پندهايي از آیت الله حسن حسن زاده  آملي

پندهايي از آیت الله حسن حسن زاده  آملي

آیت الله حسن حسن زاده آملی یکی از علمداران عرصه علم و دین هستند که در بیشتر محافل با عنوان "علامه حسن زاده" شناخته شده اند. ایشان در علومی چون ریاضی و  هندسه تخصص داشته و در همان حال طالبان علم و عرفان نیز از حضور در محضر ایشان استفاده می کنند.
نکات اخلاقی زیر از کتاب "تازیانه سلوک"  انتخاب شده است که سلسله دستور العمل های اخلاقی ایشان بوده و توسط سید محمد ناصر تقوی تنظیم شده است:

*
با خلق خدا مهربان باش.

 از سخنان ناهنجار گرچه به مزاح باشد بر حذر باش.

خلاف مگو گرچه به مطایبت باشد.

از قسم خوردن هم اگر چه به راست، احتراز کن.

چو ایستاده ای دست افتاده گیر و تا می توانی نماز را در اول وقت به جای آر.

*
انسان بیدار همواره کشیک نفس می کشد و پاسبان حرم دل است و واردات و صادرات دهان خود را می پاید و دار هستی را کارخانه ای بزرگ می یابد که با عمّال بیشمار " و ما یعلم جنود ربک الا هو" دست هم گرفته در کارند تا انسان بسازند و از عالمی تحویل به عالم دیگر دهند و می گوید که مروت نباشد که کفران شود و جبران نشود.

*
از شاه اولیا امیرالمومنین علی (ع) سوال کردند که وجود چیست؟ گفت:
به غیر وجود چیست؟

*
اما در باب شیوه پسندیده سکوت، حق است که :

هر که را اسرار حق آموختند
مُهر کردند و دهانش دوختند

هر که خاموش شد گویا شد. هر که چشم سر بست بینا شد. هر که مراقب است سرور است. چه این که کلید نیکبختی در مشت اوست و نگین پیروزی در انگشت او.

*
قیامت با توست نه در آخر طول زمانی. رسول الله (ص) به قیس ابن عاصم فرمود: "ان مع الدنیا آخره" .

*
از هم اکنون که ماه شعبان است و میقات شهر الله است، غسل توبه کن و لباس وفا و ولا از دل و جان محرم شو و از صمیم قلب لبیک گو و در خویشتن سفری کن و گرد کعبه عشق طواف کن که دستی از غیب برون آید و کاری بکند.

*
در روز، مشغله و آمد و شد و اسباب انصراف انسان بسیار زیاد است، بخلاف شب که هنگام آرامش قوله سبحانه: " انا سنلقی علیک قولا ثقیلا ان ناشئه الیل هی اشد و طئا و اقوم قیلا ان لک فی النهار سبحا طویلا". لذا اذکار و اوراد و خلوت را در شب تاثیری خاص است که در روز نیست، به خصوص در ثلث آخر لیل.

*
اهل الله گفتند که هیچ نوع از انواع اذکار و عبادات در ترقی درجات و مقامات معنوی کلمه طیبه "لا اله الا الله" ندارد. از این روی رسول خدا (ص) فرمود: " کل حسنه یعملها الرجل توزن یوم القیامه الا شهاده لا اله الا الله فانها لا توضع فی المیزان و وضعت السماوات و الارضون السبع و ما فیهن کان لا اله الا الله ارجح من ذلک" به پارسی این که: در روز رستاخیز هر کار نیک سنجیده شود جز گواهی دادن به لا اله الا الله که آن را در ترازو ننهند چه اگر در ترازو رود، آسمان ها و زمین های هفتگانه با وی برابری نکنند. کنایه از این که ثواب این کلمه را نهایت نبود و به شمار نیاید و هیچ چیز هم سنگ او نگردد.

در این اوان که بحمدالله با " لا اله الا الله" محشوری ، خوش آن که با دوست، حشر علی الدوام دارد. حبیبا همت بلند دار و از کمال اخلاص:

