مهماني خدا

حلول ماه مبارك رمضان، ماه رحمت و مغفرت

 بر همه مسلمانان جهان مبارك باد

خداوند متعال محمد (صلی الله علیه و آله) را مبعوث کرد، تا سلسله پیامبران را تکمیل کند، آن روز مردمان خدا را نمی‌شناختند، او آنان را هدایت کرد و از گمراهی رهانید و جاهلیت و نادانی را برانداخت.

من گواهی می‌دهم که محمد بنده و فرستاده خداست، خداوند او را با دین اسلام و معجزه جاوید آسمانی به سوی مردمان فرستاد، تا شبهه‌‌ها را از میان بردارد و با دلیل‌های روشن سخن گوید و آنان را با نشانه‌های الهی، از هر کردار ناپسند بیم دهد و به سوی کارهای نیکو و رفتار نیک فراخواند. (امام علی(علیه السلام)، الحیات، ج 2، ص 35)

به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

توصیه آیة الله بهجت(ره)

       

 

چگونه امام زمان(عج) را ببینیم؟

 

آیة الله العظمى بهجت(ره) در پاسخ به سؤال یكى از مسئولین حزب الله در مورد چگونگى امكان تشرف به محضر مقدس حضرت بقیة الله اعظم فرمود:

راه رسیدن به حضرت، یاد دائم آن بزرگوار است، یاد دائم و عدم غفلت لحظه‎اى از آن حضرت، آدمى را به محضر آن حضرت مى‎رساند. یاد دائم حضرت، كار مشكلى نیست حتى از تنفس فیزیكى بدن نیز آسان‎تر است. ولى همت مى‎خواهد. انسان عاشق حضرت، پس از توجه دائم همانند رسیدن به بلوغ، خود را طورى دیگر مى‎یابد.

 

برگرفته از کتاب تشرف یافتگان، (از مجموعه شمیم عرش)

 

 

دلایل عدم تعیین وقت ظهور

خیلی ها میگن چرا ظهور حضرت در وقت مشخصی نیست یا اینکه حداقل نشانه های دقیق تری برای ظهور ایشان نیست

عدم بیان تاریخ ظهور از سوى خداى متعال دلایلى دارد كه ما به چند مورد آن اشاره مى‎كنیم .

 

الف) انتظار فرج

از زمانى كه امام زمان(علیه‎السلام) غیبت كرده است نور امید به ظهور او دل مؤمنین را روشن نگاه داشته است. هم اكنون این انتظار وجود دارد و روز به روز بر شدّت و قوّت آن افزوده مى‎شود و هر مؤمنى آرزو دارد عصر

ظهور را درك كند. اما اگر زمانى براى پایان غیبت تعیین مى‎گردید چنین انتظار و امیدى به ظهور منجى عالم نبود و ناامیدى و افسردگى قلوب مؤمنین را فرا مى‎گرفت زیرا همه آنها جز عدّه‎اى كه در آستانه عصر ظهور قرار مى‎گرفتند ناامید مى‎شدند و دیگر نه دعایى براى ظهور منجى عالم مى‎شد و نه شوقى به آمدن او دل‎ها را فرا مى‎گرفت .

 

ب) تسهیل دوران غیبت بر امام(علیه‎السلام)

عدم اعلام زمان ظهور، هر لحظه وجود مقدس امام زمان(علیه‎السلام) را آماده و با نشاط نگاه مى‎دارد؛ زیرا این احتمال را مى‎دهد كه هر لحظه زمان غیبت به پایان رسد، اما اگر مدت معینى براى ظهور او اعلام مى‎شد، گذشت این مدت بسیار سخت و جانكاه بود به ویژه با عزلت و غربتى كه با دوران غیبت آن حضرت همراه است .

 

ج) خودسازى و آمادگى مؤمنین

با ابهام زمان ظهور یك حركت اصلاحى و زمینه‎سازى اخلاقى در میان منتظران او شكل خواهد گرفت زیرا هر لحظه ممكن است خورشید دل‎ها از پشت ابرهاى غیبت طلوع كند و آنها باید آماده پذیرایى از او باشند. در حالى كه اگر وقت ظهور معلوم مى‎شد این همه حركت‎هاى ارزشى و نشاط بخش و سازنده به وجود نمى‎آمد، زیرا تمام مؤمنین به جز آنان كه در آستانه عصر ظهور قرار مى‎گیرند مى‎دانستند دوران درخشان ظهور را درك نخواهند كرد.

عدم اعلام زمان ظهور، هر لحظه وجود مقدس امام زمان(علیه‎السلام) را آماده و با نشاط نگاه مى‎دارد.

د) بداء

بداء آن تغییر و تحولى است كه در یكى از مقدّرات الهى صورت مى‎گیرد. همانگونه كه در قرآن آمده است. قرار شد موسى(علیه‎ السلام) سى شب به كوه طور برود امّا ده روز به آن اضافه گردید و به چهل روز رسید. در این مدت ده روز كه موسى(علیه ‎السلام) دیرتر بازگشت، سامرى از فرصت استفاده كرد و آن گوساله را ساخت و به عنوان خداى بنى اسرائیل معرفى كرد و بسیارى از مردم را كافر گردانید.

محمد حنفیه درباره فلسفه عدم تعیین وقت مى‎فرماید: وقتى بازگشت موسى از وقت معیّن به تاخیر افتاد، مردم گفتند: موسى ما را فریب داد و گوساله را پرستیدند.

اگر زمان ظهور، مورد بداء قرار گیرد - كه البته چنین احتمالى وجود دارد - و بر اثر دعاى مؤمنین، زمان غیبت كوتاه شود و یا شرایط ظهور به شكلى زودتر فراهم گردد و یا به عكس به خاطر عدم وجود شرایط به تاخیر افتد و امام زودتر یا دیرتر از وقت معیّن ظهور كند اختلاف و انحراف، مردم را فرا خواهد گرفت و به وعده‎هاى الهى بدگمان خواهند شد و مهدى‎هاى ساختگى زیاد شده و مردم به جاى یارى رساندن به منجى عالم به جدال و منازعه مى‎پردازند.

