راستی . . . !

وبلاگ هیئت انصارالمهدی (عج) یکساله شد.

یا علی مدد

التماس دعا

وصيت نامه اميرمؤمنان(ع) و آخرين سفارشات به شيعيانش

وصيت نامه اميرمؤمنان(ع) و آخرين سفارشات به شيعيانش

ابوالفرج در مقاتل الطالبيين روايت كرده كه پس از ضربت خوردن امير مؤمنان، اطباى كوفه را به بالين آن حضرت آوردند و در ميان آنها هيچ يك در معالجه زخم و جراحى استادتر از اثير بن عمرو نبود و او متخصص در معالجه زخمها و جراحات بود و از جمله چهل نفر جوانى بود كه در زمان ابوبكر در عين التمر به دست خالد بن وليد اسير گشته و در كوفه ساكن شده بود.

. . .

به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

عید فطر

 

اَللّهُمَّ اَهْلَ الْكِبْرِياَّءِ وَالْعَظَمَةِ وَاَهْلَ الْجُودِ وَالْجَبَرُوتِ وَاَهْلَ الْعَفْوِ
خدايا اى اهل بزرگى و عظمت و اى شايسته بخشش و قدرت و سلطنت و اى شايسته عفو

وَالرَّحْمَةِ وَاَهْلَ التَّقْوى وَالْمَغْفِرَةِ اَسْئَلُكَ بِحَقِّ هذَا الْيَومِ الَّذى
و رحمت و اى شايسته تقوى و آمرزش از تو خواهم به حق اين روزى كه
جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمينَ عيداً وَلِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ ذُخْراً [وَشَرَفاً]
قرارش دادى براى مسلمانان عيد و براى محمد صلى الله عليه و آله ذخيره و شرف
وَمَزِيْداً اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تُدْخِلَنى فى كُلِّ خَيْرٍ
و فزونى مقام كه درود فرستى بر محمد و آل محمد و درآورى مرا در هر خيرى كه
اَدْخَلْتَ فيهِ مُحَمَّداً وَ الَ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تُخْرِجَنى مِنْ كُلِّ سُوَّءٍ اَخْرَجْتَ
درآوردى در آن خير محمد و آل محمد را و برونم آرى از هر بدى و شرى كه برون آوردى
مِنْهُ مُحَمَّداً وَ الَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ
از آن محمد و آل محمد را - كه درودهاى تو بر او و بر ايشان باد - خدايا از تو خواهم
خَيْرَ ما سَئَلَكَ مِنْهُ عِبادُكَ الصّالِحُونَ وَاَعُوذُ بِكَ مِمَّا اسْتَعاذَ مِنْهُ
بهترين چيزى را كه درخواست كردند از تو بندگان شايسته ات و پناه برم به تو از آنچه پناه بردند از آن
عِبادُكَ الْصّالِحُونَ 
بندگان شايسته ات
 

 

 

عید سعید فطر

عید پاداش به مومنان مبارک باد

پی نوشت ۱:عید فطر بر همه شما مبارک

پی نوشت۲:ماه رمضان هم تموم شد کا ش بتونیم آثار این ماه رو در خودمون نگه داریم وهیشه عطر این ماه رو به همراه داشته باشیم

پی  نوشت ۳:بعضی مراجع فردا دوشنبه ۳۰/۶/۸۸ را عید فطر دانسته اند  از جمله مراجع تقلیدی که  عید فطر بودن روز یکشنبه برایشان ثابت نشده است، می توان به آیات عظام شیخ لطف الله صافی گلپایگانی، سید عبدالکریم موسوي اردبيلي، سید محمد تقی مدرسی، سید صادق شیرازی، شیخ علی صافی گلپایگانی(وارث فقهي آيت الله بهجت)، شيخ وحيد خراساني، شیخ یوسف صانعی، شيخ حسينعلي منتظري، بیات زنجانی، شیخ بشیر نجفی، شیخ اسحاق فیاض، سید محمدسعید حکیم اشاره کرد.

گفتنی است حضرت آیت الله العظمی سید علی سیستانی نیز تابدین لحظه عيد بودن يکشنبه برايشان ثابت نشده است.

پی نوشت ۳:طبق استفتا از حضرات آیات صافی گلپایگانی و مکارم شیرازی وعده ای دیگر از مراجع تقلید کساني که امروز روزه خود را افطار کرده‌اند و عيد بودن امروز برايشان ثابت نشده بايد تا آخر امروز امساک نمايند ( از خوردن و آشاميدن خودداري کنند ) و بعدا قضاي آن را به جاي آورند.

 

خلاصه اینکه عیدتون مبارک

هیئت انصار المهدی


 

روزه شما چقدر می ارزد؟

 

روزه برای این است که انسان به تقوا برسد: ﴿لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ﴾[1]‎ . و انسان با تقوا دو درجه دارد: یکی همان بهشتی که در آن نعمتهای فراوان موجود است: ﴿إِنَّ المُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ﴾[2] و این برای لذایذ ظاهری است. یکی هم مقام عنداللهی شدن است ﴿فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِیکٍ مُقْتَدِرٍ﴾[3] در این مرحله دیگر سخن از سیب و گلابی نیست. چون جنت و نهر، مأکولات و مشروبات از آن جسم و بدن اوست امّا لقای حق برای روح اوست. این سرّ و باطن روزه است.

امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: «للصائم فرحتان، فرحة عند إفطاره وفرحة عند لقاء الله»[4] روزه‌دار دو وقت خوشحال است؛ یکی هنگام افطار و دیگری هنگام ملاقات با پروردگار. و در جای دیگر می‌فرماید: «للصائم فرحتان، حین یفطر وحین یلقی ربّه عزّوجلّ»[5] .

روزه‌دار در بعضی دعاها از خداوند، جمال تام می‌خواهد: «اللّهم إنّی أسألک من جمالک بأجمله وکُلّ جمالک جمیل»[6] .

                            

نظامی گنجوی شاعر معروف در تبیین عشق مجازی و حقیقی، می‌گوید: در پایان امر که لیلی مریض شد به مادرش وصیت کرده گفت: مادر پیام مرا به مجنون برسان و به او بگو: اگر خواستی به کسی علاقه‌مند شوی، به موجودی که با یک تب از بین می‌رود دل نبند.

حیف است که انسان به خودش و به غیر خدا و به هر آنچه که متغیّر است، دل ببندد؛ زیرا هر چه غیر خداست، در معرض زوال و تغییر است و نمی‌تواند جزای انسان باشد؛ جزای روزه دار، لقای حق است.

به ما گفته‌اند، جمال مطلق را در سحرهای ماه مبارک رمضان، بخواهید و به گوش دادن بسنده نکنید، زیرا گوش دادن غیر از خواستن است. چه مقام بلندی برای انسان میسور بود که به ما گفته‌اند: بگویید: «اللّهم إنّی أسألک من نورک بأنوره وکُلّ نورک نیّر» این ادعیه را در ماه مبارک رمضان به ما آموختند برای اینکه انسان روزه‌دار، لایق چنین سخن گفتن است و این دهان می‌تواند بگوید: «اللّهم إنّی أسألک من جلالک بأجلّه وکُلّ جلالک جلیل» .[7]

سخن از حور و غلمان، سیب و گلابی و جنّات و نهر نیست؛ بلکه سخن از کمالات معنوی است و این مقام برای انسان وجود دارد، اگر این مقامات برای ما نبود، دستور خواندن این دعاها را نمی‌دادند. پس می‌شود به آن مقام رسید؛ چون می‌توان روزه مستحبی گرفت و افطاری خود را به یک غیر مسلمان اسیر داد.

                             

بخشی از احکام فقه اسلامی احکام مربوط به «وقف» است، فقها گفته‌اند که انسان می‌تواند باغ، ملک یا مغازه‌ای را برای امرار معاش کافر وقف کند! و این خود عبادت است جزء اینکه کافر حربی باشد و مهدور الدم. از پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) نقل شده که فموده‌اند: «لکلّ کبدٍ حراء أجر»[8] در کتابهای فقهی به اطلاق این حدیث تمسک شده و گفته‌اند که: اگر انسان حیوان گرسنه‌ای را سر یا درنده‌ای را سیراب کند پاداش بهشت دارد.

اگر انسان روزهٴ مستحبی بگیرد و محصول دستاس خود را به صورت نان در بیاورد و به اسیر بدهد و بگوید ﴿إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ﴾[9] چرا که ﴿فَأَیْنََما تُوَلُّوْا فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ﴾[10] این ممکن است. اگر خدامتگزار خاندان عصمت، یعنی فضه خادمه در کار اطعام حضور دارد معلوم می‌شود ما هم می‌توانیم به این مقام برسیم و اگر خودمان را ارزان فروختیم ضرر کرده‌ایم.

ارزش انسان

روایت لطیفی را مرحوم کلینی از امام هفتم (سلام‌الله‌علیه) نقل فرموده، که مرحوم محقق داماد، در شرح آن بیان شیرینی دراد.

حدیث این است که حضرت فرمود: «إنّ أبدانکم لیس لها ثمن إلاّ الجنّة، فلا تبیعوها بغیرها»[11] بدن شما به اندازه بهشت می‌ارزد؛ آن را بهغیر بهشت نفروشید. که ضرر خواهید کرد.

مرحوم محقق داماد می‌فرماید: این روایت ناظر به آن است که روحتان فوق بهشت است. روح را باید به «جنّة اللّقاء» بدهید. روحتانبایستی به ﴿عِندَ مَلِیکٍ مُقْتَدِرٍ﴾[12] برسد و بهترین راه برای عند اللهی شدن روزه گرفتن است [13]

باطن روزه به صورت لقای خدا ظهور می‌کند و برای انسان، همتی بالاتر از لقای حق فرض ندارد. چون انسان موجودی ابدی است که هرگز از بین نمی‌رود، بلکه در نهایت از عالمی به عالم دیگر منتقل می‌شود. اگر باطن روزه نصی او شد، پیوسته در محضر حق است؛ بدون اینکه از حضور دایمی رنج ببرد. یکنواختی در بهشت رنج‌آور نیست، اصولاً در آنجا رنجی وجود ندارد؛ خواه بهشت ظاهری که ﴿جَنَّاتٌ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ﴾[14] باشد یا بهشت معنوی. انسان بدون اینکه رنج و خستگی و تشنگی و گرسنگی را بچشد، لذت سیری را احساس می‌کند؛ وضعیت بهشت مانند دنیا نیست.