دوست بگو دوست بگو دوست دوست
تا نگری هر چه بود اوست اوست

برگرفته از سايت عصر ايران

چگونه تنبلی را از خود دور کنیم؟؟؟

 چگونه بي حالي و بي حوصلگي و يا به عبارتي تنبلي را از خود دور کنم؟

مبارزه با تنبلیعوامل مختلفي همچون , نداشتن هدف , نداشتن برنامه صحيح , ضعف و سستي اراده , داشتن افكار منفي و عدم توجه به توانايي ها و استعدادهاي خويش , خودكم بيني و غيره در ايجاد كم حوصلگي نقش دارند. بنابراين براي مبارزه با اين روحيه و كاهش يا از بين بردن آن بايد با توجه به هر يك از عوامل تأثيرگذار, راه و روش مناسب و راه كار عملي خاصي را اتخاذ كرد, بدين منظور به نكات و مطالب زير توجه كنيد:
1- قبل از هر چيز با توجه به توانايي ها و استعدادهاي خويش هدفي معقول و قابل دسترسي و مطابق با شرايط و امكانات موجود براي خود ترسيم نماييد (مثلا” در ميان مدت هدف «گرفتن مدرك ليسانس در رشته ادبيات عرب»).
2- به منظور رسيدن به هدف مورد نظر از يك برنامه مدون و جدول زمان بندي شده اي استفاده كنيد. روي يك ورق كاغذ, روزهاي هفته را در يك ستون و ساعات شبانه روز را در ستوني ديگر يادداشت كرده كارهاي مختلف را - مطالعه , كلاس , استراحت , خواب , غذا خوردن , خواب , ورزش , نماز و عبادت و… - در ساعت و زمان خاصي نوشته و پس از تنظيم , آن را فراروي خود قرارداده , سعي كنيد طبق برنامه و جدول تهيه شده به انجام كارها و فعاليت هاي شبانه روزي بپردازيد.
3- توجه داشته باشيد براي اوقات فراغت خود نيز برنامه ريزي كرده و در جدول تهيه شده , وقتي را به آن اختصاص دهيد و در ساعت مقرر در طول روز يا هفته به آن بپردازيد.
4- در صورتي كه احساس مي كنيد در راه انجام فعاليت هاي مختلف ; درس و مطالعه و… سست اراده شده ايد, با خود شرط كنيد طبق برنامه تدوين شده عمل كنيد و در غير اين صورت خود را جريمه كنيد - مثلا” كمك به صندوق صدقات يا گرفتن روزه و… .
5- اگر افكار منفي و احساس ضعف و خودكم بيني باعث كم حوصلگي شما شده است , با به خاطر آوردن توانايي ها و استعدادها و موفقيت هاي گذشته خويش و توجه به نقاط قوت زندگي , يأس و نااميدي نسبت به آينده را به اميدواري و خوشبيني نسبت به آينده تبديل كنيد.
6- ياد خدا و توجه و توكل به ذات مقدس لايزال الهي و طلب كمك و ياري از او نقش مؤثري در ايجاد آرامش و اميد به آينده دارد, بنابراين ياد و توجه و توكل به خداوند را در انجام كارها فراموش نكنيد.
تجربه نشان داده است، براى حل اين مشكل نمى‏توان تنها به رهنمودهاى كتبى و غيابى بسنده كرد و اين مسأله، مانند بسيارى از مشكلات روانى ديگر، به ارتباط مستمر با مشاور نيازمند است؛ ولى اجراى توصيه‏هاى زير در نابود سازى اين پديده سودمند مى‏نمايد.
1. بايد علل و عوامل ضعف اراده خويش را بشناسيد. توجّه كنيد ضعف اراده غالباً در عدم اعتماد به بينش و تفكر، عدم شناخت خويش، با ارزش تلقى نكردن خود، عدم امنيت روانى، عدم تدبير عقلانى در تشخيص امور و تميز اهم و مهم، شكست‏هاى گذشته و عوامل باز دارنده رشد و قوت نفس مانند محروميت، سرزنش و رنج‏هاى مستمر ريشه دارد. زدودن هر يك از اين عوامل در پرتو سرمايه گزارى و برنامه ريزى ممكن است.
2. بايد باور كنيد چون ديگر انسان‏ها از توانمندى‏هاى بسيار برخورداريد و از ديگران كم‏تر نيستيد. فراموش نكنيد نقاط قوت انسان از نقاط ضعفش بيش‏تر است و نبايد خود را دست كم بگيرد. تصميم خوب در پرتو تكيه بر قوت‏ها، جبران ضعف‏ها و احساس توانمندى شكل مى‏گيرد.
3. پس از مشورت با افراد ذى صلاح، با توجّه به امكانات و توانمندى‏هاى واقعى خود، براى زندگى تان برنامه ريزى كنيد و بكوشيد هرگز بى جهت از آن برنامه و نظم سر نپيچيد. اوقات استراحت و تفريح و عبادت و همه‏فعّاليّت‏ها را در اين برنامه بگنجانيد تا زمانى خالى نماند و توجّه به فرصت بيكارى شما را سمت تأخير انداختن كارها سوق ندهد.
