شنبه هفتم آذر 1388
عید قربان
صداي پاي عيد مي آيد
عيد قربان عيد پاک ترين عيدها است
عيد سر سپردگي و بندگي است.
عيد بر آمدن انساني نو از خاکسترهاي خويشتن خويش است.
عيد قربان عيد نزديک شدن دلهايي است که به قرب الهي رسيده اند. عيد قربان عيد بر آمدن روزي نو و انساني نو است
زورآزمایی ابراهیم با شیطان
از آنجا كه امتحان ابراهیم یكى از بزرگترین امتحانات در طول تاریخ بود، امتحانى كه هدفش این بود قلب او را از مهر و عشق غیر خدا تهى كند، و عشق الهى را در سراسر قلب او پرتوافكن سازد، طبق بعضى از روایات شیطان به دست و پا افتاد، كارى كند كه ابراهیم از این میدان پیروزمند بیرون نیاید، گاه به سراغ مادرش هاجر آمد، و به او گفت میدانى ابراهیم چه در نظر دارد؟
مى خواهد فرزندش را امروز سر ببرد! هاجر گفت : برو سخن محال مگو كه او مهربانتر از این است كه فرزند خود را بكشد، اصولا مگر در دنیا انسانى پیدا مى شود كه فرزند خود را با دست خود ذبح كند؟ شیطان به وسوسه خود ادامه داد و گفت او مدعى است خدا دستورش داده . هاجر گفت : اگر خدا دستورش داده پس باید اطاعت كند و جز رضا و تسلیم راهى نیست !! گاهى به سراغ فرزند آمد و به وسوسه او مشغول شد از آن هم نتیجه اى نگرفت ، چون اسماعیل را یك پارچه تسلیم و رضا یافت . سرانجام به سراغ پدر آمد و به او گفت ابراهیم ! خوابى را كه دیدى خواب شیطانى است ! اطاعت شیطان مكن!
ابراهیم كه در پرتو نور ایمان و نبوت او را شناخت بر او فریاد زد دور شو اى دشمن خدا. در حدیث دیگرى آمده است : ابراهیم نخست به مشعرالحرام آمد تا پسر را قربانى كند، شیطان به دنبال او شتافت ، او به محل جمره اولى آمد شیطان به دنبال او آمد، ابراهیم هفت سنگ به او پرتاب كرد، هنگامى كه به جمره دوم رسید باز شیطان را مشاهده نمود هفت سنگ دیگر بر او انداخت ، تا به جمره عقبه آمد هفت سنگ دیگر بر او زد (و او را براى همیشه از خود مایوس ساخت ).
این نشان مى دهد كه وسوسه هاى شیاطین در میدانهاى بزرگ امتحان نه از یكسو كه از جهات مختلف صورت مى گیرد، هر زمان به رنگى ، و از طریقى مردان خدا باید ابراهیم وار شیاطین را در همه چهره ها بشناسند، و از هر طریق وارد شوند راه را بر آنها ببندند و سنگسارشان كنند، و چه درس بزرگى ؟!
ذبیحی بزرگتر از اسماعیل(ع)

از جمله تفسیرهاى آیه «و فدینـه بذبح عظیم » ، این است كه گفته اند: منظور از «ذبح عظیم » ، حضرت سیدالشهدا(علیه السلام ) است . به توضیح این مطلب می پردازیم:
تنها تعداد انگشت شمارى از مفسران به تفسیر یاد شده اشاره كرده اند . منشأ این تفسیر ، روایتى است كه مرحوم صدوق (ره) در كتاب خصال نقل مى كند كه پیش از بیان پاسخ آن را بیان مى كنیم :
«هنگامى كه خداوند ، گوسفندى را به جاى ذبح اسماعیل ، براى حضرت ابراهیم (علیه السلام ) فرستاد ، حضرت درخواست كرد كه فرزندش را ذبح كند ، تا با تحمل غم و اندوه دل پدرى كه به دست خویشتن ، فرزندش را ذبح كرده است درجاتش بالا رود . خداوند از او پرسید: محبوب ترین مخلوقاتم نزد تو كیست ؟» پاسخ داد: «محبوب تر از حبیبت محمد(صلی الله علیه و آله ) نیافریدى .» فرمود: «نزد تو ، او محبوب تر است یا خودت ؟» گفت : او ، فرمود: «فرزند او نزد تو محبوت تر است یا فرزند خودت ؟» گفت : «فرزند او» فرمود: «این كه فرزند او را دشمنانش از روى ستم ذبح كردند ، تو را بیشتر اندوهگین مى سازد یا این كه فرزندت را به دست خود ذبح كنى ؟» گفت : «پروردگارا ! ذبح او به دست دشمنانش دلم را اندوهگین كرد .» فرمود: «اى ابراهیم ! شخصى از امت محمّد ، فرزندش حسین را بعد از او ، از روى ظلم همچون گوسفند ذبح مى كند و با این كار گرفتار غضب من مى شود .» دل ابراهیم اندوهگین شد و ناله و گریه سر داد .
