صادق آل محمد
هر كه قرآن شريف را از روي آن قرائت نمايد بر روشنائي چشمش افزوده گردد و نيز گناهان پدر و مادرش سبك شود گرچه كافر باشند.
- اهميت نماز
اولين محاسبه انسان در پيشگاه خداوند پيرامون نماز است، پس اگر نمازش قبول شود بقيه عبادات و اعمالش نيز پذيرفته ميگردد وگرنه مردود خواهد شد.
- چشمپوشي از خطاي مؤمنين
چنانچه شنيدي كه برادرت يا دوستت چيزي عليه تو گفته است و او تكذيب كرد قبول كن. همچنين، اگر چيزي را از برادرت عليه خودت شنيدي و نيز چهل نفر شهادت دادند، ولي او تكذيب كرد و گفت: من نگفتهام، حرف او را بپذير.
- اوقات استجابت دعا
در چهار وقت دعا مستجاب خواهد شد:
هنگام نماز وتر، بعد از نماز صبح، بعد از نماز ظهر، بعد از نماز مغرب
- ويژگي شيعيان
شيعيان و دوستان ما را در سه مورد آزمايش نماييد:
1. مواقع نماز، چگونه رعايت آن را مينمايند.
2. اسرار يكديگر را چگونه فاش و يا نگهداري ميكنند.
3. نسبت به اموال و ثروتشان چگونه به ديگران رسيدگي ميكنند و حقوق خود را ميپردازند.
- اعمال محبتآور
سه چيز است که محبت آورد: قرض دادن، فروتني و بخشش.
- اعمال دشمنيآور
سه چيز است که دشمني آورد: دورويي، ستم و خودبيني.
- روايت عنوان بصری:
روايت عنوان بصری يکی از دستورالعملهای بسيار مهم از وجود مقدس امام صادق(ع) است که دربردارنده نکاتی نغز و بديع در تهذيب نفس است. بسياری از عرفا، علما و بزرگان اخلاق اهتمام خاصی به اين روايت شريف داشتهاند؛ از جمله:
مرحوم قاضي(ره) براي گذشتن از نفس اماره و خواهشهاي مادي و طبعي و شهَوي و غضبي كه غالباً از كينه و حرص و شهوت و غضب و زيادهروي در تلذذات برميخيزد، روايت عنوان بصري را دستور ميدادند به شاگردان و مريدان سير و سلوك الي الله تا آن را بنويسند و بدان عمل كنند. يعني يك دستور اساسي و مهم، عمل طبق مضمون اين روايت بود و علاوه بر اين ميفرمودند بايد آن را در جيب خود داشته باشيد و هفتهاي يكي دوبار آن را مطالعه نماييد. اين روايت بسيار مهم است.
«عنوان بصري» مرد مسني كه نود و پنج سال از عمرش گذشته بود ميگويد: من سالها نزد مالكبنانس جهت يادگيري حديث ميرفتم. وقتي امام صادق(ع) به مدينه آمد، پيش حضرت رفتم و دوست داشتم چنانكه از مالك حديث فرا گرفته بودم، از آن حضرت نيز فرا گيرم. امام از رفت و آمد با من عذر آوردند و فرمودند: مشغله من زياد است. علاوه بر آن در ساعات شبانه روز مشغول به اذكار و اورادي هستم. مرا از كارها و ذكرهايم باز ندار و به مانند گذشته پيش مالك برو و از او حديث بگير. (احتمالاً چون عنوان بصري، امام صادق(ع) را فردي به مانند مالك بن انس ميدانست حضرت چنين فرمودند.)
عنوان بصري ميگويد: من از سخن امام صادق اندوهگين شدم و از نزد آن حضرت بيرون آمدم و با خود گفتم: اگر امام در من خيري ميديد از رفت و آمد با من عذر نميخواست. به مسجد پيامبر رفتم و به قبر پيامبر(ص) سلام دادم و فرداي آن روز دوباره به زيارت پيامبر رفتم و دو ركعت نماز خواندم و از خداوند خواستم قلب امام صادق(ع) را به من مهربان گرداند و مرا از علوم آن حضرت روزي نمايد تا به راه راست هدايت يابم.
پس از زيارت پيامبر(ص) ناراحت به خانهام بازگشتم و چون محبت امام به قلبم نشسته بود پيش مالك نرفتم و فقط براي نماز از خانه بيرون ميآمدم تا اين كه صبرم تمام شد و پس از نماز عصر به سمت خانه امام صادق(ع) رفتم و اجازه ورود خواستم خادم حضرت آمد و گفت: چه ميخواهي؟ گفتم: جهت عرض سلام آمدهام. خادم گفت: حضرت مشغول نماز است. دم درب ايستادم. چيزي نگذشته بود كه خادم حضرت آمد و گفت كه داخل شوم.
داخل شدم و بر آن حضرت سلام كردم. حضرت پاسخ دادند و فرمودند: بنشين خداوند تو را بيامرزد. نشستم. حضرت سر بزير افكندند و پس از مدتي سر را بلند كردند و فرمودند: كنيهات چيست؟ گفتم: ابوعبدالله. حضرت فرمودند: خداوند به تو توفيق دهد و كنيهات را ثابت بدارد. خواستهات چيست اي ابوعبدالله؟ عنوان ميگويد با خودم گفتم اگر ثمره ديدار با امام فقط همين دعا باشد، مرا كافي است. گفتم: من از خداوند خواستم قلب شما را به من مهربان گرداند و از علوم شما مرا روزي فرمايد و اميدوارم كه خواستهام عملي شود.