موارد فوق برخی از دلایل عدم اعلام زمان ظهور یوسف زهرا، عزیز دل شیعیان است .

امید که خداوند متعال از باقیمانده مدت غیبت مولایمان صرف نظر نماید تا چهره ی زیبایش راببینیم ودر رکابش باشیم

والسلام

سه گام برای بیعت با امام زمان علیه السلام

 

توی وبلاگ یکی از دوستان یک مطلبی به نام رابطه منتظر حقیقی انقلاب وشهدا نوشته بود

که خواستم منم در همین زمینه چند کلمه ای بنویسم

شما هم مارو  از نظراتتون آگاه کنید

در مكتب تشیع دو مقوله دعا و زیارات وجود دارد كه در دیگر مكاتب وجود ندارد و یا بسیار كم‌رنگ می‌باشد. دعا و زیارات نقش بسزایی در رشد و تعالی انسان دارند كه به این نعمت عظیم در مكتب تشیع توجه بسیار شده است. زیارات بسیاری، از سوی معصومین علیهم السلام به ما رسیده است كه بدان وسیله ائمه اطهار زیارت می‌شوند كه متن آنها بسیار غنی هستند. در این متون علاوه بر سلام و احترامی كه به ایشان ابراز می‌نماییم به كسب معرفت نسبت به این بزرگواران می‌پردازیم. مثلاً جامعه كبیره كه دنیای معرفت در باب اهل بیت علیهم السلام می‌باشد و سفارش بسیار شده كه در حرم‌های مطهر ائمه اطهار علیهم السلام با این دعا ایشان را زیارت بنماییم. و حتی در مورد عظمت این زیارت از قول علامه امینی رحمة الله علیه ذكر شده كه اگر كسی به زیارت جامعه كبیره اشراف داشته باشد بی‌سواد نیست. یعنی نسبت به دین و ائمه اطهار معرفت دارد. نتیجه این كه زیارات، نقش بسیار مهمی در كسب معرفت و بالندگی انسان دارد .

در مكتب تشیع دو مقوله دعا و زیارات وجود دارد كه در دیگر مكاتب وجود ندارد و یا بسیار كمرنگ می‌باشد. دعا و زیارات نقش بسزایی در رشد و تعالی انسان دارد كه به این نعمت عظیم در مكتب تشیع توجه بسیار شده است.

شایان ذكر است كه امام زمان روحی له الفداء نیز از این مقوله مستثنی نیستند. درست است كه ایشان در غیبت به سر می‌برند اما دلیل نمی‌شود كه ما با ایشان ارتباط برقرار نكنیم. یكی از راه‌های ارتباط با ایشان خواندن ادعیه و زیاراتی است كه در مورد وجود مقدس ایشان سفارش شده است . البته نباید تنها به ظاهر الفاظ اكتفا كنیم خصوصا اگر به زبان عربی آشنایی نداشته باشیم باید به معانی آن توجه كرده و به عمق الفاظ پی ببریم؛ تا بدانیم چه می‌خوانیم و چه می‌گوییم.

یكی از زیارات امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با این الفاظ آغاز می‌شود: "اللّهمَ بَلِّغ مَولایَ صاحِبَ الزَّمانِ صَلواتُ اللهِ عَلَیه ..."(1) كه سفارش شده هر روز صبح با این زیارت حضرت را یاد كنیم .

در فرازی از این زیارت می‌خوانیم: "اللّهمَ اِنّی اُجَدِّدُ لَهُ فی هذا الیَومِ وَ فِی كُلِّ یَومٍ، ‌عَهداً و عَقداً و بَیعَةً فی رَقَبَتی"؛‌ خدایا من باز تجدید می‌كنم عهد و عقد و بیعتی را كه از آن حضرت بر گردن جان من است.

در این فراز سه لفظ عهد، عقد و بیعت ذكر شده است كه در نگاه اول به ذهن می‌رسد كه هر سه لفظ یك معنا دارند. برای درك بهتر این مفاهیم،‌ معانی آنها را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

عهد: معنای لغوی عهد یعنی شناسایی امری و پیمان بستن. پس در وهله اول باید امام و وظایفمان را نسبت به ایشان شناسایی كنیم و پیمان ببندیم.

عقد: معنای لغوی عقد استوار كردن پیمان و گره بستن آن است. یعنی پس از این كه مرحله عهد یعنی شناخت را طی نمودیم و پیمان بستیم باید نسبت به آن پیمان استوار باشیم و محكم گره بزنیم.

بیعت: معنای لغوی بیعت، پیمان دوستی بستن و پیروی و اطاعت می‌باشد.  (2)

پس باید سه گام برای بیعت با امام زمان علیه السلام برداریم:

عهد: پیمان اولیه (پس از شناخت و آگاهی)

عقد: محکم کردن این پیمان (انجام رفتارهای لازم و شایسته)

بیعت: پذیرش اطاعت و فرمانبرداری خالصانه (مرتبه‌ی اخلاص و پیروی خالصانه)

 

پی‌نوشت‌ها:

1- مفاتیح الجنان، ص 813.

2- فرهنگ فارسی دكتر محمد معین.

 

هیئت انصار المهدی

یه کلیپ از مراسم روز جمعه( روز نیمه شعبان)  به صورت صوتی و تصویری  آماده کردم

امیدوارم مورد قبولتان واقع بشه

در ضمن اگه در دانلود با مشکلی مواجه شدید روی گزینه دریافت کلیک راست کرده و مورد

Save  target  as رو  بزنید

کلیپ صوتی

کلیپ تصویری

 

دانلود

زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس.

