ظهر الولاية

يکي ديگر از القاب مبارک حضرت عباس عليه السلام " ظـَــهرُ الولاية " به معني کمر و پشت ولايت بود . همانگونه که کمر ، موجب راست قامتي انسان ست ، آن حضرت نيز چنين نقشي را براي نگهباني از حريم ولايت و امامت و آرمان هايش داشتند . به قول سعدي شيرازي که :

چه غم ديوار امت را ، که باشد چون تو پشتيبان        چه باک از موج بحر آن را ، که باشد نوح کشتيبان

و چه زيبا امام عاشقان هنگام به شهادت رسيدنش بر بالين حاضر شد و فرمود :

 " الآنَ إنکسَرَ ظـَــهري وَ قـَــلّت حيلـَــتي "

اکنون پشتم شکست و چاره ام کم شد .

 شکستي پشتم اي شمشاد قامت     نمي يابد درستي تا قيامت

دريغ از بازوي زور آزمايت                    دريغ از پنجه خيبرگشايت

دريغ از اهل بيت بي پناهم                دريغ از ياور و مير سپاهم

علمدار

از ديگر القاب حضرت عباس(ع) که بسيار معروف هم مي باشد ، " علمدار " به معني پرچمدار ست . در روز عاشورا پرچم بزرگ سپاه امام حسين عليه السلام در دست حضرت عباس عليه السلام بود . در جنگ هاي قديم پرچمداري از موقعيت خاصي برخوردار بود . زيرا سر نگوني پرچم به معني شکست بود و روحيه رزمندگان را تضعيف مي کرد . حضرت عباس(ع) تا زماني که جاني در بدن داشت ، پرچم را سرافراز نگه داشت . طبق پاره اي روايات ، او چون عمويش جعفر طيار با کمک دو بازوي بريده اش پرچم را به سينه اش چسباند و نگهداشت و قوت مرکز فرماندهي را با اين کار حفظ کرد تا آن هنگام که عمود آهنين بر سرش زدند و در حقيقت او و پرچمش با هم بر زمين افتادند .

در نقل هاي تاريخي آمده است : زماني که وسايل غارت شده از شهداي کربلا را به شام نزد يزيد ملعون بردند ، در ميان آن ها پرچم بزرگي بود که موجب بهت و حيرت يزيد و حاضران شد . همه پرچم سوراخ شده و آسيب ديده بود ، اما دستگيره ي آن سالم بود . يزيد از روي تعجب پرسيد : " اين پرچم را چه کسي حمل مي کرد ؟ "

گفتند : " عباس بن علي "

يزيد از روي حيرت و تجليل از پرچمدار ، سه بار برخاست و نشست و به حاضران گفت :

 " أ ُنظروا إلي هذا العلـَم ِ فانّه ُ لـَم يَسلم منَ الطعن ِ وَ الضـّرب ِ إلا مـِـقبَضَ اليَد التي تَحملهُ "

به اين پرچم بنگريد که بر اثر صدمات و ضربه ها هيچ جاي آن سالم نمانده ، جز دستگيره ي آن که پرچمدار آن را با دست حمل مي کرده است . سپس گفت :

" أبَيتَ اللّعنَ يا عبّاس ُ ، هکذا يکونُ وَفاء الأخ لأخيه ِ"

يا عباس ! با اين جوانمردي لعن وناسزا را از خود دور کردي ، اين ست معني وفاي برادر نسبت به برادرش !

الشهيد

اگر چه در طول تاريخ مي بينيم کساني را که به توفيق عظماي شهادت نائل شدند ، اما در اين بين حضرت عباس(ع) از آن افرادي ست که به راستي و حقيقتا حائز اين مقام والا شدند و در ميان همه ي شهيدان ارج و قرب ويژه اي دارند . چنانچه حضرت امام سجاد عليه السلام مي فرمايند که : " او در قيامت داراي مقامي خواهد بود که همه ي شهيدان از مقام او حسرت مي برند . "

نويسنده ي کتاب « کامل الزيارة » آورده که : " او ( عباس ) کسي ست که دست هايش زودتر از او شهيد شدند . " فراموش نمي کنم که حدود سال 1340 شمسي سعادت شرفيابي به حرم حضرت عباس(ع) را پيدا کردم . ديدم که بر فراز گنبد طلاييش پرچم سرخي نصب شده است که روي آن نوشته شده " يا هضيم " . پرسيدم معني اين واژه چيست ؟ گفتند : هضيم يعني درهم ريخته و مخلوط ؛ و اين به واسطه ي سنگيني و شدت ضربه عمود آهنيني ست که بر سر مبارکش وارد شد .

