اسراری درباره سوره کوثر

اسراری درباره سوره کوثر

1) كلمات سُور قرآني بارها در قرآن كريم تكرار شده ، ولي كلمات اصلي سوره مباركه كوثر كه در شأن فاطمه زهرا نازل شده ، در هيچ كجاي قرآن تكرار نشده است. «اعطي» ، «يعطي» تكرار شده ، اما «اعطيناك» فقط يكجاست. «كثير» و «اكثر» مكرر در قرآن آمده ، ولي «كوثر» فقط در اين سوره ذكر شده است. «فصل لربك» به معناي نماز بگذار از مختصات همين سوره است و كلمه «وانحر» قرباني بكن ، زينت بخش همين سوره است.
«شانئك» و «ابتر» هم فقط در اين سوره است.
و اما «خذ من اموالهم صدقة تطهرهم و تزكيهم وصلّ عليهم» به معناي دعاست ، نه نماز.

اين رمز الهي و سرّ قرآني يدل علي ان العطية واحدة والمعطي واحد احد والمعطي له منحصر بالفرد لم يتكرر و لن يتكرر. اين رمز اين فضيلت را براي فاطمه زهرا اثبات مي‏ كند كه يك عطيه منحصر به فرد است كه از جانب خداي واحد احد به پيغمبري كه در عظمت و فضيلت يگانه است ، اهدا شده ، نه تكرار شده و نه تكرار خواهد شد.

2) تعداد نقطه هایی که در این سوره وجود دارد 18 تا است که مساوی است با تعداد سال هایی که فاطمه زهرا (س) عمر کرد!

یا فاطر بحق فاطمه (س)

عجل لولیک الفرج

شیعیان قدر امام حسین(ع) را نمی دانند

متفکر مسیحی : شیعیان قدر امام حسین (ع) را نمی دانند.

 

يك متفكر و نويسنده مسيحي گفت: امام حسين (ع) خود و خانواده‌اش را فداي رسالت اسلام كرد و با شهادت خود، نه تنها اسلام، بلکه تمام اديان الهي را احيا كرد.

نشست «اهل بيت از منظر انديشمندان غيرمسلمان» پيش از ظهر امروز با حضور آنتوان بارا، متفكر مسيحي و نويسنده كتاب «حسين (ع) در انديشه مسيحيت»، غلامحسين انصاري، مترجم اين كتاب و اسماعيل منصوري لاريجاني، نويسنده و محقق در سراي اهل قلم نمايشگاه بين المللي كتاب تهران برگزار شد.

آنتوان بارا در ابتداي اين نشست علمي، ادبي به تشريح كتاب خود پرداخت و گفت: انگيزه تأليف اين كتاب توسط من، آشنايي با حماسه كربلا بود.

وي افزود: در طول تحقيق و پژوهشي كه درباره واقعه تاريخي عاشورا داشتم، شيفته شخصيت امام حسين (ع) شدم، زيرا ديدم كه اين شخصيت، اقيانوسي از اخلاق، رسالت و قداست است.

اين نويسنده و متفكر مسيحي با اشاره به اين موضوع كه امام حسين (ع) با قيامي كه انجام داد،
توانست رسالت جدش را احيا كند، گفت: هنگامي كه تأليف كتاب حسين (ع) در انديشه مسيحيت را شروع كردم، در آغاز كار نويسندگي بودم؛ اما چون شخصيت امام حسين (ع) داراي ابعاد مختلف قدسي و اعتقادي بود، تلاش كردم تا حماسه را از ديدگاه يك مسيحي منعكس كنم.

اين نويسنده سوري‌الاصل ادامه داد: امام حسين (ع) خود و خانواده‌اش را فداي رسالت اسلام كرد و با قرباني كردن خود، نه تنها اسلام، بلكه تمام اديان الهي را احيا كرد.

بارا با تأكيد بر اينكه به عنوان يك مسيحي و نه يك خاورشناس به مسأله قيام عاشورا پرداخته است، اظهار كرد: مستشرقين تنها با حس تاريخي، وقايع مختلف را نگارش مي‌كنند، اما من براي نوشتن اين كتاب از حس عاطفي و معنوي استفاده كردم.

وي ادامه داد: خاورشناسان و مستشرقين، جنبه‌هاي تاريخي و مادي وقايع گذشته را مورد بررسي قرار مي‌دهند، اما من سعي كردم كه جنبه‌هاي معنوي و قدسي قيام عاشورا را مورد بررسي قرار دهم.

اين نويسنده مسيحي در ادامه سخنان خود گفت: كتاب «حسين در انديشه مسيحيت» از ديدگاه اسلامي، چه سني و چه شيعي نوشته نشده است؛ بلكه تحليلي از انديشه يك مسيحي است كه آنها را از متون تاريخي و اسلامي برگرفته است.

بارا با بيان اينكه تحقيق درباره شخصيت امام حسين (ع) نشان مي‌دهد كه وي وجدان تمام اديان تا ابد است، گفت: امام حسين (ع) تنها شهيد راه اسلام نبود؛ بلكه شهيد همه اديان الهي است. شهادتي كه امام حسين (ع) به آن رسيد، مي‌تواند الگويي براي تمام مؤمنين و آزادمردان همه اديان باشد. در حقيقت امام حسين (ع) شهيد راه تمام بشريت است، همچنان كه حضرت علي (ع) اينگونه بود.

بارا در ادامه تأكيد كرد: همانطور كه سازمان ملل متحد از انديشه‌هاي امام علي (ع) براي تعيين حقوق بشر بهره گرفت، مي‌تواند انديشه امام حسين (ع) را الگوي آزادگي بشريت معرفي كند.

آنتوان بارا همچنين در پاسخ به سؤالي پيرامون ارائه راهكارهايي براي تبيين فرهنگ حسيني در سطح جهاني و نقاط ضعف و قدرت شيعيان در اين باره گفت: پيش از اين در يك نشست مطبوعاتي گفتم كه شما مسلمانان و شيعيان قدر و منزلت حسين (ع) را نمي‌دانيد. زيرا حماسه اين امام توانست يك انقلاب روحي و معنوي و يك معنويت انقلاب را ايجاد كند در حالي كه مسلمانان تنها به مراسم عزاداري در ايام محرم و صفر بسنده مي‌كنند.

وي افزود: هر چند آن هم لازم است؛ اما بايد از نظر فكري و اعتقادي واقعه عاشورا را تحليل و به زبان‌هاي مختلف ترجمه كرد و آن را اشاعه داد.

بارا گفت: امام حسين (ع) اقيانوسي از معرفت، دانش، حماسه و فداكاري است و اين حماسه او بود كه اسلام و تمامي اديان الهي را زنده كرد.

وي تأكيد كرد: ما نبايد حماسه امام حسين (ع) را از نظر ظاهري مورد تحليل و ارزيابي قرار دهيم، امام حسين (ع) خواستار تحقق اهداف معنوي روحي و فكري بود و با خروجش يك درس بزرگ براي تمامي بشريت داد.

اين نويسنده سوري و مسيحي ادامه داد: اگر امام حسين (ع) قيام نمي‌كرد، اسلام منحرف مي‌شد و پس از آن زاويه انحراف بزرگتر و شامل همه اديان الهي مي‌شد و ديگر بر روي زمين ديني باقي نمي‌ماند. در حقيقت حركت امام حسين (ع) يك حركت معنوي و براي جلوگيري از انحراف دين جدش پيامبر (ص) بود.

وي با بيان اينكه بايد حماسه عاشورا را از بعد معنوي، فكري و جهادي مورد ارزيابي قرار داد، گفت: در قيام امام حسين (ع) يك تكليف الهي وجود داشت. متأسفانه برخي از افراد مثل «ابن تيميه» با تهمت و بهتان گفت كه خروج حسين (ع) بين مسلمانان فتنه برانگيخت؛ اما اين گفته پوچ و بي‌ارزش خود فتنه ايجاد كرد.

بارا در ادامه سخنان خود اظهار كرد: قيام امام حسين (ع) يك معيشت و خواست الهي بود همانگونه كه موسي در برابر فرعون، يحيي در مقابل قدرتمندان زمان، عيسي در مقابل يهود و محمد (ص) در مقابل قريش قيام كردند و با نابود كردن بت‌هاي پوشالي، انديشه الهي را به جامعه هديه دادند.

آنتوان بارا همچنين در بخش ديگري از سخنان خود پيرامون ديدگاهش در خصوص اسراييل و يهوديت و نقش آنها در ممالك اسلامي گفت: ديدگاه من مانند تمامي اعراب، مسلمانان و مسيحيان است. يك حق از ملت فلسطين ضايع و سرزميني غصب شده است. عقيده اعراب مسلمان و مسيحي ضد يهود، به عنوان يك پديده ديني نيست؛ بلكه مخالفت با انديشه‌هاي صهيونيستي است.