 

 

 

 

دانلود مولودی نیمه شعبان (حاج محمود کریمی)

قرآن ومهدویت 2

بيش از يكصد آيه از قرآن كريم به مصلح كل حضرت بقية الله ارواحنا فداه تفسير و تأويل شده است، كه علامه بزرگوار، ملا محمد باقر مجلسي در دائرة المعارف بزرگ شيعه « بحارالانوار » 70 آيه را به استناد احاديث وارده از اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام در پيرامون ظهور يكتا بازمانده از حجت هاي حضرت حديث نقل كرده است.1 و برخي از بزرگان كتابهائي را در اين رابطه به رشته تحرير در آورده اند كه از آن جمله است:

 

- « اعلمو ان الله يحيي الارض بعد موتها قد بينا لكم الايات لعلكم تعقلون ».

يعني:« بدانيد كه خدا زمين را پس از مرگ آن زنده مي سازد به راستي نشانه هاي –قدرت –خدا را براي شما بيان كرديم. باشد كه عقل خود را بكار بنديد». 11

پيشواي پنجم شيعيان مي فرمايد: مهدي ما قيام مي كند و به وسيله گسترش عدالت در سراسر گيتي، جهان را زنده مي كند، پس از آنكه در زير كابوس ظلم و ستم مرده باشد.12

پيشواي هفتم حضرت موسي بن جعفر عليه السلام نيز در تفسير اين آيه فرمود خداوند زمين را به وسيله عدل و داد زنده مي كند، نه بارش باران.13

آري اگر جامعه اي در زير فشار ظلم و ستم باشد جامعه مرده است و تنها موقعي زنده مي شود كه ظلم و ستم از آن جامعه رخت بربندد و نعمت عدالت در آن جامعه گسترش يابد. از اينجاست كه اميرالمؤمنان علي عليه السلام عدالت را زيربناي زندگي مردم دانسته مي فرمايد:« العدل قوام الرعية ».

5 - « و اشرقت الارض بنور ربها ».

يعني:« زمين به نور پروردگارش منور گرديد».14

امام رضا عليه السلام در تأويل اين آيه مي فرمايد:او چهارمين فرزند من، پسر بهترين كنيزان است كه زمين را از هر جور و ستمي پاكيزه مي كند. مردم در ولادت او دچار ترديد مي شوند. او را غيبتي طولاني است چون ظاهر شود زمين را با نور پروردگارش روشن مي گردد.15

6 - « قل ارايتم ان اصبح ماؤكم غوراً فمن يأتيكم بماء معين ».

يعني: «بگو اگر ببينيد كه آب شما فروكش مي كند، چه كسي براي شما آب گوارا باز آورد».16

همه موجودات زنده از آب آفريده شده و قوام آنها با آب است ولي منظور از آب گوارائي كه در آيه فوق مطرح شده، مقام ولايت كبراي حضرت صاحب الزمان ارواحنا فداه است كه پس از دوران فروكش (غيبت) يكبار ديگر به فرمان خدا ظاهر شده، تشنگان دانش و فضيلت، و شيفتگان تقوي و عدالت را، از آبشخور اقيانوس بيكران آب حيات و معادن حكمت، سيراب فرموده، به سعادت دنيا و آخرت نائل مي گرداند. به دليل نقش حياتي حضور امام عليه السلام در زندگي توده ها، قرآن كريم وجود اقدس امام عليه السلام را آب گوارا تعبير نموده است.

علي بن جعفر از برادر بزگوارش امام موسي بن جعفر عليه السلام، از تفسير اين آيه مي پرسد، امام عليه السلام مي فرمايد: «‌هنگامي كه امامتان از ديدگان شما ناپديد شود و نتوانيد او را ببينيد چه خواهيد كرد ».17

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله خطاب به عمار مي فرمايد: اي عمار!

خداوند با من عهد كرده كه از تبار حسين عليه السلام 9 امام پديد مي آيد كه نهمين آنها از ديدگان ناپديد مي شود و اين است معناي آيه شريفه « قل ارايتم ان اصبح ماؤكم غوراً »، براي او يك غيبت طولاني است كه گروهي از عقيده خود برمي گردند و گروهي بر آن ثابت مي مانند و چون آخرالزمان فرا برسد، او ظاهر مي شود و دنيا را پر از عدل و داد كند. چنانكه از جور و ستم پرشده است».18

7 - « هدي للمتقين الذين يؤمنون بالغيب ».

يعني:«هدايت است براي پرهيزكاران كه به غيب ايمان آوردند».19

طبق احاديث فراواني منظور از غيب در اين آيه امام غائب عليه السلام است: امام صادق عليه السلام در تفسير اين آيه مي فرمايد:« پرهيزگاران » شيعيان علي بن ابي طالب عليه السلام هستند و اما « غيب » پس آن حجت غائب است.20

جابربن عبدالله انصاري در ضمن يك روايت طولاني كه از 12 پيشواي معصوم و قائم آنها بحث كرده، از رسول اكرم صلي الله عليه و آله نقل مي كند كه فرمود: خوشا به حال آنانكه در زمان غيبت او شكيبائي پيشه كنند و بر محبت آنها استوار بمانند، كه آنها را خداوند متعال در آيه « الذين يؤمنون بالغيب » ستوده است.21

8 - « و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون ».

يعني:« گذشته از ذكر- تورات –در زبور نيز نوشتيم كه به راستي زمين را بندگان شايسته ام به ارث مي برند».22

از امام باقر و امام صادق عليهما السلام روايت شده كه منظور از بندگان صالح در آيه شريفه، حضرت قائم ( ارواحنا فداه ) و ياران او مي باشد.23

جالب توجه اينكه متن اين بشارت در زبور فعلي موجود است.

طبق وعده قطعي خدا در همه كتابهاي آسماني، روزي بندگان صالح خدا وارث زمين خواهند شد، و پرچم توحيد را در سراسر كره خاكي به اهتزاز در خواهند آورد.

ديگر از ظلم و ستم و تبعيض و تجاوز و حق كشي نشاني نخواهد بود. روح صفا و صميميت و برادري و برابري بر تمام دلها حكومت خواهد كرد. به اميد آن روز.