وحى آمد كه اى ابراهیم ! ناله ات را پذیرفتم و آن را جایگزین ناله و زارى براى فرزندت ـ اگر او را ذبح مى كردى ـ كردم و برایت درجات اهل ثواب بر مصیبت ها را واجب كردم و این همان قول خداوند است كه فرمود: «و فدینـهُ بذبح عظیم .» (صلی الله علیه و آلهافات ، 107)
با توجه به روایت فوق چند نكته را بیان مى كنیم :
1ـ روایت یاد شده ، ظاهراً از نظر سند مشكلى ندارد; زیرا راویان آن عبارتند از: 1ـ عبدالواحدبن محمدبن عبدوس نیشابورى العطّار (استاد مرحوم صدوق ) 2ـ على بن محمدبن قتیبة النیشابورى 3ـ فضل بن شاذان (از اصحاب ائمه (علیه السلاملیهم السلام )) كه همه آنان یا مورد اعتماد و ستایش قرار گرفته اند و یا از اصحاب و بزرگان هستند .
بر فرض چشم پوشى از سند روایت ، به نظر مى رسد ، روایت یاد شده این مقام را فقط شایسته حضرت سیدالشهداء(علیه السلام ) مى داند . توضیح این كه : در این صورت عبارت «قدیناه » ، به معناى «عوّضناه » است ; یعنى خداوند مصیبت شهادت امام حسین (علیه السلام ) را ـ كه به دست دشمنانش ذبح خواهد شد ـ ، به جاى مصیبتى كه بنا بود حضرت ابراهیم (علیه السلام ) متحمل شود ، قرار دارد; به این معنا كه حضرت ابراهیم (علیه السلام ) براى بالا بردن درجات خویش مى تواند بر مصیبت امام حسین (علیه السلام ) بگرید; بنابراین ، از این روایت ، هرگز استفاده نمى شود كه امام حسین (علیه السلام ) فدایى اسماعیل شد . این برداشت از روایت ناصحیح است .•
پنجشنبه پنجم آذر 1388
عرفه روزی به سان شب قدر ...
امام صادق (عليه السلام )فرموده اند :«کسى که در ماه رمضان آمرزيده نگردد تا رمضان آينده آمرزيده نمىگردد؛ مگر اين که روز عرفه را درک کند»

عرفات، نام منطقه وسيعى است با مساحت حدود 18 کيلومتر مربع در شرق مکه معظمه، اندکى متمايل به جنوب که در ميان راه طائف و مکه قرار گرفته است. زائران بيتالله الحرام در روز عرفه - نهم ذى حجّه - از ظهر تا غروب در اين منطقه حضور دارند. در نقلى آمده است که آدم و حوّا(ع) پس از هبوط از بهشت و آمدن به کره خاکى، در اين سرزمين همديگر را يافتند و به همين دليل، اين منطقه «عرفات» و اين روز «عرفه» نام گرفته است. چنين گفته اند که جبرائيل عليه السلام هنگامي که مناسک را به ابراهيم مي آموخت ، چون به عرفه رسيد به او گفت «عرفت» و او پاسخ داد آري ، لذا به اين نام خوانده شد و نيز گفته اند سبب آن اين است که مردم از اين جايگاه به گناه خوداعتراف ميکنند و بعضي آن را جهت تحمل صبر و رنجي ميدانند که براي رسيدن به آن بايد متحمل شد . چرا که يکي از معاني «عرف » صبر و شکيبايي و تحمل است .
عرفه، از عيدهاى بزرگ است؛ هر چند عيد ناميده نشده است و روزى است که حق تعالى بندگان خويش را به عبادت و طاعت خود دعوت کرده،سفره جود و احسان خود را براى آنها گسترده است. شيطان دراين روز، از همه اوقات خوارتر وحقيرتر وخشمناکتر است.
