آثار قرائت قرآن

هر كه قرآن شريف را از روي آن قرائت نمايد بر روشنائي چشمش ‍ افزوده گردد و نيز گناهان پدر و مادرش سبك شود گرچه كافر باشند.

- اهميت نماز

اولين محاسبه انسان در پيشگاه خداوند پيرامون نماز است، پس اگر نمازش قبول شود بقيه عبادات و اعمالش نيز پذيرفته مي‎گردد وگرنه مردود خواهد شد.

- چشم‎پوشي از خطاي مؤمنين

چنانچه شنيدي كه برادرت يا دوستت چيزي عليه تو گفته است و او تكذيب كرد قبول كن. همچنين، اگر چيزي را از برادرت عليه خودت شنيدي و نيز چهل نفر شهادت دادند، ولي او تكذيب كرد و گفت: من نگفته‎ام، حرف او را بپذير.

 

- اوقات استجابت دعا

در چهار وقت دعا مستجاب خواهد شد:

هنگام نماز وتر، بعد از نماز صبح، بعد از نماز ظهر، بعد از نماز مغرب

- ويژگي شيعيان

شيعيان و دوستان ما را در سه مورد آزمايش نماييد:

1. مواقع نماز، چگونه رعايت آن را مي‎نمايند.

2. اسرار يكديگر را چگونه فاش و يا نگهداري مي‎كنند.

3. نسبت به اموال و ثروتشان چگونه به ديگران رسيدگي مي‎كنند و حقوق خود را مي‎پردازند.

- اعمال محبت‎آور

سه چيز است که محبت آورد: قرض دادن، فروتني و بخشش.

- اعمال دشمني‎آور

سه چيز است که دشمني آورد: دورويي، ستم و خودبيني.

- روايت عنوان بصری:

روايت عنوان بصری يکی از دستورالعمل‎های بسيار مهم از وجود مقدس امام صادق(ع) است که دربردارنده نکاتی نغز  و بديع در تهذيب نفس است. بسياری از عرفا، علما و بزرگان اخلاق اهتمام خاصی به اين روايت شريف داشته‎اند؛ از جمله:

مرحوم قاضي(ره) براي گذشتن از نفس اماره و خواهش‌هاي مادي و طبعي و شهَوي و غضبي كه غالباً از كينه و حرص و شهوت و غضب و زياده‎روي در تلذذات برمي‌خيزد، روايت عنوان بصري را دستور مي‌دادند به شاگردان و مريدان سير و سلوك الي الله تا آن را بنويسند و بدان عمل كنند. يعني يك دستور اساسي و مهم، عمل طبق مضمون اين روايت بود و علاوه بر اين مي‌فرمودند بايد آن را در جيب خود داشته باشيد و هفته‌اي يكي دوبار آن را مطالعه نماييد. اين روايت بسيار مهم است.

 «عنوان بصري» مرد مسني كه نود و پنج سال از عمرش گذشته بود مي‏گويد: من سال‎ها نزد مالك‎بن‎انس جهت يادگيري حديث مي‏رفتم. وقتي امام صادق(ع) به مدينه آمد، پيش حضرت رفتم و دوست داشتم چنانكه از مالك حديث فرا گرفته بودم، از آن حضرت نيز فرا گيرم. امام از رفت و آمد با من عذر آوردند و فرمودند: مشغله من زياد است. علاوه بر آن در ساعات شبانه روز مشغول به اذكار و اورادي هستم. مرا از كارها و ذكرهايم باز ندار و به مانند گذشته پيش مالك برو و از او حديث بگير. (احتمالاً چون عنوان بصري، امام صادق(ع) را فردي به مانند مالك بن انس مي‏دانست حضرت چنين فرمودند.)

عنوان بصري مي‏گويد: من از سخن امام صادق اندوهگين شدم و از نزد آن حضرت بيرون آمدم و با خود گفتم: اگر امام در من خيري مي‏ديد از رفت و آمد با من عذر نمي‏خواست. به مسجد پيامبر رفتم و به قبر پيامبر(ص) سلام دادم و فرداي آن روز دوباره به زيارت پيامبر رفتم و دو ركعت نماز خواندم و از خداوند خواستم قلب امام صادق(ع) را به من مهربان گرداند و مرا از علوم آن حضرت روزي نمايد تا به راه راست هدايت يابم.

پس از زيارت پيامبر(ص) ناراحت به خانه‏ام بازگشتم و چون محبت امام به قلبم نشسته بود پيش مالك نرفتم و فقط براي نماز از خانه بيرون مي‏آمدم تا اين كه صبرم تمام شد و پس از نماز عصر به سمت خانه امام صادق(ع) رفتم و اجازه ورود خواستم خادم حضرت آمد و گفت: چه مي‏خواهي؟ گفتم: جهت عرض سلام آمده‏ام. خادم گفت: حضرت مشغول نماز است. دم درب ايستادم. چيزي نگذشته بود كه خادم حضرت آمد و گفت كه داخل شوم.

داخل شدم و بر آن حضرت سلام كردم. حضرت پاسخ دادند و فرمودند: بنشين خداوند تو را بيامرزد. نشستم. حضرت سر بزير افكندند و پس از مدتي سر را بلند كردند و فرمودند: كنيه‎ات چيست؟ گفتم: ابوعبدالله. حضرت فرمودند: خداوند به تو توفيق دهد و كنيه‏ات را ثابت بدارد. خواسته‎ات چيست اي ابوعبدالله؟ عنوان مي‎گويد با خودم گفتم اگر ثمره ديدار با امام فقط همين دعا باشد، مرا كافي است. گفتم: من از خداوند خواستم قلب شما را به من مهربان گرداند و از علوم شما مرا روزي فرمايد و اميدوارم كه خواسته‏ام عملي شود.