4. بكوشيد براى هر رفتارى انگيزه‏اى قوى داشته باشيد و به ويژه از آثار مثبت تصميم‏گيرى‏ها و رفتارهاى خاصّ خويش به طور كامل آگاه شويد.
5. محيط زندگى و موقعيت كارى خود را تغيير دهيد و موانع بروز اراده و فعّاليّت را نابود سازيد؛ براى مثال در موقعيتى كه به سرزنش و متهم شدن به ناتوانى و ناپختگى مى‏انجامد، قرار نگيريد. براى تصميم‏گيرى‏ها و اقدامات خويش امنيت روانى فراهم آوريد تا بتوانيد به آرامى در برابر ديگران يا همراه آنان ابراز وجود كنيد و برجستگى فكرى و فعّاليّت به جا را از طريق تصميم آشكار سازيد.
6. هر كارى را آسان تلقى كنيد؛ زيرا در برابر اراده پولادين انسان همه سختى‏ها آسان مى‏گردد. به استقبال كارهاى به ظاهر دشوار برويد و به خود تلقين كنيد مى‏توانيد در اين امور درست تصميم بگيريد و افتخار موفقيت در انجام آن‏ها را به دست آوريد.
7. رضايت خداوند را ملاك هر رفتار و گفتار قرار دهيد و از تسليم شدن در برابر تمايلات پوچ و هواهاى نفسانى بپرهيزيد. اين تسليم شدن‏ها اراده را ضعيف و متزلزل مى‏سازد. تقوا و رعايت حرمت دستورهاى پروردگار براى آرامش روانى و تقويت نفس و اراده بسيار سودمند است.
8. مدتى برنامه ريزى و تصميمات خود را با فردى ذى صلاح در ميان بگذاريد و از وى بخواهيد مراقب باشد تا در شما دو دلى پيش نيايد و اجراى تصميمات خويش را به تأخير نيندازيد.
9. از خواب زياد، پرخورى و ديگر اسباب تنبلى و سستى اراده بپرهيزيد و نگذاريد ديگران به جاى شما تصميم بگيرند.
10. با كسانى كه روحيه و اراده قوى دارند، دوست شويد تا اراده شما نيز قوى گردد.
11. بكوشيد تصميم‏هاتان را با فردى با تجربه در ميان نهيد تا از قوت و درستى شان اطمينان يابيد. پس از مشورت با اين فرد، بر اساس تدبر و انديشه خود تصميم بگيريد و بدون از دست دادن فرصت اقدام كنيد.
تصميم بايد بر تدبير و انديشه و آگاهى‏هاى لازم استوار باشد و به عمل بينجامد. تخلف از اين امر جز تلف كردن وقت، پيروى از افكار پوچ و سستى در عمل دستاوردى ندارد و فرد را با زيان‏هاى مادى و معنوى روبه رو مى‏سازد. از اين رو، امور ياد شده گناه به شمار مى‏آيد.
ترديد در تصميم‏گيرى و تأخير در عمل سبب از دست رفتن منافع معنوى و مادى فراوان مى‏شود و زيان‏هاى بسيار را به ارمغان مى‏آورد.
12. تصميمات به جا و پر ارزش گذشته‏خود را به ياد آوريد و توجّه كنيد كه چون گذشته براى انجام دادن كارهاى مهم آمادگى داريد.
13. در تصميم‏ها و فعّاليّت‏هاى اسوه‏ها دقّت كنيد، در همسان سازى و الگوپذيرى جدى باشيد تا جرأت انجام كار يابيد و توان تصميم‏گيرى و اجرا در شما تقويت شود.
14. ورزش مستمر و منظم را كه در تقويت اراده بسيار مؤثر است، فراموش نكنيد.
15. با تصميم‏هاى آسان در كارهاى ساده، به تدريج خود باورى و توانمندى را در خويش پديد آوريد و راه را براى تصميم‏گيرى در امور مشكل و پيچيده هموار سازيد.
16. در موضوع مورد نظر تمركز پيدا كنيدو از اشتغالات ذهنى متعدد بپرهيزيد تا تصميم‏گيرى آسان‏تر صورت پذيرد.
17. پس از تدبير و مشورت از عواقب تصميم‏هاى خود هراسناك نباشيد و به خدا توكل كنيد. پيامدهاى تصميم‏هاتان را كه از قلمرو انديشه‏تان بيرون است و با سامان دادن احتمال‏هاى ضعيف سبب ترديد و تزلزل شما مى‏گردد، به خداوند متعال كه به بندگانش لطف و رحمت و محبت گسترده دارد، واگذاريد و به آنچه پروردگار پيش مى‏آورد، خشنود باشيد. خداوند شما را سمت صلاح و مطلوب واقعى‏تان رهنمون شود.
منبع:www.nahad.com

