و آن گاه واپسین لحظات

و سرانجام ، آن لحظات آخرین از راه رسید، پرده هاى جهان مادى به كنار رفت ، و دروازه سراى جاودانه گشوده شد.

فرشتگان بال در بال در فرودگاه وحى و رسالت فرود آمدند و درهاى آسمان ها تا عرش خدا گشوده شد. بوى عطرآگین بهشت در فضا پیچید و به مشام جان رسید و باغ ها، بوستان ها و چشمه سارهاى آن در برابر بانوى سرفراز دو گیتى جلوه گر شد.

حوریان بهشت صف به صف براى استقبال و خوش آمدگویى ایستادند.

 

فرشته وحى فرود آمد،

روح تابناك محمد (صلى الله علیه و آله ) تجلى كرد، و آنگاه فرشته مرگ با ادب و تواضع بر درگاه خانه على (علیه السلام) و رویاروى فاطمه (علیها السلام ) ایستاد تا روح بلند و ملكوتى او را دریافت و به همراه دیگر فرشتگان به بهشت پرطراوت و پرشكوه خدا برد؛ از همان جایى كه آمده بود.

او كه دیدگان حق بین و نافذ خویش را كه بر روى این جهان بسته و بر جهان حقیقت گشوده بود، باز كرد و نگاهى پرمعناتر از همیشه به اطراف بسترش ‍ افكند و گفت : على جان ! آنچه را من دیدم شما نیز مى بینید؟ اینها ساكنان عالم بالا هستند و این فرشته وحى و او هم پدرم پیامبر است كه به من اشاره مى كند و مى فرماید: یا بینة اقدمى فما امامك خیر لك

" دخت فرزانه ام بیا! بیا آنچه براى تو مهیا و آماده است برایت بهتر است ."

و آن گاه فرمود: السلام على جبرئیل ، السلام على رسول الله ، اللهم مع رسولك ، اللهم فى رضوانك وجوارك ...(746)

((سلام بر فرشته امین وحى !

سلام بر پیامبر خدا!

سلام بر همه فرشتگان و حوریان !

بار خدایا! مرا قرین و همراه پیامبرت قرار ده !

خداوندا! مرا در رضوان و همسایگى لطف و مهرت جاى ده !

خدایا! به سوى تو روانم نه چیز دیگر.

شیداى توام نه در هواى دیگر.

پدر جان ! درود بر تو! سلام بر مژده ات و بر وعده هاى راستین ات !

سلام بر تبسم دلنشینت !

سلام بر سیماى پرفروغ و جمال جهان افروزت !

حضرت فاطمه (س)از دیدگاه قرآن

سلام بر چشمان درخشنده ات !

پدر جان ! به دیده منت ؛ آمدم ، آمدم ))

و آن گاه این نداى مهر و این سرود عشق در كران تا كران هستى طنین افكن شد:

یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ  ارْجِعِی إِلَى رَبِّكِ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً  فَادْخُلِی فِی عِبَادِی  وَادْخُلِی جَنَّتِی  .(747)

"هان اى روح آرامش یافته !

اینك خشنود و پسندیده به بارگاه پروردگارت بازگرد؛

و در زمره برترین بندگان من درآى و به بهشت پرطراوت و زیباى من وارد شو!))

فریاد! كه دیگر فاطمه پركشید و به پدر پیوست .

و آن گاه خون در رگ ها خشكید!

و آن گاه بود كه دیگر اشك ها خون شد،

خون در رگ ها خشكید،

قلب هاى گرم و پر طپش یخ زد،

اندوه بر سینه ها كوه شد،

دست ها و پاها از تلاش و تحرك واماند،

خورشید از آسمان فرو غلتید،

دریا از موج و خروش به ساحل آرامش رو نهاد،

پرفرازترین قله استوار و سر به آسمان ساییده از هم پاشید،

قلب تپنده بشریت به یكباره از حركت باز ایستاد،

باران خیر و مهر و رحمت از ریزش باز ماند،

چشمه ساران امید و نوید خشكید،

مهتاب اندوه زده و رنگ باخته ، رخ در نقاب كشید،

افق مه گرفته و غبارآلود، قیرگون گشت ،

و زمین تیره و تار گردید و لرزه بر اركان آن افتاد،

سوگى سهمگین به گستره عصرها و نسل ها سایه افكند،

غمبارترین روز تاریخ رقم خورد،

اندوه بارترین رویداد روزگاران روى داد؛ چرا كه ریحانه سرفراز و بشردوست پیامبر و گل زیبا و عطرآگین بوستان او، از جور و ستم استبداد سرانجام با پیكرى آزرده و پهلویى خسته و دلى پردرد، غریبانه سر بر بستر شهادت نهاد و براى همیشه دوستداران عدالت و آزادى و شرافت و كرامت را به سوگ خویش نشاند.

 

برگرفته از: سیما و سیره ریحانه پیامبر (ص)، على كرمى فریدنى