حضرت فرمودند: اي ابوعبدالله علم به خواندن و فراگرفتن نمي‏باشد بلكه نوري است كه مي‏تابد در قلب هر كس كه خداوند بخواهد او را هدايت نمايد.

پس اگر علم خواهي، در مرحله اول از خودت عبوديت را بخواه و علم را به عمل كردن به آن طلب كن و از خداوند طلب فهم كن تا خداوند به تو بفهماند.

عنوان مي‏گويد به حضرت خطاب كردم: اي شريف! حضرت فرمودند: بگو اي اباعبدالله [به كنيه مرا صدا كن‏] گفتم: اي اباعبدالله، حقيقت عبوديت چيست؟

حضرت فرمودند: سه چيز است:

1. اين كه بنده در آنچه خداوند به او داده براي خودش مالكيتي نبيند؛ چون بندگان مالكيتي ندارند و مال را مال خداوند مي‏دانند و در هر جا او فرموده قرار مي‏دهند.

2. اين كه بنده براي خودش تدبير و پيش‎بيني نكند.

3. تمامي اشتغال شخصي در اوامر و نواهي خداوند باشد.

پس هرگاه بنده در آنچه خداوند به او داده براي خودش مالكيتي نبيند، انفاق در مواردي كه خداوند امر به انفاق كرده راحت مي‏شود.

و هرگاه بنده تدبير امورش را به مدبر حقيقي يعني خداوند واگذار كند، مشكلات و مصائب دنيا براي او آسان مي‏شود.

و هرگاه بنده مشغول به انجام اوامر خداوند و ترك نهي‏هاي او شود، وقتي براي مجادله و فخر كردن بر ديگران نمي‏يابد.

چون خداوند بندة خود را به اين سه خصلت گرامی دارد، دنيا و ابليس و مردم در نظر وی آسان می‎گردد و برای زياده‎اندوزی و فخرفروشی و مباهات به دنبال دنيا نمی‎رود و اين اول درجه تقوي است. خداوند مي‏فرمايد:

«تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَايُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لَا فَسَادًا وَ الْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ»

«آري اين سراي آخرت را تنها براي كساني قرار مي‏دهيم كه اراده برتري‎جويي در زمين و فساد را ندارند و عاقبت نيك براي پرهيزكاران است.»

گفتم: اي اباعبدالله، مرا نصيحت نماييد.

حضرت فرمود: توصيه مي‏كنم تو را به نه چيز كه اين نه چيز سفارش من است به كساني كه خواهان راه به سوي خداوند هستند و از خداوند مي‏خواهم كه به تو توفيق عمل به اين سفارشات را بدهد.

سه تاي از اين نه چيز در رياضت نفس مي‏باشد و سه چيز در حلم و سه چيز در علم.

اين نه چيز را حفظ كن و آن را سبك مشمار.

عنوان مي‏گويد: حواسم را كاملاً به حضرت جمع نمودم براي شنيدن آنچه حضرت مي‏فرمايد.

آنگاه حضرت فرمود:

اما آن سه چيز كه در رياضت نفس است:

بر حذر باش از اينكه آنچه را ميل و اشتها به آن نداري بخوري چون موجب حماقت و ناداني مي‏شود و نخور مگر هنگام گرسنگي و هرگاه خوردي حلال بخور و نام خداوند را بر آن ببر و بياد بياور حديث پيامبر(ص) كه مي‏فرمايد: پر نكرده است فرزند آدم ظرفي را بدتر از شكمش. پس اگر ناچار از خوردن هستي ثلث معده را غذا بخور و ثلث آن را براي نوشيدني و ثلث آن را براي نفس كشيدن بگذار.

و آن سه چيز كه در حلم است:

هرگاه كسي به تو گفت اگر يك بگويي ده جوابت مي‏دهم، تو بگو: اگر ده بگويي يك جواب نمي‏دهم. و هر گاه كسي به تو دشنام داد، به او بگو: اگر در آنچه مي‏گويي راست مي‏گويي از خداوند مي‏خواهم مرا ببخشد و اگر دروغ مي‏گويي از خداوند مي‏خواهم تو را ببخشد و هرگاه كسي تو را وعده به خيانت داد، تو او را به خيرخواهي و مراعات وعده بده.‏

و آن سه چيز كه در علم است:

آنچه را نمي‏داني از علما سؤال كن و بر حذر باش كه به جهت امتحان و تجربه از آنان سؤال كني (يعني آنچه را مي‏داني به جهت امتحان كه آيا او مي‏داند از او بپرسي) و بر حذر باش از اينكه به رأي خودت عمل كني و تا راهي براي احتياط وجود دارد، احتياط كن و از فتوا دادن فرار كن به مانند فرار از شير و گردن خودت را پل براي ديگران قرار مده.

آنگاه امام صادق(ع) فرمود: برخيز ابوعبدالله كه تو را نصيحت كردم و مزاحم اذكار من نشو؛ چرا كه من به خودم بدگمان هستم و درود بر كسي كه از هدايت پيروي كند. (بحارالانوار 1/225)