9 - « وله اسلم من في السموات و من في الارض طوعاً و كرهاً ».

يعني:« هركه در آسمانها و زمين است خواه و ناخواه –تسليم او شده –بر او اسلام آورده اند».24

امام صادق عليه السلام در تفسير اين آيه فرمود: هنگامي كه قائم (عليه السلام ) قيام كند، نقطه اي در روي زمين نمي ماند جز اينكه به يكتائي خدا و رسالت حضرت پيامبر( صلي الله عليه و آله ) گواهي مي دهند. 25

ابن بكير مي گويد: از ابوالحسن (عليه السلام) در مورد آيه « وله اسلم »‌پرسيدم، فرمود: در حق قائم (عليه السلام ) نازل شده است، هنگاميكه ظاهر شود اسلام را بر يهود، نصاري، صابئين، ملحدين، مرتدين، و كافرين شرق و غرب، عرضه مي كند هر كس( پس از شناخت حقانيت اسلام ) از روي رغبت اسلام آورد، او را به نماز و زكات و ديگر وظائف اسلامي امر مي فرمايد. و هر كس نپذيرد گردن مي زند تا در شرق و غرب جهان احدي جز موحد باقي نباشد. 26

10 - « وعدالله الذين امنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنهم في الارض، كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكنن لهم دينهم الذي ارتضي لهم و ليبدلنهم من بعد خوفهم امنا ».

يعني:« خداوند انها را كه از شما ايمان آورده، و عمل شايسته انجام داده اند، وعده داده است كه در روي زمين جانشين سازد، چنانكه پيشينيان را جانشين ساخت. و آنان را از ديني كه براي آنها پسنديده، متمكن سازد. و آنها را پس از خوف و وحشت به امنيت برگرداند».27

امام صادق عليه السلام در تفسير آيه فوق فرمود: درباره قائم (عليه السلام) و ياران او نازل شده است.28

امام زين العابدين عليه السلام آيه شريفه را تلاوت كرده فرمود: به خدا سوگند مقصود از آنها شيعيان ما اهل بيت است. خداوند آنها را به دست مردي از ما كه «مهدي » اين امت است جانشين قرار مي دهد و متمكن مي سازد و به امنيت مي رساند.29

نظير اين روايت از امام باقر و امام صادق عليهما السلام نيز نقل شده است.30

 

پي نوشتها:

۱۱ حديد : 17 .

12 تفسير برهان ، ج 4 ، ص 291 .

13 همان مدرك .

14زمر : 69 .

15 ينابيع المودة ، ص 44.

16 ملك : 30 .

17 كمال الدين ، ص 360 و غيبت نعماني ، ص 9.

18تفسير برهان ، ج 4 ، ص 36.

19 بقره : 2 و 3 .

20 بحارالانوار ، ج 51 ، ص 52 و كمال الدين ، ص 340 .

21 المحجة ، ص 17 .

22 انبياء : 105 .

23 عقدالدرر ، ص 217 ، مجمع البيان ، ج 7 ، ص 66 و بحارالانوار ، ج 51 ، ص 47 .

24 آل عمران : 83 .

25 تفسير عياشي ، ج 1 ، ص 183 و ينابيع المودة ، ص 506 .

26 همان مدرك .

27 نو ر : 55.

28 غيبت نعماني ، ص 126 .

29 تفسير عياشي ، ج 3 ، ص 136 .

30 مجمع البيان ، ج 7 ، ص 152

 

کرامتی از جوان حسین علیه السلام

حضرت امام خمینی (قدس سره) در درس اخلاقشان فرمودند: تمام مدایح و گفتار اهل بیت (علیهم السلام) خصوصاً حضرت اباعبدالله (علیه السلام) در مورد حضرت علی اکبر (علیه السلام) حاکی از این است که اگر علی اکبر (علیه السلام) در کربلا به شهادت نمی رسید، خود، امام « مفترض الطاعه » می بود. (امامی که اطاعت او واجب است) . در این مختصر بهتر است به یک نمونه از کرامات ایشان بپردازیم:

فردی به نام حاج عبدعون، برادرش را که به مرض سختی دچار شده بود نزد حافظ الصحه، یکی از سه پزشک معروف کربلا می برد. پس از چند ماه معالجه سودی نمی کند و هر روز حال او بدتر می شود عبدعون نزد پزشک می رود و سخنان زشتی به او می گوید و خطاب می کند که:اسمت خیلی بزرگ است ولی از معالجه تو سودی ندیدیم. بعد بدون خداحافظی می رود. ولی بر خلاف انتظار از آن روز به بعد حال برادرش بهتر می شود و یک دفعه شفا می یابد. نزد حافظ الصحه می رود و عذر خواهی می کند.

طبیب می گوید: بنشین تا برایت بگویم. من بعد از سخنان تو خیلی دل شکسته شدم. ظهر، هنگام ادای نماز به حضرت علی اکبر (علیه السلام) متوسل شدم و عرض کردم ای نور چشم حسین (علیه السلام) تو را به حق پدرت قسم می دهم که شفای این مریض را از خدا بخواه. دیدی چگونه به من توهین کرد؟ بسیار گریه کردم. همان شب در خواب خدمت آقا علی اکبر (علیه السلام) شرف یاب شدم عرض ادب کردم و همان مطلب را تکرار کردم. فرمودند: من شفای آن مریض را از خدا خواستم و از هاتفی شنیدم که « این مریض مردنی است و تا نه روز دیگر می میرد ولی به برکت دعا و شفاعت شما خدا با شفای او سی سال به عمرش افزوده است و از همین ساعت او را شفا دادیم.» آن مرد سی سال دیگر عمر کرد و در هفتاد سالگی در گذشت. وصیت کرد پیکرش را پایین پای حضرت علی اکبر (علیه السلام) دفن کنند.

 

        ولادت یوسف لیلا بر تمام حسینیان مبارک.