آنتوان بارا در پايان سخنان خود گفت: صهيونيست‌ها سرزميني را غصب و مردم آن را آواره كردند و با جمع‌آوري يهوديان از سراسر دنيا كشور خود را تأسيس كردند. به همين دليل نظر من نسبت به يهوديان يك ديدگاه منتقدانه به غاصبان صهيونيست است

اعمال هنگام خواب


اعمال هنگام خواب
حضرت زهرا سلام (علیها السلام) فرمودند:
یكشب رختخوابم را پهن كرده بودم و می خواستم بخوابم ، حضرت رسول (ص) بر من وارد شد و فرمودند: ای فاطمه ! نخواب ، مگر چهار عمل را بجا آوری . گفتم : آن چهار عمل چیست ؟! فرمود:
اول : ختم قرآن كن . دوم : پیغبران را شفیع خود گردان . سوم : مؤ منین را از خود خوشنود گردان . چهارم : حج و عمره را بجا آور. سپس مشغول نماز شدند، من منتظر ماندم تا نماز حضرت تمام شد، گفتم : یا رسول اللّه ، مرا امر فرمودید: به چهار چیز كه قدرت انجام آن را دراین وقت ندارم . آن حضرت تبسمی كردند و فرمودند:
1 هر وقت خواستی بخوابی قل هو اللّه احد را سه مرتبه خوان ، مثل این است كه قرآن را ختم كردی یعنی ثواب ختم قرآن را برایت می نویسند.
2 وقتی كه بر من و پیغبران قبل از من صلوات بفرستی ، ما در روز قیامت شفیعان تو خواهیم بود. یعنی بگویی : سَلامٌ عَلَی جَمیعِ الاْ نْبیاء و المُرسَلین
3 وقتی برای مؤ منین استغفار بگویی ، یعنی بگویی : اَللّهُمَّ اغْفِر المُؤ منینَ و المُؤ منات . پس تمام آنها از تو خوشنود می شوند.
4 و وقتی بگویی : سُبْحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُالِلّهِ وَلا اِلهَ اِلا اللّهُ وَاللّهُ اَكْبَرُ. پس حج و عمره بجا آوردی .
داستانهايي از اذکار ختوم و ادعيه مجرب / علي مير خلف زاده

سیماى حضرت فاطمه (س)در روز قیامت

سیماى حضرت فاطمه علیهاالسلام

در روز قیامت


چهره مقدس و ملكـوتى فاطمه زهرا علیهاالسلام در تاریخ اسلام آنقدر تابناك و روشـن است كه چنـدان به تحقیق و بـررسـى نیاز نـدارد، اما با تـوجه به ایام شهادت آن بزرگوار شایسته است اندكى درباره فضایل حضـرتـش گفتگـو كنیـم. بـر ایـن اسـاس، به سـراغ روایات نـورانـى معصـومان علیهم السلام مـىرویـم تا بـا مقام و جایگاه آن حضـرت در قیامت آشنا شویم.

كیفیت برانگیخته شدن

برانگیخته شـدن و رستاخیز از لحظات بسیار سخت و وحشتناك آینـده بشر است، زمانى كه معصـومین علیهم‌السلام همـواره بدان مىاندیشند و گاه از خوف آن بیهوش مىشدند. فاطمه صلوات الله علیها نیز چنیـن بود و بیشتر به آن زمان مـىاندیشید.

فكر زنده شدن، عریان بـودن انسان‌ها در قیامت، عرضه شـدن به محضـر عدل الهى و... او را در انـدوه فـرو مـىبـرد. امیـرمـومنـان علـى علیه السلام مـىفـرمـایند:

"روزى پیامبر خـدا صلی الله علیه و آله بـر فاطمه علیهاالسلام وارد شـد و او را انـدوهناك یـافت. فـرمـود: دختـرم! چـرا انـدوهگینى؟

امیـرمـومنـان علـى علیه السلام مـىفـرمـایند: "روزى پیامبر خـدا صلی الله علیه و آله بـر فاطمه علیهاالسلام وارد شـد و او را انـدوهناك یـافت. فـرمـود: دختـرم! چـرا انـدوهگینى؟فاطمه علیهاالسلام پاسخ داد: پدر جان! یاد قیامت و برهنه محشـور شدن مردم در آن روز، رنجم مىدهد.

فاطمه علیهاالسلام پاسخ داد: پدر جان! یاد قیامت و برهنه محشـور شدن مردم در آن روز، رنجم مىدهد.

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمـود: آرى دخترم! آن روز، روز بزرگـى است. اما جبرئیل از سوى خداوند برایم خبر آورد مـن اولین كسى هستم كه برانگیخته مىشـوم. سپس ابراهیـم و آنگاه همسرت على بـن ابىطالب. پـس از آن، خـداونـد جبـرئیل را همـراه هفتاد هزار فـرشته به سـوى تـو مىفرستد. وى هفت گنبد از نـور بر فراز آرامگاهت برقرار مىسازد.

آنگـاه اسـرافیل لبـاس‌هاى بهشتـى بـرایت مـىآورد و تـو آنها را مـىپـوشـى. فـرشته دیگرى به نام زوقائیل مركبـى از نـور بـرایت مىآورد كه مهارش از مروارید درخشان و جهازش از طلاست. تـو بر آن مركب سـوار مىشـوى و زوقائیل آن را هدایت مـىكنـد. در ایـن حال هفتاد هزار فرشته با پرچم‌هاى تسبیح پیشاپیـش تـو راه مىروند.

اندكـى كه رفتـى، هفتاد هزار حـورالعیـن در حالى كه شادمانند و دیدارت را به یكـدیگر بشارت مىدهند، به استقبالت مـىشتابند. به دست هر یك از حـوریان منقلـى از نـور است كه بـوى عود از آن بـرمىخیزد... آنها در طرف راستت قرار گرفته، همراهت حركت مـىكنند.

فاطمه جان، هنگامى كه به وسط جمعیت حاضـر در قیامت مـىرسى، كسـى از زیر عرش پـروردگار به گـونه‌اى كه تمام مردم صدایش را بشنوند، فریاد مـىزنـد: چشم‌ها را فـرو پوشانید و نظرها را پایین افكنید تا صـدیقه فـاطمه، دخت پیـامبـر صلی الله و علیه و آله و همـراهـانـش عبـور كننـد.

هنگامـى كه به همان انـدازه از آرامگاهت دور شـدى، مریـم دختـر عمران همراه هفتاد هزار حـورالعیـن به استقبالت مـىآید و بر تـو سلام مىگـوید. آنها سمت چپت قرار مىگیرند و همراهت حركت مىكنند. آنگـاه مادرت خـدیجه، اولیـن زنـى كه به خـدا و رسـول او ایمان آورد، همراه هفتاد هزار فرشته كه پرچم‌هاى تكبیر در دست دارنـد، به استقبالت مىآیند. وقتـى به جمع انسان‌ها نزدیك شدى، حـواء با هفتاد هزار حـورالعیـن به همراه آسیه دختر مزاحـم نزدت مىآید و با تـو رهسپار مـىشـود.

حضـور فاطمه در میان مردم

فاطمه جان، هنگامى كه به وسط جمعیت حاضـر در قیامت مـىرسى، كسـى از زیر عرش پـروردگار به گـونه‌اى كه تمام مردم صدایش را بشنوند، فریاد مـىزنـد: چشم‌ها را فـرو پوشانید و نظرها را پایین افكنید تا صـدیقه فـاطمه، دخت پیـامبـر صلی الله و علیه و آله و همـراهـانـش عبـور كننـد.

پـس در آن هنگـام هیچ كـس جز ابـراهیـم خلیل الـرحمان و علـى بـن ابـى طـالب علیهماالسلام و... به تـو نگـاه نمـىكنند.

جابربـن عبدالله انصارى نیز در حدیثى از پیامبر خدا صلى الله و علیه و آله این حضور را چنین توصیف مىكند:

روز قیامت دختـرم فاطمه بـر مركبـى از مـركب‌هاى بهشت وارد عرصه محشر مـىشـود. مهار آن مركب از مرواریـد درخشان، چهار پایـش از زمرد سبز، دنباله‌اش از مشك بهشتى و چشمانـش از یاقوت سرخ است و بر آن گنبدى از نور قرار دارد كه بیرون آن از درونـش و درون آن از بیرونـش نمایان است. فضاى داخل آن گنبـد انـوار عفـو الهى و خارج آن پرتـو رحمت خـدایـى است. بر فرازش تاجـى از نـور دیـده مـىشـود كه هفتاد پایه از در و یاقـوت دارد كه هماننـد ستارگان درخشان نور مىافشانند.

در هر یك از دو سمت راست و چپ آن مركب هفتاد هزار فرشته به چشـم مـىخـورد. جبرئیل مهار آن را در دست دارد و با صـداى بلند نـدا مىكند: نگاه خود فراسوى خویش گیرید و نظرها پایین افكنید. ایـن فـاطمه دختـر محمـد است كه عبـور مـىكنـد. در ایـن هنگام، حتـى پیامبـران و انبیـا و صـدیقیـن و شهدا همگـى از ادب دیـده فـرو مىگیـرند تا فاطمه صلوات الله علیها عبـور مـىكنـد و در مقابل عرش پـروردگارش قرار مىگیرد.