حسین منی و انا من حسین

        

             

این كه حسین ؛ پس از این كه همه عزیزانش را در خون می بیند و جز دشمن كینه توز و غارتگر در برابرش نمی بیند - فریاد می زند : «آیا كسى هست كه مرا یارى كند ؟» «هل من ناصر ینصرنى؟»؛ مگر نمیداند كه كسى نیست كه او را یارى کند ؟  چرا ؟

  این سؤال، سؤال از تاریخ فرداى بشرى است و این پرسش، از آینده و از همه ماست 

 این سؤال، انتظار حسین را از عاشقانش بیان می كند و دعوت شهادت او را به همه كسانى كه براى شهیدان حرمت و عظمت قائلند، اعلام مى نماید

 

معلم شهید،دکترعلی شریعتی

 

میلاد سید و سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین -حضرت عباس جانباز دشت کربلا  و سید الساجدین امام زین العابدین بر شما مبارک باد .

 

 

اسلام علیک یا ابا عبدالله

http://yazdi021.persiangig.com/image/emam(hosein).jpg

امروز روز تولده! اما با تولد بعضی‌ها می‌توان باز هم گریه کرد! می‌دانی چرا؟! چون مصائب آنها در آینده آنقدر کمرشکن است که حتی وقتی در قنداق هم هستند باید بر مظلومیت آنها گریه کرد!

امام حسین (علیه‌السلام) کسی است که پیامبر هم در تولدش بر او گریه کرد!

ملائکه آسمانها هم در روز تولد او گریه کردند!

پدر و مادرش، امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا نیز در تولدش گریه کردند!

گریه‌ای بر مظلومیت او!

گریه‌ای برای پاکی روح بخاطر او!

و گریه‌ای برای الگوبرداری و درس گرفتن از سیره او!

و گریه بر امام حسین(علیه‌السلام) آنقدر مورد سفارش است که در روز تولد او هم به جاست گریه‌ای کرد و دلی شست و طرحی بر هم زد برای عبرت گرفتن و زندگی حسینی (علیه‌السلام) کردن!

گریه کردن و به گریه انداختن در مورد امام حسین (علیه‌السلام) برابر با پاداش بهشت شمرده شده است. از امام صادق(علیه‌السلام) نقل است که فرمودند: مَن أنشد فی الحسین (علیه‌السلام) بیتاً مِن شعرٍ فبکی أو تباکی فله الجنّه؛ هر کس که درباره امام حسین (علیه‌السلام) بیتی بسراید پس گریه کند یا بگریاند بهشت از آن اوست!

به سادگی معلوم می‌شود که گریستن برای امام حسین (علیه‌السلام) و یا گریاندن دیگران در مورد آن حضرت از چه اجر عظیمی برخوردار است و می‌تواند آخرت فرد را تأمین نماید.

نام حسین(علیه‌السلام) نامی است جان سوز که در روز میلادش نیز دلها کربلایی می‌شود! آنچنان که پیامبر با قنداقه او به کربلا رفت و فاطمه و علی (علیهما‌السلام) نیز اشک بر دیدگان مبارکشان جاری گشت!

به همین دلیل در سیره بزرگان و علمای دین ما بسیار مرسوم و رایج بوده است که اشعاری را در مدح ائمه (علیهم‌السلام) و به خصوص امام حسین (علیه‌السلام) بسرایند و با آن اشعار فرهنگ عاشورا را زنده نگه دارند. از جمله مشهورین این اشعار که حتماً همه آن را بارها شنیده‌اند اشعار محتشم کاشانی درباره امام حسین (علیه‌السلام) است که با این بیت آغاز می‌شود:

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

 

این شعر حماسی و جان سوز شعری است که با یادآوری آن بوی محرم می‌آید! تعجب نکنید الآن محرم نیست بلکه ماه مبارک شعبان و روز میلاد امام حسین (علیه‌السلام) است. امّا نام حسین (علیه‌السلام) نامی است جان سوز که در روز میلادش نیز دلها کربلایی می‌شود! آنچنان که پیامبر با قنداقه او به کربلا رفت و فاطمه و علی (علیهما‌السلام) نیز اشک بر دیدگان مبارکشان جاری گشت!

بی مناسبت و بی دلیل هم نیست که در زیارت مخصوص این روز مبارک از خداوند به حق مولود این روز و اشک بر او درخواست می‌کنیم:

اللهم انی اسئلکَ بحَقّ المولود فی هذا الیوم، الموعود بشهادته قبل استهلاله و ولادته، بکنه السّماء و مَن فیها و الارضُ و مَن علیها و لَمّا لابِتَیها قتیل العَبَره و ...

ای خداوند از تو درخواست می‌کنم به حق مولود این روز (امام حسین علیه‌السلام) که پیش از آن متولد به یکتایی تو گواهی داد و هنوز قدم به سنگلاخ دنیا نگذارده که آسمان و زمین و هرچه در اوست بر مظلومیتش گریست، کشته شد تا خلق بر او بگریند...