قرآن و مهدویت

 

بيش از يكصد آيه از قرآن كريم به مصلح كل حضرت بقية الله ارواحنا فداه تفسير و تأويل شده است، كه علامه بزرگوار، ملا محمد باقر مجلسي در دائرة المعارف بزرگ شيعه « بحارالانوار » 70 آيه را به استناد احاديث وارده از اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام در پيرامون ظهور يكتا بازمانده از حجت هاي حضرت حديث نقل كرده است.1 و برخي از بزرگان كتابهائي را در اين رابطه به رشته تحرير در آورده اند كه از آن جمله است:

1 المحجة فيما نزل في القائم الحجة (عليه السلام )

شامل 120 آيه از آيات تفسير شده به ظهور حضرت مهدي ارواحنا فداه به استناد احاديث وارده از معصومين علهيم السلام.2

2 –المهدي في القرآن

شامل 110 آيه از آيات تأويل شده به ظهور حضرت مهدي عليه السلام به استناد احاديث وارده از طريق شيعه و سني. 3

3 –موعود قرآن ترجمه فارسي « المهدي في القرآن »

4 –سيماي امام زمان (عليه السلام ) در آينه قرآن

شامل بيش از 140 آيه از آيات قرآن كريم كه روايات فريقين (شيعه و سني) به ظهور قبله موعود و كعبه مقصود تفسير شده است.4

در ايو ما نجا به نقل چند آيه در اين رابطه بسنده مي كنيم:

1 - « و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين».

«و ما اراده كرده ايم به آنانكه در روي زمين به ضعف كشيده شده اند منت نهاده، آنها را پيشوايان وارثان زمين قرار دهيم.»

طبق روايات بي شماري اين آيه در حق مصلح جهان حضرت بقية الله ارواح العالمين له الفداه نازل شده كه در آخرالزمان قيام كرده، بساط ننگين ظلم و بيدادگري را درهم خواهد پيچيد و پرچم عدالت را در سرتاسر جهان به اهتزاز در خواهد آورد. و به تكتازي فرعونيان خاتمه خواهد داد.6

2 - « بقية الله خير لكم ان كنتم مؤمنين ».

يعني:« بازمانده خدا بهتر است براي شما، اگر مؤمن باشيد». 7

مطابق روايات فراواني، هنگامي كه حضرت بقية الله ارواحنا فداه ظهور مي كند پشت خود را به ديوار كعبه تكيه داده، نخستين چيزي كه به زبان مي آورد، اين آيه شريفه است، آنگاه همه آنها كه درآنجاگرد آمده اند با عنوان « السلام عليك يا بقية الله »به پيشگاه آن حضرت عرض ادب مي كنند.8

3 - «هوالله ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهر علي الدين كله و لو كره المشركون».

يعني:« او خدائي است كه پيامبرش را با هدايت و دين حق برانگيخت تا آن را بر همه اديان پيروز بگرداند. اگر چه مشركان نخواهند».9

پيشواي ششم شيعيان در تفسير اين آيه فرمود: مهدي ما ظهور مي كند و دين مقدس اسلام را بر همه اديان پيروز مي گرداند، اگر چه دشمنان راضي نباشند. كه منظور از اين پيروزي، سيطره نظامي و پيروزي ظاهري است و گرنه از نظر دليل و برهان، اسلام در هر زماني بر همه اديان غلبه داشت. و مكتبهائي كه ريشه آسماني دارد ( چه مسيحيت و كليميت ) چون از يك سو تحريف شده، و از سوي ديگر به هنگام تشريع از طرف خداوند متعال به عنوان برنامه موقت تشريع شده بود، پاسخگوي نيازمنديهاي قرون بعدي نبودند، از اين رهگذر از نخستين روز ظهور اسلام، دليل و منطق اسلام بر همه اديان پيروز بود ولي غلبه ظاهري آن با هنگام ظهور آن يكتا بازمانده از حجتهاي پروردگار تحقق خواهد يافت.10

 

پي نوشتها:

1 بحارالانوار ، ج 51 ، ص 44 –64 .

2تأليف : محدث بزرگوار ، سيد هاشم بحراني ، متوفي 1107 يا 1109 هـ.

3 تأليف : سيد صادق شيرازي .

4 نگارش : علي اكبر مهدي پور .

5 قصص : 5 .

6 تفسير برهان ، ج 3 ، ص 220 و ينابيع المودة ، ص 450 و بحار، ج 51 ، ص 54 .

7 هود : 8.

8 نور الابصار ، ص 172 .

9 صف : .

10 بحارالانوار ، ج 51 ، ص 60 ، المحجة ، ص 227 و ينابيع المودة ، ص 508 .

در روز های آینده به ادامه این موضوع می پردازیم

قرآن

خداي سبحان قرآن را به عنوان نور، معرّفي كرده است: « قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبِينٌ»[1] و در جاي ديگر مي‌فرمايد: كفّار و منافقين در تلاشند كه نور خدا را با فوت دهانشان خاموش كنند ولي خدا نمي‌گذارد: « يُرِيدُونَ أَنْ ليُطْفئِوُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ الله مُتّمُ نُورِهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ»[2] از بين بردن قرآن كريم و خاموش كردن اين نور الهي به يكي از دو صورت محقق مي‌شود: يا قرآن را از اساس نابود كنند و يا آن را به صورت كتابي تحريف شده در بين مردم باقي گذارند كه نتواند هدف و رسالت اصلي خود را برساند، بلكه مرد را به ضلالت و گمراهي بكشاند.

