داستانی عبرت آموز

مرد مسني به همراه پسر ٢۵ ساله‌اش در قطار نشسته بود. در حالي که مسافران در صندلي‌هاي خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.

به محض شروع حرکت قطار پسر ٢۵ ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هيجان شد. دستش را از پنجره بيرون برد و در حالي که هواي در حال حرکت را با لذت لمس مي‌کرد فرياد زد: پدر نگاه کن درخت‌ها حرکت مي‌کنن. مرد مسن با لبخندي هيجان پسرش را تحسين کرد.

کنار مرد جوان، زوج جواني نشسته بودند که حرف‌هاي پدر و پسر را مي‌شنيدند و از حرکات پسر جوان که مانند يک کودک ۵ ساله رفتار مي‌کرد، متعجب شده بودند.

ناگهان جوان دوباره با هيجان فرياد زد: پدر نگاه کن درياچه، حيوانات و ابرها با قطار حرکت مي‌کنند.

زوج جوان پسر را با دلسوزي نگاه مي‌کردند.

باران شروع شد چند قطره روي دست مرد جوان چکيد.

او با لذت آن را لمس کرد و چشم‌هايش را بست و دوباره فرياد زد: پدر نگاه کن باران مي‌بارد،‌ آب روي من چکيد.


زوج جوان ديگر طاقت نياورند و از مرد مسن پرسيدند: ‌چرا شما براي مداواي پسرتان به پزشک مراجعه نمي‌کنيد؟

مرد مسن گفت: ما همين الان از بيمارستان بر مي‌گرديم. امروز پسر من براي اولين بار در زندگي مي‌تواند ببيند....

همه جا غــــــرق گل و لاله و ریحان گشته         لطف حق بار دگر شامل انسان گشته

بسکه روشن شده ازمقدم معصومه جهان          ماه از خجلت خود رفته و پنهان گشته

فرارسیدن میلاد با سعادت کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه (س) و آغاز دهه کرامت را به محضر مبارک آقا امام زمان (عج) و نایب برحقش مقام معظم رهبری و به همه شما عاشقان و شیعیان تبریک و تهنیت عرض می کنیم

ابو لولو

 

 

 

 

 

 

قبر منتسب به قاتل عمربن خطاب(خلیفه دوم) "ابولولو" مطابق بیانیه ای که آیت الله تسخیری دبیر کل مجمع تقریب مذاهب اسلامی برای اتحادیه جهانی عالمان اسلامی ارسال کرده بود بسته شد. 

این بارگاه عبارت است از قبری قدیمی متعلق به یکی از صوفیان ایرانی است و این بارگاه در انتهای مسیری واقع شده است که فقط کسانی که قصد رفتن بر سر آن مزار را داشته باشند به آن مکان می رسند.

 

 

 

 

 

 



تخریب این بارگاه به اجازه طرف های مسئول محلی برای انتقال بقایای مدفون در آن نیاز دارد که این هم فقط مختص به فرد مسلمان است نه یک شخص مجوسی. بنابراین به زودی ممکن است خبر تخریب بارگاه را هم بشنویم .


بسته شدن این بارگاه بنا بر تلاش هایی بود که کنفرانس جهانی اتحاد مسلمین انجام داده است.
دکتر محمد سلیم العوا گفت بود نکته ای که ما مطرح کردیم این بود که این قبر از جمله موانع تقریب بین شیعه و سنی است. ما متوجه شدیم که بعضی از مسئولین بزرگ دولتی اصلا اسم این مکان را نشنیده اند!!!!!!. هنگامی هم که از وجود این مکان تحقیق کردند و به مسئله پی بردند تصمیم بر بستن آن مکان گرفتند و خبر آن را به ما دادند.