__________________

1ـ سورة بقره، آیة ۱۸۳/

2ـ سورة قمر، آیة ۵۴/

3ـ سورة قمر، آیة ۵۵/

4ـ وسائل الشیعة، ج۱۰، ص۴۰۳/

5ـ روضة المتقین، ج۳، ص۲۲۶؛ وسائل الشیعة، ج۱۰، ص۴۰۰/

6ـ مفاتیح الجنان، دعای سحر.

7ـ مفاتیح الجنان، دعای سحر.

8ـ بحارالانوار، ج۷۱، ص۳۷۰/ مرحوم محقق می‌فرمایید: «یجوز الصدقة علی الذمّی وإن کان أجنبیاً لقوله(صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) «علی کل کبدٍ حراء اجر» (شرایع الاسلام، کتاب الصدقة). این مسئله از باب انسان‌دوستی است نه برای تقویت و مرام آنان. گواه این مطلب آن است که مرحوم محقق، وقف بر کنیسه و معابد اهل کتا را جایز نمی‌داند. برای توضیح بیشتر. ر . ک: جواهر الکلام، ج۲۸، ص۳۰؛ بحارالانوار، ج۷۱، ص۳۷۰ و ۳۷۱/

9ـ سورة دهر، آیة ۹/

10ـ سورة بقره، آیة ۱۱۵/

11ـ الکافی، ج۱، ص۱۹، ح۱۲/

12ـ سورة قمر، آیة ۵۵/

13ـ «جعل (علیه‌السلام) الجنّة ثمن البدن، إشارة إلی أنّ ثمن جوهر النفس المجرّدة هو الله سبحانه فکأنه (علیه‌السلام) قال: أما إنّ أبدانکم ثمنها الجنّة فلا تبیعوها وأمّا نفوسکم المجرّدة وأرواحکم القدسیّة فإنّما ثمنها هو الله سبحانه والفناء المطلق فیه وفی مشاهدة نور وجه الکریم فلا تبیعوها بغیره» (تعلیقه میرداماد بر اصول الکافی، ص۳۸).

14ـ سورة آل‌عمران، آیة ۱۵/

برگرفته از :

بیانات آیت الله جوادی آملی

 

شب قدر

 


شب قدر واژه‌ای قرآنی است. این شب در قرآن، در سوره قدر، با صفت «مباركه» یاد شده و بهتر از هزار ماه دانسته شده است. « انا انزلنه فی لیله مباركه» و «لیله القدر خیر من الف شهر »

(ما قرآن را در شب مبارك فرو فرستادیم) و (شب قدر از هزار ماه برتر است) .

 

در شب قدر، همه امورات عالم اندازه‌گیری می‌شود و به تصویب حجت خدا در هر زمان می‌رسد. دقیقاً معلوم نیست شب قدر كدام شب است؛ گروهی آن را در طول سال محتمل می‌دانند و گروهی در ماه رمضان، گروهی یكی از 12 شب آخر این ماه و گروهی یكی از شب‌های بیست و یكم، بیست و سوم و نوزدهم ماه رمضان را شب قدر می‌دانند. شیعیان نیز عموماً شب بیست و سوم را شب قدر می‌دانند.

این شب دارای اعمال فراوانی است كه در كتب دعایی مذكور است. خوابیدن در شب قدر مذموم و شب‌زنده‌داری در آن مستحب است.

بنا بر روایات، روز قدر هم به اندازه شب قدر ارجمند است. دعا و استغفار در شب قدر، وظیفه دانسته شده است و رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم بر دعا در آن و طلب عافیت از خداوند تأكید فرموده است.

 

 

 
 
 

فضیلت شب قدر

شب قدر از شب‌های مقدس و متبرك اسلامی است. خداوند در قرآن مجید از آن به بزرگی یاد كرده و سوره‌ای نیز به نام «سوره قدر» نازل فرموده است.

در تمام سال، شبی به خوبی و فضیلت شب قدر نمی‌رسد. این شب شب نزول قرآن، شب فرود آمدن ملائكه و روح نیز نام گرفته است.

عبادت در شب قدر برتر از عبادت هزار ماه است. در این شب، مقدرات یك سال انسان‌ها و روزی‌ها، عمرها و امور دیگر مشخص می‌شود.

ملائكه در این شب بر زمین فرود می‌آیند، نزد امام زمان علیه السلام می‌روند و آنچه را برای بندگان مقدر شده بر ایشان عرضه می‌دارند.

