فراخوان

فراخوان هیئت انصار المهدی
(عجل الله تعالی فرجه الشریف)

فراخوان هیئت انصار المهدی
(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
فضيلت خواندن سوره توحید
كسى كه بخواند قُلْ هُوَ اللَّهَ اَحَد را در وقتى كه به خوابگاه خود رود سه مرتبه موكّل فرمايد حق تعالى به او پنجاه هزار فرشته كه پاسبانى كنند او را در آن شب و ازحضرت صادق عليه السلام روايت كرده كه هر كه بگذرد بر او يك روز و در نماز خود قُلْ هُوَاللَّهُ اَحَد نخواند روز قيامت به او گويند اى بنده خدا نيستى تو از نماز گذارندگان و نيز از آن حضرت منقولست كه كسى كه بگذرد بر او جمعه يعنى هفته ونخواند درآن قُلْ هُوَ اللَّهُ اَحَد پس بميرد بدين ابى لَهَب و نيز از آن جناب مرويست كه كسى كه برسد به او مرضى يا شدّتى و نخواند در آن حال قُلْ هُوَ اللَّهُ اَحَد و بميرد در آن مرض يا شدّت پس او از اهل آتش است.
از حضرت اميرالمؤ منين علی عليه السلام نقل كرده كه هر كه بخواند صد آيه از قرآن از هرآيه كه باشد پس بگويد هفت مرتبه يا اللَّهُ پس اگر بخواند بر سنگى خدا بشكافد آن را.
هركس پس از هر نماز فرض، آية الكرسي را بخواند، هيچ چيز مانع وارد شدن او به بهشت نميشود، مگر اين كه دنيا را وداع گويد.
سوره اي در قرآن وجود دارد كه فقط داراي سي آيه است و آن سوره، از كسي كه او را بخواند دفاع ميكند تا اين كه او را وارد بهشت ميمايد و آن، سوره تبارك (ملك) ميباشد.
از اسباب ورود به بهشت، ذكر خدا پس از هر نماز است.
بعضي از كارها با وجود اين كه[به ظاهر] اندك و بي ارزش هستند، اما انجام آن، فرد مسلمان را به بهشت ميبرد عبارتند از:
& برداشتن از راه مردم هر چيزي كه مردم را رنج و آزار دهد.
& احسان و نيكي به حيوانات.
& خوش اخلاقى و خوش رفتاري.
& صدق و راستگويي در گفتار و كردار.
& خودداري از خشم و غضب.
& به ديدن و احوال پرسي بيمار رفتن.
& زيارت و ديدار با مسلمان.
& نرمي و آسان گرفتن در خريد و فروش.
هركس در راه خدا صدقه دهد، و اين صدقه پايان و مردن او باشد، خداوند او را به بهشت وارد ميكند.
كسي كه به عيادت بيماري برود همچنان در خرفة الجنة است تا وقتي كه بازگردد.گفته شد: اي رسول خدا خرفة الجنة يعني چه؟ فرمود: ميوه هاي تازه چيده شده بهشت.
كسي كه به عيادت بيماري برود يا برادر مسلماني را زيارت كند، منادي ندا ميدهد كه شاد شدي و شاد گشت رفتنت و از بهشت منـزلي دريافت كردي.
هیئت انصارالمهدی (عج) به مناسبت ایام سوگواری شهادت حضرت
زهرا (س) مسابقه ای در زمینه های مختلف فرهنگی(شعر.مقاله.طراحی)
برگزار می نماید لذاازکلیه علاقه مندان دعوت به عمل می آید تا آثار خود را
در مقام والای حضرت زهرا(س)وموضوعات مرتبط با ایام شهادت بی بی دو
عالم تا تاریخ 18-2-88 به واحد فرهنگی هیئت واقع در مسجد سیدالشهدا
(ع) به آدرس خ17 شهریور شمالی خ شهید خشکبار چی روبروی پارک
خیام به آقایان کوهنورد یا محمدزاده تحویل ویا از طریق آدرس اینترنتی
ارسال نمایید به آثار برگزیده در هر رده سنی جوایزی اهدا و در سایت
هیئتwww.ansar83.blogfa.com به نام خودشان ثبت خواهدگردید