آیت الله تسخیری در این باره ضمن بیانیه ای که برای دکتر محمد سیم العو فرستاده بیان داشته است که نیروهای ما توانستند به شکر خدا "دری از درهای فتنه" !!!!!را ببندند به همین خاطر مسئولین اینجا راه را بر مردم برای زیارت قبر   ابو لو بستند و من خواستم که تمام آنچه آنجا موجود است کلا از بین برود.


همچنین تسخیری در گذشته نیر در گفتگویی با شبکه "العربیه" ابو لولو را فردی مجرم که در مدینه نیز حد بر وی جاری شده ، توصیف کرده بود. تسخیری مدعی شده بود که اصلا جسد ابولولو به ایران منتقل نشده است و قبر موجود در کاشان فقط یک قبر خالی وهمی است که هیچ اعتباری نیز ندارد و کسی هم آن را زیارت نمی کند.

قبل از بسته شدن این مقبره پایگاه خبری عربی "الیلاف" خبر بسته شدن مقبره ابولولو را منتشر کرده بود.

***

"بابا شجاع الدین ابولولوکاشی" بنا برعقیده مسلمانان چه اهل سنت و چه شیعیان قاتل عمر بن خطاب خلیفه دوم است، اما در خصوص سرنوشت ابولولو اقوال متناقضی وجود دارد.

 تخریب یا بسته شدن مقبره ابولولو (فارغ از اصالت یا عدم اصالت این مقبره) به عنوان موضوعی که به مذاق اهل سنت خوش نمی آید، می بایست دوطرفه بررسی شود، به این معنا که مناسب بود در قبال این حرکت از سوی حاکمیت ایران، لااقل فتاوای ضدشیعی برخی از محافل وهابی-سلفی نیز متوقف می شد. 

به نظر می رسد برای برخورد با این مسئله حساسیت برانگیز و خاصی مثل موضوع "ابولولو"، می بایست تامل بیشتری صورت می گرفت.

آنچه که مسلم است حساسیت اهل سنت نسبت به این مقبره و احتمال وقوع تنش های بیشتر و البته بی فایده بین شیعه و سنی، دلیل اصلی این کار بوده است.

به نظر می رسد صرف ترجمه اخبار العربیه و عدم موضع گیری حتی از سوی مجمع و ناگهان در نهایت بسته شدن ناگهانی مقبره، روندی قانع کننده نبود.

نکته دیگر این است که در چنین موارد حساس و خاصی، حاکمیت به تنهایی وارد چنین میدان چالش برانگیزی نشود، بلکه با رایزنی و مشورت و جلب نظر مراجع و علماء این حرکت را انجام می داد.

منبع :  پایگاه خبری تحلیلی فرارو

 

پی نوشت:البته بسته شدن این مقبره دو سالی ایت که روی داده اما اخیرآ شنیدیم که دولت درصدد تخریب این مکان برآمده امیدواریم که مراجع معظم تقلید این بار نیز همانند دو سال قبل نسبت به تخریب واکنش نشان دهند

 

جمعه

 

 

 

سپری میشود این ظلم عدو می بازد

میرسد آنکه خداوند  بر او می نازد

باشد آن روز ببینند همه عالمیان

در بقیع حضرت مهدی حرمی می سازد

 

مسابقه

 

هیئت انصار المهدی در جهت معرفت بیشتر نسبت به ائمه اطهار وامامان معصوم مسابقه ای تحت عنوان صادق آل محمد را برای اعضای هیئت و دیگر علاقه مندان ترتیب داده است

برای دسترسی به سوالات و راهنمای پاسخگویی به ادامه مطلب بروید.