فضيلت شب عرفه
شب عرفه از ليالي متبركه و نوراني ميباشد. آن شب، لحظه مناجات و خلوت با حضرت دوست و برآورنده حاجات است. در اين شب عزيز توبه مورد قبول حضرت حق قرار ميگيرد و دعا به درگاه او مستجاب خواهد بود. فضيلت شب عرفه به اندازهاي است كه اگر كسي آن را به عبادت بگذارند، اجر صد و هشتاد سال عبادت را خواهد داشت. آورده شده كسي كه در آن شب به زيارت امام حسين عليه السلام و سرزمين پر بلاي كربلا برود؛ و تا روز عيد در آنجا بماندن، از شر آن سال در امان بماند.
روز عرفه و اهميت آن
اگر چه روز عرفه به اسم عيد ناميده نشده، اما از اعياد بزرگ مسلمانان به حساب ميآيد. عرفه روزي است كه خداي عالميان بندگان محتاج خود را به عبادت و طاعت خود دعوت كرد.
و سفرههاي جود و احسان و رحمت خويش را براي آنان گسترانيده است. شيطان در اين روز خوارتر از هميشه، حقيرتر از هر زماني و رانده شدهتر از هر ساعتي مي باشد. و خشمناكترين اوقات خود را ميگذراند. در روايت آمده است: حضرت امام سجاد عليه السلام شنيد که شخصي در روز عرفه دست گدايي به طرف خلق خدا دراز كرده و حاجت خود را از مردم طلب مينمايد. پس حضرت به آن شخص فرمود: واي بر تو! آيا در روز عرفه هم حاجت خود را از مردم طلب مينمايي!؟ و حال آنكه در اين روز اميد ميرود فضل خدا حتي شامل بچههايي كه در شكم مادرانشان هستند نيز بشود و آنها سعادتمند گردند.
اعمال روز عرفه
1. غسل پيش از زوال خورشيد
2. رفتن به زيارت امام حسين عليه السلام كه هر كس چنين كند، ثواب هزار حج و هزار عمره و هزار جهاد و بلكه بالاتر را نصيب خود كرده است. و اگر كسي در عرفه زير قبهی حضرت امام حسين عليه السلام باشد ثوابش بيشتر از كسي است كه در عرفات باشد.
3. بعد از نماز عصر در زير آسمان دو ركعت نماز بخواند. و در پيشگاه خدا به گناهان خود اعتراف كند.
4. خواندن دعاي عرفه
. 5 اعمال و دعاهايي در اين روز وارد شده كه ميتوان به مفاتيح الجنان مراجعه كرد
عرفه روز شناختن خويش است و تا خود را نشناسيم به شناخت خدا راه پيدا نمي کنيم
من عرفه نفس فقد عرف ربه و قربان کشتن نفس سر کش است که بايد او را ذبخ کنيم و به امر خدا گردن نهيم.
ايام الله عرفه و عيد قربان بر همه مسلمين جهان مبارک باد .
خدايا عيدي ما را در عيد قربان اجازه ظهور و حضور ولي و حجتت امام مهدي عج قرار بده .
باز هم عرفه رسيد... و عرفه در کربلا و بين الحرمين ؛ صحن و سراي ارباب؛ دعاي عرفه و ... . در طول زمزمه ي دعاي زيباي عرفه، ناباورانه مُدام سر را به راست و چپ مي چرخانم... راست: گنبد طلاي ارباب با آن پرچم سرخ و چپ: گنبد و گلدسته ي علمدار که حرمش نيز رو به حرم ارباب ايستاده و ادب به جا مي آورد.
آقاجان!

عرفه، هر کجا هستي، دعايمان کن.
اي حسين، ...
تو در اين دشت، چه خواندي که هنوز، سنگهاي «کوه رحمت»...
از گريه تو نالاناند؟
عشق را هم زتو بايد آموخت...
و مناجات و صميميت را
و عبوديت را
و خدا را هم
بايد زکلام تو شناخت.
در دعاي عرفه،
تو چه گفتي؟... تو چه خواندي، که هنوز تب عرفان تو در پهنه اين دشت، بهجاست؟
پهندشت عرفات،
وادي «معرفت» است.
و به مشعر، وصل است.
وادي شور و «شعور».
اي حسين، ...
دشت از نام تو عرفان دارد.
و شب، از ياد تو عطرآگين است.