کسی که نامش جان را می‌سوزاند و اشک را بر دیده روان می‌سازد.

روز میلادش بر شما مبارک باد...

 

رادفر- کارشناس ارشد گروه دین و اندیشه تبیان


منابع و مآخذ:

1- سفینه البحار، ج1، ص116.

2- مفاتیح الجنان- اعمال روز سوّم ماه شعبان.

3- فضایل و سیره چهارده معصوم در آثار استاد حسن زاده- عباس عزیزی.

4- نامه ها و برنامه ها، علامه حسن زاده آملی، ص269.

شهادت امام کاظم علیه السلام تسلیت باد

گذری کوتاه به زندگی امام کاظم علیه السلام

تاریخ تولد: آن حضرت روز یك شنبه ، هفتم ماه صفر، سال 128 هجرى قمرى  در روستائى به نام أبواء بین مكّه معظّمه و مدینه منوّره دیده به جهان گشود.

نام: موسى صلوات اللّه و سلامه علیه.

كنیه: ابوالحسن، ابوالحسن اوّل  ابوالحسن ماضى، ابوابراهیم، ابوعلىّ، ابواسماعیل ، ابواسحاق و... .

لقب: عبد صالح، كاظم، باب الحوائج، صابر، رجل، امین، عالم، زاهر، صالح، شیخ، وفىّ، نفس زكیّه، زین المجتهدین و... .

نقش انگشتر: حضرت داراى دو انگشتر بود، كه نقش هر كدام به ترتیب عبارتند از: "حَسْبِیَ اللّهُ"، "المُلْكُ لِلّهِ وَحَدَهُ".

پدر: امام جعفر، صادق آل محمّد صلوات اللّه علیهم.

مادر: حمیده مصفّاة اندلسى، دختر صاعد بربرى.

دربان: محمّد بن فضل ، مفضّل بن عمر را گفته‌اند.

مدّت امامت: حضرت روز دوشنبه ، 25 شوّال ، سال 148 هجرى قمرى ، پس از شهادت پدر بزرگوارش ، در 20سالگى منصب امامت و زعامت جامعه اسلامى را به عهده گرفت و تا سال 183 هجرى ، امامت آن حضرت به طول انجامید.

مدّت عمر: آن حضرت مدّت 20 سال و بنابر نَقلى 19 سال، هم زمان با پدر بزرگوارش و مدّت 35 سال پس از آن ادامه حیات داد كه جمعا 55 سال طبق مشهور، عمرى با بركت و پر از مشقّت را سپرى نمود، گرچه بعضى عمر آن حضرت را تا 58 سال نیز گفته‌اند.

علّت زندانى شدن: در آن سالى كه هارون الرّشید به سفر حجّ رفت و در كنار قبر حضرت رسول صلى الله علیه و آله جمعى از بنى هاشم و از آن جمله امام موسى كاظم علیه السلام را دید، كه جهت زیارت قبر آن حضرت حضور دارند.

هنگامى كه هارون الرّشید نزدیك قبر مطهّر رسید، گفت : "السّلام علیك یا رسول اللّه ! یا بنى عمّى!" یعنى؛ سلام بر تو اى رسول خدا!اى پسر عمویم. در همین حال، امام موسى كاظم علیه السلام جلو آمد و هنگامى كه نزدیك قبر مطهّر رسید؛ اظهار داشت: "السّلام علیك یا أبة!" یعنى ؛ سلام بر تو اى پدر.

هارون الرّشید با دیدن چنین صحنه‌اى ، چهره خود را درهم كشید و كینه و عداوت آن حضرت را بر دل گرفته و مصمّم بر تحقیر و قتل حضرت شد.

مضافا بر آن كه سخن چینان دنیاپرست و ریاست طلب - كه در هر زمان بوده و هستند - از موقعیّت سوء استفاده كرده و در هر فرصت مناسبى بر علیه آن حضرت نزد هارون بدگوئى و سخن چینى نموده و او را بر علیه حضرت ، تحریك مى كردند.

تا آن كه هارون به بغداد مراجعت كرده و دستور جلب آن حضرت را صادر كرد؛ و حضرتش را در بصره زندانى گرداند.

و چون مدّتى را در آن جا سپرى نمود، به بغداد منتقل شده ؛ و در زندانى مخوف و وحشتناك تحت انواع شكنجه هاى جسمى و روحى محبوس ‍ گردید.

عامل شهادت: بنابر مشهور حضرت توسّط سِندى بن شاهك ؛ و به دستور هارون الرّشید مسموم گردید؛ و در روز جمعه، 25 رجب ، سال 183 هجرى قمرى (4) در زندان بغداد به شهادت رسید؛ و جسد مطهّرش در قبرستان بنى هاشم كاظمین دفن گردید.