ادامه نوشته

صادق آل محمد

 

نام : جعفر

لقب‎ها : صادق، مصدق، محقق، کاشف‎الحقايق، فاضل، طاهر، قائم، منجي، صابر

كنيه : ابوعبدالله، ابواسماعيل، ابوموسي

نام پدر : حضرت امام محمد باقر(ع)

نام مادر : فاطمه (ام فروه) دختر قاسم بن محمد بن ابي‎بكر

عمر شريف امام(ع) : 65 سال

مدت امامت : 34 سال

عصر امام صادق(ع) يكي از طوفاني‎ترين ادوار تاريخ اسلام است كه از يكسو اغتشاش‎ها و انقلاب‎هاي پياپي گروه‎هاي مختلف، بويژه از طرف خونخواهان امام حسين(ع) رخ مي‎داد، كه انقلاب ابوسلمه در كوفه و ابومسلم در خراسان و ايران از مهمترين آنها بوده است و از ديگر سو عصر برخورد مكتب‎ها و ايدئولوژي‎ها و عصر تضاد افكار فلسفي و كلامي مختلف بود كه از برخورد امت اسلام با مردم كشورهاي فتح شده و نيز روابط مراكز اسلامي با دنياي خارج، به وجود آمده و در مسلمانان نيز شور و هيجاني براي فهميدن و پژوهش پديد آورده بود.

عصري كه كوچكترين كم‎كاري يا عدم بيداري و تحرك پاسدار راستين اسلام يعني امام(ع)، موجب نابودي دين و پوسيدگي تعليمات حيات‎بخش اسلام، هم از درون و هم از بيرون مي‎شد. زمان امام صادق(ع)، زمان تزلزل حكومت بني‎اميه و فزوني قدرت بني‎عباس بود و اين دو گروه مدتي درحال كشمكش و مبارزه با يكديگر بودند.

       

از زمان هشام بن عبدالملي، تبليغات و مبارزات سياسي عباسيان آغاز گرديد و در سال 129 وارد مرحله مبارزه مسلحانه و عمليات نظامي گرديد و سرانجام در سال 132 به پيروزي رسيد. بني‎اميه در اين مدت، گرفتار مشكلات سياسي فراواني بودند؛ لذا فرصت فشار و اختناق نسبت به شيعيان را نداشتند.

عباسيان نيز چون از دستيابي به قدرت در پوشش شعار طرفداري از خاندان پيامبر و گرفتن انتقام خون آنان عمل مي‎كردند، فشاري از طرف آنان مطرح نبود. از اين‎رو اين دوران، دوران آرامش و آزادي نسبي امام صادق (ع) و شيعيان بود و آن حضرت از اين فرصت استفاده كرده و تلاش فرهنگي وسيعي را آغاز كرد.

پيشواي ششم در چنين دوراني به فكر نجات افكار توده مسلمان از الحاد و بدبيني وكفر و نيز مانع انحراف اصول و معارف اسلامي از مسير راستين بود، و از توجيهات غلط و وارونه دستورات دين كه به وسيله خلفاي وقت صورت مي‎گرفت جلوگيري مي‎كرد.

اينجا بود كه امام(ع) دشواري فراوان در پيش و مسؤوليت عظيم بر دوش داشت. امام صادق (ع) در ظلمت بحران‎ها و آشوب‎ها دنياي شيعه را به فروغ تعاليم خويش روشني بخشيد و حقيقت اسلام را از آلايش انحرافات وگزند فريبكاران حفظ نمود. او آن قدر فقه و دانش اهل بيت را گسترش داد و زمينه ترويج احكام و بسط كلام شيعي را فراهم ساخت كه مذهب شيعه به نام او به عنوان مذهب جعفري شهرت يافت. آن اندازه كه دانشمندان و راويان از دانش امام بهره‎مند برده و از ايشان حرف و حديث نقل كرده‎اند از هيچ يك از ديگر ائمه نقل نكرده‎اند؛ ليكن طولي نكشيد كه بني‎عباس پس از تحكيم پايه‎هاي حكومت و نفوذ خود، همان شيوه ستم و فشار بني‎اميه را پيش گرفتند و حتي از آنان هم گوي سبقت را ربودند. در اواخر حيات امام صادق(ع) وضع به حدي ناگوار شد كه همگي ياران امام(ع) را در معرض خطر مرگ قرار مي‎داد، چنانچه زبده‎هايشان جزو ليست سياه مرگ بودند.