شب‌زنده‌داری و تلاوت قرآن و مناجات و عبادت در این شب، بسیار توصیه و تأكید شده است.

در بعضی از تفاسیر آمده است كه روزی پیامبر اكرم فرمود:«یكی از بنی اسرائیل لباس جنگ پوشید و هزار ماه (هشتاد سال) از تن بیرون نیاورد و پیوسته مشغول یا آماده جهاد فی سبیل الله بود.»

یاران پیامبر تعجب كردند و آرزو كردند چنین فضیلت و افتخاری برای آنها نیز میسر شود؛ در این هنگام بود كه سوره قدر نازل شد و بیان شد كه « شب قدر از هزار ماه عبادت و جهاد برتر است.»

در شب قدر  ما رو  از دعای خیرتون محروم نکنید

یادمون باشه که افضل دعاهای امشب ظهور مهدی فاطمه است

برای ظهورش دعا کنیم

 

میلاد امام حسن مجتبی

 باز  قلبم  از  مدینه  یاد  کرد        در غریبی حسن فریاد کرد

مرغ روحم پر کشید از آشیان      جانب آن تربت بی سایبان

برد ما را  پشت  دیوار   بقیع         پشت دیوار  دل آزار بقیع

 

 

 الف) امام در نگاه پیامبر صلی الله علیه و آله 

امام حسن مجتبی علیه السلام کودک بود که پیامبر بزرگوار اسلام از او به عظمت و بزرگی یاد می کرد. به یقین این برخوردهای محبت آمیز که هیچ گاه در زمان خاص و یا در محدوده خاصی ابراز نمی شد، نشان دهنده این بود که آن حضرت می خواست نقاب از چهره امام حسن علیه السلام کنار زده و شخصیت والای او را بیش از پیش، به مسلمانان معرفی کند.

او تحفه ای است از خداوند جهان برای من؛ از من خبر خواهد داد و مردم را با آثار باقی مانده از من آشنا خواهد کرد. سنت مرا زنده خواهد کرد و افعال و کردارش نشانگر کارهای من است. خداوند عنایت و رحمتش را بر او فرو فرستد. رحمت و رضوان خداوند بر کسی باد که حق او را بشناسد و به خاطر من به او احترام نموده و نیکی کند.

 مصلح بزرگ 

مورخان نوشته اند که: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله ضمن اظهار محبت به امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود: همانا حسن ریحانه من است. و این فرزندم سید و بزرگ است و به زودی خداوند به دست او بین دو گروه مسلمان، صلح بر قرار خواهد کرد."­ 

ناگفته نماند که این سخن، یک پیشگویی از رسول خدا صلی الله علیه و آله بود که در آینده بین دو گروه از مسلمانان جنگ و خونریزی خواهد شد و امام حسن علیه السلام بین آن دو صلح و دوستی برقرار خواهد کرد.

طبق نقل تاریخ، امام حسن مجتبی علیه السلام با مشاهده خیانت یاران و فراهم نبودن زمینه جنگ با معاویه، خیر و صلاح امت را در این دیدند که از درگیر شدن با معاویه خود داری کرده و با صلح  پیشنهادی معاویه، موافقت کنند؛ و در اثر این صلح، هم مسلمانان را از شر هجوم خارجیان نجات دادند و هم از جنگ و خونریزی جلوگیری کردند.

پاسخ به سوالات مرد شامی 

روزی یک فرد شامی، نزد امام حسن علیه السلام آمد و خود را از پیروان امیرمومنان معرفی کرد. حضرت به وی فرمود: "تو از پیروان ما نیستی بلکه برای پادشاه کشور روم سوال هایی پیش آمده و پیکش را نزد معاویه فرستاده، او در جواب عاجز مانده، تو را به نزد ما فرستاده است.

پیش از آن که مرد شامی سوالات خود را مطرح کند، کند، امام حسن علیه السلام لب به سخن گشود و فرمود: "آمده ای که چنین سوال هایی را مطرح کنی: فاصله بین حق و باطل چه قدر است؟ بین آسمان و زمین چه قدر فاصله است؟ قوس و قزح چیست؟ کدام چشمه و چاه است که ارواح مشرکان در آن جمع هستند؟ ارواح مومنان در کجا جمع می شوند؟ خنثی کیست؟ کدام ده چیز است که هر یک سخت تر از دیگری است؟"

 

مرد عرض کرد:" یا بن رسول الله! درست است، پرسش های من همین هاست که فرمودید. سپس امام در حضور پدر به تمام آن پرسش ها پاسخ گفت. وقتی مرد شامی این پاسخ ها را شنید، گفت: گواهی می دهم که تو فرزند رسول خدایی و همانا علی بن ابی طالب سزاوارتر است برای خلافت و جانشینی رسول خدا از معاویه...

 

هیئت انصارالمهدی  میلاد امام حسن مجتبی مولود نیمه شعبان را به تمامی شیعیان تبریک عرض می نماید .