آسمان، رنگ خدايي دارد.
و تو گويي به زمين نزديک است.
اي حسين، ...
اي زلال ايمان،
مرد عرفان و سلاح!
در دعاي عرفه،
تو چه خواندي، تو چه گفتي، کامروز
زير هر خيمه گرم
يا که در سايه هر سنگ بزرگ
يا که در دامن کوه
حاجيان گرياناند؟
با تو در نغمه و در زمزمهاند
التماس دعاي خير از شما خوبان
سه شنبه سوم آذر 1388
باقر العلوم
در كتاب كشف الغمة به نقل از كتاب نثر الدرر نوشته آبى آمده است: روايتشده كه عبد الله بن معمر ليثى به امام باقر (ع) گفت: به من خبر رسيده كه شما به متعه (ازدواج موقت ) فتوا دادهايد؟ امام فرمود: خداوند در قرآن آن را روا شمرده و پيامبر (ص) نيز آن را سنت گزارده است و يارانش هم بدان عمل كردهاند. عبد الله گفت: عمر از متعه نهى كرده بود. امام فرمود: تو بر سخن دوستت (عمر) باش و من هم بر سخن رسول خدا (ص) مىمانم. عبد الله گفت: آيا تو خوشحال مىشوى از اين كه زنانت چنين كارى كنند؟ امام (ع) فرمود: اى احمق زنان را ياد نكرده است. كسى كه در قرآن متعه را حلال كرده و آن را مجاز دانسته است از تو و از كسى كه خود را به زحمت انداخت و آن را نهى كرد غيرتمندتر است. بلكه آيا تو خوشحال مىشوى كه يكى از محارم تو در عقد نكاح مردمانى بيكاره و نادان از اهالى مدينه درآيند؟ گفت: خير. فرمود: پس چرا حلال خدا را حرام مىشمرى؟ عبد الله گفت: حرام نمىشمرم، اما چنين كسى در خور و در شان من نيست. امام فرمود: خداوند كردار او را پسنديده مىداند و بدو تمايل مىكند و حورى را به همسرى او در مىآورد آيا تو از كسى كه خداوند به او رغبت دارد تنفر دارى و از روى تكبر از كسى كه همتا و هم شان حور بهشتى است استنكاف مىورزى؟ آنگاه عبد الله خنديد و گفت: گمان نمىكنم سينههاى شما جز رستنگاه درختان علم جايگاه ديگرى باشد. ميوههاى اين درختان از آن شما و برگهايشان از آن مردمان است.

حلم:
در كتاب مناقب آمده است: مردى از اهل كتاب به آن حضرت گفت: تو بقر (گاو) هستى؟امام گفت: خير من باقر هستم. گفت: تو فرزند زنى آشپز هستى. امام گفت: آشپزى ، حرفه ی او بوده است. مرد گفت: تو فرزند زنى سياه چرده زنگى و بدكارى هستى. امام پاسخ داد: اگر چنين كه تو مىگويى بوده، خداوند او را بيامرزد اگر تو دروغ مىگويى خداوند ترا بيامرزد.
تسليم امر خدا بودن:
ابو نعيم در كتاب حلية الاولياء نقل كرده است: «محمد بن على (امام باقر) (ع) مىگفت: از خداوند آنچه را كه دوست داريم درخواست مىكنيم پس هنگامى كه چيزى را كه نمىپسنديم حادث مىشود با خداوند عزوجل در آنچه كه او دوست داشته است مخالفت نمىكنيم».
شكوه و هيبت در دلها:
در مناقب از ابو حمزه ثمالى نقل شده است: «چون سالى كه ابو جعفر محمد بن على (ع) در آن حج كرد، فرا رسيد. هشام بن عبد الملك او را ديد كه مردم به سويش مىشتافتند. عكرمه پرسيد: اين مرد كيست؟ بر چهرهاش نشان درخشان علم و دانش نقش بسته است. بايد او را امتحان كنم. اما وقتى رو به روى امام قرار گرفت از ترس به لرزه افتاد و از عمل خود پشيمان شد و گفت: اى فرزند رسول خدا (ص) من در مجالس بسيارى، روياروى كسانى مانند ابن عباس و غير او نشستهام، اما هيچ گاه حالتى كه اكنون مرا فرا گرفته است، درنيافته بود. امام باقر (ع) به او فرمود: واى بر تو اى بنده شاميان! تو پيشاروى خانههايى هستى كه خداوند اجازه داده در آنها نام پاكش بلندى گيرد و ياد شود.