امام صادق(ع) كه همواره مبارزي نستوه و خستگي ناپذير وانقلابي بنيادي در ميدان فكر و عمل بوده، كاري كه امام حسين(ع) به صورت قيام خونين انجام داد، وي قيام خود را در لباس تدريس و تأسيس مكتب و انسان سازي انجام داد و جهادي راستين كرد.

فرزند برومندش امام موسي‎بن‎جعفر(ع) او را در جامه سفيد مصري كه در آن احرام مي‎بست، كفن نمود و بر آن نماز خواند و او را در بقيع در كنار قبر پدر بزرگوارش  امام محمد باقر به خاك سپرد.

 

رواياتي از امام صادق(ع)

- تعقيب نماز صبح

هركس بعد از نماز صبح پيش از آنكه سخني بگويد، 7 بار بگويد: «بسم اللّه الرحمن الرحيم، لاحول و لاقوه إلا باللّه العلي العظيم» خداوند 70 نوع بلا از او دور گرداند كه ساده‎ترين آنها مرض پيسي و جذام باشد.

-

ادامه نوشته

مسافر

 

يك مسافر خسته وارد مسجد نبوي «ص» شد و مستيقمآ به نزد رسول اكرم رفت و نزدش نشست. از او پرسيده شد كه ازكجا آمده ومقصدش چيست؟ درجواب گفت كه از راه دوري آمده و سوالاتي دارد كه از پيامبرخدا «ص» جوابش را ميخواهد......

 

•       اعرابي: نميخواهم در نامه اعمالم چيزي از عذاب نوشته شود.

•       پيامبر اسلام «ص»: به پدر ومادرت نيكي كن.

 

•       اعرابي: ميخواهم نزد مردم به عنوان يك شخص امين شناخته شوم.

•       پيامبر اسلام «ص»: همواره ازخداوند بترس...

 

 

•       اعرابي: ميخواهم ازمحبان درگاه خداوند«ج» باشم.

•       پيامبر اسلام «ص»: تلاوت قرآن پاك راهرصبح وشام فراموش مكن...

 

ادامه نوشته

یا صاحب الزمان عج

عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت

بگویم بنویسم که چرا عشق به سامان نرسیدست؟

و چرا آب به گلدان نرسیدست؟

وهنوز هم که هنوز است غم عشق به پایان نرسیدست؟

بگو حافظ دلخسته زشیراز بیاید بنویسد

که چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیدست؟

و چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیدست؟

اللهم عجل لولیک الفرج ...

 

جمعه

 

هرچند که خسته ایم از این حال نیا


شرمنده اگر ندارد اشکال نیا   

                                                 
ما خط تمام نامه هامان کوفیست

                                                                   
اقای گلم زبان من لال نیا

 

 

صافی زبان

 

شخصی نزد همسايه‎اش رفت و گفت: گوش کن! می‎خواهم چيزی برايت تعريف کنم. دوستی به تازگی در مورد تو می‎گفت... همسايه حرف او را قطع کرد و گفت: قبل از اينکه تعريف کنی، بگو آيا حرفت را از ميان سه صافی گذرانده‎ای يانه؟
- کدام سه صافی؟
- اول از ميان صافی واقعيت. آيامطمئنی چيزی که تعريف می
‎کنی واقعيت دارد؟
- نه. من فقط آن را شنيده
‎ام. شخصی آن را برايم تعريف کرده است.
- سری تکان داد و گفت: پس حتما آن را از ميان صافی دوم يعنی خوشحالی گذرانده
‎ای. مسلما چيزی که می‎خواهی تعريف کنی، حتی اگر واقعيت نداشته باشد، باعث خوشحالی‎ام می شود.
- دوست عزيز، فکر نکنم تو را خوشحال کند.
- بسيار خوب، پس اگر مرا خوشحال نمی
‎کند، حتما از صافی سوم، يعنی فايده، رد شده است. آيا چيزی که می‎خواهی تعريف کنی، برايم مفيد است و به دردم می خورد؟
- نه، به هيچ وجه!
همسايه گفت: پس اگر اين حرف، نه واقعيت دارد، نه خوشحال کننده است و نه مفيد، آن را پيش خود نگهدار و سعی کن خودت هم زود فراموشش کنی...