قرآن امام یا مصحف عثمانی

 

قرآن كاتبانی داشت كه وقت نزول، یا حاضر بودند و یا برای كتابت آن فراخوانده می‌شدند؛ تا در حضور پیغمبر اكرم (ص) و با القای شفاهی ایشان كه به ترتیل- یعنی شمرده و بی شتاب - خوانده می شد، آن را بنویسند.

به ندرت قرآن را بر روی كاغذ و غالباً به دلیل كمبود آن بر روی تخته پاره‌ها، استخوان های پهن، پوست ها و لوح های سنگی می‌نوشتند. تنظیم سوره‌ ها و نظم آیات به دستور پیغمبر اكرم (ص) بود. نام سوره‌ ها را پیامبر خود معین می‌كرد.

صندوق یا محفظه‌ای برای نگهداری پاره های قرآن مكتوب نبود؛ بلكه این مجموعه زیر بالش حضرت كه - كیسه‌ای پر از كاه بود- نگهداری می شد.

نظم آیات قرآن از حیث تقدم و تأخر، بر اوقات نزول وحی، منطبق نبود و پس از پیامبر(ص) كسی جز علی(ع) تقدیم و تأخیر زمانی آیات را نمی دانست.

سوای از كاتبان وحی، گروه‌های بسیاری از صحابه نیز بخش هایی از قرآن را در حافظه داشتند. چون هفتاد تن از این حفّاظ و قرّاء، در بئر معونه شهید شده بودند، بیم آن می‌رفت كه اگر قرآن همانند كتابی محفوظ در میان دو جلد، فراهم نشود، ضایعاتی به بار آید. پس از رحلت پیغمبر اكرم (ص)، خلیفه اول، به فكر انجام این كار افتاد؛ لذا محور كار را زید بن ثابت قرار داد.

زید در آغاز از دست زدن به این كار مهم، ابا داشت، به این گمان كه فرا هم ساختن قرآن بدعت است. خلیفه بر اساس سیاستی كه بر مبنای دور نگه داشتن علی (ع) و خاندان پیغمبر (ص) از صحنه استوار بود، امیرالمؤمنین (ع) را برای انجام این مهم دعوت نكرد.

نظم آیات قرآن از حیث تقدم و تأخر، بر اوقات نزول وحی، منطبق نبود و پس از پیامبر(ص) كسی جز علی(ع) تقدیم و تأخیر زمانی آیات را نمی دانست.

برای ثبت هر آیه از روی همان فیش های مكتوب در زمان پیغمبر (ص) می نوشتند؛ اما جهت اطمینان یافتن افكار عمومی، برای ثبت هر آیه می‌بایست دو شاهد بر استماع آن از پیغمبر(ص) گواهی می‌داد. به هر حال این نسخه قرآن پس از جمع و تدوین، تا چندین سال در خانه حفصه، همسر پیغمبر(ص)، حفظ و نگهداری می‌شد.

چون فتوحات اسلام گسترش یافت، حذیفه بن یمان، صحابی پیغمبر در ارمنستان، متوجه شد كه اختلاف قرائات تا جایی رسیده كه دیگر خطرناك است، پس با شتاب خود را به مدینه رساند و به عثمان خلیفه سوم، هشدار داد تا در اسرع وقت این آسیب را مهار كند و از این همه اختلاف در قرائت جلوگیری به عمل آورد.

عثمان قبول كرد و چند تن از صحابه را با زید بن ثابت برای این كار مأمور ساخت. مصحف موجود در نزد حفصه و دیگر نسخه‌های شخصی را فراهم آوردند؛ البته بعضی نیز مانند ابن مسعود از دادن نسخه خود سر باز زدند. در مجموع با مطابقت مصحف موجود و شهادت شهود و اطلاعات به دست آمده، «قرآن امام» یا «مصحف عثمانی» را جمع و نامگذاری و پنج نسخه از آن استنساخ نمودند و چون آن نسخه‌ها فاقد اعراب و به روایتی نقطه بودند و در آنها بعضی اختلاف قرائات به صورت نسخه بدل ثبت شده بود، برای جبران به همراه هر نسخه، یك قاری آشنا به قرائت صحیح، به شهرهای بزرگ اسلامی یعنی: شام، كوفه، مصر، یمن، مكه و مدینه اعزام و باقی نسخ متفرق را آتش زدند تا منشأ اختلاف نشوند.

 

نویسنده : مرحوم آیت الله سیدعلی كمالی دزفولی

 

پاسخ قرآنی به ادعای وزیری گستاخ

 

یک داستان جالب وپند آموز از عمومیت داشتن وگسترده بودن قرآن خوندم خواستم شما هم اونو بخونید

                              

میرزا طاهرِ ملقب به وحید، یكى از وزراى المقتدر عباسى است او مردى شاعر ،ثروتمند، صاحب فرزندان زیاد و یكى از مقربان دستگاه خلافت بود.