در هر یك از دو سمت راست و چپ آن مركب هفتاد هزار فرشته به چشـم مـىخـورد. جبرئیل مهار آن را در دست دارد و با صـداى بلند نـدا مىكند: نگاه خود فراسوى خویش گیرید و نظرها پایین افكنید. ایـن فـاطمه دختـر محمـد است كه عبـور مـىكنـد. در ایـن هنگام، حتـى پیامبـران و انبیـا و صـدیقیـن و شهدا همگـى از ادب دیـده فـرو مىگیـرند تا فاطمه صلوات الله علیها عبـور مـىكنـد و در مقابل عرش پـروردگارش قرار مىگیرد.

منبرى از نور براى فاطمه علیهاالسلام

در ادامه گفتگوى پیامبر صلی الله و علیه و آله با دختر گرامىاش درباره چگـونگـى حضـور وى در عرصه قیامت، چنیـن مىخـوانیـم: سپـس منبرى از نـور برایت برقرار مـىسازنـد كه هفت پله دارد و بیـن هر پله‌اى تا پله دیگر صف‌هایـى از فرشتگان قرار گرفته‌انـد كه در دستشان پـرچم‌هاى نـور است. همچنین در طرف چپ و راست منبـر حـورالعیـن صف مـىكشنـد.

آنگاه كه بر بالاى منبر قرار مىگیرى، جبرئیل مىآید و مىگـوید: اى فـاطمه! آنچه مـایلـى از خـدا بخـواه.

شكایت در دادگاه عدل الهى

اولیـن درخواست فاطمه علیهاالسلام در روز قیامت، پس از عبور از برابر خلق، شكایت از ستمگران است.

جابربـن عبـدالله انصارى از پیامبـر اكرم صلی الله علیه و آله چنیـن نقل مىكنـد: هنگامـى كه فاطمه در مقابل عرش پروردگار قرار مىگیرد، خـود را از مركب به زیر انداخته، اظهار مىدارد: الهى و سیـدى، میان من و كسـى كه مرا آزرده و بـر مـن ستـم روا داشته، داورى كـن. خـدایـا! بیـن مـن و قـاتل فـرزنـدم، حكـم كن...

جابربـن عبـدالله انصارى از پیامبـر اكرم صلی الله علیه و آله چنیـن نقل مىكنـد: هنگامـى كه فاطمه در مقابل عرش پروردگار قرار مىگیرد، خـود را از مركب به زیر انداخته، اظهار مىدارد: الهى و سیـدى، میان من و كسـى كه مرا آزرده و بـر مـن ستـم روا داشته، داورى كـن. خـدایـا! بیـن مـن و قـاتل فـرزنـدم، حكـم كن...

بر اساس روایتـى دیگر، پیامبـر اكرم صلی الله علیه و آله فرمـود: دختـرم فاطمه در حالـى كه پیـراهن‌هاى خـونیـن در دست دارد، وارد محشـر مـىشـود. پـایه‌اى از پـایه‌هـاى عرش را در دست مـىگیـرد و مـىگـوید: «یا عدل، یا جبار، احكم بینى و بیـن قاتل ولدى»؛ اى خداى عادل و غالب، بیـن مـن و قـاتل فـرزنـدم داورى كـن.

قـال:« فیحكـم لابنتـى و رب الكعبه» به خـداى كعبه سـوگنـد، به شكـایت دختـرم رسیـدگـى مـىشـود و حكـم الهى صـادر مـىگـــردد.

دیدار حسن و حسین علیهماالسلام

دومین خـواسته فاطمه علیهاالسلام در روز قیامت از خداوند چنیـن است: خدایا! حسن و حسین را به من بنمایان.

در این لحظه، امام حسـن و امام حسیـن علیهماالسلام به سوى فاطمه صلوات الله علیها مىروند، در حالـى كه از رگ‌هاى بریده حسیـن علیه السلام خـون فـوران مـىكنـد.

پیامبر خـدا صلی الله علیه و آله مىفرماید: هنگامى كه به فاطمه گفته مـىشـود وارد بهشت شو، مىگـوید: هرگز وارد نمـىشـوم تا بدانـم پـس از مـن با فرزندانم چه كردند؟

به وى گفته مـىشـود: به وسط قیـامت نگـاه كـن.

پـس بدان سمت مىنگرد و فرزندش حسیـن را مىبیند كه ایستاده و سر در بـدن نـدارد. دخت پیـامبـر صلی الله علیه و آله نـاله و فـریـاد سـر مـىدهـد.

فرشتگان نیز(با دیـدن ایـن منظره) ناله و فریاد بـرمـىآورنـد.

امام باقر علیه السلام مىفرماید: هنگامى كه فاطمه به در بهشت مـىرسـد، به پشت سـرش مىنگرد. نـدا مـىرسـد: اى دختـر حبیب! اینك كه دستـور داده‌ام به بهشت بروى، نگران چه هستى؟ فاطمه صلوات الله علیها جـواب مىدهد: اى پـروردگار! دوست دارم در چنیـن روزى با پذیـرش شفاعتـم، مقام و منزلتم معلوم شود.ندا مـىرسـد: اى دختر حبیبـم! برگرد و به مردم بنگر و هر كه در قلبـش دوستى تو یا یكى از فرزندانت نهفته است داخل بهشت گردان.

امام صادق علیه السلام مىفرماید: حسیـن بـن على علیهماالسلام در حالى كه سر مقدسـش را در دست دارد، مـىآیـد. فـاطمه علیهاالسلام بـا دیـدن ایـن منظره نـاله‌اى جانسـوز سر مىدهد. در ایـن لحظه، هیچ فرشته مقرب و پیامبر مرسل و بنده مومنى نیست مگر آن كه به حال او مىگرید.

در ایـن موقعیت، خداوند به خشـم آمده، به آتشـى به نام «هبهب» كه هزار سال در آن دمیده شده تا سیاه گشته و هیچ آسـودگـى در آن راه نمىیابد و هیچ اندوهى از آنجا بیرون نمىرود، دستـور مـىدهد كشندگان حسیـن بـن على را برگیر و جمع كـن... آتش به فرمان پروردگار عمل كرده، همه آنها را برمىچیند...

شفـاعت بـراى دوستان اهل‌بیت علیهم السلام

سـومیـن درخـواست فاطمه صلوات الله علیها در روز قیامت از پـروردگـار، شفـاعت از دوستان و پیروان اهل‌بیت علیهم السلام است كه مـورد قبـول حق قرار مـىگیـرد و دوستـان و پیـروانـش را مـورد شفاعت قـرار مـىدهـد. امام باقر علیه السلام مىفرماید: هنگامى كه فاطمه به در بهشت مـىرسـد، به پشت سـرش مىنگرد. نـدا مـىرسـد: اى دختـر حبیب! اینك كه دستـور داده‌ام به بهشت بروى، نگران چه هستى؟ فاطمه صلوات الله علیها جـواب مىدهد: اى پـروردگار! دوست دارم در چنیـن روزى با پذیـرش شفاعتـم، مقام و منزلتم معلوم شود.

ندا مـىرسـد: فاطمه! راست گفتـى، مـن تـو را فاطمه نامیدم و به وسیله تـو، دوستان و پیروانت و دوستان فرزندانت و پیروانشان را از آتـش دور گردانیـدم. وعده مـن حق است و هرگز تخلف نمـىكنـم.

ندا مـىرسـد: اى دختر حبیبـم! برگرد و به مردم بنگر و هر كه در قلبـش دوستى تو یا یكى از فرزندانت نهفته است داخل بهشت گردان.

امام باقـر علیه السلام در روایتـى دیگـر مـىفـرمایـد: در روز قیامت بـر پیشانى هر فردى، مـومـن یا كافر نـوشته شده است. پـس به یكى از محبـان اهل‌بیت علیهم السلام كه گنـاهـانـش زیـاد است دستـور داده مىشود به جهنـم برده شود. در آن هنگام، فاطمه علیهاالسلام میان دو چشمـش را مىخواند كه نوشته شده است: دوستدار اهل‌بیت. پـس به خدا عرضه مىدارد: الهى و سیدى! تـو مرا فاطمه نامیدى و دوستان و فرزندانـم را به وسیله مـن از آتش دور ساختى و وعده تو حق است و هرگز وعده‌ات را زیر پا نمینهى.

برای مشاهده ادامه متن به ادامه مطلب بروید
ادامه نوشته

کوله

 

                       

كوله ‌پشتی‌اش‌ را برداشت‌ و راه‌ افتاد.

رفت‌ كه‌ دنبال‌ خدا بگردد و گفت: تا كوله‌ام‌ از خدا پر نشود برنخواهم‌ گشت.

نهالی‌ رنجور و كوچك‌ كنار راه‌ایستاده‌ بود، مسافر با خنده‌ای‌ رو به‌ درخت‌ گفت: چه‌ تلخ‌ است‌ كنار جاده‌بودن‌ و نرفتن؛

 درخت‌ زیرلب‌ گفت: ولی‌ تلخ‌ تر آن‌ است‌ كه‌ بروی‌ وبی‌رهاورد برگردی. كاش‌ می‌دانستی‌ آنچه‌ در جست‌وجوی‌ آنی، همین‌جاست...