سلاطین هم عصر حضرت: دوران امامت آن حضرت هم زمان بود با حكومت منصور دوانیقى ، محمّد مهدى عبّاسى ، هادى عبّاسى ، هارون الرّشید.

تعداد فرزندان: مرحوم سیّد محسن امین رحمة اللّه علیه تعداد 18 پسر و 19 دختر از فرزندان امام موسى كاظم علیه السلام را نام برده است ؛ ولى بعضى دیگر گفته اند: آن حضرت داراى 37 دختر و 23 پسر بوده است .

نماز آن حضرت: دو ركعت است ، در هر ركعت پس از قرائت سوره حمد، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده مى شود.(5)

و پس از پایان سلام نماز، تسبیحات حضرت فاطمه زهراء علیهاالسلام گفته مى شود؛ و سپس حوائج و خواسته‌هاى خویش را از درگاه خداوند متعال تقاضا نموده ، كه ان شاء اللّه بر آورده خواهد شد.

لحظه ای تفکر ...

آقای مجتهدی فرمودند: در ایّام نوجوانی که به مدرسه می رفتم در بین راه به فقرا کمک می کردم. یک روز که از مدرسه برمی گشتم در بین راه پیرزنی را دیدم که مقداری اسباب و اثاثیه در دست دارد او از من خواهش کرد که کمکش کنم و اثاثیه را به من داده و از جلو حرکت کرد تا به منزلی رسیدیم. سپس درب را باز کرده و وارد خانه شد. من نیز همراه او داخل شدم، که ناگهان درب بسته شد و با چند دختر جوان روبرو شدم، آن ها گفتند: شما به یوسف تبریز مشهور هستید و ما از شما خواسته هایی داریم که اگر انجام ندهید شما را رسوا  خواهیم کرد. ایشان می فرمودند: یک لحظه تأمّل کرده و نگاهی به اطراف انداختم، ناگهان چشمم به پله هایی افتاد که به بام منتهی می شد، بلافاصله با سرعت به طرف پلّه دویده و به پشت بام رفتم، آن ها هم به دنبال من به پشت بام آمدند. با این که ساختمان سه طبقه ی عظیمی بود و دیوارهای بلندی داشت، با گفتن یک یا علی، بی درنگ از پشت بام خود را به داخل باغی که جنب خانه قرار داشت پرتاب کردم. همین که در حال سقوط بودم دو دست زیر کف پاهایم قرار گرفت و مرا به آرامی پائین آورد. ایشان می فرمودند: از آن موقع تا الآن پاهایم را بر زمین نگذاشته ام و هنوز روی آن دست ها راه می روم.

عجايب اعداد در قرآن كريم


کلمات و دفعات تکرار در جمع آیات قرآن مجید
دنیا (یکی ازنام های زندگی): ١١۵، آخرت (نامی برای زندگی پس از این جهان): ١١۵
ملائکه: ٨٨ ، شیاطین: ٨٨
زندگی: ١۴۵ ، مرگ: ١۴۵
سود: ۵٠ ، زیان: ۵٠
ملت (مردم):۵٠، پیامبران: ۵٠
ابلیس(پادشاه شیاطین): ١١ ، پناه جوئی از شرّ ابلیس: ١١
مصیبت: ٧۵ ، شکر: ٧۵
صدقه: ٧٣ ، رضایت: ٧٣
فریب خوردگان (گمراه شدگان): ١٧ ، مردگان (مردم مرده): ١٧
مسلمین: ۴١ ، جهاد : ۴١
طلا: ٨ ، زندگی راحت: ٨
جادو: ۶٠ ، فتنه: ۶٠
زکات: ٣٢ ، برکت: ٣٢
ذهن : ۴٩ ، نور: ۴٩
زبان: ٢۵ ، موعظه (گفتار، اندرز): ٢۵
آرزو: ٨ ، ترس: ٨
آشکارا سخن گفتن (سخنرانی): ١٨ ، تبلیغ کردن: ١٨
سختی: ١١۴ ، صبر: ١١۴
محمد (صلوات الله علیه): ۴ ، شریعت (آموزه های حضرت محمد (ص)): ۴
مرد: ٢۴ ، زن: ٢۴

سرعت گیری به نام توبه

پدال گاز را بیشتر فشار دادم و با سرعت بیشتری در حرکت شدم از شیشه افراد پیاده در خیابان و گاه نشسته در کناری را می دیدم،
مسیر پر از سرعت گیر هایی بود که مرا مجبور به کاستن سرعتم می کردن و این خود مایه عصبانیت من می شد!
این شد که تصمیم گرفتم روی سرعت گیر ها ترمز نگیرم.
تنها در ماشین نشسته بودم و به کار هایم فکر می کردم و دلخوش به صدای رادیو!
آخ! بازم سرعت گیر!!!
می خواستم موج رادیو را عوض کنم ناگهان با پیچ تندی مواجه شدم و با آن سرعت ماشین از کنترل من خارج شد و دیگر هیچ نفهمیدم!
الان فلج هستم و می نویسم که
با سرعت رانندگی نکنید!