وى با همه این اوصاف، شخص مغرور، جاه طلب و گستاخ بود او علاوه بر، جسارت در برابر علماء و ائمه اطهارعلیهم السّلام در مقابل قرآن نیز اظهار بى اعتنائى و عناد نموده و در هنگام تلاوت قرآن، بر آیات آن اشكال گرفته و نقض وارد مى كرد. روزى در یك مجلس عمومى، كه جمع كثیرى از طبقات مختلف مردم حضور داشتند؛ از روى تمسخر و استهزاء اظهار داشت : خداوند در قرآن گفته : (وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ اِلاّ فى كِتابٍ مُبینٍ.)(1): هیچ تر و خشكى نیست، مگر اینكه در كتاب مبین و قرآن كریم بیان شده است ؛ و بعد خطاب به حاضران گفت : “شما بگوئید، آیا بعنوان نمونه در قرآن مرا یاد كرده است ؟ من در هیچ جاى قرآن، نام خود را نیافتم و از من یادى نشده است .” در برابر این كلام توهین آمیز، كسى را یاراى سخن گفتن نبود؛ هیچكس حرفى نزد.

طلبه فاضلى كه به ظاهر فقیر و ضعیف مى نمود و در آخر مجلس نشسته بود؛ وقتى این كلام را شنید، اندیشه اى مثل برق، در ذهنش خطور كرده و با توسل به عنایات خداوند بپا خاسته و گفت : “جناب وزیر! اگر اجازه بفرمائید، من پاسخ شما را بگویم .” گفت : “البته كه بگو!.” طلبه گفت : “بلى نام شما در قرآن هست، بلكه خداوند تبارك و تعالى، بعد از ذكر نام شما چندین آیه هم، در توصیف شما آورده است !”

وحید، با كمال ناباورى و تعجب پرسید: “در كجاى قرآن !؟”

طلبه با شهامت تمام و با لحنى دل انگیز و مناسب، شروع كرد به خواندن آیات قرآن:

... ذَرْنى وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحیداً وَ جَعَلْتُ لَهُ مالاً مَمْدُوداً وَ بَنینَ شُهُوداً وَ مَهَّدْتُ لَهُ تَمْهیداً ثُمَّ یَطْمَعُ اَنْ اَزیدَ كَلاّ اِنَّهُ كانَ لاَِّیاتِنا عَنیداً سَاُرْهِقُهُ صَعُوداً اِنَّهُ فَكَّرَ وَ قَدَّرَ فَقُتِلَ كَیْفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَیْفَ قَدَّرَ ثُمَّ نَظَرَ ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ ثُمَّ اَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ فَقالَ اِنْ هذا اِلاّ سِحْرٌ یُؤْثَرُ اِنْ هذا اِلاّ قَوْلُ الْبَشَرِ سَاُصْلیهِ سَقَرَ ...(2)”

ترجمه: اى رسول ما! مرا با كسى كه لقب او وحید(3) است و او را من آفریده ام، واگذار!- و مال فراوان و پسران آماده به خدمت، براى او قرار دادم - وسائل زندگى را از هر لحاظ براى او فراهم كردم .- باز هم طمع دارد كه بر او بیفزایم .- هرگز، چنین نخواهد شد؛ چرا كه او نسبت به آیات ما، دشمنى مى ورزد.- و بزودى او را مجبور مى كنم كه از قُلّه عذاب، بالا رود.-او براى مبارزه با قرآن، اندیشه كرد و مطلب آماده ساخت .- مرگ بر او باد، چگونه براى مبارزه با حق مطلب را آماده كرد؟!- باز هم مرگ بر او، چگونه مطلب و نقشه شیطانى خود را آماده نمود؟!- سپس نگاهى افكند- بعد چهره درهم كشید و عجولانه دست بكار شد- سپس پشت به حق كرد و تكبر ورزید.- و سرانجام گفت : “این قرآن چیزى، جز افسون و سحرى، همچون سحرهاى پیشینیان، نیست .- این فقط، سخن انسان است نه گفتار خدا.” امّا بزودى، او را وارد دوزخ خواهم كرد.

وقتى وزیر گستاخ، این آیات نورانى را از زبان آن طلبه پاكدل و متدین شنید؛ آنچنان متاثر شد كه گوئى، خداوند متعال این آیات را همان ساعت، مستقیماً در شان او نازل كرد و همان ساعت خود را، در برابر عذاب دردناك الهى، احساس كرد. از همان لحظه، خوف و واهمه، بر جانش شرر انداخته و لرزه بر اندامش افتاد و بعد از سه شبانه روز كه در همان حال بسر مى برد؛ در روز چهارم درگذشت.(4)

__________________

1- انعام / 59.

2- مدثر / از 11 - 26.

3- اشتباه نشه که ، مراد از وحید، به فرمایش مرحوم فیض در تفسیر صافى (5 / 246) بنابر قولى ، ولید بن مغیره عموى ابوجهل است كه ملقب ، به ((وحید)) بود.

4- الخزائن / 44.

منبع: جلوه هائى از نور قرآن در قصه ها و مناظره ها و نكته ها، عبدالكریم پاك نیا

 

در ماه رمضان ما رو هم از دعای خیرتون  محروم نکنید

 

مسابقه

ویژه ماه مبارک رمضان

مسابقه ای قرآنی با جوایزی ارزنده 

شرکت در این مسابقه برای عموم آزاد است

***برای شرکت در مسابقه به ادامه مطلب بروید***

 

ادامه نوشته

نصایح زیبای زرتشت به پسرش

نصایح زیبای زرتشت به پسرش!