 

حدیث

محمد بن إدريس في آخر ( السرائر ) نقلا من كتاب ( العيون والمحاسن ) للشيخ المفيد قال : قال سلمان الفارسي : أوصاني خليلي رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) بسبع لا أدعهن على كل حال : أن أنظر إلى من هو دُوني ولا أنظر من هو فوقي ، وأن احب الفقراء وأدنو منهم ، وأن أقول الحق وإن كان مرا ، وأن أصل رحمي وإن كانت مدبرة ، وأن لا أسأل الناس شيئا ، وأوصاني أن اكثر من قول : « لا حول ولا قوة إلا بالله » ، فإنها كنز من كنوز الجنة .

منبع: وسائل الشيعه، باب كراهة المسألة مع الاحتياج

سلمان فارسي نقل مي‌كند كه دوستم رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مرا به هفت مورد توصيه كرد و من در همه احوال آنها را ترك نمي كنم: به پايين‌تر از خود نگاه كنم و به بالاتر از خود نگاه نكنم، فقراء را دوست بدارم و به آنها نزديك شوم، حق را بگويم هر چند تلخ باشد، صله رحم به جايي آورم هرچند آنها آن را انجام ندهند، از مردم چيزي درخواست نكنم، توصيه كرد زياد بگويم: لا حول و لا قوه الا بالله، همانا آن ذخيره‌اي از ذخاير بهشتي است.

همه برن سجده !!!

 

 

شب سیزده رجب بود . حدود 2000نفر بسیجی لشگر ثارالله در نمازخانه لشگر جمع شده بودند.                                     

بعد از نماز محمد حسین پشت تریبون رفت وگفت امشب شب بسیار عزیزی است و ذکری دارد که ثواب بسیار دارد ودر حالت سجده باید گفته شود . تعجب کردم ! همچین ذکری یادم نمی آمد ! خلاصه تمام این جمعیت به سجده رفتند که محمد حسین این ذکر را بگوید وبقیه تکرار کنند . هر چه صبر کردیم خبری نشد . کم کم بعضی از افراد سرشان را بلند کردند ودر کمال  ناباوری دیدند که پشت تریبون خالی است واو یک لشگر 2000 نفری را سر کار گذاشته است                                                                      

بچه ها  منفجر شده بودند از خنده ومسئولان به خاطر شاد کردن بچه ها به محمد حسین یک رادیو هدیه کردند                          

یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد

 

یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد
نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را
یادم باشد که روز و روزگار خوش است
وتنها دل ما دل نیست
یادم باشد جواب کین را با کمتر از مهر و جواب
دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم
یادم باشد باید در برابر فریادها سکوت کنم
و برای سیاهی ها نور بپاشم
یادم باشد از چشمه درسِِ خروش بگیرم
و از آسمان درسِ پـاک زیستن
یادم باشد سنگ خیلی تنهاست...
یادم باشد باید با سنگ هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند
یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام

 ... نه برای تکراراشتباهات گذشتگان
یادم باشد زندگی را دوست دارم
یادم باشد هر گاه ارزش زندگی یادم رفت در چشمان حیوان بی زبانی که به سوی
قربانگاه می رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم
یادم باشد معجزه قاصدکها را باور داشته باشم
یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر کس فقط به دست دل خودش باز می شود

 

 

ادامه نوشته

آیه الکرسی

 

عبدالله بن عوف گفته است:" شبي خواب ديدم كه قيامت شده است و من را آوردند و حساب من را به آساني بررسي كردند. آنگاه مرا به بهشت بردند و كاخ هاي زيادي به من نشان دادند. به من گفتند: درهاي اين كاخ را بشمار ؛ من هم شمردم 50 درب داشت.