واحد تبلیغات هیئت انصارالمهدی(عج)
امام سجاد صلوات الله علیه بر مصیبت پدرش بیست سال گریست. هیچ وقت طعامی به محضر او نیاوردند مگر آن كه چشمهایش پر از اشك گردید.
روزی یكی از غلامانش گفت: یابن رسول الله (ص) آیا وقت تمام شدن غصهات نرسید؟! «اما آن لحزنك ان ینقضی»؟!
«و یحك انّ یعقوب النّبی (ع) كان له اِثنی عشر ابنا فغیّبَ اللّه واحداً منهم فابیضّت عیناه من كثرة بكائه علیه و شاَب رأسه من الحزن وَاْحدَوَْدَب ظَهرُه من الغمّ و كان ابنه حیّاً فی الدنیا و انا نظرت الی ابی و اخی و عمّی و سبعة عشر من اهل بیتی مقتولین حولی فكیف ینقضی حزنی»
امام فرمود: وای بر تو، یعقوب پیامبر دوازده پسر داشت، خداوند یكی را از پیش او برد، چشم هایش از كثرت گریه سفید و نابینا گردید، موی سرش سفید شد، پشتش خم گردید، با آن كه پسرش در دنیا زنده بود، اما من با دو چشمم دیدم كه پدرم و برادرم و عموهایم و هفده نفر از خانوادهام همه در كنار من به خون غلطیده بودند. چطور اندوه من تمام شود؟!
منبع:
سیر الائمه: ج 3 ص 195 تألیف سید محسن امین عاملی

امام حسن عسکری علیه السلام: «ان ابنی هو القائم من بعدی یجری فیه سنن الانبیاء: بالتعمیر و الغیبه حتی تقسو قلوب لطول الامد و لا یثبت علیالقول به الا من کتب الله عز و جل فی قلبه الایمان و ایده بروحمنه »
پس از من فرزندم قائم است و اوست که مانند پیامبران ، عمریدراز و غیبتخواهد داشت در غیبت طولانی او دلهایی تیره گردد .فقط کسانی در اعتقاد به او پای برجا خواهند ماند که خداوند عزو جل دل آنان را به فروغ ایمان ثابت و آنان را با مدد خویشموید گرداند .
امام حسن عسکری علیه السلام: « . . . لا ن طاعه آخرنا کطاعه اولنا و المنکر لا خرناکالمنکر لا ولنا اما ان لولدی غیبه یرتاب فیها الناس الا منعصمه الله عزوجل »
. . . فرمانبری از آخرین ما همچونفرمانبری از نخستین ماست و انکار آخرین ما بسان انکار نخستینماست . هان که فرزند من غیبتی خواهد داشت که مردم در آن دچارتردید خواهند شد مگر آن کسی که خدای عز و جل حفظش کند ..
در این روز در سال 201 هـ بنابر مشهور سالروز رحلت شهادت گونه حضرت ولیة الله خاتون خلق جهان ، عابده مستوره حضرت فاطمه معصومه (س) دختر امام موسی کاظم (ع) است.1
آن حضرت 17 روز پس از ورود به شهر قم ، با دلی شکسته و غصه دار از داغ پدر و فراق برادر ، رحلت فرمودند. در عزای آن حضرت شهر قم را یکپارچه غم و ماتم فرا گرفت. بدن مطهر آن حضرت را غسل داده کفن کردند ، و به طرف باغ موسی بن خزرج ـ مکام فعلی حرم مطهر ـ آوردند. دو سوار نقابدار از بیرون شهر آمدند و بر بدن آن حضرت نماز خواندند. آنگاه داخل سرداب شده بدن مطهر را دفن کردند و رفتند ، و کسی آنان را نشناخت.
موسی بن خزرج آن باغ را وقف حضرت معصومه (س) نمود ، از بوریا و حصیر سقفی بر روی قبر مطهر آن حضرت قرار داد. این بنا بود تا آنکه زینب دختر امام جواد (ع) بر روی قبر شریف قبه ای بنا نهاد. سپس جماعتی از دختران ائمه (ع) در آن مکان دفن شدند. هنگامی که ام محمد دختر موسی بن محمد بی غلی الرضا (ع) فوت کرد ، در کنار آن حضرت دفن شد. بعد از آن میمونه ، خواهر ام محمد از دنیا رفت ، و آن بزرگوار هم در جنب ام محمد دفن شد. روی این دو قبر یک گنبد دیگر بنا کردند ، یه گونه ای که دو گنبد چسبیده به هم بر روی قبر حضرت فاطمه معصومه (س) و ام محمد و میمونه بوده است.
به جز دختران حضرات معصومین (ع) ، دو کنیز هم دفن شده اند که در هنگام مرمت کف حرم مطهر در زمان ناصر الدین شاه ، روزنه ای به سردابی پیدا می شود و چند زن صالحه ، وارد سرداب می شوند. پیکر پاک میمونه و دو تن از کنیزان را پس از هزاران سال تر و تازه مشاهده می کنند. این سرداب جنب سرداب حضرت معصومه (س) قرار دارد.2
مرحوم نمازی وفات حضرت معصومه (س) را در 12 ربیع الثانی سال 201 هـ نقل کرده3 و قول منسوب به شیخ حر عاملی 8 شعبان سال 201 هـ است.4
امام صادق (ع) می فرماید : « قم کوفه صغیر است ، و بهشت دارای هشت در است که سه در آن از قم است. در آن شهر زنی از اولاد من رحلت می کند که اسمش فاطمه است ، و او دختر موسی بن جعفر (ع) است که به شفا عت او تمامی شیعیان داخل بهشت می شوند».5