-آنچه را گذشته است فراموش كن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر
-قبل از جواب دادن فكر كن
-هیچكس را تمسخر مكن
-نه به راست و نه به دروغ قسم مخور
-به شرر و دشمنی كسی راضی مشو
-تا حدی كه می‌توانی، از مال خود داد و دهش نما
-كسی را فریب مده تا دردمندنشوی
-از هركس و هرچیز مطمئن مباش
-فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی
-بیگناه باش تا بیم نداشته باشی
-سپاس دار باش تا لایق نیكی باشی
-با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی
-راستگو باش تا استقامت داشته باشی
-متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی
-دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی؟
-معروف باش تا زندگانی به نیكی گذرانی
-دوستدار دین باش تا پاك و راست گردی
-مطابق وجدان خود رفتار كن كه بهشتی شوی
-سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی
-روح خود را به خشم و كین آلوده مساز
-هرگز ترشرو و بدخو مباش
-در انجمن نزد مرد نادان منشین كه تو را نادان ندانند
-اگر خواهی از كسی دشنام نشنوی كسی را دشنام مده
-دورو و سخن چین مباشانجمن نزدیك دروغگو منشین
-چالاك باش تا هوشیار باشی
-سحر خیز باش تا كار خود را به نیكی به انجام رسانی
-با هیچكس و هیچ آیینی پیمان شكنی مكن كه به تو آسیب نرسد
-مغرور و خودپسند مباش، زیرا انسان چون مشك پرباد است و اگر باد آن خالی شود چیزی باقی نمی‌ماند

تو گفتی . . .

تنها بازمانده يك كشتی شكسته توسط جريان آب به يك جزيره دورافتاده برده شد، او با بيقراری به درگاه خداوند دعا می‌كرد تا او را نجات بخشد، او ساعتها به اقيانوس چشم می‌دوخت، تا شايد نشانی از كمك بيابد اما هيچ چيز به چشم نمی‌آمد.

سرآخر نااميد شد و تصميم گرفت كه كلبه ای كوچك خارج از كلك بسازد تا از خود و وسايل اندكش را بهتر محافظت نمايد، روزی پس از آنكه از جستجوی غذا بازگشت، خانه كوچكش را در آتش يافت، دود به آسمان رفته بود، بدترين چيز ممكن رخ داده بود، او عصباني و اندوهگين فرياد زد: «خدايا چگونه توانستی با من چنين كنی؟»

صبح روز بعد او با صدای يك كشتی كه به جزيره نزديك می‌شد از خواب برخاست، آن می‌آمد تا او را نجات دهد.

مرد از نجات دهندگانش پرسيد: «چطور متوجه شديد كه من اينجا هستم؟»

آنها در جواب گفتند: «ما علامت دودی را که فرستادی، ديديم!»

آسان می‌توان دلسرد شد هنگامی كه بنظر می‌رسد كارها به خوبی پيش نمی‌روند، اما نبايد اميدمان را از دست دهيم زيرا خدا در كار زندگی ماست، حتی در ميان درد و رنج.

دفعه آينده كه كلبه شما در حال سوختن است به ياد آورید كه آن شايد علامتی باشد برای فراخواندن رحمت خداوند.

برای تمام چيزهای منفی كه ما بخود می‌گوييم، خداوند پاسخ مثبتي دارد،

تو گفتی «آن غير ممكن است»، خداوند پاسخ داد «همه چيز ممكن است»،

تو گفتی «هيچ كس واقعاً مرا دوست ندارد»، خداوند پاسخ داد «من تو را دوست دارم»،

تو گفتی «من بسيار خسته هستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو آرامش خواهم داد»،

تو گفتی «من توان ادامه دادن ندارم»، خداوند پاسخ داد «رحمت من كافی است»،

تو گفتی «من نمی‌توان مشكلات را حل كنم»، خداوند پاسخ داد «من گامهای تو را هدايت خواهم كرد»،

تو گفتی «من نمی‌توانم آن را انجام دهم»، خداوند پاسخ داد «تو هر كاری را با من می‌توانی به انجام برسانی»،

تو گفتی «آن ارزشش را ندارد»، خداوند پاسخ داد «آن ارزش پيدا خواهد كرد»،

تو گفتی «من نمی‌توانم خود را ببخشم»، خداوند پاسخ داد «من تو را ‌بخشیده ام»،

تو گفتی «من می‌ترسم»، خداوند پاسخ داد «من روحی ترسو به تو نداده ام»،

تو گفتی «من هميشه نگران و نااميدم»، خداوند پاسخ داد «تمام نگرانی هايت را به دوش من بگذار»،

تو گفتی «من به اندازه كافی ايمان ندارم»، خداوند پاسخ داد «من به همه به يك اندازه ايمان داده ام»،