بعد گفتند: خانه هايش را بشمار. ديدم 175 خانه بود. به من گفتند اين خانه ها مال توست. آن قدر خوشحال شدم كه از خواب پريدم و خدا را شكر گفتم.

صبح كه شد نزد ابن سيرين رفتم و خواب را برايش تعريف كردم.

او گفت : معلوم است كه تو آيه الكرسي زياد مي خواني. گفتم : بله ؛ همين طور است. ولي تو از كجا فهميدي. گفت براي اينكه اين آيه 50 كلمه و 175 حرف دارد. من از زيركي حافظه او تعجب كردم. آنگاه به من گفت : هر كه آيه الكرسي را بسيار بخواند سختي هاي مرگ بر او آسان مي شود.

 

 

 

شهیدان از شما شرمنده هستیم

 

 

 

 

 

در شهر من گویا مسلمانی عیان نیست

اینجا کسی با روح قرآن هم زبان نیست

 

دیروز تابوت شهیدان روی سر بود

امروز چیزی جز زن و فرزند و نان نیست

 

گویا شهیدان را همه از یاد بردند

بر چهره این شهر غیر از عکسشان نیست

 

نرخ تورّم های عفت رو به بالاست

گویا در اینجا هیچ از غیرت نشان نیست

 

بالای شهر ما بهشت عده ای چند

پائین آن جز دوزخ و قحطی نان نیست

 

شهادت

بسم رب الشهدا

***هفته دفاع مقدس گرامی باد***

صلی الله علیک یا فاطمه الزهـــــــرا(س)

از مادر شهیدی شنیدم که می گفت: پیکر پاک پسرش رو بعد از سال ها انتظار تو فکه پیدا کردن، مادر شهید وقتی می شنوه که پیکر پسرش پیدا شده سریع درخواست می کنه که پیکر رو بیارن به شهری که توش زندگی می کنه . . .

وقتی که شهید رو میارن و دفن می کنن بعد از چند شب، شهیــد میاد تو خواب مادرش، مادرش می بینه که شهید خیلی گرفته و ناراحته ... ازش سوال می کنه چی شده؟؟؟

چیزی ناراحتت کرده؟! ...

میگه چرا منو آوردید اینجا؟!...

مادر شهید می گه مگه اشکالی داره؟ بعد سال ها پیدا کردن، آوردمت اینجا که هر شب بهت سر بزنم ...

شهید می گه: مادر منو آوردی اینجا که هرشب بتونی بهم سر بزنی؟!!!

من وقتی فکه بودم هر شب مادرمون حضرت زهرا (س) میومد بهمون سر می زد، هم به من و هم به تمام بچه هایی که پیکرشون اونجاست ...! چرا منو آوردید اینجا؟! می دونید از وقتی منو آوردید اینجا دیگه حضرت فاطمه (س) نمیاد به دیدنم؟!

بعد از دیدن این خواب مادر شهید دوباره درخواست می کنه که پیکر شهید رو به فکه برگردونن، و همین طور هم میشه!!!

شهادت، جامه را بوئیدنی کرد                                 شهادت، لـــــاله را روئیدنی کرد

ببوس ای مادرم قبر پسر را                                 شهادت، سنگ را بوسیدنی کرد

                                                                                                                                         

                                                                                                      «شهید مجتبی علمدار»  

شـــادی روح شهـــــدا صـــــــــلوات

وعـــــــده ی ما عصر پنج شنبه ها

قطعه ســـرداران بی پلاک

به یاد شهدای گمنام 

 

 

روابط عمومی هیئت انصارالمهدی (عج)

جمعه

                            

                

 

اگر حجاب ظهورت وجود پست من است

دعا کن که بمیرم چرا نمی آیی؟