سه شنبه سوم آذر 1388
راهاندازی یک سایت اینترنتی ضدشیعه در فرانسه
شنبه سی ام آبان 1388
هجمه برجهای اشرافی
امروزه يافتن يك برج در مكه، بسيار راحتتر از خانه محل تولد حضرت محمد (ص) است.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب» به نقل از «آسوشيتدپرس»، نقاط تاريخي مقدسترين شهر جهان اسلام، تحت تأثير حملات پنهان پول و نيز يك مذهب افراطي قرار گرفته است؛ برجهاي شيشهاي و مرمري در نزديكي كعبه به چشم ميخورد كه هر روزه ميليونها مسلمان در نقاط جهان به سمت آن نماز ميخوانند. در همين حين، رهبران مذهبي مانند دهههاي گذشته، هنوز هم مشغول كارند تا سمبلهايي را كه معتقدند ترويج بتپرستي به جاي پرستش خداست، خراب كنند. در نتيجه، عدهاي معترض شدهاند كه سختگيريهاي اين كشور و سرمايهگرايي ناشي از پول نفت، در حال نابودي اين شهر و تاريخ آن است.
«ابرج البيت»، مجموعهاي از هفت برج است كه چند برج آن، تنها در چند ياردي كعبه هنوز هم در حال بالا رفتن است. اين برجها، آخرين نمونه ساختوسازهايي هستند كه در سالهاي اخير و همزمان با افزايش جمعيت حاجيان به وجود آمدهاند. اين در حالي است كه سال گذشته، جمعيت حاجيان به چهار ميليون نفر رسيده بود. سرمايهگذاران عربستاني كه بيشتر عضو خانواده پادشاهي عربستان هستند، اين روند را براي برآوردن نيازهاي حاجيان بسيار پرسود يافتهاند.
مساحت «ابرج البيت»، 6/15 ميليون متر مربع است؛ چيزي حدود دو برابر مساحت پنتاگون، بزرگترين ساختمان آمريكا.

اما اين رويش ساختماني، باعث تخريب ميراث تاريخي مكه شده است. در سال 2002 مقامات سعودي، يك ساختمان دويست ساله متعلق به عثمانيها را خراب كردند تا به جاي آن، مجموعهاي چند ميليون دلاري براي پذيرايي از حجاج احداث كنند.
اين مكان مقدس، همچنين دههها تحت حاكميت رهبران مذهبي بوده كه مشروعيت مذهبي دولت عربستان سعودي را تأمين ميكردند. از ديدگاه وهابي آنان، احترام به اين مناطق تاريخي مانند مقبره حضرت محمد (ص) و خاندانش، نوعي بتپرستي است و عبادت در كعبه كه در قرآن به آن دستور داده شده، يك استثناست.
خانهاي كه حضرت محمد(ص) در آن متولد شده بود، هماكنون در سايه برج بزرگي قرار گرفته است و ديگر نقاط تاريخي نيز مدتهاست از بين رفته است. مقامات سعودي در آغاز ـ دهه 1980 ـ مسجد كعبه [مسجدالحرام] را گسترش دادند كه باعث از بين رفتن خانه خديجه، همسر پيامبر شد؛ جايي كه نخستين جوانههاي اسلام و گرويدن به اين دين در آنجا زده شد.
پليس مذهبي وهابيها در غار حرا، محل نزول نخستين آيات قرآن به پيامبر، هشدارهايي را نصب كرده كه در آن، خواندن نماز و لمس سنگها را ممنوع ميكند.
مقبره پيامبر(ص) در شهر مدينه، تنها مكاني است كه از حاكميت وهابيها سالم مانده و مسجدي در اطراف آن ساخته شده است، اما باز هم مأموران، نماز خواندن در مقبره يا لمس ضريح نقرهاي آن را ممنوع كردهاند.
در خارج از مسجد پيامبر(ص) نيز وهابيها، قبرستان بقيع را خراب كردهاند؛ قبرستاني كه مدفن چندين همسر پيامبر، پسران و نوههاي ايشان است.
همچنين چندين گروه اسلامي مانند بنياد تحقيقات و ميراث اسلامي در لندن و انستيتو امور خليج در آمريكا در تلاش براي حفظ اين نقاط تاريخي هستند و عدهاي خواستار دخالت يونسكو شدهاند.