 چون اختران مهر ، ز هر سو به نيزه شد          داني چگونه آن سر مه رو به نيزه شد ؟

از بس شکاف زخم عمودش عميق بود           تنها سري بُوَد که ز پهلو ، به نيزه شد

عبد الصّـالح

در متن زيارت آن حضرت ، که از حضرت امام صادق عليه السلام وارد شده آمده است : " السّلام ُ عليک َ ايّها العبد الصّالح " سلام بر تو اي عبد صالح . حضرت عباس عليه السلام هم " عبد " خداوند بودند و هم " صالح " و خالص بودند . در عبوديت و بندگي او شکي نبود ، نه تنها درنماز و امور عبادي ، که در همه امور بنده ي مطيع خداوند بودند .

در کودکي پدرش او را در دامــــــــــــان نشاند و بدو فرمـود :

بــــــگو : « يک »

گفت : « يک »

فرمـود : « بگو دو »

حضرت ابـا الفضـــل ( س ) امتناع ورزيدند و فرمودند :

 " أستَحيي أن أقول َ باللّسان ِ الّذي قلت ُ واحدا ً ، أقولُ إثنان "

« شرم مي کنم به زباني که يک گفته ام دو بگويم . ( و از دايره ي يکتايي خدا خارج گردم .) »

فَقبّلَ عليٌ عينيه ِ

علي عليه السلام دو چشمان عباس را بوسيد .همان چشمان نافذي که طلعت يکتايي خدا را در همه چيز مي نگرد و حقيقت بين است و مظهر عشق به خداست .

نور دل حيدر ست و شمع شهيدان     مظهر حق ست نور روي ابا الفضل

حضرت عباس در روز عاشورا برادرانش را جلوتر از خود به ميدان فرستاد ، تا به فيض شهادت نائل گردند و جهاد آنها را به حساب خدا بگذارد و از تحمل داغ آنها ثواب ببرد . او به برادرش عبدالله فرمود :

 " تَقدّم يا أخي ! حتّي أراک قتيلا و احتسـِـبـُـک "

برادرم ! پيش از من به ميدان بشتاب تا تو را کشته بنگرم و داغ مصيبت تو را به حساب خدا نهاده و به پاداش آن برسم .

 

باب الحوائج

از آنجايي که حضرت عباس عليه السلام ، بر اثر فداکاري ها ، اخلاص ، ايثار و ديگر خصال عظيم انساني در پيشگاه حضرت حق ، داراي مقام بسيار والا و ارجمند و آبروي مخصوص گرديدند ، توسل به ذيل عنايت آن حضرت ، موجب روا شدن حاجات است . چرا که پذيرش شفاعت ايشان در درگاه حضرت حق ، قطعي هست و هم چنين بسيار زياد به تجربه رسيده که نذر براي آن حضرت و مادر بزرگوارشان خانم امّ البنين سلام الله عليها و توسل به ايشان ، حاجتمندان را به مقصود مي رساند .

بعضي از علماء ، گفته اند که واژه ي عباس بر اساس حروف ابجد برابر با 133 هست ، بعد ار نماز روز جمعه ، اگر 133 بار با عبارت زير به حضرت عباس متوسل شويد ، به اميد خدا حاجت روا خواهيد شد :

 " يا کاشفَ الکرب ِ عَن وَجه ِ الحسين ِ ، إکشف کربي بحقّ أخيک َ الحُسين ِ "

اي که اندوه را از چهره ي حسين برطرف ساختي ، اندوه مرا به حق برادرت حسين عليه السلام ، بر طرف ساز .

در گه والاي تو در نشأتين                  هست در رحمت و باب الحسين

هر که به دردي و غمي شد دچار        گويد اگر يکصد و سي وسه بار

اي علم افراخته در عالمين !              " إکشف يا کاشف کرب الحسين "

از کرم و جود جوابش دهي                تشنه اگر آمده آبش دهي