برخي به رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ پيشنهاد دادند قرآن را عوض كند: « ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هذا أَوْ بَدِّلْهُ»[3] يعني يا اين كتاب را عوض كن و يا خطوط اساسي اين قرآن را تغيير بده كه آن حضرت ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: « ما يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما يُوحى إِلَيَّ»[4] عوض كردن يا تغيير دادن قرآن به دست من نيست و من هر چه درباره‌ي دين مي‌گويم يا هرچه مي‌كنم بر اساس وحي الهي است. گروه مزبور كه پيشنهاد تغيير يا تبديل را دادند، قصد داشتند نور خدا را به وسيله‌ي خود پيامبر خاموش كنند و افرادي هم سعي داشتند تا با تبليغات مسموم يا مبارزه با آن در حدّ ادعاي مثل آوري براي قرآن و يا تحريف و دست بردن در قرآن و كم و زياد كردن آن، در نور الهي ضعفي ايجاد كنند و خداي متعال به عنوان قانوني كلّي و هميشگي مي‌فرمايد: « وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ»[5] خداوند بر خلاف ميل كافران نور خود را تتميم و تأييد مي‌كند.

در سوره‌ي توبه نيز آيه‌اي به همين مضمون آمده: « يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلاَّ أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ»[6] تفاوت اين آيه با آيه‌ي سوره‌ي «صف» آن است كه در اينجا مي‌فرمايد ما نمي‌گذاريم آنها خاموش كنند ولي در سوره‌ي صف مي‌فرمايد اينها دارند مقدّمات خاموش كردن نور الهي را فراهم مي‌كنند و ما اجازه‌ي آماده كردن مقدّمات را هم به آنها نمي‌دهيم و نور خود را براي هميشه حفظ مي‌كنيم. متعلّق اراده در « يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ» خود خاموش كردن است يعني اراده‌ي خاموش كردن نمودند ولي در « يُرِيدُونَ ليُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ» متعلق اراده، سبب و مقدّمه‌ي خاموش كردن است يعني اراده‌ي كاري را كرده‌اند كه به خاموش كردن منتهي مي‌گردد. «وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلاَّ أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ» يعني «يحفظ أصله و يتمّمهُ حدوثاً و بقاءً» خداوند هم اصل قرآن را در مرحله‌ي حدوث و هم در مرحله‌ي باقي ماندن از گزند حوادث حفظ مي‌كند و از هر نقص و آسيبي نگه مي‌دارد؛ زيرا اوست كه بر بندگانش قاهر است: « وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ»[7]

كافران خيال كرده‌اند كه «نور خدا» مانند نور شمع يا كبريت است كه بتوانند آن را با دميدن خاموش كنند. نور قرآن كريم از باب تشبيه معقول به محسوس مانند نورخورشيد است كه هيچ گاه با دميدن خاموش نمي‌شود. البتّه زماني نور خورشيد از بين مي‌رود، ولي نور قرآن براي ابد باقي است. آن روزي كه خورشيد نور خود را از دست مي‌دهد « إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ»[8] تازه روز نور افشاني قرآن كريم است. آن روز روشن مي‌شود كه قرآن، سراسر جهان را نوراني كرده و اين نور براي هميشه باقي خواهد ماند.

كافران درگذشته مي‌خواستند با كشتن پيامبران نور شريعت و دين الهي را خاموش كنند: « وَ يَقْتُلُونَ الْأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ»[9] ولي شهادت آنها نور خدا را پر فروغتر كرد. درباره‌ي ائمه ـ عليهم السّلام ـ نيز همين كار را كردند ولي نتيجه برعكس شد. خواستند وجود مبارك سيّد الشهداء ـ سلام الله عليه ـ را بكشند كه نور الهي خاموش شود ولي همان شهادت، نور خدا و دين خدا را براي هميشه تثبيت و تضمين كرد و لذا زينب كبري ـ سلام الله عليه ـ در شام به يزيد فرمود: «كِد كيْدك و ناصب جهدك واسع سعيك فوالله لا تمحو وحينا ولا تميت ذكرنا»[10] هر چه در توان داري به كار گير و هر فكر و حيله‌اي كه مي‌تواني بكار بند، تو هرگز نمي‌تواني وحي ما را خاموش كني و ذكر ما را بميراني و از ياد تاريخ و جوامع بشري ببري.

____________________

[1] ـ سوره‌ي مائده، آيه‌ي 15؛ (آري،) از طرف خدا، نور و كتاب آشكاري به سوي شما آمد.

[2] ـ سوره‌ي صف، آيه‌ي 8.

[3] ـ سوره‌ي يونس، آيه‌ي 15.

[4] ـ سوره‌ي يونس، آيه‌ي 15.

[5] ـ سوره‌ي صف، آيه‌ي 8.

[6] ـ سوره‌ي توبه، آيه‌ي 32.

[7] ـ سوره‌ي انعام، آيه‌ي 18؛ اوست كه بر بندگان خود، قاهر و مسلّط است.

[8] ـ سوره‌ي تكوير، آيه‌ي 1.

[9] ـ سوره‌ي آل عمران، آيه‌ي 112؛ و پيامبران را به ناحق مي‌كشتند.

[10] ـ كلام حضرت زينب ـ سلام الله ـ در شام به يزيد (بحار، ج 45، ص 135).

منبع:

قرآن در قرآن، آيت الله جوادي آملي

پی نوشت :ان شاالله می خواهیم از این پس در باره ی قرآن ومهدویت صحبت کنیم

منتظر نظرات شما  هستیم

 

نماز صبح

تاثیر خواندن نماز صبح بر قلب

 

 

اقامه نماز علاوه بر تاثیراتی که بر روح و جان انسان دارد بر سلامتی انسان نیز تاثیر دارد که البته تاکنون در این حد کشف شده و قطعا تاثیرات نماز بیش از این حرف‎هاست.

نتایج تازه‌ترین تحقیقات علمی نشان می‌دهد، خواندن نماز صبح،‌ بهترین شیوه‌ برای پیشگیری از بیماری‌های قلبی ـ عروقی است. بر اساس تحقیقات انجام شده از سوی مؤسسه‌ قلب و عروق اردن، خواب طولانی مدت در طول شبانه‌روز‌، مهم‌ترین عامل ابتلا به بیماری‌های قلبی است. این تحقیقات نشان می‌دهد اگر فردی به مدت طولانی بخوابد، ضربان قلب او به پنجاه بار در دقیقه كاهش می‌یابد كه این امر، منجر به كندی گردش خون در سرخرگ‌ها و سرانجام، انسداد رگ‌ها شده و حملات قلبی عروقی را به‌ دنبال خواهد داشت.