  مسافر رفت‌ و گفت: یك‌ درخت‌ از راه‌ چه‌ می‌داند، پاهایش‌ در گِل‌ است، او هیچ‌گاه‌ لذت‌ جست‌وجو را نخواهد یافت. و نشنید كه‌ درخت‌ گفت: اما من‌ جست‌وجو را از خود آغاز كرده‌ام‌ و سفرم‌ را كسی‌ نخواهددید؛ جز آن‌ كه‌ باید.

  مسافر رفت‌ و كوله‌اش‌ سنگین‌ بود. هزار سال‌ گذشت، هزار سالِ‌ پر خم‌ و پیچ، هزار سالِ‌ بالا و پست. مسافر بازگشت رنجور و ناامید. خدا را نیافته‌ بود، اما غرورش‌ را گم‌ كرده‌ بود...

  به‌ ابتدای‌ جاده‌ رسید. جاده‌ای‌ كه‌ روزی‌ از آن‌ آغاز كرده‌ بود. درختی‌ هزار ساله، بالا بلند و سبز كنار جاده‌ بود. زیر سایه‌اش‌ نشست‌ تا لختی‌ بیاساید.

  مسافر درخت‌ را به‌ یاد نیاورد. اما درخت‌ او را می‌شناخت.

  درخت‌ گفت: سلام‌ مسافر، در كوله‌ات‌ چه‌ داری، مرا هم‌ میهمان‌ كن.

مسافر گفت: بالا بلند تنومندم، شرمنده‌ام، كوله‌ام‌ خالی‌ است‌ و هیچ‌ چیز ندارم.

  درخت‌ گفت: چه‌ خوب، وقتی‌ هیچ‌ چیز نداری، همه‌ چیز داری.اما آن‌ روز كه‌ می‌رفتی، در كوله‌ات‌ همه‌ چیز داشتی، غرور كمترینش‌ بود، جاده‌ آن‌ را از تو گرفت.

حالا در كوله‌ات‌ جا برای‌ خدا هست و قدری‌ از حقیقت‌ را در كوله‌ مسافر ریخت...

  دست‌های‌ مسافر از اشراق‌ پر شد و چشم‌هایش‌ از حیرت‌ درخشید و گفت: هزار سال‌ رفتم‌ وپیدا نكردم‌ و  تو نرفته‌ای، این‌ همه‌ یافتی!

  درخت‌ گفت: زیرا تو در جاده‌ رفتی‌ و من‌ در خودم ، و پیمودن‌ خود، دشوارتر از پیمودن‌ جاده‌هاست ...

  این داستان برداشتی است از فرمایش حضرت علی

"من عرف نفسه فقد عرف ربه"

آن کس که خود را شناخت به تحقیق که خدا را شناخته است...

 

تولید تی‌شرت هایی با عکس شهدا

تولید تی‌شرت هایی با عکس شهدا


کاری نداریم که چه دستگاه و نهادی باید برای این کم کاری پاسخگو باشند، اما اقدام خودجوش چند جوان کرجی جهت معرفی قهرمانان مورد نظرشان به جامعه با تولید تی شرت های «قهرمان من» (My Hero) در کارگاهی خانگی بسیار جالب توجه است.

سلحشوری جوانان ایران اسلامی در 8 سال دفاع مقدس حاوی بزرگترین دستمایه ها برای خلق یک عمر آثار فرهنگی و هنری فاخر است که می تواند با الگوسازی قهرمانان ملی، راه نقش بستن الگوهای انحرافی بیگانه بر سینه جوانانمان را ببندد. کاری نداریم که چه دستگاه و نهادی باید برای این کم کاری پاسخگو باشند، اما اقدام خودجوش چند جوان کرجی جهت معرفی قهرمانان مورد نظرشان به جامعه با تولید تی شرت های «قهرمان من» (My Hero) در کارگاهی خانگی بسیار جالب توجه است.



برای مشاهده بقیه عکس ها به آدرس زیر بروید:

http://www.farhangnews.ir/Site/Default.aspx?tabid=2&CId=24&NewsId=16988


اثبات تعداد ائمه(ع) و عصمت آنها

اثبات تعداد ائمه(ع) و عصمت آنها

تصویر بزرگ

به گزارش فرهنگ انقلاب اسلامی ، به نقل از خبرگزاری اهل بیت(ع) – ابنا – «دکتر مجدی وهبه الشافعی» با استفاده از آیات کلام الله مجید، تعداد ائمه(ع) را به اثبات رسانده است.


بر اساس این گزارش وی ثابت کرده است که امامان از امیرالمومنین علی(ع) شروع شده و به قائم آل محمد(عج) پایان می پذیرد و تعداد معصومان را 14 نفر اعلام می کند.


در این مطلب که از سوی یک مجله خبری مصر منتشر شده، آمده است: شکی نیست که هر تعداد از آیات قرآن دلیل خاصی دارد مثلا کلمه "یوم"(روز) که در قرآن 365بار تکرار شده است نشاندهنده تعداد روزها در یک سال و همچنین کلمه"شهر"(ماه) که 12 بار آمده به معنای وجود 12 ماه در طول یک سال است.

در ادامه آمده است: کلمه ی "الامامة"، نیز 12 بار در قرآن آمده است که به معنای 12 امامی است که بر اساس روایتی که از پیامبر نقل شده است از امام علی(ع) وامام حسن(ع) و امام حسین(ع) آغاز شده و 9فرزند امام سوم شیعیان را شامل می شود.


در ادامه این مطلب 12 آیه قرآنی که کلمه "امامه" در آن ذکر شده است را می آورد که عبارتند از:


1- سورة البقرة، الآیة 124: {وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَمِن ذُرِّیَّتِی قَالَ لاَ یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِین}.


2- سورة التوبة، الآیة 12: {وَلَقَدْ أَخَذَ اللّهُ مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ وَبَعَثْنَا مِنهُمُ اثْنَیْ عَشَرَ نَقِیباً وَقَالَ اللّهُ إِنِّی مَعَکُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاَةَ وَآتَیْتُمُ الزَّکَاةَ وَآمَنتُم بِرُسُلِی وَعَزَّرْتُمُوهُمْ وَأَقْرَضْتُمُ اللّهَ قَرْضاً حَسَناً لأُکَفِّرَنَّ عَنکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَلأُدْخِلَنَّکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ فَمَن کَفَرَ بَعْدَ ذَلِکَ مِنکُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِیل}.


3- سورة هود، الآیة17: {أَفَمَن کَانَ عَلَى بَیِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ وَیَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ وَمِن قَبْلِهِ کِتَابُ مُوسَى إَمَاماً وَرَحْمَةً أُوْلَـئِکَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَن یَکْفُرْ بِهِ مِنَ الأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلاَ تَکُ فِی مِرْیَةٍ مِّنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّکَ وَلَـکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لاَ یُؤْمِنُونَ }.


4- سورة الاسراء، الآیة70: {یَوْمَ نَدْعُو کُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ فَمَنْ أُوتِیَ کِتَابَهُ بِیَمِینِهِ فَأُوْلَـئِکَ یَقْرَؤُونَ کِتَابَهُمْ وَلاَ یُظْلَمُونَ فَتِیلا}.


5- سورة الانبیاء، الآیة 72: {وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلاةِ وَإِیتَاء الزَّکَاةِ وَکَانُوا لَنَا عَابِدِین}.


6- سورة القصص، الآیة 5: {وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الاَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِین}.


7- سورة الحجر، الآیة 79: {فَانتَقَمْنَا مِنْهُمْ وَإِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُّبِینٍ }.


8- سورة السجدة، الآیة 24: {وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَکَانُوا بِآیَاتِنَا یُوقِنُون}.


9- سورة یس، الآیة 12: {إِنَّا نَحْنُ نُحْیِی الْمَوْتَى وَنَکْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ وَکُلَّ شَیْءٍ أحْصَیْنَاهُ فِی إِمَامٍ مُبِینٍ }.


10- سورة القصص، الآیة 41: {وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَیَوْمَ الْقِیَامَةِ لا یُنصَرُون}.


11- سورة الفرقان، الآیة 74: {وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَاماً}.


12- سورة الأحقاف، الآیة 12: {وَمِن قَبْلِهِ کِتَابُ مُوسَى إِمَاماً وَرَحْمَةً وَهَذَا کِتَابٌ مُّصَدِّقٌ لِّسَاناً عَرَبِیّاً لِّیُنذِرَ الَّذِینَ ظَلَمُوا وَبُشْرَى لِلْمُحْسِنِینَ}.

