ورود به کربلا
هُرم سوزان كوير، بر خستگي كاروانيان نيشتر مي زند و بدن هاي خسته آن ها را مي آزارد. خورشيد غروب دوم محرم، آرام خود را در تنگناي افق جاي مي دهد. كاروان بر سينه تفتيده بيابان توقف مي كند. صدايي مي پرسد: اين جا كجاست؟ پاسخ مي آيد: اين جا كربلاست! آري، حسين (ع) به كربلا مي رسد و دل كوير را در تب و تاب مي اندازد. آسمان نيز، چهره در هم كشيده است. زمين بغض خود را فرو مي خورد. فرات بي صدا اشك مي ريزد و خارها خود را به دست نسيم گرم سرنوشت داده اند

امام صادق(ع):
نفس كشيدن عزادار ما در مظلوميت ما، تسبيح خداي سبحان است و اندوه و غمش براي ما عبادت خدا است.
بيرق خونخواه شاه كربلا اين مطلب است
اهل عالم اين سپاه زينب(س) است
امام زمان(عج):
همانا دعاي گوي هر مومني هستم كه مصيبت جد شهيدم را يادآوري كند.

ابروي حسين(ع) به كهكشان مي ارزد
يك موي حسين(ع) بر دو جهان مي ارزد
گفتم كه بهشت را قيمت چيست؟
گفتا كه حسين(ع) بيش از آن مي ارزد
عشق يعني آتش افروخته
عشق يعني خيمه هاي سوخته
عشق يعني حاجي بيتاحرام
دل بريدن ها و حج ناتمام
عشق يعني غربت نور دو عين
عشق يعني گريه بر قبر حسين(ع)
عشق را گويم فقط در يك كلام
يا حسين(ع) و يا ابالفضل(ع) والسلام
التماس دعا از شما خوبان
بسم الله الرحمن الرحیم