این تحقیق همچنین بر ضرورت حداقل پانزده دقیقه تحرك بدنی پس از چند ساعت خواب تأكید می‌كند. در نتایج این تحقیق با بیان این كه ادای نماز صبح برای این امر كافی است، به سلامت قلبی مسلمانانی كه صبح زود بیدار شده و برای انجام فریضه‌ نماز به مسجد می‌روند، اشاره شده و آمده است: اگر این عمل در مسجد و یا به ‌صورت گروهی انجام شود، نتیجه‌ بهتری خواهد داشت.

 

 

سید الساجدین

 

خوش به حال انفاق گران!

ابوحمزه ثمالى مى‏گوید: امام على بن الحسین علیه السلام فرمود: «طوبى لمن طاب خلقه و طهرت سجیته و صلحت‏سریرته و حسنت علانیته و انفق الفضل من ماله و امسك الفضل من قوله و انصف الناس من نفسه  ; خوش به حال كسى كه خویى خوش و درونى پاكیزه و نهادى شایسته و ظاهرى آراسته دارد; زیادى مالش را انفاق مى‏كند و سخن بیهوده را ترك مى‏كند و با مردم منصفانه رفتار مى‏نماید.»

درجه خود را ارتقا دهید!

آن حضرت خطاب به شیعیان مى‏فرمود: «اى شیعیان ما! بهشت دیر یا زود از دست‏شما نمى‏رود اما براى ارتقاى درجات آن كوشش كنید و بدانید میان شما بالاترین درجات و زیباترین كاخها و سراها و بناها در بهشت از آن كسانى است كه در پاسخ دادن به نداى مؤمنان نیكوتر باشند و همدردیشان با فقراى مؤمن بیشتر باشد. بدانید خداوند گاهى یكى از شما را به سبب یك سخن پاك كه با برادر تنگدستش بگوید، بیشتر از مسافت‏یك صد هزار سال كه با گامهایش بپیماید، به بهشت نزدیك مى‏كند، اگر چه از عذاب شدگان به آتش جهنم باشد. پس نیكى كردن به برادر خود را كوچك نشمارید زیرا آن نیكى، روزى براى شما سودمند است كه هیچ چیز جایش را نمى‏گیرد.»

اطعام نیازمندان

ابوحمزه ثمالى مى‏گفت: على بن حسین علیه السلام مى‏فرمود:

«هر كس مؤمنى را تا حد سیر شدن غذا بدهد، جز خدا كسى از پاداش اخروى آن خبر ندارد; نه فرشته مقرب و نه پیامبر مرسل. (بعد فرمود) از چیزهایى كه سبب آمرزش مى‏شود، غذا دادن به فرد مسلمان گرسنه است (و بعد این آیه را تلاوت كرد: ) «او اطعام فى یوم ذى مسغبة یتیما ذا مقربة او مسكینا ذا متربة‏»; یا اطعام دادن در روز گرسنگى به یتیمى از خویشان یا به تنگدستى نیازمند.»

اهل خیر شوید

امام سجاد علیه السلام به فرزندش امام باقر علیه السلام مى‏فرمود: «افعل الخیر الى كل من طلبه منك فان كان اهله فقد اصبت موضعه و ان لم یكن باهل كنت انت اهله; (26) هر كس از تو انجام كار خیرى را خواست، برایش انجام بده; اگر اهلش بود، درست عمل كردى و گرنه تو خود اهل خیر شده‏اى.»

در تفسیر آیه 15 سوره توبه «... و یقبل التوبة عن عباده و یاخذ الصدقات‏» ; «توبه بندگان را مى‏پذیرد و صدقات را مى‏گیرد.» محمد بن مسلم از امام صادق، از امام سجاد علیهما السلام نقل كرد: «در پیشگاه خدا تعهد مى‏كنم كه صدقه به دست‏بنده خدا نمى‏رسد مگر آنكه پیش از آن در دست‏خدا قرار بگیرد.»

آن حضرت هر گاه مى‏خواست صدقه بدهد، اول آنچه را در دست داشت، مى‏بوسید و مى‏بویید، سپس به دست فقرا مى‏داد و مى‏فرمود: «براى هر چیزى فرشته واسطه‏اى هست، جز صدقه كه بى واسطه به دست‏خدا مى‏رسد.»

قمر بنی هاشم

 چهارم شعبان سالروز ولادت قمر بني هاشم حضرت ابوالفضل العباس (ع) است. او علمدار امام حسين عليه السلام در روز عاشورا بود.دوستداران اين يار با وفاي امام حسين (ع) در هر جاي جهان و با هر مسلک و آيين با توسل به ايشان گره گشايي مشکلاتشان را از حضرتش طلب مي کنند.

 

در سال 26 هجري قمري، حضرت عباس (ع) پايه عرصه گيتي نهاد. مادر گراميش فاطمه، دخت «حزام بن خالد بن ربيعه بن عامر کلبي» و کنيه اش (ام البنين) بود.

چند سال پس از شهادت حضرت فاطمه (س) بود، که اميرالمومنين از برادرش عقيل، که به اصل و نسب قبايل آگاه بود ، درخواست کرد زني را از دودماني شجاع  براي او خواستگاري کند و عقيل، فاطمه کلابيه (ام البنين) را براي آن حضرت خواستگاري کرد و ازدواج صورت گرفت.

اميرالمومنين (ع) از اين بانوي گرامي، صاحب چهار پسر به نامهاي:«عباس ، عثمان ، جعفر و عبدالله» شد.

عباس (ع) از برادران ديگرش بزرگتر بود و هر چهار برادر به امام خويش، حسين (ع) وفادار بودند و در روز عاشورا در راه آن امام جان خود را نثار کردند.