این خطیب مسجد الازهر به حدیث"کساء"که در کتاب صحاح اهل سنت وجود دارد و از "ام سلمه" به نقل از پیامبر گرامی اسلام آمده، اشاره می کند و می نویسد: کلمه کساء نیز 5 بار در قرآن آمده است که در ذیل می آید:


1- سورة البقرة، الآیة 233: {وَالْوَالِدَاتُ یُرْضِعْنَ أَوْلاَدَهُنَّ حَوْلَیْنِ کَامِلَیْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن یُتِمَّ الرَّضَاعَةَ وَعلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَکِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لاَ تُکَلَّفُ نَفْسٌ إِلاَّ وُسْعَهَا لاَ تُضَآرَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلاَ مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِکَ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالاً عَن تَرَاضٍ مِّنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْهِمَا وَإِنْ أَرَدتُّمْ أَن تَسْتَرْضِعُواْ أَوْلاَدَکُمْ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْکُمْ إِذَا سَلَّمْتُم مَّا آتَیْتُم بِالْمَعْرُوفِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیر}.


2- سورة البقرة، الآیة 259: {أَوْ کَالَّذِی مَرَّ عَلَى قَرْیَةٍ وَهِیَ خَاوِیَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّىَ یُحْیِـی هَـَذِهِ اللّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللّهُ مِئَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ کَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ یَوْماً أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ قَالَ بَل لَّبِثْتَ مِئَةَ عَامٍ فَانظُرْ إِلَى طَعَامِکَ وَشَرَابِکَ لَمْ یَتَسَنَّهْ وَانظُرْ إِلَى حِمَارِکَ وَلِنَجْعَلَکَ آیَةً لِّلنَّاسِ وَانظُرْ إِلَى العِظَامِ کَیْفَ نُنشِزُهَا ثُمَّ نَکْسُوهَا لَحْماً فَلَمَّا تَبَیَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیر}.


3- سورة المائدة، الآیة 89: {لاَ یُؤَاخِذُکُمُ اللّهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمَانِکُمْ وَلَـکِن یُؤَاخِذُکُم بِمَا عَقَّدتُّمُ الأَیْمَانَ فَکَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاکِینَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِیرُ رَقَبَةٍ فَمَن لَّمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلاَثَةِ أَیَّامٍ ذَلِکَ کَفَّارَةُ أَیْمَانِکُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ وَاحْفَظُواْ أَیْمَانَکُمْ کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُون}.


4- سورة المؤمنون، الآیة 14: {ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَاماً فَکَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْماً ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِین}.


5- سورة النساء، الآیة 5: {وَلاَ تُؤْتُواْ السُّفَهَاء أَمْوَالَکُمُ الَّتِی جَعَلَ اللّهُ لَکُمْ قِیَاماً وَارْزُقُوهُمْ فِیهَا وَاکْسُوهُمْ وَقُولُواْ لَهُمْ قَوْلاً مَّعْرُوفا}

فیلمهای امام زمانی هالیوود

 

به تصویر کشیدن مبانی معنوی و مذهبی و شخصیت های قدسی هنر خاصی را می طلبدکه فقط هنرمندان سلیم النفس و متعهد می توانند از عهده آن برآیند.

هنر سینما که اصالت و اساس آن بر تصویر است ، به عکس دیگر هنرها، مشکلتر می تواند چنین مفاهیمی را به زبان خود ترجمه کند، به گونه ای که به این مفاهیم لطمه نخورد.

در عین حال باید گفت: مؤثرترین روش برای ماندگار ساختن مفاهیم مذهبی و دینی به تصویر کشیدن آنها است.

امریکا جنگ خلیج فارس را به مدد رسانه های تصویری وسینما به راه انداخت. جنگ عراق را نیز همین طور با ساختن یک دروغ ساده که صدام سلاحهای هسته ای یا کشتار جمعی دارد و به شدت برای امنیت ما خطرناک است.

تمام این بدبختی ها، لشکر کشی و قتل وتجاوز برای یک دروغ بود؛ دروغی که از فرط تکرار به وسیله رسانه های گوناگون و به ویژه سینما حقیقی جلوه داده می شود تا جنگ عراق را توجیه کند یا برای مثال می خواهد با دروغی بزرگتر که کاملا تخیلی و غیر واقعی است مثل حمله فضاییها به زمین و ایجاد نگرانی در مردم در این مورد به واسطه فیلمهای سینمایی مثل جنگ ستارگان و از این قبیل، توجیه کند که باید تسلیحات خود را افزایش دهیم تا خطر حمله فضاییها کاهش یابد! یا با این توجیه که ما از شر سارقان، تبهکاران و قاتلان در امان نیستیم، باید مثل آب خوردن مجوز حمل یا خرید اسلحه به مردم بدهیم، حتی به کودکان ! مثل فیلم« بولینگ برای کلمباین» مایکل مور، که از شبکه اول سیما هم به نمایش داده شده است.

تمام ادیان الهی و غیر الهی به آخرالزمان و این که روزی همه شر در مقابل همه خوبی می ایستد، معتقدند و انتظار ظهور منجی را می شکند.

می گویند سازمان سیا در پرونده حضرت مهدی ، فقط عکس ایشان را کم دارد. در واقع آنها به اهمیت ایشان برای مسلمانان پی برده اند و حدس می زنند که این واقعه نزدیک است.

بودایی ها و هندوها منتظر آمدن «گوتمه» یا بودای پنجم هستند. زرتشتی ها در انتظار «سوشیانت یا سوشیانس» و مسیحیان هم معتقدند که حضرت عیسی دوباره از اورشلیم و بیت المقدس ظهور  کند. یهودی ها هم می گویند عیسای واقعی هنوز نیامده است؛ اما مسلمانان شیعه و سنی در انتظار ظهور «مهدی صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف» هستند ؛ البته با یک تفاوت با ادیان دیگر. آنها منجی شان از آسمان ظهور می کند و فقط در همان ظهور به میان مردم می آید؛ اما منجی ما مسلمانان هم اکنون میان مردم زندگی و در مشکلات وسختی ها همراهیشان می کند. منجی ما عمر هزارساله دارد و پنهان از دید مردم است؛ اما زنده است. و همه اکنون هم از او مدد می گیرند. و زمینه را برای ظهور حضرتش فراهم می سازد؛ در حالی که انتظار ادیان دیگر در زندگی معمولشان جلوه ای ندارد.

جالب است بدانید که تاثیر فرهنگ انتظار زمانی برای غرب مشخص شده و او را به وحشت از منجی ما انداخت که انقلاب اسلامی پیروز شد و جلوه های حضور ویاری حضرت در پیروزی انقلاب و زمان جنگ تحمیلی بیشتر نمود یافت.

غرب دانست که چیزی غیر از امکانات و تجهیزات نظامی و تکنولوژی هم وجوددارد که ضمن بسیج مردم این نیرو را به آنها می بخشد که در جبهه های نبرد برای شهادت و کشته شدن در راه خدا از هم سبقت بگیرند.

به واسطه همین حیرت بود که برای شناخت فرهنگ انتظار و عامل ایجاد این ایمان قوی در دهه  1980 کنفرانس شناخت حضرت مهدی در فلسطین اشغالی و شهر تل آویو برگزار شد تا به تاثیر اعتقاد به مهدویت میان مسلمان به ویژه شیعیان بپردازد. در این کنفرانس، به این نتیجه رسیدند که هویت سیاسی شیعه و عامل کامیابی آن اعتقاد به مهدی عجل الله فرجه است و گفتند:« اینها به اسم امام حسین علیه السلام قیام می کنند و به اسم امام زمان قیامشان را حفظ می کنند».

از آن پس بود که هالیوود توجهش به این منجی جلب شده و اهمیت آن رادرک کرد. او تاثیر مهدویت را در تعارض با خواسته های خود دید و سعی کرد ضد آن فیلم بسازد و ماجرا را به گونه ای دیگر جلوه دهد.

غربیها معتقدند:« اگر بتوانید آینده را پش بینی کنید، خودتان هم می توانید آن را بسازید».

هالیوود که به تاثیر تصویر در فرهنگ سازی وتغییر مبانی فکری و اعتقادی جوامع ایمان آورده بود، به سرعت به ساخت و تهیه فیلمهایی دست زد که به نوعی به آخرالزمان و ظهور منجی می¬پرداخت.

موضوع مهمی که همواره دستمایه هالیوود بوده ، ایجاد جّو ناامنی و اضطراب و وحشت (ترور) است که مقدمه ای برای پذیرش قدرت برتر و حاکمیت خشن و بی رحمانه به شمار می رود.

این اتفاق یکی از سرفصلهای راهبرد فرهنگی است که در بعضی ازاین فیلم ها دنیا به پایان خود می¬رسد و چیزی جز انهدام گسترده و نابودی نسل بشر باقی نمی¬ماند.

فیلم «نوستر آداموس» مردی که می آید و «روز بعد» نمونه از این فیلمها هستند، درحالی که در بعضی دیگر، افرادی باقی می مانند که در زندگی دوباره به تجدید تلاش و ایجاد حکومت صیهونیست می پردازند. مانندفیلم «حکومت آتش» ، « نبرد آخر» ، «روز استقلال» و « آرماگدون».

هالیوود با ساخت این فیلمها قصد دارد ترس ووحشت ناشناخته و هولناک و عظیمی را دردیدگان مخاطب ساده و بی دفاع خود ماندگار سازد تا تعابیر اصلی آخرالزمان ناشی از کتب غیر آسمانی مانند تلمود را به خورد مخاطب دهد.