1ـ مراقد المعارف : ج 2 ص 163. منتخب دریای سخن : ص 34. زندگانی کریمه اهل بیت : ص 83
2ـ بحار الانوار : ج 60 ص 219 ـ 220 . اجساد جاویدان : ص 105 .
3ـ مستدرک سفینة البحار : ج 8 ص 257.
4ـ حیاة الستّ : ص 11
5 ـ بحار الانوار : ج 57 ص 228
6ـ بحار الانوار : ج 95 ص 357
منیع :امر ظهور(سید جواد ذاکر)

باید برایتان بگویم كه پدران بزرگوار پیامبر اسلام صلوات الله علیه و آله نه مسیحی بودند و نه یهودی بلكه حنیف بودند.
در قرآن نیز اصطلاح دین حنیف به خوبی شرح داده شده است كه دین حضرت ابراهیم علیه السلام میباشد.
اما شاید این پرسش جلوهگری كند كه چرا دین حضرت ابراهیم؟ چرا دین حضرت موسی و عیسی نه؟
پاسخ این سوال نیز در قرآن و معارف اسلامی بسیار روان و دلپذیر بیان شده است. پیامبران الهی دارای حیطههای گوناگون تبلیغ و رسالت بودند. برخی تنها موظف به خانوادهی خویش و عدهای دیگر مأمور به خاندان و قوم خود و بخشی موظف به هدایت شهر و كشور و در نهایت تعداد اندكی مأمور به هدایت جهان و به اصطلاح دین جهان شمول داشتند.
پیامبران بزرگوار، حضرت آدم ، حضرت نوح، حضرت ابراهیم و سرآمد و خاتم همگی حضرت محمد كه درود و سلام خدا بر همهی آنان باد دین و رسالت جهانی داشتند.
اما مسیحیت و یهودیت، دینی قوم شمول و برای بنی اسرائیل بوده است و تا بعثت پیامبر اكرم اسلام هیچگونه حركت و ترویج جهانی برای آن دو گزارش نشده است.
برخی از آیات دال بر جهان شمولی دین حضرت ابراهیم علیه السلام شایان ذكر است. در قرآن هفتاد بار به صراحت نام حضرت ابراهیم برده شدهاست:
2- آیه 95 سوره آل عمران: قُلْ صَدَقَ اللّهُ فَاتَّبِعُواْ مِلَّةَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِینَ ؛ بگو: «خدا راست گفت. پس، از آیین ابراهیم كه حقگرا بود و از مشركان نبود، پیروى كنید.».
3- آیه 123 سوره نحل: ثُمَّ أَوْحَیْنَا إِلَیْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِینَ ؛ سپس به تو وحى كردیم كه: «از آیین ابراهیم حقگراى پیروى كن، [چرا كه] او از مشركان نبود.».
4- آیه 78 سوره حج: وَجَاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَیْكُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ مِّلَّةَ أَبِیكُمْ إِبْرَاهِیمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمینَ مِن قَبْلُ وَفِی هَذَا لِیَكُونَ الرَّسُولُ شَهِیدًا عَلَیْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ فَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِیرُ ؛ و در راه خدا چنان كه حق جهاد [در راه] اوست جهاد كنید، اوست كه شما را [براى خود] برگزیده و در دین بر شما سختى قرار نداده است. آیین پدرتان ابراهیم [نیز چنین بوده است] او بود كه قبلًا شما را مسلمان نامید، و در این [قرآن نیز همین مطلب آمده است] تا این پیامبر بر شما گواه باشد و شما بر مردم گواه باشید. پس نماز را برپا دارید و زكات بدهید و به پناه خدا روید. او مولاى شماست چه نیكو مولایى و چه نیكو یاورى.
توجه داشته باشید كه خداوند در این آیه حضرت ابراهیم را پدر تمام موحدان تاریخ معرفی مینماید.
گفتیم حالا که خیلی از دوستامون باگروههای راهیان نور رفتن جنوب ما هم یه کار برا شهدا کنیم .
باشه که از ما قبول کنن.
هفت هشت سالش كه بود، قرآن را خیلى قشنگ مىخواند. آیههایى كه براى خواندن در جلسه قرآن انتخاب مىكرد، همیشه در مورد جهاد فى سبیل الله بود.
سال 52، یك سیرك از مصر آمده بود اهواز. توى سیرك، رقاص و خواننده زن هم بود. یك روز چادر سیرك كه از تماشاچى خالى شد، آتش گرفت و كامل سوخت.
سالها بعد ساواك فهمید كه این آتشسوزى عمدى بوده. كار حسین علمالهدى و دوستانش بود.