ارادت قلبي ام البنين (س) به خاندان پيامبر (ص) آنقدر بود که امام حسين (ع) را از فرزندان خود بيشتر دوست مي داشت؛ بطوري که وقتي به اين بانوي گرامي خبر شهادت چهار فرزندش را دادند فرمود: مرا از حال حسين (ع) باخبر سازيد و چون خبر شهادت امام حسين (ع) به او داده شد، فرمود رگهاي قلبم گسسته شد، اولادم و هر چه زير اين آسمان کبود است، فداي امام حسين (ع).

دوران کودکي حضرت ابوالفضل العباس (ع):

در روزهاى کودکى عباس، پدر گرانقدرش چون آيينه معرفت، ايمان، دانايى و کمال در مقابل او قرار داشت و گفتار الهى و رفتار آسمانى‏اش بر وى تاثير مى‏نهاد. او از دانش و بينش على(ع) بهره مى‏برد. حضرت در باره تکامل و پويايى فرزندش فرمود: ان ولدى العباس زق العلم زقا; همانا فرزندم عباس در کودکى علم آموخت و به سان نوزاد کبوتر، که از مادرش آب و غذا مى‏گيرد، از من معارف فرا گرفت. در آغازين روزهايى که الفاظ بر زبان وى جارى شد، امام(ع) به فرزندش فرمود: بگو يک. ..........

ادامه نوشته

میلاد نور مبارک

 

 

در یک کتاب خطی ، ديدم نوشته مجنون:

 

                         بازيچه بود ليلي ، ليلاي من حسين(ع) است ...

 

 

حرف هایی که امام حسین هیچگاه نزد

به مناسبت ولادت امام حسین می خواستم چند جمله ای از ابا عبدالله را بنویسم که چشمم به

یک مطلب از تبیان خورد که همراه با نوشته های خودم تقدیمتون می کنم .

بازخوانىِ چند حدیث مشهور درباره عاشورا

امام حسین (ع)

 

مقتل‏نگاران و روضه‏خوانان، سخنان بسیارى را ـ در قالب نثر و نظم ـ به امام حسین(ع) نسبت داده‏اند كه هرگز سند و مدركى براى آنها نمى‏توان یافت. بعضى از آن سخنان با این كه غیر مستند و جعلى‏اند، بسیار مشهور و متداول نیز هستند و از آنجا كه مقبولیت عام یافته‏اند، برخى از پژوهشگران و نویسندگان بنام و معاصر نیز آنها را مسلّم الصدور پنداشته، بدون تأمل و تحقیق، در آثار خود به عنوان سخنى از سخنان امام حسین(ع) آورده‏اند. امروز هم بسیارى از كتابسازان و موءلفانِ مبلّغ و مبلّغانِ موءلف پیوسته آنها را در تألیفات و تبلیغات خویش از زبان امام حسین(ع) مى‏نویسند و در شمارگان فراوانى منتشر مى‏كنند ؛ غافل از آنكه امام حسین(ع) هرگز آن سخنان را نگفته و به زبان نیاورده است و آن سخنان، هر یك مصداق آشكارى است از آن ضرب‏المثل معروف كه مى‏گوید: «رُبّ مشهورٍ لا اصل له.»

در میان مقتل‏نگارانِ روضه‏خوان و مجالس‏نویسان واعظ، از دیرباز چنین مرسوم بود كه داستانها و سخنانى را نخست در مجالسِ روضه‏خوانى براى مردم (عوام‏الناس) مى‏گفتند و سپس همانها را در كتابهاى خود مى‏نوشتند. آنان در آغاز این مجالس، خود نیز تردید داشتند و آن سخنان را تنها براى گریاندن مردم مى‏گفتند، اما با دیدن تأثر شدید شنوندگان، از آن تردید دست شسته، باورشان مى‏شد كه امام حسین(ع) چنان سخنانى گفته و یا چنان حوادثى رخ داده است.

به این ترتیب، سخنان بسیارى نخست با عنوان «زبان حال» گفته شده و سپس در كتابهاى مقاتل و مجالس تدوین شده است. همان سخنان ساختگى، با گذشت زمان و پس از آن كه پیوسته تكرار شده و شهرت یافته‏اند، از صورتِ «زبان حال» خارج شده و صورتِ «زبان قال» به خود گرفته‏اند.

گویندگان و سرایندگانِ این گونه سخنان به تصور اینكه در چنان شرایطى جا داشت امام حسین(ع) چنان سخنانى بگوید، آنها را گفته و نوشته‏اند.1 اما این گفته‏ها با مرور زمان از «شرایط و احوال» گذشته به مقامِ «حوادث و اقوال» رسیده‏اند تا به پشتوانه شهرت و مقبولیت عام، از سخنان امام حسین(ع) انگاشته شده و روایت و حدیث پنداشته شده‏اند.

این گونه سخنانِ حدیث‏گونه، به ویژه در میان اشعارى كه به امام حسین(ع) نسبت داده مى‏شود فراوان است. دهها بلكه صدها بیت از این گونه اشعار را تنها در كتابى مجهول‏الموءلف به نام «ادب الحسین و حماسته» مى‏توان یافت.2 ما در اینجا تنها بعضى از آن سخنان را كه بسیار مشهور و معروف‏اند و اكنون نیز برخى از موءلفان و نویسندگان آنها را از سخنان امام حسین(ع) مى‏پندارند و از زبان آن حضرت نقل مى‏كنند، برمى‏رسیم ؛ تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.

 

الحیاة عقیدة و جهاد

این سخن به عنوان سخنى از سخنان امام حسین(ع) زبانزد خاص و عام است و به جز اهل تحقیق، همگان آن را از زبان آن حضرت نقل مى‏كنند. استاد مطهرى معتقد است این سخن را سند و مدركى نیست و از نظر مفهوم و محتوا نمى‏تواند درست باشد.

ادامه نوشته