 

برگرفته از کتاب پیشگویی و آخرالزمان

 

وجه تسمیه حضرت فاطمه علیهاالسلام

به انسیه حوراءِ


پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند نور حضرت فاطمه سلام الله علیها را پیش از آفرینش زمین و آسمان‌ها آفرید. عرض شد: یا رسول‌الله! مگر حضرت فاطمه علیهاالسلام از جنس آدمیان نیست؟ فرمود: او حور است در قالب آدمیان. خداوند نور وی را در صُلب آدم به ودیعه گذاشت و از صلب من بیرون آورد، هر گاه شوق بهشت می‌کنم، فاطمه را می‌بوسم. (1)

ابن‌عباس در خبر مفصلی از پیغمبر صلی الله علیه و آله نقل کرده که در ساق عرش نوری دیدم که فروزنده بود مانند حوریان بهشتی. پرسیدم کیست؟ گفتند: این دختر،«انسیه حوراء» است و او از میوه‌های بهشتی تکوّن یافته است.

حوریه‌ای است به صورت انسیه و انسیه‌ای است به معنی حوریه و چون درِ بهشت را گشودند، بوی حضرت فاطمه علیهاالسلام را استشمام کردم.

مراد از حوریه این است که مانند انسان و انسیه، به کدورات عالم طبع، آلوده نشده و چون ملکه نوری است که به همه صور می‌توان متشکل گردد.

اصل حورالعین، از طبیعت ملک و نورانیت است و حضرت فاطمه، انسیه‌ای است که به نورانیت و روحانیت فرشتگان است. چون بشریت، مستلزم کثرت کثافات عنصری مادی است؛ حضرت فاطمه انسیه حوراء از کدورت طبیعت بشری دور و منزه است و او موجودیت بین فرشتگان و بشر است.

بدین جهت حضرت زهرا سلام الله علیها را «انسیه حوراء» گفتند که روح افزا و روح بخش و روح انگیز بود و در طینت سنخیتی او، کدورات و پلیدی وجود نداشته است.

«انسیه حوراء»؛ یک فرشته‌ای به صورت ترکیب عنصری بشری است که در لطافت و ملاحت، حوراء و در صورت، بشری بود که آلوده به پلیدی‌های مادی نشده است.(2)

پی‌نوشت‌ها:

1- تفسیر الفرات، ص10.

2- کتاب فاطمة الزهرا"س" صاحب ولایت کبری، ص75.

در سوگ ریحانه رسول خدا صلی الله علیه و آله

در سوگ ریحانه رسول خدا صلی الله علیه و آله


زهرا عصاره عصمت است. زهرا، آیینه پاکی است. زهرا زلال کوثر است. ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معنویت رشته‌های چادرت دست نیاز می‌آویزد و معرفت به غبار آستان خانه‌ات بوسه می‌زند. برهوت این دنیای خاکی شایان میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخم‌ها و داغ‌ها و در هجران پدر غریبانه زیستی و در وداع شبانه‌ات با پهلویی شکسته، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...

وجود مبارك حضرت فاطمه علیهاالسلام تنها یك تفكر یا تصور یك حقیقت حیات بخش نیست. بلكه تجسمی عینی و زنده از بركت خداوند بر انسان است. اگر تا قبل از حضور ایشان در عالم خاكی انسان معناگرا مجبور بود گوشه‌هایی از نعمت یك زن مقدس را در اسطوره‌ها، الهه‌ها و افسانه‌ها جستجو كند یا متوسل به پاكدامنی حضرت مریم(ع) یا خردمندی آسیه و وفاداری سارا بشود، بعد از تجسم خاكی و عینی ایشان برای انسان كمال‌گرا یك الگوی زنده و جاوید پدید آمد و آن شخصیتی والا به نام «فاطمه» دختر رسول اكرم بود.

ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معنویت رشته‌های چادرت دست نیاز می‌آویزد و معرفت به غبار آستان خانه‌ات بوسه می‌زند. برهوت این دنیای خاکی شایان میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخم‌ها و داغ‌ها و در هجران پدر غریبانه زیستی و در وداع شبانه‌ات با پهلویی شکسته، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...

از این رو است كه فاطمه علیهاالسلام را ناموس و علت هستی می‌دانند. اگر فاطمه علیهااسلام پا به جهان فانی نگذاشته بود و خاك هبوط را به قدوم خود مبارك نمی‌كرد، دیگر برای پیروانش هدفی وجود نداشت تا برای آن به شهادت برسند و جهاد كنند. جهانیان با توسل به اوست كه توكل به احد را می‌آموزند و از نور هدایت ایشان است كه بركت زندگی دنیایی درك می‌شود.

بنابراین بی‌دلیل نیست كه بعد از درگذشت ملكوتی ایشان، بشریت، سرگشته به دنبال مرهمی است تا زخم نبود روح بخش ایشان در عالم فانی التیام یابد. از این روست كه هر چه انسان برای درك حضرت فاطمه علیهاالسلام تلاش می‌كند، بركت آن بر خودش می‌تابد و این اصل وجودی نعمت فاطمه علیهاالسلام در دنیا است.

امروز هم شاهد تلاش انسان‌های پاكی هستیم كه به دنبال معنویت فاطمه علیهاالسلام در رفتار روزمره خود هستند و با تذكره و یادمان‌هایی سعی دارند آوای خوش چشمه كوثر را در یادشان زنده نگه دارند تا در بهشت، حاضر در خدمت ایشان باشند.

رسول اكرم صلی الله علیه و آله روایت نموده‌اند كه خدای متعال فرمود:

ای احمد! اگر تو نبودی آسمان و زمین را نمی‌آفریدم و اگر علی نبود تو را نمی‌آفریدم و اگر فاطمه نبود، شما را نمی‌آفریدم.(یعنی شمایان رمز خلقتید)(1) از امام محمدباقر علیه السلام روایت شده است كه، ولادت حضرت زهرا علیهاالسلام پنج سال بعد از بعثت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سن شریف آن بانو در هنگام وفات هیجده سال و هفتاد و پنج روز بود.(2)

فاطمه علیهاالسلام را ناموس و علت هستی می‌دانند. اگر فاطمه علیهااسلام پا به جهان فانی نگذاشته بود و خاك هبوط را به قدوم خود مبارك نمی‌كرد، دیگر برای پیروانش هدفی وجود نداشت تا برای آن به شهادت برسند و جهاد كنند. جهانیان با توسل به اوست كه توكل به احد را می‌آموزند و از نور هدایت ایشان است كه بركت زندگی دنیایی درك می‌شود.

راز دل‌ غمین‌ فاطمه علیهااسلام

"شما ای‌ مردم‌ بر پرتگاه‌ آتش‌ بودید و از فرط‌ ذلت‌ نزد دیگران، همچون‌ جرعه ‌آبی‌ در دست‌ تشنه‌ كامی‌ یا لقمه‌ای‌ در دست‌ گرسنه‌ای‌ و یا چون‌ آتشی‌ كه‌ شخص‌ مستعجلی‌ از آن‌ برگیرد. شما لگدكوب‌ و پایمال‌ بودید و از آب‌ متعفن‌ با سرگین‌ شتر می‌‌آشامیدید و از برگ‌های‌ خاك‌مال‌ و علف‌ بیابان‌ می‌خوردید. ذلیل‌ بودید و زبون‌ می‌زیستید و هر آن‌ مضطرب‌ بودید كه‌ مبادا از این‌ سوی‌ یا آن‌ سوی‌ به‌ شما هجوم‌ آورند و به‌ اسارتتان‌ ببرند. شما این‌ بودید تا خداوند به‌ دست‌ محمد صلی الله علیه و آله با همه‌ آنچه‌ بر او گذشت‌ رهایتان‌ كرد. چه‌ سختی‌ها كه‌ نكشید و چه‌ شكنجه‌ها كه‌ ندید.

هرگاه‌ شاخی‌ از شاخ‌های‌ شیطان‌ و گردنكشی‌ از یارانش‌ سر بر می‌داشت‌ و فتنه‌ای‌ از مشركان‌ به‌ خونخواری‌ دهان‌ می‌گشود، او برادرش‌ علی علیه السلام را در كام‌ آتش‌ رقصان‌ آن‌ و در گلوگاه‌ خطر می‌افكند و او‌ نیز، تا مغز دشمن‌ را نمی‌كوفت‌ و آتش‌ سركش‌ فتنه‌ را به‌ آب‌ شمشیرش‌ خاموش‌ نمی‌كرد، آرام‌ نمی‌گرفت. در همه‌ این‌ مدت، علی علیه السلام در راه‌ خدا سختی‌ می‌كشید و به‌ آب‌ و آتش‌ می‌‌زد. در كار خدا از جان‌ مایه‌ می‌‌گذارد و همواره‌ به‌ رسول‌ خدا نزدیك‌ بود. در میان‌ دوستان‌ و سربازان‌ خدا وقف‌ راه‌ خدا بود و مدام‌ خود را به‌ مشقت‌ می‌انداخت. در دریای‌ رنج‌ فرو می‌رفت‌ و هرگز در راه‌ خدا به‌ ملامت‌ مردم‌ وقعی‌ نمی‌نهاد و به‌ ستوه‌ نمی‌آمد.