حضرت فرمودند: اي ابوعبدالله علم به خواندن و فراگرفتن نميباشد بلكه نوري است كه ميتابد در قلب هر كس كه خداوند بخواهد او را هدايت نمايد.
پس اگر علم خواهي، در مرحله اول از خودت عبوديت را بخواه و علم را به عمل كردن به آن طلب كن و از خداوند طلب فهم كن تا خداوند به تو بفهماند.
عنوان ميگويد به حضرت خطاب كردم: اي شريف! حضرت فرمودند: بگو اي اباعبدالله [به كنيه مرا صدا كن] گفتم: اي اباعبدالله، حقيقت عبوديت چيست؟
حضرت فرمودند: سه چيز است:
1. اين كه بنده در آنچه خداوند به او داده براي خودش مالكيتي نبيند؛ چون بندگان مالكيتي ندارند و مال را مال خداوند ميدانند و در هر جا او فرموده قرار ميدهند.
2. اين كه بنده براي خودش تدبير و پيشبيني نكند.
3. تمامي اشتغال شخصي در اوامر و نواهي خداوند باشد.
پس هرگاه بنده در آنچه خداوند به او داده براي خودش مالكيتي نبيند، انفاق در مواردي كه خداوند امر به انفاق كرده راحت ميشود.
و هرگاه بنده تدبير امورش را به مدبر حقيقي يعني خداوند واگذار كند، مشكلات و مصائب دنيا براي او آسان ميشود.
و هرگاه بنده مشغول به انجام اوامر خداوند و ترك نهيهاي او شود، وقتي براي مجادله و فخر كردن بر ديگران نمييابد.
چون خداوند بندة خود را به اين سه خصلت گرامی دارد، دنيا و ابليس و مردم در نظر وی آسان میگردد و برای زيادهاندوزی و فخرفروشی و مباهات به دنبال دنيا نمیرود و اين اول درجه تقوي است. خداوند ميفرمايد:
«تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَايُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لَا فَسَادًا وَ الْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ»
«آري اين سراي آخرت را تنها براي كساني قرار ميدهيم كه اراده برتريجويي در زمين و فساد را ندارند و عاقبت نيك براي پرهيزكاران است.»
گفتم: اي اباعبدالله، مرا نصيحت نماييد.
حضرت فرمود: توصيه ميكنم تو را به نه چيز كه اين نه چيز سفارش من است به كساني كه خواهان راه به سوي خداوند هستند و از خداوند ميخواهم كه به تو توفيق عمل به اين سفارشات را بدهد.
سه تاي از اين نه چيز در رياضت نفس ميباشد و سه چيز در حلم و سه چيز در علم.
اين نه چيز را حفظ كن و آن را سبك مشمار.
عنوان ميگويد: حواسم را كاملاً به حضرت جمع نمودم براي شنيدن آنچه حضرت ميفرمايد.
آنگاه حضرت فرمود:
اما آن سه چيز كه در رياضت نفس است:
بر حذر باش از اينكه آنچه را ميل و اشتها به آن نداري بخوري چون موجب حماقت و ناداني ميشود و نخور مگر هنگام گرسنگي و هرگاه خوردي حلال بخور و نام خداوند را بر آن ببر و بياد بياور حديث پيامبر(ص) كه ميفرمايد: پر نكرده است فرزند آدم ظرفي را بدتر از شكمش. پس اگر ناچار از خوردن هستي ثلث معده را غذا بخور و ثلث آن را براي نوشيدني و ثلث آن را براي نفس كشيدن بگذار.
و آن سه چيز كه در حلم است:
هرگاه كسي به تو گفت اگر يك بگويي ده جوابت ميدهم، تو بگو: اگر ده بگويي يك جواب نميدهم. و هر گاه كسي به تو دشنام داد، به او بگو: اگر در آنچه ميگويي راست ميگويي از خداوند ميخواهم مرا ببخشد و اگر دروغ ميگويي از خداوند ميخواهم تو را ببخشد و هرگاه كسي تو را وعده به خيانت داد، تو او را به خيرخواهي و مراعات وعده بده.
و آن سه چيز كه در علم است:
آنچه را نميداني از علما سؤال كن و بر حذر باش كه به جهت امتحان و تجربه از آنان سؤال كني (يعني آنچه را ميداني به جهت امتحان كه آيا او ميداند از او بپرسي) و بر حذر باش از اينكه به رأي خودت عمل كني و تا راهي براي احتياط وجود دارد، احتياط كن و از فتوا دادن فرار كن به مانند فرار از شير و گردن خودت را پل براي ديگران قرار مده.
آنگاه امام صادق(ع) فرمود: برخيز ابوعبدالله كه تو را نصيحت كردم و مزاحم اذكار من نشو؛ چرا كه من به خودم بدگمان هستم و درود بر كسي كه از هدايت پيروي كند. (بحارالانوار 1/225)
بسم الله الرحمن الرحیم