهنم بروند. و عده اى از راه و روش او برگردند و جهنمى
شوند.(3)
چهارم ، روز عاشورا بسیار زحمت کشید تا زمینه اى فراهم آورد به طورى که همه لشگر
عمر سعد علیه امام حسین علیه السلام شوریدند و او را به قتل رساندند! آن گاه همه
شیاطین ، روى زمین پخش شدند و با شادى و خوانندگى ابراز خرسندى کردند. شیطان مى
گفت : عجب خلق خدا را گمراه کردم . گاهى به صورت شمر و گاهى به صورت عمر سعد مردم
را واداشت تا بجنگند. سرانجام گفت : کار را درباره فرزندان آدم به پایان رساندم .
آن چه مقصود من بود امروز دست گیرم مى شود. جبرئیل پرسید: این همه سرخوشى تو براى
چیست؟
اى سگ ملعون جواب من بگو
راست گوى و در دغا زوزه مجو
گفت : به خاطر این که از زمان حضرت آدم تا کنون چنین حادثه اى واقع نشده و نخواهد
شد.
بعد از آن که حضرت علیه السلام به شهادت رسید، درهاى آسمان گشوده شد تا ملائکه ،
کربلا را ببینند. زمانى که شیطان با خبر شد خداوند چه ثوابى براى پیروان و زیارت
کنندگان او قرار داده ، از کرده خود پشیمان شد از روى حسرت و ندامت نعره اى کشید
که جمیع ملائکه او را لعنت کردند. گفت واویلاه قضیه بر عکس شد و مردم بیشتر داخل
بهشت شدند(4)
پنجم ، روزى که بهشت بر او حرام شد و به زمین آمد از ناراحتى فریادى زد که ، چرا
از آن مقام قرب و جمع ملائکه رانده شده و باید در زمین تنها باشد(5) .
ششم ، وقتى تکبر نمود و آدم را سجده نکرد، خداوند و جمیع ملائکه او را لعن کردند.
او از حسرت و دورى از بهشت و از دست رفتن حسنات و عبادت هایش فریادى کشید(6) .
هفتم ، وقتى که حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم به پیامبرى مبعوث شد و مردم
را از نادانى و گمراهى و جهنم نجات داد و به سوى بهشت رهنمون ساخت ، زوزه اى
کشید(7)
هشتم ، زمانى که آیه توبه نازل شد،(8) مبنى بر این که انسان اگر گناهى کند یا ظلمى
به خود و دیگران روا دارد و سپس خدا را بخواند و طلب استغفار نماید، خداوند تمام
گناهان او را مى بخشد. در این موقع شیطان فریادى کشید و ناله زد به طورى که تمام
بچه شیطان ها دور او جمع شدند و احوال او را پرسیدند؟ گفت : آیه اى نازل شده که
خدا تمام گناهان را مى بخشد و زحمات ما باطل مى شود(9)
نهم ، بعد از تولد حضرت عیسى علیه السلام وقتى مى خواست به آسمان رود، فرشتگان به
دستور خداوند او را سنگ باران نمودند و از آسمان چهارم برگداندند.(10)
دهم ، وقتى که آخرین پیامبران (حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم ) پا به عرصه
وجود گذاشت ناله او بسیار سوزناک بود.
یازدهم ، وقتى سوره مبارکه حمد نازل شد فریادى زد و یاران خود را فرا خواند و
داستان آمدن سوره را بیان کرد. وبه او گفتند:اى عزازیل ! چرا از نازل شده این سوره
نالیدى !؟
گفت : من در لوح محفوظ دیدم که نوشته بود، اگر بنده اى از بندگان خدا در تمام طول
روز گناه کرده باشد و پیش از آن که آفتاب غروب کند، طهارت بگیرد و سه مرتبه این
سوره را بخواند، به برکت آن ، همه گناهانش آمرزیده مى شود و بدون واسطه از میان
عرش ندایى آمد که اى بنده من ! گناهانت را آمرزیدم و اسم تو را در دفترى که اسم
صالحان را در آن نوشته ام ثبت کردم(11) !
_
منابع وپینوشتها:
1- مجمع النورین ، ج حیوان ، ص 675.
2- مجمع النورین ، ج حیوان ، ص 675.
3- مجمع النورین ، ج حیوان ، ص 675.
4- همان
5- همان
6- همان
7- همان
8- زمره آیه 52.
9- اقتباس از مجمع النورین جلد حیوان ، ص 675، و بحار، ج 63، ص 241.
10- حالات حضرت عیسى علیه السلام ، ص
11- جواهر الکلمات ، ص 38.
بسم الله الرحمن الرحیم