ولی‌ شما چه؟ در تمام‌ آن‌ روزها، در رفاه‌ و عیش‌ بودید، خوش‌ می‌گذراندید و زندگی‌ می‌كردید و بی‌درد بودید. هرگاه‌ درگیری‌ و نبرد پیش‌ می‌آمد، خود را كنار می‌كشیدید و ما را تنها می‌گذاردید و از جنگ‌ می‌گریختید.

"برای‌ تمام‌ كسانی‌ كه‌ می‌خواهند الهی‌ زندگی‌ كنند، فاطمه علیهاالسلام دفاع‌ از حریم‌ ولایت‌ را، زیباتر از هر كس‌ به‌ معرض‌ نمایش‌ گذارد. خطبه‌ غَرایش‌ در مسجد مدینه، گواه‌ فصاحت‌ و بلاغت‌ بی‌نظیر آن‌ حضرت‌ است. مضامین‌ عالی‌ خطبه، اسلام‌ راستین‌ را معرفی‌ می‌كند و اهمیت‌ ولایت‌ و امامت‌ را روشن‌ می‌سازد.

... به‌ كجا می‌روید؟ چه‌ می‌كنید؟ هنوز پیكر پیامبر تازه‌ است؛ آیا می‌گویید كه‌ محمد مُرد و همه‌ چیز تمام‌ شد؟ هرگز!

... هان‌ می‌بینم‌ كه‌ اینك‌ باز زمین‌گیر شده‌اید و دل‌ به‌ تن ‌آسایی‌ و راحت‌ طلبی‌ و دنیا خواهی‌ داده‌اید و قصد همیشه ‌ماندن‌ در دنیا كرده‌اید و كسی‌ را كه‌ به‌ قبض‌ و بسط‌ كار حكومت‌ سزاوارتر است، دور رانده‌اید و با راحتی‌ و عیاشی، خلوت‌ كرده‌اید.

... بدانید اگر همه‌ شما هم‌ كافر شوید و به‌ حق‌ پشت‌ كنید، خداوند همچنان‌ ستوده‌ است‌ و احتیاجی‌ به‌ شمایان‌ ندارد.

و بدانید آنچه‌ را كه‌ اینك‌ گفتم؛ گفتم، در حالی‌ كه‌ می‌دانستم‌ هرگز یاوری‌ نخواهید كرد. ولی‌ آنچه‌ گفتم‌ راز دل‌ غمین‌ من‌ بود كه‌ در سینه‌ جمع‌ شده‌ و دود حزن‌ و اندوه‌ من‌ بود كه‌ در دل‌ خسته‌ام‌ متراكم‌ شده‌ و آه‌ آتش ‌افروزی‌ كه‌ از سینه‌ دردمند من‌ شعله‌ كشیده؛ تنها خواستم‌ با شما حجت‌ را تمام‌ كرده‌ باشم."(3)

پی‌نوشت‌ها:

1- مستدرك سفینة البحار؛ 3/334 .

2- الكافی؛1/457.

3- از سخنرانی‌ تاریخی‌ حضرت‌ فاطمه‌ زهرا علیهالسلام در مسجدالنبی، ده‌ روز پس‌ از رحلت‌ پدر (برگرفته‌ از كتاب‌ "زندگانی‌ حضرت‌ فاطمه (س)"، نوشتهِ دكتر اسماعیل‌ حسینی)

جمعه

 

 

من عمر تباه کردم ، اما توبه

من نامه سیاه کردم ، اما توبه

در محضر دیدگانت ای صاحب عصر !

صد بار گناه کردم... ، اما توبه . . .

 

 

غمبارترین روز تاریخ

غمبارترین روز تاریخ

حضرت فاطمه (س)از دیدگاه قرآن

دریاى بى كرانه عواطف و احساسات پاك علی به موج آمد و باران اشك از دیدگان فرو بارید؛ همان گونه كه دست فاطمه در دستش بود، سر او را به سینه چسبانید تا شاید قلب طوفان زده اش ‍آرامش یابد و اقیانوس متلاطم وجودش به سكون و آرامش گراید؛ و هر ساعتى گریستند.

لحظات عجیبى بود. فرشتگان به گریه افتادند و زمین و زمان رنگ غم گرفت .

آن گاه امیرمؤمنان فرمود: گرامى همسرم ! فاطمه جان ! مام پرفضیلت فرزندانم ، دخت پرشكوه پیامبر، با تو هستم !

با تو، جلوه نور، فروغ ابدیت ، دخت بهشت !

با تو، امانت گرانبهاى خدا و پیامبر، آرى با تو!

به خداى سوگند، تو بالاتر و داناتر از آن هستى كه جز آن گونه كه خود گفتى عمل كرده باشى .

معاذ الله ، انت اعلم بالله و ابر و اتقى و اكرم و اشد خوفها من الله ان اوبخك بمخالفتى (745)

فاطمه جان ! دورى تو براى من سخت است و فراقت گران .

دوریت سوگ پیامبر را برایم تجدید مى كند،

محبوب دل پیامبر!

در مورد وصیت هایت مطمئن باش كه على مرد وفاست ؛ همه را به جان مى خرم ، گرچه دشوار باشد و على تنها. واختار امرك على امرى ...

برای مشاهده ادامه متن به ادامه مطلب بروید
ادامه نوشته

چرا فاطمه (س)  را " شهیده" می خوانیم؟

چرا فاطمه (س) را " شهیده" می خوانیم؟



دون شك فاطمه علیهاالسلام به مرگ طبیعی از دنیا نرفته است ، چرا كه قضایاى حمله به خانه او، و وارد آمدن آسیب هاى فراوان بر دست و پهلو و سینه و جنین ، ادامه زندگى را بر او بسیار دشوار كرد.

و در این مدت كوته پیوسته از صدمات وارده رنج مى برد، و سرانجام در اثر همان آسیب ها به شهادت رسید. اینك جهت اثبات شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام نگاهى به شواهد و دلائل موجود مى پردازیم.

ناگفته نماند كه از امام حسن علیهاالسلام مجتبى و امام صادق و امام رضا علیه السلام روایت شده كه فرمودند: ما منا الا مسموم اءو شهید1 و شك نیست كه فاطمه علیهاالسلام جزو منا مى باشند.

افزون بر این كه روایات صریح و روشنى بر شهادت حضرت فاطمه داریم كه معصومین روى این جهت تكیه كرده اند:

1-پیامبر پیش از رحلت خود در یك پیشگویى به على فرمود: پس فاطمه اولین كسى است كه به من ملحق خواهد شد، در حالى كه حزن و اندوه او را فراگرفته ، حق او را غصب كرده و وى را كشته اند بر من وارد خواهد شد.2

برای مشاهده ادامه متن به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

پیامک های فاطمی (س)

پیامک های فاطمی (س)



آنچه می آید مجموعه ای از پیامکهای فاطمی است مشتمل بر ابیات و دوبیتی هایی نغز که به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت دخت عصمت و پارسایی، بانو حضرت زهرا سلام اللله علیها پیش کش حضورتان می گردد.

 

از مشرق قلبم رسیده فاطمیه

رخت عزایم كو، رسیده فاطمیه

 

دل از غم فاطمه توان دارد، نه

و ز تربتِ او كسی نشان دارد، نه

آن تربتِ گمگشته به بَر، زوّاری

جز مهدی صاحب الزمان دارد، نه

 

ای كاش فدك این همه اسرار نداشت

ای كاش مدینه در و دیوار نداشت

فریاد دل محسن زهرا این بود

ای كاش در سوخته مسمار نداشت

كاش قلبم به قبرش راه داشت

كاش زهرا هم زیارتگاه داشت

 

الا ای چاه یارم را گرفتند

گلم، باغم، بهارم را گرفتند

میان کوچه ها با ضرب سیلی

همه دار و ندارم را گرفتند

 

در حریم فاطمیّه مرغ دل پر می زند

ناله از مظلومی زهرای اطهر می زند

هر سینه که دوستدار زهراست

آشفته و بی قرار زهراست

گنجینه ی هفت آسمان ها

در سینه ی خون نگار زهراست

از شرح کرامتش همین بس

عالم همه وامدار زهراست

 

تا که پرسیدم ز منطق، عشق چیست

در جوابم این چنین گفت و گریست

لیلی ومجنون همه افسانه اند

عشق تفسیری ز زهرا و علیست

 

من با که گویم این که بهارم خزان شده

ماهم به خاک تیره غربت نهان شده

بانوی بی نشان که به هرسو نشان زاوست

رفت از برم به قامت همچون کمان شده

 

دیدم که ز دل خدا خدا می کردی

شکوه ز جفا به مصطفا می کردی

ای کاش شبی پس از دعای همگان

از بهر شفای خود دعا می کرد

 

رنگ رخسارت خبر می دهد از سر ضمیر

چه کسی روی کتاب عمر تو «پایان» نوشت

 