تو گفتی «من به اندازه كافی باهوش نيستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو عقل داده ام»،

تو گفتی «من احساس تنهايی می‌كنم»، خداوند پاسخ داد «من هرگز تو را ترك نخواهم كرد»،

اين پيام را به ديگران نيز بگوييد، شاید یکی از دوستان شما هم اکنون احساس می‌كند كه كلبه اش در حال سوختن است

ماه رمضان

 

 

این دهان بستی دهانی باز شد
تا خورند
ای لقمه های راست شد

لب فرو بند از طعام و از شراب
سوی خان آسمانی کن شتاب

گر تو این انبان ز نان خالی کنی
پر ز گوهرهای اجلالی کنی

شرط جان از شیر شیطان باز کن
بعد از آنش با ملک انباز کن

چند خوردی چرب و شیرین از طعام
امتحان کن چند روزی در صیام

چند شبها خواب را گشتی اسیر
یک شبی بیدار شو دولت بگی

 

( در ساعت ملكوتي افطار ما را هم دعا كنيد )

وب‌سایتی برای ختم قرآن مجید

 

گفتیم چون ماه ماه قرآنه باید ما هم قدمی برداریم به همین دلیل  این وب سایت رو به شما معرفی می کنیم  تمید که شما هم در این طرح نورانی سهیم بشین

                                                   

وب‌سایت (ختم قرآن مجید)به نشانی: http://www.ghorany.com به صورت كاملاً مردمی دانشجویی،  توسط گروهی از دانشجویان و جوانان و شیفتگان به قرآن برای ترویج فرهنگ قرآن‌خوانی بین آحاد مردم به خصوص جوانان ونوجوانان فعالیت می‌كند.

دامنه فعالیت این وب‌سایت جهانی بوده و تا به حال مسلمانان 56 كشور از پنج قاره جهان عضو این وب‌سایت بوده و نسبت به قرائت جمعی قرآن در هر روز اقدام می‌‌كنند.

بیشترین اعضا بعد از ایران از كشور ایالات متحده آمریكا و سپس انگلیس، كانادا و آلمان است؛ اعضای سایت طی یك سال پس از راه‌اندازی، حدود 140000 نفر از مسلمانان 56 كشور جهان با فرق مختلف (شیعه و سنی) هستند.

93 درصد از اعضا زیر 35 سال سن دارند، 75 درصد از اعضا دارای تحصیلات دانشگاهی هستند، 69 درصد اعضاء را بانوان تشكیل می‌دهند و در حال حاضر بیش از 100 ختم قرآن طی هر شبانه‌روز توسط اعضا انجام می‌گیرد و بیش از 340 نفر از دانشجویان زن و مرد از تمامی دانشگاه‌های تهران(دولتی، آزاد، پیام نور و ...) به شكل فی سبیل‌الله با این مجموعه همكاری مستمر دارند.

عملیات ثبت این مجموعه تحت عنوان مؤسسه جهانی ختم قرآن مجید به صورت سازمان مردم‌نهاد در وزارت كشور در حال اتمام است و این مجموعه در حال حاضر دارای دو نمایندگی فعال خارج از كشور در شهر دبی و منچستر است، دفاتر این وب‌سایت در اماكن متبركه داخلی نیز فعال هستند.

برگزاری نمایشگاه‌های قرآنی در مراكز فرهنگی خارج از كشور با حمایت و پشتیبانی آن سازمان، ارائه خدمات آموزشی برای پرسنل آن سازمان به صورت مجازی و حضوری، تأمین نیروی انسانی برای نمایشگاه‌های داخلی و درون سازمانی و وجود تیزر تبلیغات تلویزیونی برای پخش شبكه‌های جهانی سحر، جام‌جم و ... از صدا و سیما با حمایت آن سازمان از خدمات قابل ارائه توسط وب‌سایت ختم قرآن مجید است.

همچنین پشتیبانی از تولید و نشر اقلام تبلیغاتی برای مسلمانان خارج از كشور مانند پوستر، لوح فشرده، بروشور و ...، قرار دادن لینك و لوگوی وب‌سایت در سایت‌‌های زیر مجموعه، واگذاری امكان فرهنگی به صورت موقت در داخل و خارج از كشور برای تبلیغ و واگذاری مكان آموزشی برای پرسنل سایت(آموزش زبان و كامپیوتر) با قید فوریت زمانی نیز از خدمات مورد نیاز وب‌سایت ختم قرآن مجید است.

راهنما، ثبت‌نام، متن قرآن، قرائت قرآن، ارتباط، جستجوی قرآن، مسابقه، لینك‌های مفید، خادمان قرآن بخش‌های اصلی این وب‌سایت را تشكیل می‌دهند.

همچنین سخن هفته، نیت‌نامه، تالار گفتمان قرآنی، نظرات شما، دست‌های شما، كارهای بزرگ و درخواست التماس دعا از دیگر بخش‌های این سایت است.

كاربران می‌توانند با استفاده از این سایت به گزارش قرائت بر اساس كد كاربری دست یابند.