در زندگی گاه با انسانهایی مواجه هستیم که نام اسلام را یدک می کشند و از آن هیچ نمی دانند و شاید می خواهند ندانند، که راحت تر برانند.
انسانها در زندگی به گونه های مختلفی مسیر خود را طی می کنند یکی با وسیله ای سریع، یکی پیاده و گاه یکی نشسته نشسته
ما که در مسیر اسلام بی وسیله نیستیم
خداوند تمام نیاز ها برای طی مسیر در اختیارمان قرار داده و کتابی روشن به نام قرآن و راهنمایی به نام اهل بیت(علیهم السلام)
برای طی مسیر زندگی گاه به سرعت گیر هایی به نام حرام مواجه می شویم!
و گاه خود باید متوقف شویم و مراقبه کنیم چگونه راه را طی کردیم؟!
زمانی هم که مسیری اشتباه را با سرعت طی کردیم با سرعت گیر توبه خود را متنبه می کنیم.
آنجا باید احترام بگذاریم و توجه کنیم که آن هشداری است برای ما نه آزار!
برای اینکه سالم بمانی و گاه حق دیگران را پایمال نکنی
در زندگی باید هم صحبت داشت کسی که نصیحتت کند و هوای تو را در غفلت ها و نگرانی ها داشته باشد
در زندگی نمی توان سر پایین و بدون توجه به اطراف حرکت کرد
چرا که سرانجامی دارد به نام مرگ که عمل بعدش هیچ فایده ای ندارد جز حسرت!
خیلی از مواقع باید بشینیم و کمی به گذشته خود فکر کنیم گاه باید ترمز بگیریم و گاه سرعت!

در زندگی باید به عابر پیاده ها هم احترام گذاشت.

یاحق

ام اامصائب

 

 

              

سر سلسله ی مهرو وفازینب وبس        چون آیتی از صبر خدا زینب و بس

در کوفه و شام وبلکه بر بام جهان           تکبیر قیام کربلا زینب وبس

 

 

اسدالله الغالب

 

یزید بن قعنب روایت می‌کند:
من و عباس بن عبد المطلب و جمعی از قبیله‌ی بنی عبدالعزی روبروی خانه‌ی کعبه در مسجدالحرام نشسته بودیم. اولین جمعه‌ی ماه رجب بود و سیل مردم پیر و جوان، دور خانه‌ی خدا در حال طواف بودند. در این هنگام فاطمه بنت اسد را دیدم که از درد زایمان رنج می‌برد، بی تابانه گرداگرد خانه می‌گشت، با انگشتان لرزانش به جامه‌ی کعبه می‌آویخت و در حالی که قطرات اشکش بر صورتش سرازیر بود، چنین می‌گفت: « پروردگارا! من به تو و همه‌ی پیامبران و کتاب‌هایی که از سوی تو آورده‌اند، ایمان دارم. گفتار جدم، ابراهیم خلیل را که این خانه را بنا کرد، تصدیق می‌کنم. به حق کسی که این خانه را بنا کرد و به حق این نوزادی که در شکم من است، ولادت او را بر من آسان گردان.»

ناگهان قسمت پشت کعبه شکافت، فاطمه به داخل خانه رفت و از دید پنهان شد. سپس دیوار خانه مثل اولش به هم پیوست.
ما که شاهد این صحنه بودیم، خواستیم قفل در کعبه را باز کنیم، ولی در باز نشد. خبر به سرعت در شهر مکه پیچید و مردم در همه جا از این ماجرا سخن می‌گفتند.

سه روز از ماجرا گذشت و روز چهارم، فاطمه از جای همان شکاف، بیرون آمد. علی را در دست داشت و به مردم چنین گفت: « خدای متعال مرا بر زنان پیش از خودم برتری بخشید؛ زیرا آسیه خداوند را در جایی پرستش کرد که جز در صورت اضطرار، نباید در آنجا پرستشش کرد، و مریم دختر عمران  درخت خشکیده‌ی خرما را تکان داد و از آن رطب تازه خورد. ولی من به خانه‌‌ی خود خدا رفتم و میوه‌ی‌ بهشتی خوردم.