دو بیتی ها (مرثیه زینب سلام اله علیها)

 

غم دوران من گردد یتیمی

که هم پیمان من گردد یتیمی

من از قد کمانت حتم دارم

بلای جان من گردد یتیمی

حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

 

مکن مخفی به سینه آه، مادر

مرا کن از غمت آگاه ،مادر

مشو راضی پس از تو زنده باشم

گل خود را ببر همراه ،مادر

 


برای مشاهده ادامه اشعار به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

بحر طویل حضرت زهرا(س)


شهر زیبای مدینه شده آبستن صد فتنه و بیداد

 که تا حشر، رود از حنجره اهل ولا شیون و فریاد،

 که در اين دهر ندارد کسی این حق کشی و ظلم و ستم یاد،

شرافت ز میان رفته،

قرار از دل و جان رفته،

گل آرزوی ملت اسلام به تاراج خزان رفته،

محمد(ص) که بود جان گرامی جهان‌ها ز جهان رفته،

مدینه شده خاموش،

جهان گشته سیه‌پوش،

عجیب است که بعد از دو مه و نیم،

غدیر نبوی گشته فراموش،

در فتنه شده باز و سقیفه شده آغاز

عدالت ز جفا خانه‌نشین گشته،

 بیدادگری سر به درآورده،

مولای دو عالم شده بی‌یاور و در خانه در بسته گرفته ز الم زانوی غم در بر

و بر غربت اسلام کشد از دل پر غصه خود آه

که آتش زده با شعله فریاد درون ارض و سما را.

آب غسل و کفن ختم رسل خشک نگردیده که قرآن شده پامال

و فراموش شده حرمت پیغمبر و دین و علی(ع) و آل،

 گروهی که شده بنده دجال،

ستادند در بیت خداوند تبارک و تعالی به درون کینه مولا،

نه حیایی و نه شرمی ز رسول(ص) و علی(ع) و حضرت زهرا(س)،

عوض دسته گل، شاخه هیزم به سر شانه نهادند،

در خانه ستادند،

 ز بیداد زبان را به جسارت بگشادند،

که: هان یا علی از چیست که در خانه نشستی؟

در از قهر به روی همه بستی،

اگر این لحظه در خانه خود را نگشایی،

نیایی به سوی مسجد و بیعت ننمایی،

 همه آتش بفروزیم و در خانه بسوزیم،

بسوزیم حسین و حسن و فاطمه‌ات را،

از این شورش و تهدید تن زینب(س) و کلثوم(س) و حسین(ع) و حسن(ع) و فاطمه(س) لرزید،

کشیدند ز دل ناله که: ای ختم رسل سر به در آور ز دل خاک و ببین غربت ما را.

در این حادثه شوم به اذن علی(ع) آن رهبر مظلوم،

که مظلومی او تا ابدالدهر بود بر همه معلوم،

مه برج حیا، فاطمه(س) آمد پس در گفت

که: ای قوم ستمکار به جرات شده با ذات خدای احد قادر دادار،

پس از رحلت پیغمبرش آماده پیکار،

چه خواهید از آل نبی و حیدر کرار،

ندیدید که ما در غم پیغمبر اکرم همه هستیم عزادار،

 دریغا که همان عهدشکن‌های دو روی همه غدار،

عوض شرم و حیا پاسخشان شد شرر نار،

ز بیت‌الحرم وحی،

ادامه مطلب

(حاج غلامرضا سازگار)

 

ادامه نوشته

فاطمیه

  خواهد آمد مرهم زخم علی در کوچه ها       

                                      

                               مراسم عزاداری فاطمیه اول

                                  به مدت ۳ شب  

    

          سخنران :حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای موحد 

 

              و مرثیه سرایی ذاکرین اهل بیت :

                                    برادر جواد سلطانی و علی قاسمی

 

 

زمان :سه شنبه ۷/ ۲ تا پنج شنبه ۹/۲

مکان :میدان شهدا پشت اداره برق خ شهید خشکبارچی پلاک پرچم

 

 

چرا گرایش به مذهب میان جوانان کم شده است؟

‏از چند جنبه می توان پرسش را بررسی کرد:
1 – آیا واقعاً گرایش به مذهب میان جوانان کم شده است.
2 – به فرض اثبات مدعا ، علل آن چیست؟
3 – راه های رویارویی با آن کدام است.
ملاک کمتری و بیشتری؟
«کمتر شدن» در پرسش با چه زمانی مقایسه شده است؟ آیا نسبت به پیش از انقلاب یا پس از پیروزی؟ سال های مربوط به دوران جنگ هشت ساله؟ هر وضعیتی پاسخ خود را دارد.
اگر گفته شود نسبت به پیش از انقلاب ، معلوم می شود پرسشگر محترم از اوضاع ایران در پیش از انقلاب و «فرهنگ شدن فساد اجتماعی» در عرصه های مختلف اطلاع صحیحی ندارد.
کافی است بدانید برای مبارزه به اصطلاح علمی با اسلام و شستشوی مغزی و فکری جوانان، از یک سو مارکسیسم و کمونیسم را تبلیغ کردند و آن را نشانه روشنفکری شرقی شمردند. از دیگر سو ، تفکر جدایی دین از سیاست و قرار دادن دین در مقابل علم و صنعت و پیشرفت و تمدن ، ملاک روشنفکری غربی به حساب می آمد. در واقع تفکر غربی و شرقی دو تیغه قیچی بودند و هر دو یک هدف را دنبال می کردند و آن ضدیت و مخالفت با دین اسلام و مظاهر دینی بود. قشر عظیمی از جوانان جامعه گرفتار یکی از این دو تفکر بودند.
از سویی دیگر با گسترش و ترویج فساد و فحشا از طریق کاباره ها ، سینماها، فیلم ها و تئاترها ، نیز تجویز تأسیس رسمی و علنی روپی گری، عشرتکده ها و شهرک های فحشا و مشروب فروشی ها ، نیز به کارگیری مطبوعات، رادیو و تلویزیون به تضعیف اعتقادات دینی و مبارزه عملی با احکام اسلام ، برخاسته بودند.
پیروزی انقلاب با تکیه بر فرهنگ اسلام، نوری بود میان ظلمات درهم تنیده آن روزگار.
پس چگونه می توان وضعیت دین گرایی جوانان امروز را با پیش از انقلاب مقایسه کرد؟
وضعیت غیر عادی پس از انقلاب
پس از پیروزی انقلاب و فرو ریختن کاخ سلطنت دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی ، اکثر مردم به مقتضای «الناس علی دین ملوکهم» افکار و عقاید ، سیره و روش رهبران انقلاب را پیش گرفتند. جوانان نیز به مقتضای تنوع و تجدد طلبی و عدالت خواهی و ستم ستیزی شان از یک سو، شور و نشاط برخاسته از احساسات و عواطف سنی و جوانی از دیگر سو، به رودخانه انقلاب پیوستند.
این حرکت و گرایش مردمی به انقلاب ، اگر چه میان گروهی عظیم از توده ها بر پایه شناخت و معرفت بود، لیکن میان همه اقشار حامی انقلاب آگاهی نبود، بلکه مبتنی بر آگاهی سطحی و اجمالی از اوضاع سیاسی و اجتماعی و فرهنگی جامعه یا شناخت غیر تحقیقی و ابتدایی فطری از دین بود. با بروز جنگ تحمیلی و شکوفایی «روح حماسی» و فراگیر شدن «عرفان گرایی و معنویت» فضا و زمینة مساعدی برای خودسازی و روگردان شدن از مجالس بزم پیش از انقلاب و رو آوردن به میادین رزم فراهم شد، از این رو هر چه از دوران جنگ فاصله می گیریم، به بیان دیگر: هر چه از حماسه و عرفان و بسترهای مهیا برای خودسازی و غلبه احساسات و عواطف فاصله می گیریم، احساس (1) می شود که گرایش به مظاهر مذهب مانند شرکت در نماز جمعه و جماعت کم رنگ تر شده است.
علاوه بر آن چه ذکر شد، عوامل دیگر نیز باعث افزایش گسست از ارزش ها و گرایش نوجوانان و جوانان به سمت و سوی رفتارهای غیر مذهبی گردیده است که از یک نگاه می توان آن ها را به سه دسته تقسیم کرد:
أ) عوامل طبیعی و تکوینی
رشد تدریجی جسمانی و بروز غرایز جنسی، موجب ظهور تحولات درونی و دگرگونی هایی در اخلاق و رفتار و روان می گردد، در نتیجه علاقه به دیدن صحنه های تحریک کننده، تمایلات جنسی، خواندن داستان های عشقی و جنایی و پلیسی تشدید می شود

بقیه در ادامه مطلب

پايگاه استاد حسين انصاريان

ادامه نوشته

جمعه

 

 

چه انتظار عجیبی

تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی

 

 

تولیدات موهن شرکت کفش آمریکایی

تولید کفش با نام مقدس الله!!!



برای مشاهده بقیه عکس ها به آدرس زیر مراجعه فرمادید.

http://www.farhangnews.ir/Site/Default.aspx?tabid=2&CId=10&NewsId=16585