روز عاشورا، چند تا از بچههاى دبیرستانى اهواز، یك دسته درست كرده بودند. دستهشان وسط آن همه دسته و هیئتهاى بزرگتر و قدیمىتر، بدجورى توى چشم مىزد. فقط به خاطر سن كمشان نبود؛ همه روى لباس مشكىشان نوارى دوخته بودند كه رویش نوشته بود: «ان الحسین مصباح الهدى و سفینة النجاة»
و حسین بلندگو به دست، آیههایى از قرآن و جملاتى از امام حسین علیهالسلام مىخواند و دسته پشت سرش آرام حركت مىكرد.
یك چیز دیگر هم باعث شد كه دستهشان با بقیه فرق كند؛ به جاى این كه از میدان 24 مترى اهواز بگذرند و دور مجسمه شاه بچرخند، از یك مسیر دیگر رفتند. ساواك حسین را گرفت. سنش قانونى نبود؛ ولى چهارماه نگهاش داشتند. شكنجهاش كردند. مىپرسیدند: كى به تو گفته كه دسته را دور مجسمه شاه نچرخانی؟
وقتى حسین در دانشگاه مشهد، رشته تاریخ قبول شد، دیگر خیلى جدى نهجالبلاغه مىخواند. با طلبههاى حوزه علمیه نواب مشهد هم رفت و آمد مىكرد. توى این برو بیاها، با آقاى خامنهاى و هاشمىنژاد آشنا شد.
وقتى برگشت اهواز، یك گروه مسلحانه به اسم سازمان موحدین درست كرد. با دوستانش به جاى این كه مثل اكثر دانشجوهاى آن روز برود سراغ لنین و ماركسیستها، رفت دنبال نهج البلاغه و امام و اعلامیههاى امام را تكثیر مىكردند.
زندانى سیاسى بود. شوك الكتریكى بهش وصل كردند؛ ولى لام تا كام حرفى از گروههاى ضد شاه توى اهواز نزد.
بچهها به شوخى بهش مىگفتند: «نهجالبلاغه سیار». آن قدر نامهها و خطبههاى زمان حكومت حضرت را خوانده بود كه حفظ شده بود. كتاب ولایتفقیه امام هم از دستش نمىافتاد. این دو تا كتاب، به دردش خورد. موقع تدوین پیشنویس قانون اساسى، با دو تا از دوستانش طرح جامعى از ولایتفقیه را تنظیم كرد و فرستاد مجلس خبرگان.
وقتى یكى از دوستانش در سوسنگرد شهید شد، حسین به جاى او شد فرمانده سپاه هویزه؛ همان هویزهاى كه از بس بهش حمله مىشد، مسئولان گفته بودند باید تخلیه شود.
15 دى 59، حسین فرمانده 300 پاسدارى بود كه توى هویزه مانده بودند؛ اما هیچ كدامشان زنده برنگشتند و آن وقت بود كه تانكهاى عراقى با خیال راحت از رویشان رد شدند.
به نقل از پرسمان

سلام و درود بر بهار انسانها و شكوفایى دورانها
نوروز روزی است که قائم ما حضرت مهدی (عج) ظهور خواهد کرد و هیچ نوروزی نیست مگر اینکه ما اهل بیت به انتظار فرج نشسته ایم . امام صادق (ع)
وسایل الشیعه - ج ۵ - ص ۲۸۸

| گل نو رسید و بویی ز بهار من نیامد |
| چه کنم نسیم گل را که ز یار من نیامد؟ |
| همه عمر تشنه بودم به امید آب حیوان |
| به جز آب شوردیده به کنار من نیامد |
| اگر ، ای حریف ، داری نظری به روی یاری |
| به بهار خویش خوش شو که بهار من نیامد... |
مسیح نسیم در کالبد تیره زمین دمیده و مریم ها سرود خوان و معطر از خاک رسته . قل قل چهار قل خواندن جویبار به ریشه های کهن سپیدار دخیل بسته و دستهای بلند کبوده به سمت آسمان آبی استجابت جوانه زده. بوی ریحان و پونه از کنار سجاده آبشار بلند شده و ذکر گاه و بیگاه پوپک در قلب جنگل غوغا به پا کرده. مضراب باد ساقه های ترد شقایق را نواخته و بازوان بید را به رقص آورده و تسبیح شاخه یِ گیلاس را پاره کرده ، عطر گلبرگ های لطیف با هوا آمیخته و ورد آرام شکوفه های جاری در آب و آسمان را کوه شنیده و با باران بارها و بارها خوانده : بهار آمده است. اما...
السلام علی ربیع الانام و نضره الایام