ولادت امام علی (ع)بر همه مبارک باد.
وقتی خواستم از خانه بیرون آیم، هاتفی ندا کرد که ای فاطمه، نام این مولود را علی بگذار که خدای علی اعلا می فرماید: من نام او را از نام خود گرفتم و به او ادب خود آموختم و او را بر علوم مشکل خویش آگاه ساختم؛ اوست که بت‌ها را در خانه من می‌‌شکند و بر فراز خانه‌ام اذان می‌گوید و مرا تقدیس می‌کند. وای بر کسی که با او دشمنی بورزد و نافرمانیش کند.

این همه مستجیر مال شماست                  التماس فقیر مال شماست

مرد دیروز حضرت امروز                            از احد تا غدیر مال شماست

تا خدا بوده تا خدایی هست                       لقب یا امیر مال شماست 

از تمامی فرش های زمین                            تکه ای از حصیر مال شماست  

از سر سفره ی مدینه فقط                            نمک و نان وشیر مال شماست

زندگی تو مثل مردم نیست                           نان تو از تبار گندم نیست

بی نظیر عرب بدون مثل                              آفتاب عجم بدون بدل

یا هو الظاهر و هوالباطن                              یا هوالآخر وهو الاول

تو رسیدی و وحشت افتاده است                     بر سر شانه های لات و هبل

اسدالله غزوه ی احزاب                                 یل میدان لحظه های جمل

مرد دلدل سوار روز احد                               آینه دار خشم عزوجل

الامان از سوار آمدنت                                   وقت با ذوالفقار آمدنت 

نام تو بوی سیب می آرد                              روی دلها بهار می کارد 

تو همان پیر مرد نخلستان                             پیر مردی که نان جو دارد 

ای که دلتنگ صبح زهرایی                              گریه ی چشم های تو دارد

اول کوچه ی بنی هاشم                                  روی تابوت شهر می بارد

غسل نیلی فاطمه هر شب                               خاطرات تو را می آزارد

هیچ کس مثل تو حبیب نداشت                          سر سفره نسیم نداشت

 

سروده  علی اکبر لطیفیان

  


 

ای شاه نجف فدای لطف و کرمت            جانم به فدای چارگوش حرمت

کی می شود از لطف بگویی یک بار        بعد از نجفم کربوبلا می برمت

سروده کمال مومنی

 

سه پند لقمان به پسرش

 

روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی.

اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!

دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی

و سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی

پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟

لقمان جواب داد:

اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد .

اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است .

و اگر با مردم دوستی کنی و در قلب آنها جای می گیری و آنوقت بهترین خانه های جهان مال توست

 

 

سالروز میلاد با سعادت امام جواد (ع) مبارکباد

 لذت و سختی!!!

گاهی آنقدر به لذت ها نزدیک می شویم که سختی را فراموش می کنیم

و گاه آنقدر به سختی نزدیک می شویم که لذت را فراموش می کنیم

بعضی می گویند سختی در راه آرمان و هدف خودش لذت است

پس برای لذت بردن از زندگی باید هدف داشت و کسی که سختی می کشد در واقع هدف ندارد

بزرگان ما، زندگی در دنیا را برای یک مومن به عنوان زندان معرفی کرده اند

چرا که مومن زندگی اش برای دیگران است و مبتلا به آزمایشات سخت و ایمانش اجازه نافرمانی و تجاوز نمی دهد

از طرف دیگر مومن مورد ظلم قرار می گیرد و باید مصلحت اندیشی کند ناشناس است و باید هر حرفی را بشنود

بارها شنیده اید که می گویند “زندگی دنیایی زود گذر است.”

یعنی لذت و سختی در آن، فراموش می شود

عصبانیت شما برای کودک، با عذرخواهی بانمک او پایان می پذیرد و محبت به یک دوست با یک خشم لحظه ای به تنفر تبدیل می شود.

چه خوب است انسان تمام لذت و سختی دوران زندگی اش را به خاطر کسی انجام دهد که او هم برای لذت آن و سختی آن پاداش خواهد داد.

فرمود: شتان ما بین عملین عمل تذهب لذته و تبقى تبعته، و عمل تذهب موونته و یبقى أجره

چه قدر فرق بین این دو عمل است : عملی که برای لذت (حرام) زودگذر انجام می دهی و لحظه ای طول نمی کشد درحالی که مجازات آن باقی می ماند و عملی که با سختی (حلال) انجام می شود و آن هم رنج سختی اش مرتفع می شود ، در حالی که اجر و پاداشش باقی می ماند.

یادتون باشه سختی عبادت هم با تواضع برای خدا لذت هست.

فرمود: من تواضع قلبه لله لم یسآم بدنه من طاعة الله

هر که قلبش برای خدا تواضع داشته باشد بدنش از طاعت خدا خسته نمی شود