شادي آور اي اميد سپيد
قصه بابانوئل قصه اسقفي است كه براي خانواده فقير هديه ميبرد/مراسم عشاي رباني آغاز مراسم است/ بوي كندر به جاي بوي سپند ما در نوروز فضا را پر كرده است/ مسيح دنبال شادي است، شادي است كه خداوند به انسان ميدهد.
ايلنا: كودكان غرق در شادي، با لباسهاي نو دور هم ميدوند و صندليهاي كليسا را دور ميزنند، ديشب بابانوئل، نماد خدايي كه هميشه با ماست با لباس قرمز كه تداعيكننده شادي است برايشان با گوزن هديه آورده، امروز آمدهاند كه شكرگذار هدايا باشند و پدرومادرهايشان شكرگذار سلامتي و شادي كه خدا به آنها داده است. قصه بابانوئل قصه اسقفي است كه شبها براي خانواده فقير هدايايي ميگذاشت و روزي به دام مردم گرفتار شد و همه فهميدند او كيست.
به گزارش ایلنا، امروز و در آغاز سال نو میلادی در كليساي سركيسمقدس جشني برگزار است، مراسم عشاي رباني آغاز مراسم است كه مسيحيان معتقدند در اين مراسم تمام تاريخ مسيحيت نهفته است.
بوي كندر به جاي بوي سپند ما در نوروز فضا را پر كرده است، كشيش دور كليسا ميگردد تا همه را زير سايه دود كندر بياورد، كندري كه نشان كاهن اعظم بودن حضرت عيسي(ع) بوده است؛ جمعيت ايستادهاند و سرودهاي مذهبيشان را ميخوانند فكر ميكنم ايكاش ميشد براي اين سرودها زيرنويس گذاشت تا من هم معني آنها را بفهمم چراكه محو آهنگ زيبا و هماهنگي آنها شدهام، كودكي پشت به جمعيت رو به من روي صندلي تقلا ميكند، مادرش چندبار سعي ميكند رويش را به سمت جلوي كليسا برگرداند تا حرمت كليسا حفظ شود، اما لجبازي دخترك به سماجت مادر ميچربد، در لحظهاي كه جمعيت صيلب را بر سينه خود ميكشند، دخترك با دقت به آنها نگاه ميكند و سعي ميكند مثل آنها اين كار را انجام دهد، بار بعد مادر آهستهتر صليب ميكشد تا كودكش بياموزد، آنقدر محو كودك شدهام كه وقتي خانمي چيزي در گوشم ميگويد از جا ميپرم، خانم كه تعجب مرا ميبيند، ميپرسد: ارمني نيستي؟ سرم را به نشان نه، تكان ميدهم، ميگويد: ”احترام كليسا واجب است لطفا پايت را روي پايت نگذار و صاف بشين” به خودم ميآيم، پايم را از روي پايم برميدارم و به موسيقي زيبايي كه تاكنون تنها در فيلمها ديده بودم گوش ميدهم، اجازه مصاحبه نداريم، همينطور هم اجازه نداريم با كسي صحبت كنيم كه صحبت كردنمان باعث ايجاد اختلال در عبادت آن شود، سعي ميكنم آرام باشم و تنها نگاه كنم. سرود به جايي ميرسد، كه يك كلمه از آن را ميفهمم ”هالي لويا... هالي لويا” در فيلمها ديدهام كه هنگام شادي از اين لفظ استفاده ميشود، كشيشي كه انگار مقام دينياش از ديگران بالاتر است، چيزهايي ميگويد كه از آنها ”كريسمس” را ميفهمم، بعد مردم ميروند با كشيش دست ميدهند و دست او را ميبوسند و سپس به يكديگر دست ميدهند و به هم تبريك ميگويند، پيرمردي در كليسا ميچرخد و تمام سعي خود را ميكند، كه در تبريك گفتن، كسي را از قلم نيندازد با تامل به من نزديك ميشود، دستم را جلو ميبرم، چيزي ميگويد و دستم را ميگيرد، حدس ميزنم كه تبريك گفته است ميگويم ”سال نو مبارك” لبخند ميزد و ميرود.
در گوشهاي از كليسا مردم وقتي وارد ميشوند شمع روشن ميكنند و پيرمردي مرتب شمعهاي به آخر رسيده را خاموش ميكند.

مراسم به پايان ميرسد، مردم منظم به جلوي كليسا نزديك ميشوند، كشيش بركت مقدس را در دهان آنها قرار ميدهد، لبخند ميزنند و ميروند راهبههاي كليسا در سينيهايي بركت مقدس را به مردم تعارف ميكنند، يكي از آنها به من ميرسد، ميپرسم: ”من هم بردارم؟”، ميگويد: ”بفرماييد”، تكه ناني كه در آيين ما نيز مقدس است را در دهانم ميگذارم و لبخند ميزنم.
آنها ميگويند: مسيح دنبال شادي است، كه خداوند به انسان ميدهد، شادي كه پايانپذير نيست و جاودان است، اين شادي عظيمي هست كه خدا به عيسي مسيح داده و او به انسانها داده است و همانطور كه خودش ميگويد: ”شادي كه من به شما دادهام را هيچكس نميتواند از شما بگيرد.”
آنها فكر ميكنند: اين شادي علتش همان رستاخيز است و به همين دليل يك مسيحي هنگام مرگ هم شاد است، مانند خود عيسي مسيح حتي هنگامي كه ميخواهند اعدامش كنند ميگويد من دوباره از مردگان بازخواهم گشت.
سعي ميكنم تمام وجودم را از انرژي شاديبخش مسيحيان پر كنم و از كليسا بيرون بيايم چراغهاي روي درخت كريسمس، همان درخت كاج تزئينشده، جلوي در كليسا خاموش و روشن ميشوند درخت كاج اين درخت هميشه سبز براي مسيحيان ارمغان زندگي جاودانگيست، عيسي مسيح گفته است هرآنكه به من ايمان بياورد هرگز نخواهد مرد بلكه زندگي جاودانگي خواهد داشت. حضرت محمد(ص) نيز همين را گفته بود.
به فكر اينكه چطور همه ما يكي هستيم و گاهي سياست ما را از ما جدا ميكند، به فكر اينكه چطور اين يك دست بودن را بايد نوشت، به فكر اينكه چه شادي زيبايي دارند همميهنان ما از كليسا بيرون ميآيم و به مردي كه ما را بدرقه ميكند ميگويم: ”سال نومبارك”.
به نقل از ایلنا
پی نوشت:سال نو مبارک
پی نوشت ۲:عکس مربوط به قره کلیسا یا کلیسای طاطائوس است
قره كليسا كه در بين ارامنه معروف به تاده مقدس است در روستائی بنام قره كليسا در ۲۰ كيلومتری شمال شرق شهرستان چالدران ( شمال آذربايجان غربی )است و بر روی مزار طاطائوس يكی از حواريون عیسی مسيح احداث شده است.
بسم الله الرحمن الرحیم